جمعه بیست و دوم شهریور 1387
روزه وآثار آن بر روح و روان آدمی
روزه وآثار آن بر روح و روان آدمی
يكي ازعبادت هاي مهمي كه انسان را در خودسازي و تزكيه و تهذيب نفس ياري مي دهد، «روزه» است. روزه باعث مي شود كه آدمي بر نفس سركش خويش لگام زند، با شهوات و هوا و هوس هايش مبارزه كند، و تمايلات و خواهش هاي نامشروع و نامعقول نفس را تحت كنترل درآورد: چنانكه امام صادق (ع) فرمود: روزه خواهشهاي نفساني را ناتوان مي كند نفس اماره و سركش، انسان را همواره به بدي ها و گناهان امر مي كند، (ان النفس بالسوء) ازاين رو، قرآن كريم يادآور مي شود كه مراقب خود باشيد، (عليكم انفسكم )
آدمي تا زماني كه اسير هوا و هوس ها و دلبستگي هاي نفساني است، هرگز روي سعادت و رستگاري را نخواهد ديد و در اثر رذايل اخلاقي و بيماري ها و ناهنجاري هاي روحي چون خودپرستي، تكبر، رياست طلبي، كينه، حسد، ريا، غيبت و ... به پست ترين مرتبه هاي انساني سقوط مي كند، تا جايي كه از حيوان هم پست تر مي شود. اما با تزكيه و تهذيب نفس، خودسازي و مبارزه با نفس اماره است كه انسان به كمال و رستگاري، و هدف خود از زندگي دست مي يابد.ذات اقدس الله كمال روح را در تزكيه آن مي داند:«قد افلح من زكها¤ و قد خاب من دسها؛ هر كس نفس خود را تزكيه كرد رستگار شد؛ و آن كس كه نفس خويش را با معصيت و گناه آلوده ساخته، نوميد ومحروم گشته است.» «فلاح» در حقيقت جامع همه كمالات انساني است، و راه رسيدن به آن از ديدگاه قرآن كريم، تزكيه و تربيت نفس است.
آزادي از قيد و بند شهوات و تعديل غريزه جنسي
روزه، انسان را از قيد و بند شهوت ها، عادت ها و هوا و هوس ها آزاد مي سازد، وبه سوي رشد و بالندگي و ملكوت اعلي پرواز مي دهد. واقعيت اين است كه نوع انسان ها آزاد نيستند؛ بلكه در بند وثيقه اند و خودشان با سوء اختيار خود، دست و بال خود را بسته اند. قرآن كريم مي فرمايد: «كل نفس بما كسبت رهينه، هركسي در گرو دستاورد خويش است.» از نظر امام علي(ع) آزاد كسي است كه شهوت ها را ترك كند؛ «من ترك الشهوات كان حرا.» روزه ماه رمضان از برنامه هايي است كه انسان را به خود باز مي گرداند، و ضميرش را آگاه و شعورش را بيدار مي سازد. روزه دار سحر از ميان بستر خواب براي خوردن سحري و راز و نياز برمي خيزد، و از قيد خواب و عادت به استراحت آزاد مي شود. در تمام طول روزخود را از سيطره و تسلط جسم و غرايز حيواني و عادت به خوردن و آشاميدن بيرون مي كشد، و طلسم هوا و هوس را مي شكند. در ميان شهوات، اين شهوت شكم و شهوت جنسي است كه خانمان سوزند. به فرموده امام باقر(ع) «هنگامي كه شكم سير شود، طغيان مي كند.» امام رضا(ع) نيز در بيان حكمت هاي روزه، اين مژده را مي دهد كه: «روزه موجب شكسته شدن شهوات مي شود.»
تقويت اراده، و نيرومندي و تلطيف روح
يكي از مشكلات انسان هاي عصر نوين كاستي نيروي اراده و كمبود اعتماد به نفس و عزت نفس است، كه باعث بروز خيلي از مشكلات و اختلالات روحي و رواني شده، و مانع پيشرفت و بالندگي، و لذت بردن آنها از زندگي شده است. چنين افرادي نمي توانند از پس مشكلات زندگي خود برآمده و آنها را حل كنند، و در نهايت نااميد و مأيوس شده و افسرده مي شوند.دين مبين اسلام با برنامه هاي تربيتي غني خود، مانع بروز چنين مشكلاتي مي شود. روزه بهترين وسيله تقويت اراده و افزايش عزت نفس و اعتماد به نفس است. شخص روزه داري كه يك ماه بر گرسنگي و تشنگي فايق آمده و تمايلات شهواني خود را تحت كنترل درمي آورد، در واقع نيرويي به دست مي آورد كه در ساير ايام نيز بر مشكلات و فشارهاي دروني و بيروني غلبه كرده و مي تواند با اراده اي پولادين رو به سوي پيشرفت و تكامل گام برداشته و قله هاي خوشبختي و سعادت را فتح كند.
اين همه احساسات، غرايز و تمايلات گوناگون و متضاد دروني، اگر به گونه معقول ارضا و اشباع نشوند و به طور صحيح رهبري و تعديل نگردند، وجود انسان را از توفان هاي وحشت و اضطراب پرمي كنند. انسان براي تسلط بر چنين وضعيتي محتاج يك نيروي روحي و رواني قوي است. دراين ميان روزه با تربيت و تقويت روح، نيروهاي رواني را توانمند كرده و براي اين پيكار دروني آماده مي سازد و با رفع اضطراب و فشارهاي رواني، روح را آرامش خاص مي بخشد. حضرت علي(ع) مي فرمايد: «روزه آرام بخش دلها است.»خداوند متعال در قرآن كريم، هدف بسياري از احكام را تحصيل طهارت روح مي داند. و دستور مي دهد كه از آلودگي هجرت كنيد تا به طهارت معنوي دست يابيد. «والرجز فاهجر» گناه چرك است، و زنگار و حجابي بر روي قلب، كه روزه گرفتن حالتي را در آدمي پديد مي آورد كه تيرگي حاصل از گناه را مي زدايد. لذا قرآن (نساء92.، مائده89. و 95) كفاره برخي از گناهان را روزه داري قرار داده است.
در ايام روزه داري به دليل امساك از خوردن و آشاميدن و نيز كنترل تمامي گذرگاه هاي ورود اطلاعات به ذهن، روح و روان، بيشتر فراغت يافته، فعاليتشان براي پرداختن به امور مادي و دنيوي كاهش مي يابد، و امكان پرداختن به امور معنوي بيشتر مي شود؛ در نتيجه روح از لطافت و صفاي بيشتري برخوردار مي گردد. لذا امام صادق(ع) مي فرمايد: «روزه موجب صفاي دل و پاكي اعضا و جوارح مي شود.» روح در فضاي معنوي ماه مبارك رمضان كه با بوي خوش راز و نياز و بندگي در درگاه الهي عطرآگين شده، به پرواز درمي آيد. سحرگاهان خواندن دعاي پررمز و راز سحر و ابوحمزه ثمالي لطافت خاصي به روح آدمي بخشيده و انسان را در عالم ملكوتي و روحاني سير مي دهد و به افق بالاتر مي برد.
افزايش صبر و تحمل
يكي ديگر از مشكلاتي كه دامنگير خيلي از افراد مي باشد، پايين بود ظرفيت صبر و تحمل است. به عنوان نمونه، تجربه نشان داده است كه علت بروز خيلي از مشكلات خانوادگي، مشاجره هاي زناشويي و خستگي آنها از زندگي، سطح تحمل و شكيبايي كم آنها است.گاه در ميان بهترين و سالم ترين دوستان و خانواده ها نيز مشكلات و مسايلي پيش مي آيد كه ناگهان سطح برانگيختگي و پرخاشگري را در افراد بالا مي برد، و منجر به رفتارها و گفتارها و دست كم برداشت هاي غيردوستانه مي شود كه گرچه ممكن است بزرگ و اساسي به نظر بيايند، ولي با اندك تحملي قابل كنترل و مهار مي باشند.سوءتفاهم ها و اصطكاك منافع در روابط اجتماعي امري اجتناب ناپذير است و داشتن صبر و تحمل در مواجهه با رفتار، گفتار و افكار ديگران از جمله پايه هاي اساسي يك رابطه اجتماعي مثبت و سازنده است. واقعيت اين است كه زندگي دنيوي پر از پستي ها و بلندي ها است. هيچ انساني نيست كه بي عيب و نقص باشد و با سختي ها و ناملايمات روبرو نشود.خود خدا در قرآن مي فرمايد: «لقد خلقنا الانسان في كبد؛ ما انسان را در رنج و سختي آفريديم.» انسان در اثر اين سختي ها است كه آبديده و آزموده مي شود. خوشبختي و سعادت خريدني نيست؛ بلكه يافتني است، آدمي با بردباري و سعي و تلاش خويش به رشد و بالندگي، و سعادت و خوشبختي مي رسد.
روزه يك ورزش روحي است كه انسان را به صبر و مقاومت و ترك لذتها تمرين مي دهد، تا در كوره حوادث بتواند مقاوم باشد. از اين رو، در آيات و روايات از روزه به صبر و از ماه رمضان به ماه صبر تعبير شده است. امام رضا(ع) در تفسير آيه كريمه «واستعينوا بالصبر و الصلوه ؛ از صبر و نماز ياري بجوييد.» مي فرمايد: «از صبر و نماز ياري بجوييد و صبر يعني روزه». و از پيامبر اكرم(ص) روايت شده كه ماه رمضان را چنين توصيف مي كرد: «ماه رمضان ماه صبر است و پاداش صبر، بهشت است.»
پرورش وجدان
وجدان نيروي آسماني و قوه ملكوتي در نهاد انسان است كه او را به كارهاي نيك تشويق مي كند، و از كارهاي زشت باز مي دارد. در اثر اين نيرو، وقتي انسان كار نيكي به جا آورد شاد و خوشحال مي شود و احساس راحتي و آرامش مي كند و هرگاه عمل ناپسند و گناهي از او سر زند، اين نيرو او را توبيخ و سرزنش مي كند، و از كرده خود پشيمان مي شود. قرآن كريم چنين حالت وجداني را «نفس لوامه» مي نامد، و در سوره قيامت به آن سوگند ياد مي كند، كه نشانه عظمت آن است؛ «ولا اقسم بالنفس اللوامه؛ سوگند به نفس سرزنشگر.»نفس لوامه دومين مرحله از نفس است كه انسان پس از تعليم، تربيت و مجاهدت، به آن ارتقا مي يابد. در اين مرحله ممكن است آدمي بر اثر طغيان غرايز گاه مرتكب خلاف هايي بشود، اما فورا پشيمان مي گردد و به ملامت و سرزنش خويش مي پردازد. اين وجدان هنگام وسوسه هاي شيطاني نيز به كمك مردم پرهيزكار برمي خيزد و آنها را از خطر سقوط در گناه نجات مي دهد.
روزه از عباداتي است كه با خلوص و پاكي نيت و پيروي از وجدان ديني انجام مي شود، و رياكاري و اغراض باطل در آن كمتر وارد مي شود. زيرا روزه صبر است ؛ و اين خويشتن داري و مصابرت را كسي كه نيت پاك و شوق به اطاعت فرمان خدا و پاسخ به نداي وجدان نداشته باشد انجام نمي دهد، و درخلوت از خوردن و آشاميدن پرهيز نخواهد كرد. اين است معني فرمايش اميرالمؤمنين (ع)«خداوند روزه را براي آزمون اخلاص بنده واجب كرد.
تغيير رفتار وكردار
روزه داري درتغيير رفتار و احياي شخصيت سالم انسان موثر است. اين اثر خود به دو صورت اثر بازداري از رفتارهاي منفي و نابهنجار، و اثر واداري به رفتارهاي مثبت، بهنجار وخداپسند مي باشد. با اين همه آثاري كه روزه دار - همچون دست يابي به تقوا، تهذيب نفس، تقويت نيروهاي روحي و رواني، پرورش وجدان، افزايش سطح صبر و...-، طبيعي است كه رفتارهاي منفي و نابهنجار تغيير يافته، و در جهت بهنجار و مثبت قرار خواهد گرفت. چرا كه هرگونه تغييري در افكار، انگيزه ها و تمايلات انسان، مستقيما در رفتارش نمايان مي شود.روزه داري در طول سي روز ماه رمضان تأثير عميقي در فرد گذاشته، ضريب عفت و پاكدامني، و رفتارهاي خداپسند را بالا مي برد؛ و حتي شخصيت او را نيز تربيت و ترميم مي كند. از اين رو است كه امام صادق(ع) درمورد آثار روزه مي فرمايد:«روزه موجب پاكي اعضا و جوارح، بازسازي ظاهر و باطن، شكرگزاري بر نعمت هاي الهي، احسان به فقرا، تضرع و خشوع وگريه زياد و... مي شود.»
اصولا هرگونه عادات، اعتقادات، روحيات(انگيزه ها و هيجانات) و روشي كه به انسان جهت مي دهد، شاكله و شخصيت انسان محسوب مي شود. انسان هنگامي كه عملي را تكرار مي كند، نخست «حالت»، سپس «عادت» و بعد تدريجاً تبديل به «ملكه» مي شود. همين ملكات است كه به اعمال انسان شكل مي دهد و خط او را درزندگي مشخص مي سازد. «قل كل يعمل علي شاكلته»، بگو هر كس طبق شخصيت و خلق و خوي خود عمل مي كند.» آيات ديگر قرآن نيز دلالت مي كنند كه خلق و خوي انسان قابل تغيير است؛ و سرنوشت هيچ كس تغيير نمي كند، مگر اينكه خودش را تغيير دهد.
پس با اين همه آثار مثبتي كه روزه بر رفتار و كردار انسان مي گذارد، و فضاي معنوي كه ماه مبارك رمضان دارد، تعجب برانگيز نيست كه هر ساله طبق آمارهاي رسمي نهادهاي انتظامي و قضايي، ميزان تخلفات و جرايم مختلف در طول ماه رمضان كاهش چشمگيري پيدا مي كند. اميد است همواره از بركات معنوي اين ماه بهره مند شويم.
دوشنبه هجدهم شهریور 1387
کاهش چربیهای اضافی شکم
کاهش چربیهای اضافی شکم
کوچک کردن شکم نیاز به وقت و حوصله زیادی دارد، بخصوص اگر نقاطی از شکم نسبت به کاهش چربی مقاوم باشند و به راحتی لاغر نشوند.
ناحیه ی پایین شکم و پهلوها دو قسمتی هستند که با ورزش و رژیم غذایی به سختی لاغر میشوند. بعضی افراد روزهای متمادی از جدیدترین وسایل لاغری شکم استفاده میکنند، در حالیکه هیچکدام از این روشها برای لاغر کردن شکم موثر نیست.
تنها یک شیوه مفید برای لاغر کردن نقاط مقاوم به لاغری وجود دارد که به شرح زیر است:
اجرای یک رژیم صحیح و علمی + انجام ورزشهای هوازی+ حرکات ورزشی مربوط به شکم+ بلند کردن وزنه.
اولین چیزی که باید بدانید این است که لاغر کردن فقط یک قسمت از بدن غیرممکن است. با رژیم و ورزش، کاهش چربی طبق یک قاعده کلی صورت میگیرد و تمام قسمتهای بدن لاغر میشوند و قسمتی از بدن که سریعتر چاق میشود، به همان نسبت دیرتر از سایر قسمتهای بدن لاغرمیشود. این مسئله به ساختمان ژنتیکی افرد مربوط است؛ مثل رنگ چشم، رنگ مو و...، یعنی نمیتوان آن را تغییر داد. مثلاً در یک فرد رانها چاقتر از سایر قسمتها و در فرد دیگری باسن چاق تر است و هنگام لاغر شدن این قسمتها دیرتر لاغر میشوند.
در خانمها نقاطی از بدن که نسبت به کاهش وزن مقاوم هستند شامل باسن، ران و کمر است. در آقایان قسمت پایینی شکم و پهلوهاست.
بعضی افراد چاق تصور میکنند با انجام ورزشهای مخصوص یک ناحیه از بدن و بدون رژیم غذایی، میتوانند آن قسمت را لاغر کنند. به همین دلیل برای لاغر کردن شکم، هر روز تمرینات ورزشی مخصوص این قسمت را انجام میدهند، ولی با این کار فقط عضلات شکم را قوی میکنند، در حالیکه مقدار چربی آن تغییری نمیکند.
بهترین راه برای سوزاندن چربی شکم انجام ورزشهای هوازی است. ورزشهای هوازی مثل پیادهروی، دویدن، دوچرخهسواری، شنا و کوهنوردی مقدار زیادی از چربیهای بدن را میسوزانند. ولی بیشتر افراد خیلی زود از انجام این ورزشها خسته میشوند و آن را رها میکنند. 10 دقیقه اول ورزش، گلیکوژن (ذخیره قندی در کبد) بدن میسوزد. اگر فقط 20 دقیقه ورزش کنید، نیمی از عمل سوزاندن چربی را انجام دادهاید که برای حفظ سلامتی قلب خوب است، ولی چربی زیادی از بین نمیرود، زیرا تا وقتیکه کاملاً ذخایر گلیکوژنی کبد از بین نرود، چربی زیادی نمیسوزد. بنابراین برای از بین بردن چربی شکم،4-3 بار در هفته و هر بار باید 30 تا 60 دقیقه پشت سرهم ورزش هوازی را انجام دهید. مثلاً یک ساعت در روز پیادهروی کنید. البته این پیادهروی باید به قصد ورزش باشد نه تفریح، مثلاً برای دیدن ویترین مغازه ها یا خرید چیزی نباشد که مجبور شوید بین پیادهروی خود بایستید.
برای از بین بردن چربی شکم،4-3 بار در هفته و هر بار باید 30 تا 60 دقیقه پشت سرهم ورزش هوازی را انجام دهید. مثلاً یک ساعت در روز پیادهروی کنید.
البته انجام ورزش، بدون رژیم غذایی نتیجه ی لازم را نخواهد داد. افراد چاقی که میخواهند شکم خود را لاغر کنند، علاوه بر ورزش باید رژیم غذایی هم داشته باشند. ولی افرادی که وزن مناسبی دارند و فقط شکمشان چاق است، باید با ورزش شکم خود را لاغر کنند.
اگر مقدار کالری دریافتی شما بیش از کالری باشد که میسوزانید، حتی با ورزش هم، چربیهای زائد آب نمیشوند. شما میتوانید بجای 2یا 3 وعده غذایی در روز، 5 وعده غذایی کوچک بخورید، یعنی غذای خود را به جای 3 وعده خود را در 5 وعده تقسیم کنید، ولی پرخوری نکنید. بیشتر، مواد غذایی طبیعی کمچربی و کمشیرین را مصرف کنید مثل میوه، سبزی، نان سبوسدار، شیر و لبنیات کمچربی و گوشت کمچربی. مصرف مواد نشاستهای را کاهش دهید.
اگر رژیم غذایی اصولی و علمی نباشد، باعث کاهش آب بدن میشود و بعد از توقف رژیم، وزن کاهش یافته دوباره برمیگردد.
در صورت وجود چربی اضافی در بدنتان باید ورزش کنید و رژیم غذایی صحیح و علمی را برای از بین بردن سلولهای چربی انتخاب کنید، در غیر این صورت راههای دیگر موجب کاهش آب بدن می شوند و بعد از توقف رژیم غذایی، وزن کاهش یافته دوباره برمیگردد.
عقیده غلط دیگر این است که گفته میشود برای لاغر کردن شکم بنشینید و پای خود را بلند کنید. با این ورزش، عضلات باسن و ران تقویت میشوند و برای شکم هیچ فایدهای ندارد. همچنین تمرینهایی مثل صاف نشستن و پاها را به سمت بالا بلند کردن کشش بسیاری را در قسمت کمر ایجاد می کند که یکی از رایجترین دلایل کمردرد است.
یکی از تمرینات بیخطر و از روشهای موثر برای لاغر کردن شکم، ورزش دراز نشست و استفاده از دستگاههای ورزشی مناسب است.
آخرین جزء برنامه ی کاهش چربی شکم، تمرینات ورزشی قدرتی است. بایستی هنگام ورزش کل بدن را در نظر بگیریم، نه فقط یک قسمت از آن را. تمرین بر روی یک عضله ی خاص ، بدون در نظر گرفتن سایرعضلات، باعث عدم تعادل در عضلات و بروز عوارضی در بدن می شود. مثلا اگر برای کاهش چربی شکم، ورزش دراز و نشست را به شیوه ی غلط انجام دهید، فشار زیادی به کمرتان وارد شده و آن را دچار آسیب خواهد کرد. شیوه ی صحیح انجام دراز و نشست و سایر ورزش های مربوط به شکم در مطلب" چگونه چربی های زائد شکم را از بین ببریم؟" وجود دارد که لینک آن در پایین صفحه است.
بسیاری از افراد تصور می کنند که برای کاهش وزن فقط باید ورزش های استقامتی (هوازی) را انجام دهند و بعد از لاغر شدن ورزش های قدرتی ( بی هوازی) را اجرا کنند. ورزش های بی هوازی دارای مدت کوتاه و شدت زیاد هستند؛ مثل دوی سرعت، وزنه برداری.
هر چند که بلند کردن وزنه یک ورزش بی هوازی است و گلیکوژن بدن بیشتر از چربی در این فرآیند میسوزد، ولی اینگونه تمرینات قدرتی باعث افزایش حجم عضلات (توده ی بدون چربی بدن) و در نتیجه افزایش سوخت و ساز میشود. هر چه میزان سوخت و ساز در بدن سریعتر باشد، چربی بیشتری نیز خواهید سوزاند.
لذا در یک برنامه ی کامل باید هم ورزشهای هوازی و هم ورزش های قدرتی(بی هوازی) مثل بلند کردن وزنه را در نظر گرفت.
قبل از هر گونه اقدام اساسی راهنماییهای زیر را در نظر بگیرید.
از بین بردن چربی شکم کار سادهای نیست، اما اگر روش صحیح آن را بدانید ساده است.
برای لاغر کردن شکم به توصیه های زیر عمل کنید:
1- آب کردن چربی فرآیندی وقتگیر است، بنابراین از همین حالا دست به کار شوید! صبور باشید و انتظار نداشته باشید که یک شبه لاغر شوید.
2- چربی های اضافی ناحیه ی شکم را با تمرینات ورزشی هوازی بسوزانید، در غیر این صورت تغییری مشاهده نخواهید کرد.
3- از تمرینات مناسب برای ناحیه شکم مانند دراز و نشست استفاده کنید و از تمرینات ورزشی مخصوص باسن خودداری کنید.
4- غذاهای طبیعی، کم چرب و کم قند و کم کالری را به میزان کم در طول روز مصرف کنید. از مصرف تنقلات شیرین و غذاهای چرب خودداری کنید. همچنین مواد نشاسته ای مثل مصرف نان، برنج، ماکارونی، کیک و شیرینی و بیسکوییت را کاهش دهید.
5- با وزنه تمرین کنید و تنها به یک ناحیه از شکم متمرکز نشوید، بلکه کل بدن را در نظر بگیرید.
نیره ولدخانی- کارشناس علوم تغذیه
جمعه یکم شهریور 1387
اصول انتخاب رشته وشغل در4000سال پیش(سینوهه)
اصول انتخاب رشته وشغل در4000سال پیش
ازکودکی پدرم مرا به اتاق مطب خود می برد تا اینکه من طرزمعالجات او را ببینم.و من به زودی باتمام کاردها وگازانبرها ومرهمهای پدرآشنا شدم و وقتی اودرصدد معالجه یک مریض برمی آمد من به او دوا و نوار و آب و شراب می دادم.مادرم مثل تمام زنها از زخم و دمل و جراحات می ترسید و هرگزبه مطب پدرم نمی آمد مگر وقتی که پدرم او را برای بعضی از کارها صدا می زد.
من متوجه بودم که پدرم به بیماران سه نوع جواب میدهد,به بعضی ازآنها می گوید که بیماری شما معالجه میشود و به بعضی می گوید درمان بیماری شما محتاج قدری وقت است وبه برخی دیگرهم یک قطعه پاپیروس(کاغذ معروف مصری- مترجم)می دهد و می گوید این را به بیت الحیات ببرید تا درآنجا شما را معالجه کنند وبیت الحیات جایی بود که بیماران سخت را درآنجا معالجه می کردند و هر دفعه که یکی ازآنها را روانه بیت الحیات می نمودند پدرم با قدری تأثر می گفت(ای بیچاره). پدرم با اینکه طبیب فقرا بود گاهی بیماران با بضاعت نزد او می آمدند و بعضی از اوقات ازمنازل مخصوص عیش و طرب,کسانی به پدرم مراجعه می کردند که لباس گرانبهای کتان در برداشتندو...........
پس ازصرف غذای روز,پدرم دست را روی سرم گذاشت و پرسید تواکنون هفت ساله شده ای وبایدشغلی انتخاب نمایی,بگوچه میخواهی بشوی؟من گفتم که قصددارم سربازبشوم زیرابهترین بازی,که من درکوچه با بچه ها می کردم بازی سربازی بود ومی دیدم که سربازهااسلحه درخشنده دارند و ارابه های آنها با صدای زیاد از روی سنگفرش کوچه ها عبور می کند و بالای ارابه ها, بیرق رنگارنگ آنها در اهتزاز است. دیگر اینکه می دانستم که سربازاحتیاج به خواندن و نوشتن نداردومن ازاطفال بزرگترکه به مدرسه می رفتند سرگذشتهای وحشت آورراجع به شکنجه خواندن و نوشتن شنیده بودم ومی گفتند که معلم موهای سرطفلی را که از روی غفلت لوح خود را شکسته, یکایک می کند.پدرم ازجواب من متفکرو متأثر شد وبعد به مادرم گفت که سبوی سفالین به او بدهد و مادرم سبویی به او داد و پدرم دست مرا گرفت و دردست دیگر سبو,مرا کنار نیل برد و من می دیدم که عده ای ازباربران مشغول خالی کردن محمولات کشتی هستند یک مباشربا شلاق بر پشت آنها میکوبد و آنها عرق ریزان و نفس زنان,بارها را خالی می کنند.پدرم گفت نگاه کن,اینها که می بینی باربر هستند و پوست بدن آنها آنقدر آفتاب و باد خورده که از پوست تمساح ضخیمتر شده و ناچارند که تا غروب آفتاب یر شلاق زحمت بکشند و شب که به کلبه گلی خود میروند غذای آنها یک قطعه نان و یک پیازاست.وضع زندگی زارعین نیز همینطور می باشد و به طور کلی هرکس که با دو دست خود کارمیکند این طور زندگی می نماید.گفتم پدرم من نمی خواهم باربر و زارع شوم بلکه قصد دارم که یک سرباز باشم و سربازان اسلحه درخشنده دارند و در گردن بعضی از آنها طوق طلا دیده می شود و از جنگ زر و سیم و غلام و کنیزمی آورند و مردم شرح جنگها و دلیریهای آنان را به یکدیگر می گویند.
پدرم چیزی نگفت و مرا با خود برد وازآنجا دورشدیم و سبویی را که در دست داشت پر از شرابی که ازیک شراب فروشی خریداری کرد نمود و به راه افتادیم تا به یک کلبه گلی کنارنیل رسیدیم و پدرم سررا درون کلبه کرد و بانگ زد(این تب)...(این تب).مردی پیر وکثیف که بیش ازیک دست نداشت و لنگ اوازفرط کثافت معلوم نبود چه رنگ داشته از کلبه خارج شد ومن حیرتزده گفتم پدر آیا(این تب)سرباز معروف وشجاع همین است؟پدرم به پیرمرد سلام داد وآن مرد دست خود را بلند کرد و با سلام سربازی جواب گفت و چون مقابل کلبه او نیمکت و چهار پایه نبود ما روی زمین نشستیم وپدرم سبوی شراب رامقابل پیرمردنهادووی سبورا با یگانه دست خودبه لب برد وباحرص زیاد نوشید.پدرم گفت(این تب)پسرمن(سینوهه)میل داردسربازشود ومن او را نزد توآوردم تا اینکه تو را که یگانه بازمانده قهرمانان جنگهای بزرگ ماهستی ببیند و شرح این جنگها را از زبان تو بشنود.(این تب)سبوی شراب را از لبها دور کرد وبا نگاهی خشمگین و دهانی بی دندان و قیافه ای دژم و ابروهایی سفید و انبوه خطاب به من گفت تو را به (آمون)سوگند مگر دیوانه شده ای.بعد با دهان بدون دندان خود,خنده ای مهیب نمود وگفت اگرمن,برای هرنفرین وناسزا که حواله خودکردم که چراسربازشدم یک جرعه شراب دریافت میکردم,با آن شرابها نه فقط می توانستم دریاچه ای را که فرعون برای تفریح زن خود حفرکرده پرکنم,بلکه قادربودم تمام سکنه شهرطبس را تامدت یک سال,با شراب سیر نمایم.من گفتم شنیده ام که شغل سربازی با افتخارترین شغلهای دنیا میباشد.(این تب)گفت افتخار وشهرت سربازی در این کشورعبارت از زباله و فضول حیوانات است که مگس روی آن جمع میشوند وتنها استفاده ای که من ازافتخارات خود کرده ام این است که امروز باید آنها را برای دیگران نقل کنم تا یک لقمه نان و یا یک جرعه شراب به من بدهند وآن هم ازصد نفرفقط یک نفرمی دهد و لذا من به تو میگویم ای پسر,دربین شغلهای دنیا هیچ شغلی بدترازسربازی نیست و پایان تمام افتخارات سربازی,این زندگی من است که مشاهده می کنی.بعد(این تب) سبوی شراب را تا قطره آخرنوشید وحرارت شراب صورتش را قدری سرخ کرد سررا بلند نمود و گفت آیا این گردن لاغر و پراز چین مرا می بینی,این گردنی است که روزی پنج طوق ازآن آویخته بود و خود فرعون این طوقها رابه گردن من آویخت ووقتی من ازمیدان جنگ برمی گشتم آنقدردستهای بریده می آوردم که مقابل خیمه من انبوه میگردید.ولی امروزازآن همه افتخارات و طلاها هیچ چیز برای من باقی نمانده است.طلاهای من از بین رفت و غلامان و کنیزانم از گرسنگی مردند یا گریختند و دست راست من درمیدان جنگ باقی ماند.تا وقتی جوان بودم روز و شب در بیابانها با گرسنگی و تشنگی میدان جنگ,مبارزه می کردم واینک پیرشده ام بازگرسنه و تشنه هستم.اگراز پدرت بپرسی که وقتی دست مجروح یک سربازرا قطع می کنند وبازمانده آن را درروغن داغ فرومی نمایند چه حالی به او دست می دهد او که طبیب است این موضوع را برایت شرح خواهد داد.هر قطعه از گوشت بدن من در یک میدان جنگ باقی مانده و دندانها و موهای سر را از دست داده ام وامروز اگر مردانی خیرخواه مثل پدر تو گاهی به من کمک نمی کردند,باید مقابل معبد(آمون)گدایی نمایم.
بعدازاین حرفها(این تب) نظری به سبوی شراب انداخت وگفت متاسفانه تمام شد.پدرم یک حلقه مس ازمچ بیرون آورد و به او داد که خمرخریداری نماید و(این تب) بانگی ازشعف زد وطفلی را طلبید وحلقه مس را به او داد وگفت این سبو را ببروشراب خریداری کن وبه فروشنده بگو که لازم نیست شراب اعلی بدهد بلکه با شراب وسط,سبورا پرنماید وبقیه مس را برگرداند.طفل رفت و من گفتم فایده سربازی این است که یک سربازاحتیاجی به خواندن ونوشتن ندارد ونباید زحمت رفتن به مدرسه را تحمل کند.(این تب)گفت راست میگویی ویک سرباز محتاج خواندن ونوشتن نیست وفقط باید بجنگد,ولی اگرسواد داشته باشد,به سربازان دیگر حکم فرمایی میکند و دیگران تحت فرمان او خواهند جنگید.محال است که یک بیسوادصاحب منصب شود و حتی یک دسته صدنفری رابه کسی که نمیتواند بنویسد واگذارنمی نمایند6 وپیوسته اینطوربوده و بعد ازاین هم چنین خواهد بود. بنابراین ای پسر,اگر تو میخواهی درآینده به سربازان فرماندهی کنی باید نوشتن را بیاموزی و آن وقت کسانی که طوق طلا دارند مقابل تو سرتعظیم فرود خواهند آورد و در موقع جنگ,سوار تخت روان می شوی وغلامان تو را به میدان جنگ خواهند برد. طفلی که رفته بود شراب خریداری کند با سبوی پراز شراب مراجعت کرد وچشمهای پیرمرد از مسرت برق زد وسرباز قدیمی گفت: پدر توهرگز جنگ نکرده و نمی تواند زه یک کمان را بکشد ویک شمشیر را ازنیام بیرون بیاورد ولی چون می تواند بنویسد امروزبه راحتی زندگی می نماید و نظر به اینکه مردی نیک نهاد است من به او رشک نمی برم.
من وقتی دیدم که پیرمرد سبوی شراب را بلند کرداز بیم آنکه مستی او در ما اثر کند و ما در جوی آب بیافتیم و دیگران لباس ما را به یغما ببرند آستین پدرم را کشیدم که از آنجا دور شویم و وقتی ما دور می شدیم(این تب) یکی ازسرودهای جنگی را می خواند و طفلی که برای او شراب خریداری کرده بود می خندید.
ولی من که (سینوهه) هستم ازتصمیم خود که سربازشوم منصرف گردیدم و روزبعد مرا به مدرسه بردند.
دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387
پرخاشگری در كودكان
خواه چهار ساله يا چهل ساله، همه ما بارها عصباني شده ايم. اما فردي كه در طول زندگي نياموزد چگونه بر خشم خود مسلط شود، روابط را خدشه دار و دوستان و اطرافيان را آزرده خاطر مي سازد. "طغيان خشم" راهي است براي ابراز احساسات. اما اين طغيان هاي احساسي خيلي هم كار ساز و مؤثر نيستند. حتي كودكان هم مي دانند وقتي كنترل خود را از دست مي دهند در نهايت احساس خوبي نخواهند داشت. بنابراين آنها به جاي انتخاب خشم و عصبانيت ، مي توانند دليل عصبانيت خود را بگويند. به محض اين كه دليل عصبانيت كودك خود را فهميديد، مي توانيد به او در كنترل كردن احساساتش كمك كنيد. در زير مهمترين عواملي را كه در عصبانيت كودكان نقش دارند، آورده ايم.
خصيصــــه هاي ذاتـــــــــي
مواقعي كه فرد عصباني مي شود، ميزان عصبانيت او را غالباً شخصيت او معين مي كند. حالات فوق العاده حساس ، سركش ، بي دقت، پرتحرك يا پرخاشگر بودن مي تواند بخش رشد يافته اي از يك شخصيت سالم و يا در نهايت يك مبارزه جو باشد. نكته مهم اين است كه با پي بردن به ضعف رفتاري فرزندتان مي توانيد پرخاشگري ها را به نقاط قوت تبديل كنيد. وقتي كه كودك عصبي در مورد چيزهايي عصباني مي شود كه دوست صبور او اصلاً به آن موارد توجهي ندارد ، در اين صورت شما نيازبه زمان بيشتري داريد تا جايگزين هايي را به جاي عصبانيت به او بياموزيد.
مــــراحل رشـــد
زماني كه كودك در مرحله رشد فيزيكي يا اجتماعي قرار دارد زمينه بيشتري براي پرخاشگري و عصبانيت در او ايجاد مي شود. مراحل مختلف رشد ، عوامل خشم متفاوتي دارند. وقتي به كودك خود كه به كاسه توت فرنگي دست درازي كرده، مي گوييد:" الان اجازه خوردن آنها را نداري"، عصباني مي شود. ولي فرزند بزرگتر شما تحمل جواب مشابه را دارد به دليل اين كه او صبر و بردباري را در خود پرورانده است.
جنسيــــت:
به طور كلي، پسرها خشم خود را راحت تر از دخترها ابراز مي كنند و شايد يك توجيه فرهنگي براي آن وجود داشته باشد. به احتمال زياد والدين و مربيان از پسرها فوران خشم را انتظار دارند و از آن چشم پوشي مي كنند در صورتي كه گريه رنجورانه يك دختر عصباني مورد قبول آنهاست. اما كودكان در هر دو جنس نياز به يادگيري كنترل خشم دارند.
زندگــــــي خانوادگــــــي
به طور كلي ناراحتي يك كودك به دليل جدايي والدين ، بيماري ، مرگ ، تولد خواهر يا برادر، تغيير منزل و يا ديگر اتفاق هاي مهم زندگي ، اغلب در او پنهان مي ماند و با بروز عصبانيت و پرخاشگري به كودك آسيب مي رساند. زيرا او احساس مي كند مورد آزار و اذيت واقع شده و سعي مي كند اين احساس را منتقل كند. اگر كودك لطيفه اي براي مهار كردن موقعيت حاد روحي بگويد و يا كوله پشتي برادرش را پرت كند ، به هر حال اين رفتارها به ميزان زيادي به الگوي رفتاري خانواده اش بستگي دارد. مخصوصاً اين رفتارها در خانواده هايي شايع است كه خشم، داد و فرياد و پرخاشگري هايي مثل " به هم زدن در" در آنها مشاهده مي شود. در بيشتر خانواده هايي كه در مقابل احساسات ، اتفاقات و هيجانات ناآرام و سركوبگر هستند، الگوي ديگري وجود دارد. " الگوي كودكان رفتارهايي است كه آنها در اطرافشان مي بينند."
پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387
ادبیات جاده درایران
▪ عناوین فیلمها
سوتهدلان،
قلندر،
دلشدگان،
اسکادران عشق،
کوسه جنوب،
تایتانیک،
قیصر،
سلطان قلبها،
همسفر،
موسرخه،
داش آکل
▪ تکیهکلامها و دیالوگهای فیلمها و سریالها
میشه بسه،
اذیت میکنی؟ میزنم تو مختآ،
نه غلام؟
اینه!
بیوفایی دلم از غصه داغون شده!
ماچت کنم؟ التماسم نکن.
شبدیز
خوش رکاب،
غزال تیزرو،
مسافر کوچولو،
ببر خوزستان،
شیر مازندران،
وحشی بیقرار،
شبگرد صحرا،
کوسه جنوب،
فراری،
اسیر،
اسب سیاه،
اسب پیر،
دلفین سیاه،
مروارید غلطان،
نازکنارنجی،
تایتانیک،
نوعروس،
عقاب کوهستان،
بچه اردک زشت.
تیامی،
کوهدشتیم (لرستان
)، قدم بالن چَو (کردستان
)، دنیایالاندی (آذربایجان
)، ببر خوزستان (خوزستان
▪ نفس سفر
سفر به خیر،
خسته نباشی،
برو به سلامت،
مرگ من یواش!
آهسته برانید!
خوش آمدی،
خداحافظ،
یا ا... شوفر،
ما خانه به دوشان غم سیلاب نداریم،
سفر بیخطر
آبیته،
ABیته،
قرمزته،
همه جا پرسپولیس قرمزته
) شهر من کرمانشاه
پاریس کوچولو بروجرد
لطفاً سیگار نکشید،
No smoking،
لطفاً ۳۰ گار نکشید،
ما مسئول جان شماییم نه کار شما،
لطفاً نظافت را رعایت کنید،
رعایت بهداشت نشانه شخصیت خوب شماست،
امروز همان فرداست که دیروز نگرانش بودی،
گشتم نبود نگرد نیست،
جای پا نیست،
و ... . برای شناخت ادبیات جادهای باید کولهباری بست و عزم سفر نمود و سختی سفر را به جان خرید و در جاده اکنون روان شد، اگر چه این جاده را انتهایی نیست.
پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387
ادبیات جاده درایران
طنز و معما
ـ اغنیا ماک برانند من مسکین نیسان -نیسان به تو نازیم که ماک فقرایی
ـ در طواف شمع میگفت این سخن پروانهای-سر پیچ سبقت مگیر جانم مگر دیوانهای
ـ قلب من از مهر تو آمد به جوش -گر نداری باورم بنگر به روی آمپرم
ـ تو نیکی میکن و در دجله انداز-که شوفر در بیابانت دهد گاز
شب بود سبیلاتو ندیدم،
نازش نده گازش بده،
اسیر کلاستم،
قشنگم به تو چه؟
بدون تو ای وطنم من نه منم نه من منم،
بوق نزن شاگردم خوابه،
داداش مرگ من یواش،
تا پول داری رفیقتم قربون بند کیفتم
لطفاً پس از خوردن صندلیها دندانهای خود را مسواک بزنید
لطفاً مرا بشویید،
سالهای دور از آب.
بخور نوش جان،
بخور به حساب من،
نعره شیر
فلفل نبین چه ریزه
عبارت نازکنارنجی بر روی ماشین نارنجیرنگ.
▪ معما
Zor nazan farsi neveshtam (زور نزن فارسی نوشتم
Mosabeghe nade bache (مسابقه نده بچه
▪ ترانههای روز
یاور همیشه مؤمن تو برو سفر سلامت،
کجکلاه خان،
گزلم گلهگله،
کم لره قالدی دنیا شه لره چالدی دنیا،
اینجا غروبه نازنین،
من مرد تنهای شبم،
بوی گندم،
سال ۲۰۰۰،
پرندههای قفسی عادت دارن به بیکسی،
پشت سر مسافر گریه شگون نداره،
پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387
ادبیات جاده درایران
زندگی و مرگ
در این دنیای بیحاصل چرا مغرور میگردی-سلیمان گر شوی آخر خوراک مور میگردی
جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی را -نجستم زندگانی را َتبه کردم جوانی را
مرگ پایان کبوتر نیست -پرواز را به خاطر بسپار، پرنده مردنی است.
به گورستان گذر کردم کم و بیش-بدیدم حال دولتمند و درویش
نه درویش بیکفن رفته است در خاک-نه دولتمند برد ه یک کفن بیش
▪ پهلوانی و قلندری
داش آکل،
قلندر،
سوتهدلان،
به دادم برس رفیق،
رفیق بیکلک،
پهلوان،
پوریای ولی،
می بخور منبر بسوزان مردم آزاری مکن.
ـ پوریای ولی گفت که صیدم به کمند است-از همت داوود نبی بخت بلند است
ـ افتادگی آموز اگر طالب فیضی-هرگز نخورد آب زمینی که بلند است
ـ هر کجا محرم شدی چشم از خیانت بازدار
ای بسا محرم که با یک نقطه مجرم میشود
ـ مردی نبود فتاده را پای زدن -گر دست فتادهای بگیری مردی
ـ گر به دستت تیغ دادت چرخ روزگار-هر چه میخواهی ببر اما مبر نان کسی
ـ در این دنیا که مردانش عصا از کور میدزدند -من از خوشباوری آنجا محبت جستوجو کردم
ـ پروانه صفت گرد جهان چرخیدم-نامردم اگر مرد به دنیا دیدم
ـ من از روییدن خار سر دیوار دانستم-که ناکس، کس نمیگردد بدین بالانشستنها
یا علی،
یا علی مدد،
هو ۱۲۱، هو ۱۱۰،
یا شیخ گنابادی،
چشماتو درویش کن،
هر کس به کسی نازد ما هم به علی نازیم،
پنجشنبه هفدهم مرداد 1387
خيال پردازی در كودكان
كودكان در سنين قبل از دبستان علاقه بسيار زيادي به بازي ها و موضوعات تخيلي دارند. زندگي يك كودك در سن قبل از مدرسه، از محدوديت هاي بسيار تشكيل شده، او بر اساس نظر والدين خود زندگي مي كند. در واقع كودك به بازيهاي خيالي علاقه دارد ، زيرا مي تواند آن طور كه مي خواهد باشد و زندگي كند؛ خارج از قيد و بندها و محدوديت هايي كه والدين براي او تعيين كرده اند. هيچ كودك سه ساله اي اجازه ندارد كه به تنهايي از خانه خارج شود، به تنهايي غذاي دلخواه خود را بخورد و حتي لباسي را كه دوست دارد بخرد. در اين سن، كودك كاملاً به والدين خود وابسته است، البته مي تواند اظهار نظر كند اما تصميم گيري اصلي و قطعي با والدين است. كودكان هنگامي كه با مكان هاي تازه يا تجربه هاي جديد رو به رو مي شوند از شيوه اي متفاوت استفاده مي كنند، آنها قوه تخيّل خود را به كار مي برند. زماني كه به يك كودك چهار ساله اجازه مي دهيم تا به تنهايي به مدرسه برود و برگردد او احساس مي كند كه يك فرمانده است و سوار بر اسب از يك قلعه به قلعه ديگر در حركت است. زندگي يك كودك چهار ساله خيلي معمولي و خسته كننده به نظر مي رسد . اما اگر تصور كند كه يك مأمور آتش نشاني است، حس مي كند مثل يك قهرمان زندگي مي كند.
چــــرا خيال پـــــردازي بـــراي كـــودكان بااهميت است؟
خيالپردازي در دوره كودكي اهميت زيادي دارد . زيرا يك كودك علاوه بر اين كه مي تواند زندگي خود را تغيير دهد و شرايط تازه اي را براي خود خلق كند، از شرايط تازه اي كه ايجاد كرده مي تواند دانستني هاي جديدي نيز بياموزد. به طور مثال وقتي كه يك كودك چهار ساله كلاه آشپزي بر سرش مي گذارد، پيشبند آشپزي مي بندد و تصور مي كند كه آشپزاست، احساس استقلال و مسئوليت پذيري سبب مي شود كه به اطراف خود توجه بيشتري داشته باشد، همراه با پدر و مادر خود آشپزي كند. موادي را كه استفاده مي كند به خاطر مي سپارد و از اين كه هر بار بر دانسته هاي خود مي افزايد، خوشحال است. بزرگسالان از دنياي پيرامون خود اطلاعات زيادي به دست مي آورند و براي فراگيري بيشتر ، تجربيات خود را نيز مورد استفاده قرار مي دهند؛ اما كودكان از استعدادي برخوردارند كه لازم است توسط والدين پرورش يابد. آنها با به كارگيري قوه تخيّل خود نه تنها دانستني هاي تازه اي از دنياي اطراف خود به دست مي آورند بلكه مي توانند آن طور كه دوست دارند باشند و زندگي كنند.
تقــــــــويت تخيـــــل :
۱- در منزل جايي را براي تغيير لباس اختصاص دهيد.(جاييكه در آن لباس هاي قديمي، وسايل شخصي "مانند كلاه، كتابهاي جيبي، هديه هاي قديمي و ..." را نگهداري كنيد.)
۲- مدادهاي شمعــــي، وسايل آبـــرنگ، كاغذ نقاشــــي و چسب را در دستــــرس كـــودكان قرار دهيد.
۳- داستاني را براي كودك خود تعريف كنيد. لباس يكي از شخصيت هاي داستان را بپوشيد و با كودك خود، براساس داستان، بازي كنيد. اگر داستان را كودك شما تعريف كند بهتر است. مي توانيد موضوع آن را با مراسم عروسي، جشن تولد يا اتفاق هاي ديگري كه در زندگي خود با آنها سرو كار داريد مرتبط سازيد.
۴- تعدادي ملحفه يا پتو در دسترس كودك قرار دهيد تا بتواند خانه درست كند و يا بازي هاي خيالي ديگري را طراحي كند.
۵- كودك خود را تشويق كنيد كه با اسباب بازيهاي سازنده و ابتكاري بازي كند. مانند اسباب بازيهايي كه با كمك قطعه هاي مختلف ميتوان ماشين، خانه، هواپيما و... ساخت.
۶- قصه هاي موزون و آهنگين را براي فرزندتان بخوانيد و به نوبت اشعار آن را تكرار كنيد.
۷- در حد امكان زمان بيشتري را با كودك خود در طبيعت سپري كنيد. محل هايي كه براي ساختن آنها انسان دخالتي نداشته است، براي رشد قوه تخيّل كودك بهتراست.
۸- زماني كه فرزندتان، شما را به دنياي خيالي خود دعوت مي كند، دعوت او را بپذيريد، با او سوار قايق شويد، سوار بر سفينه فضايي در فضا پرواز كنيد و در همه ي موارد رهبري بازي را برعهده فرزندتان بگذاريد.
۹- در بين اسباب بازي هاي كودك تعدادي گوش ماهي، سنگ هاي مختلف، چسب، تخته ، بند، سكه ، طناب و ساير وسايلي كه مي تواند مورد استفاده او قرار بگيرد، قرار دهيد.
۱۰- هنگامي كه با خيالپردازي هاي فرزندتان روبرو مي شويد، او را سرزنش نكنيد. به او اجازه دهيد تا آنچه در ذهن خود دارد بيان كند
شنبه دوازدهم مرداد 1387
کمرویی در کودکان
فرزندي دارم كه بشدت از جمع گريزان است. نمي داند در حضور مردم چگونه بايد رفتاركند،صورتش به شدت سرخ مي شود. رفتارش در خانه و مدرسه متفاوت است و هيچ وقت ازحق خود دفاع نمي كند. كمرويي مقوله اي ناروشن است، هر چه نزديكتر به آن بنگريم. تنوع بيشتري در آن مشاهده مي كنيم.بنابراين قبل از آن كه درباره نحوه مقابله با آن فكر كنيم، بايد از مضمون كمرويي شناخت بيشتري داشته باشيم.
تعــــريف كمــــرويي
كمرويي، صفت فردي است كه به خاطر ترسويي،احتياط كاري و عدم اطمينانش،نزديك شدن به آن مشكل است.فرد كمرو هشيارانه از مواجهه با افراد يا چيزهاي مشخص يا انجام كاري همراه آنان بيزار است. در گفتار يا كردار خود ملاحظه كار است،از ابراز وجود بيزار است و به طور محسوسي ترسوست.ممكن است فرد كمرو كناره گير يابي اعتماد وياازخمير مايه ي ديگري باشد: شخصيتي پرسش انگيز، بي اعتمادومشكوك. فرهنگ لغت، كمرويي رابه عنوان ناراحت بودن در حضورديگران تعريف مي كند.امابه نظرنمي رسد كه اين تعريف مطلب زيادي به آنچه عموماَدرباره كمرويي مي دانيم بيفزايد هيچ تعريف واحدي كفايت نميكند. زيرا كمرويي براي افراد مختلف داراي معاني متفاوت است.كمرويي شرايط پيچيده اي است كه آثارمختلفي بر جاي مي گذارد، از ناراحتي مختصر تا ترس بي مورد از مردم و روان رنجوري حاد.
علل كمـــــــــرويي
كمرويي علل مختلفي دارد، بعضي از آنها از اين قرارند:
• وجود فــــرد كمرو در خانواده مثل پدر،يا مادر كمـــرو و الگوگيري كودك از او
• تحقيــــر كـــودك در خانه و مدرسه
• برچسب كمـــرويي بر كـــودك زدن و تلقين كمــــرويي به او
• مقايسه كـــودك با ديگــــران
• توقــــع بيش از حد از كـــودك داشتن
• تجارب منفــــي كـــودك در موقعيتهاي مختلف
• نقل مكان هـــاي مكــــرر خانواده
• تـــــرتيب توالد
• طلاق يا مـــرگ يكي از والــــدين
• آرمان گــــرايي والدين و يا جامعـــــــه
راههــــاي پيشگيــــري ازكمــــرويي در كــــودكان:
بيشتراوقات خجالت هنگامي در طفل ايجاد مي شود كه او در زندگي خانوادگي خود تكيه گاه مطمئني نمي يابد تا با اطمينان و اعتمادبه آن، شخصيت خويش را ثبات بخشد.همين كمبود باعث مي شود كه كودك شما از تجربه كردن وقايع تازه و عجيب برحذر باشد .ممكن است شما اظهار كنيد كه: من چند فرزند دارم، اما چرا فقط اين يكي كمرو شده؟ توجه داشته باشيد حتي در يك خانواده كه نحوه تعليم وتربيت درآن يكسان است همه افراد بهره يكساني از آن نخواهند برد. پس اگر متوجه كمرويي فرزند خود شديد،به هيچ وجه او را با فرزندان ديگر مقايسه نكنيد. همچنين نبايد رفتار و كردار او را تاييد كنيد مثلا بگوييد: آفرين چه دختر ساكتي! و يا او بچه بسيار خوبي است، هميشه گذشت مي كند. بدانيد كه كودك شما مثل شاخه نورس وتري، دردستان قدرتمند شماست.پس بافرزند خود در كمال دقت و ظرافت رفتارنماييد، زيرا كمرويي و يا برعكس اعتماد به نفس او، در خانواده شكل مي گيرد.
از كـــودك خود توقـــع انجام كارهاي محــــال را نداشته باشيد.
سعي كنيد انجام كارهايي را از كـــودك درخواست نماييد كه مي دانيد ازعهده آنها برمي آيد.و مثلا اگر در دوره تـــرس هاي كودكانه است از او نخواهيد كه در استخــري از آب بپرد و يا به زيرزمين تاريك برود.
زياد از حد نگــــران فــــرزند خود نباشيد.
اگر ترس و نگراني شمادر مورد فرزندتان زياد از حد باشد، ناخودآگاه اين ترس را به كودكتان نيز منتقل مي كنيد. اگر اين روش را ادامه دهيد، امكان عمل و ابتكار را از او مي گيريد. سعي كنيد همه چيز را از قبل براي آماده نسازيد، بلكه به او كمك كنيد تا بتواند در برابر موقعيت هايي كه احتمال خطر در آن مي رود عكس العمل مناسبي نشان دهد. درضمن سن و سال او را از ياد نبريد و او را به انجام كارهاي ساده تشويق كنيد كه از هر عامل ديگري در تصحيح رفتارش مناسبتر است.
ابتكـــارات كـــودك را دست كم نگيـــريد.
به كارهاي كودك خودبها بدهيد وبدانيد كه او در حدتوان خود توانسته كارهايي هر چند كوچك را انجام دهد. نكته مهم آن است كه او به خود و به نيروي خود اطمينان پيدا كند و نتايج كارهاي خويش را بسنجد. تجربه اندوزي فعلي اوست كه اساس رشدش را در آينده فراهم ميكند. ازگفتن جملات هشدار دهنده مثل: مواظب باش و يــا حواست راجمع كن خودداري كنيد وبه جاي اين القاآت منفي، محيط او را از عوامل خطرزا تخليه كنيد.
تـــولد نـــوزاد جديد
تولد نوزاد جديد همواره باواكنش هاي خاصي از جانب كودك بزرگتر همراه بوده است.تنهاراه درمان دراين موقعيت ،عبارت است ازسهيم كردن اودرمراقبت ازنوزاد وبدترين روش آن است كه مثلا مانع ازدست زدن اوبه نوزاد بشويم.به خصوص درروزهاي اول تولد در مقابل كودك ارشد به نازونوازش نوزاد نپردازيم واين كارراحتمادرغياب كودك بزرگتر انجام دهيم.
كـــودك را از مدرســـه نتــــرسانيد.
ورود به مدرسه رادروازه دخول به اجتماع فرزندتان بدانيد و هر ترس و ترديدي را از دل دور كنيد. كودك را با تنبيهات احتمالي مدرسه نگران نسازيد.توجه داشته باشيد كه كودك در صورتي اين گام هاي نخستين را با موفقيت برخواهد داشت كه والدين با عقل وتدبير، اوراآماده اين كار ساخته باشند. سعي كنيد او را به حال خود واگذاريد تا تجارب تلخ و شيرين اين ايام را خود تجربه كند و بيش از حد نگران او نباشيد.
كشــف عوامــــل جاذب
به كـــودكان در كشف هر چيز جذب كننده اي كه دروجودشان هست كمك كنيد و از امروز به تعريف كردن از فـــرزند خودتان به خاطر تمام چيزهاي جذب كننده اي كه در اعمال و وجود او مي يابيد، بپردازيد.
عــرصه بـــرخوردهاي كـــودك را با محيط خارج گستــــرش دهيد.
شـــرايطي به وجود آوريد كه كودكان نحوه استفاده از معلومات كودكان ديگر را، به عنوان يك منبع فرا بگيرند و از يكديگر كمك بخواهند و به يكديگر كمك كنند. هدف، تمرين و تشويق همكاري، اشتراك مساعي و دوستـــي براي ايجاد يك جامعه دمــــوكراتيك است. علاوه بر آن بازي ها و اسباب بازيهايــــي كه به دو بازيكن يا بيشتـــر نياز دارند بايد بــراي تقويت بازي اشتـــراكي در دسترس باشند.
كـــودكان را وابستـــه به خود نكنيــــد.
فرزندان يا شاگردان خود را صرفا به اين دليل كه بهتر مي توانيد آنان را تحت كنترل يا سازماندهي در آوريد، تشويق به وابستگي نكنيد. وابستگي مانند شكلات كشي است، هرچند مزه آن خوب است اما هميشه در آخركار،به دندان شما مي چسبد.
حس قبــــول مسئوليت را در كـــودكان تقـــويت كنيد.
به كودكان ياد بدهيدكه مسئول كارهاي خودشان باشند.كودكان را تشويق كنيد كه درمقابل ديگران نيز مسئول باشند،البته نه فقط در كمك كردن به افراد سالمند براي عبور از خيابان، بلكه در كمك كردن به خواهران و برادران در انجام كارهاي خانه، كمك به شما در زمان ناراحتي يا كمك به همكلاس هايي كه نيازمند ياري مي باشند.
كــــــودك را از شكست نتـــرسانيد.
بروز برخي اشتباهات را مجاز بدانيد و بگذاريد كودك با صرف وقت كافي متكي به نفس ترشود. كودكان كمرو به دليل اضطراب ناشي ازشكست در كار يا انجام نادرست عملي از انجام هر كاري مي ترسند. به كودكان بياموزيد به استقبال مخاطرات حساب شده بروند و شكست را متحمل شوند.
احساس لــذت درتنهايـــــي
ترتيبي بدهيد كه كودكان به هنگام تنهايي باخودشان راحت باشند. تنهايي، زمانيكه به عنوان ابزاري براي برقراري ارتباط با خود انتخاب مي شود مي تواند تجربه اي مثبت باشد. اين به آن معناست كه مكان هايي اختصاصي و اوقاتي فردي در اختيار كودك شما قرارداده شود. همچنين به آن معناست كه زندگي كودك را با فعاليت هاي گروهي برنامه ريزي شده پرنكنيم. بنابر موقعيت حتي به آن معناست كه كودك را به انجام فعاليت هاي انفرادي مانند پياده روي در اطراف منزل،رفتن به موزه وسينما،يا كودكان بزرگتر رابه گردش در پارك تشويق كنيم.
نـــوازش، اطمينـــان و عطـــوفت
سعي كنيدفرزندان خود ( به خصوص فرزندان كمرو ) را قدري بيشتر نوازش كنيد. تماس جسماني باعث مي شود كه كودك احساس طرد شدن نكند.اين كار احساس رضايت را در او ايجاد مي كند و واقعيت وجودي او را مورد تأييد قرار مي دهد.
آخــــر اینکــــــــــه :
والدين محترم بدانند كه دستورالعمل هايي كه ذكر شد، بسيار ساده و عملي است.بااين حال اگر باز هم احساس نموديد كه فرزند كمرويي داريد، هرگز مايوس نشويد و خود را نبازيد،بهترين كار اين است كه كار را به كاردان بسپاريد و از كارشناسان متخصص كمك بخواهيد. در ضمن سعي كنيد كه رفتارتان كاملا طبيعي باشد.در اين صورت كودكان هم آرامش خاطر پيدا مي كنند و روند درمان به سرعت پيش خواهد رفت.
" هـــرگـــــز از كـــــودک خود آدمـــی خجــــول نسازيد. "
پنجشنبه بیستم دی 1386
طراحی آموزشی
نمونه شماره 1: طرح درس بازنويسي شده درس فيزيک (1)
شماره :
تاريخ :
نام درس: فيزيک
موضوع درس: جريان الکتريکي
(عنوان اصلي)
هدف کلي درس: آشنايي با جريان الکتريکي و کاربر آن
مدت جلسه:20 دقيقه
طراح:
عناوين فرعي يا رئوس مطالب
1. جريان الکتريکي
2. شدت جريان الکتريکي
3. رابطه و يکاي جريان الکتريکي
4. طريقه استفاده از آمپرسنج در يک مدار ساده
هدفهاي جزئي
دانش آموزان در فرآيند آموزش بايد:
1. با مفهوم جريان الکتريکي آشنا شوند.
2. با مفهوم شدت جريان الکتريکي آشنا شوند.
3. رابطه و يکاي جريان الکتريکي را بفهمند.
4. با آمپرسنج و کار آن و نحوه ي قرار گرفتن آن در مدار آشنا شوند.
هدفهاي رفتاري
پس از پايان آموزش از دانش آموزان انتظار مي رود بتوانند:
1. با توجه به مطالب کتاب جريان الکتريکي را در يک سطر تعريف کنند.
2. شدت جريان الکتريکي را در چند جمله توضيح دهند.
3. رابطه و يکاي شدت جريان را در دو سطر بنويسند.
4. آمپرسنج را در مدار قرار داده و شدت جريان مدار را اندازه گيري کنند.
5. چند کاربرد مدار الکتريکي در اطراف خود را بيان کنند.
حيطه سطح
شناختي - دانش
شناختي - درک و فهم
شناختي - کاربرد
شناختي - کاربرد
شناختي - کاربرد
رفتار ورودي
از دانش آموزان انتظار داريم براي شروع درس جديد:
1- يا اجسام رسانا و نارسانا آشنا باشند.
2- با الکترونهاي آزاد آشنا باشند.
3- با اختلاف پتانسيل الکتريکي و وسيله اندازه گيري آن آشنا باشند.
4. با مواد و نقش آن در مدار آشنا باشند.
5. مدار ساده را به راحتي بسازند.
ارزشيابي تشخيصي
سؤالهاي زير را پاسخ دهيد:
1. مواد رسانا و نارسانا را با ذکر مثال تعريف کنيد.
2. علت رسانش در مواد رسانا چيست؟ در چند جمله توضيح دهيد.
3. عامل شارش بار الکتريکي چيست؟ در دو سطر بنويسيد
4. کار مولد در مدار چيست؟ در دو سطر توضيح دهيد.
5. کار مولد در مدار چيست؟ در دو سطر توضيح دهيد.
نتيجه
در صورتي که به سؤالهاي ارزشيابي تشخيصي پاسخ دهند. آماده يادگيري مطالب جديد خواهند بود.
فعاليت هاي آموزشي
فعاليت هاي معلم (مراحل تدريس)
الف) آمادگي و ايجاد انگيزه:
سلام و احوال پرسي، حضور و غياب، پرسش از درسهاي قبلي
ب) معرفي درس جديد:
هدفهاي درس جديد و انتظارات معلم از دانش آموزان بيان مي شود.
1.ايجاد سؤال و عدم تعادل در دانش آموزان
2. گوش کردن به پاسخ دانش آموزان و يادداشت آنها بر روي تخته سياه
3. گروه بندي دانش آموزان و راهنمايي آنها به منظور همياري و کاوشگري
4. نظارت بر کار گروهي و کاوشگري دانش آموزان
5. جمع بندي و نتيجه گيري از فعاليت دانش آموزان
6. ارائه تکاليف و تعيين فعاليت هاي تکميلي
فعاليت هاي دانش آموزان
1. پاسخ به سؤالهاي درس گذشته
2. پاسخ به سؤالهاي معلم
3. شرکت فعالانه در کلاس
4. يادداشت مطالب مطرح شده در کلاس
5. مطالعه ي دقيق متن درس
6 . مشارکت در بحث و همکاري با گروه
7. مطالعه، کاوش در زمينه ي سؤالهاي مطرح شده ي معلم و کتاب
8. اظهار نظر در زمينه ي مطالب معلم، دانش آموزان
9. انجام فعاليت هاي کاوشگر فردي و گروهي
روش تدريس
سخنراني
پرسش و پاسخ
کاوشگري
همياري
وسايل و مواد آموزشي
تخته
ولت سنج
آمپرسنج
لامپ - سيم
مدار- پوستر
مواد - کتاب
ارزشيابي پاياني
به سؤالهاي زير پاسخ دهيد:
1. شدت جريان الکتريکي را تعريف کنيد و رابطه آن را در چند جمله بنويسيد.
2. اگر مدار باز باشد، مفهوم آن چيست؟ نظر خود را در دو سطر بنويسيد.
3. چرا يک قطعه سيم به تنهايي حامل جريان الکتريکي نمي باشد؟ با توجه به بحث کلاس و متن کتاب درسي نظر خود را با دلايل مستند در سه سطر بنويسيد.
4. در يک مدار الکتريکي در مدت 5 ثانيه مقدار 75 کولن بار شارش مي يابد، شدت جريان الکتريکي مدار را محاسبه کنيد و واحد آن را بنويسيد.
فعاليت هاي تکميلي
1.آزمايشهاي کتاب را در منزل انجام دهيد و نتايج آنها را بنويسيد و در جلسه آينده با خود به کلاس بياوريد.
2. به سؤالهاي صفحه ..... کتاب پاسخ دهيد و با خود در جلسه آينده به کلاس بياوريد.
نقد و بررسي طرح درس شماره 2 در درس فيزيک (1)
هميشه الزامي نيست که طرح درس به صورت جدول تنظيم شود؛ اما توجه به سازه هاي اصلي يک طرح و سازماندهي منظم آن از اصولي است که طراح هميشه بايد در هسته مرکزي تهيه و تنظيم طرح درس قرار دهد. طرح درس حاضر يکي از طرحهاي ضعيف به دليل ساختار، نظم و مفاهيم مي باشد. ايرادهاي وارد بر طرح عبارتند از:
1- طراح در اولين گام طراحي خود وسايل مورد نياز را مطرح ساخته است، در حالي که وسايل آموزشي زماني قابل انتخاب هستند که موضوع درس، اهداف و فعاليت هاي آموزشي دقيقاً مشخص شده باشند.
2- بسياري از معلمان در فرآيند طراح تفاوت بين طرح درس و سناريوي تدريس را نمي دانند. طرح درس چهارچوب پيش بيني شده اي است که با توجه به زمان و امکانات موجود، براي اجرا و بهبود کيفيت آموزشي ترسيم مي گردد. در حالي که سناريو و توضيح و تشريح صحنه هاي اجرا مي پردازد و مفصّل تر از طرح درس مي باشد. معمولاً معلمان خوب و با تجربه پس از تهيه و تنظيم طرح درس، به نوشتن سناريوي تدريس خود در فرآيند اجرا مي پردازند. طرح درس حاضر بيشتر سناريوي اجراي معلم در موضوع مورد نظر است تا طرح درس.
3- در قسمت بررسي تکاليف و پرسش از درس قبل، چهار دقيقه زمان در نظر گرفته شده است؛ اما در مقابل، فعاليت هاي زيادي پيش بيني شده است. اصولاً با تعداد دانش آموزاني که در کلاسهاي درس وجود دارند، چگونه ممکن است يک معلم در چهار دقيقه هم تکاليف دانش آموزان را بررسي کند و هم طرح سؤال نمايد و هم پاسخهاي داده شده را بررسي و ارزيابي کند؟ متأسفانه اغلب موارد واقعيتهاي موجود در محيط آموزشي را ناديده مي گيريم و به صورت ايده آل مطالب خود را تنظيم مي کنيم.
بايد توجه شود وقتي تکاليف و تمرينهاي خارج از کلاس ارزشمند هستند، که معلم تک تک تکاليف دانش آموزان را بررسي نمايد و به چگونگي انجام آنها به صورت کتبي بازخورد نشان دهد. نگاه کردن به تکاليف و يا احياناً خط کشيدن بر روي آنها، هرگز بررسي تکاليف محسوب نمي شود. در صورت وقوع چنين وقوع چنين حادثه اي، دانش آموزان در مي يابند که معلمان هرگز فرصت بررسي تکاليف را ندارند، در نتيجه در انجام آن دقت به خرج نمي دهند.
4- در قسمت مرور درس قبل ( بند 3 طرح درس)، طراح تأکيد دارد که «هميشه قبل از مطرح کردن درس جديد، درس جلسه ي قبل بايد مرور شود». اين عمل را هميشه الزامي نيست و حتي فرصتهاي فعاليت هاي آموزشي را ز معلم خواهد گرفت. مرور درس قبل زماني الزامي است که درس قبل «رفتار ورودي» يا «پيش نياز» درس جديد باشد؛ زيرا اگر مفاهيم آن آموخته نشده باشد، فهم درس جديد با مشکل روبرو خواهد شد. بنابراين به جاي مرور درس قبل، طراح بهتر است عنوان «تعيين رفتار ورودي» و «ارزشيابي تشخيصي» را مطرح سازد. حال چه اين رفتار ورودي درس قبلي باشد يا مطالب آموخته شده ي دانش آموز در سالهاي گذشته.
5- در بند 5 يعني شروع درس جديد بهتر است طراح به تفکيک به فعاليت هاي آموزشي معلم و دانش آموزان اشاره کند و تنها بر روي فعاليت معلم متمرکز نشود.
6- معلمان عزيز، بايد توجه کنند که در فرآيند آموزش چيزي به عنوان وسايل کمک آموزشي نداريم. وسايل مورد نيز، وسايل آموزشي (Instrucional Media)، که معمولاً حاوي يا حامل پيامهاي آموزشي مي باشند. اگر در محيط آموزشي نباشند و در فرآيند فعاليت هاي آموزشي به کار گرفته نشود، آموزشي صورت نخواهد گرفت، به عبارت ديگر وسايل آموزشي به مجموعه ي امکاناتي اطلاق مي شود که شرايطي را به وجود مي آورند تا تحت آن شرايط يادگيري بهتر، سريعتر و پايدارتر صورت گيرد.
7- در فرآيند آموزش، بنا به گفته ي طراح درس، از «پرسش و پاسخ» استفاده مي شود. اگرچه اين روش، روش خوبي است؛ اما در درس فيزيک بهتر است از روشهاي آزمايشگاهي، کارگاهي و کاوشگري استفاده شود، تا خود دانش آموزان چه به صورت فردي و چه به صورت گروهي به مطالعه و تحقيق بپردازند. هر اندازه معلم دانش آموزان را به سوي حل مسأله و کاوشگري سوق دهد، يادگيري مؤثرتر و لذت بخش تر براي دانش آموزان خواهد شد.
8- در سراسر نوشته هاي اين معلم عزيز يک نوع تأکيد بر «معلم - محوري» مشاهده مي شود. اين مسأله با رويکردهاي جديد تدريس تناقض دارد.
9- در تمام موارد به کلي گويي پرداخته شده است. دقيقاً مشخص نشده است که معلم چگونه و از چه امکاناتي در فرآيند آموزشي بهره مي جويد و دانش آموزان براي رسيدن به اهداف آموزشي چه نوع فعاليت هايي را بايد انجام دهند و اصولاً در اين طرح درس حرفي از هدفهاي آموزشي به ويژه هدفهاي رفتاري که عامل و تعيين کننده ي فعاليتها و ارزشيابي معلم است، به ميان نيامده است. معلمان عزيز بايد بدانند که «تا رهروي نداند که به کجا خواهد رفت، هرگز به جايي نخواهد رسيد». لذا يکي از سازه ها و عناصر مهم طرح درس تعيين اهداف نهايي، جزئي و رفتاري است، تا بر اساس آنها بتوان ساير عوامل و عناصر مانند روش، وسايل و غيره را معين کرد. در طرح درس نمونه شماره 2 بازنويسي شده، سعي شده است براساس نوشته ي خود معلم، طرح درسي نه به صورت جدول، بلکه به صورت معمولي تنظيم شود تا شايد راهنماي مناسبي براي اين دسته از معلمان قرار گيرد. طرح درس تنظيم شده، به دليل عدم دسترسي به منبع درس، صرفاً بر اساس نوشته هاي معلم اين درس، طراحي شده است.
منابع
1- بيلر، رابرت (1368). کاربرد روانشناسي در آموزش، ترجمه ي پروين کديور، (جلد 1 و 2) تهران : مرکز نشر دانشگاهي
2- سيف، علي اکبر(1379). روانشناسي پرورشي (ويرايش جديد)، تهران: انتشارات آگاه
3- شعباني، حسن (1382). مهارتهاي آموزشي و پرورشي (چاپ هفدهم)، تهران: سازمان سمت
4- شعباني، حسن(1382). مهارتهاي آموزشي (چاپ اول)، تهران: سازمان سمت
5- شعباني، حسن (1382). روش تدريس پيشرفته، تهران: سازمان سمت
6- کالاهان، جوزف اف و لئونارد اچ. کلارک (1368) آموزش در دوره متوسطه، ترجمه ي جواد طهوريان، مشهد : انتشارات آستان قدس رضوي
7- گروئلند، نرمان اي (1363). هدفهاي رفتاري براي تدريس و ارزشيابي، (ترجمه امان الله صفوي، تهران : انتشارات کاوش)
پایان
پنجشنبه بیستم دی 1386
طراحی آموزشی
نمونه شماره 2: طرح درس بازنويسي شده
مشخصات کلي
طرح درس شماره:
تعداد دانش آموزان:
ماده درسي : ادبيات فارسي (1)
موضوع درس : فرهنگ برهنگي و برهنگي فرهنگي
مدت جلسه:
تاريخ اجرا:
هدف کلي
دانش آموزان با ارزشهاي اجتماعي، فرهنگي و هنري و کارکرد ارزش ملي و مذهبي در نوع پوشش و حجاب آشنا شوند.
رئوس مطالب
1. تبيين جايگاه انسان از ديدگاه اسلام و جهان غرب
2. معرفي دو تن از نويسندگان ايراني و خارجي
3. واژه ها و ترکيبات و عبارات دشوار
4. تقويت باورهاي اعتقادي
5. معرفي برخي آثار نويسندگان درباره ي حجاب
هدفهاي جزئي
1. دانش آموزان با تبيين جايگاه انسان از ديدگاه اسلام و جهان غرب آشنا شوند.
2. دانش آموزان با آثار و شخصيت غلامعلي حداد عادل به عنوان يکي از متفکران معاصر ايران، و آندرسن داستان نويس کودکان و نوجوانان آشنا شوند.
3. دانش آموزان با واژه ها و ترکيبات و عبارات دشوار متن آشنا شوند.
4. باورهاي اعتقادي و ارزشهاي ملي و مذهبي دانش آموزان تقويت گردد.
5. دانش آموزان با آثار نويسندگان درباره ي حجاب آشنا شوند.
هدفهاي رفتاري
پس از پايان آموزش از دانش آموزان، انتظار مي رود بتوانند:
1. تفاوت عمده ي ديدگاه غرب و فرهنگ اسلامي را درباره انسان مقايسه کنند و در چند سطر بنويسند. (شناختي – تجزيه و تحليل)
2. لزوم رعايت حجاب را در فرهنگ اسلامي با ذکر دلايل، توضيح دهند. (شناختي - ارزشيابي)
3. سه تن از نويسندگان (ايراني و خارجي) را نام برده و آثار آنها را ذکر نمايند. (شناختي – دانش)
4. متن درس را به روشي مؤثر و القائي و بدون غلط بخوانند. (شناختي – کاربرد)
5. برخي از واژه ها و عبارات دشوار متن را مانند: تمتّع، افراط، تفريط، مستهلک و ... به درستي معنا نمايند. (شناختي – درک و فهم)
6. محتواي درس را در دو سطر خلاصه نمايند. (شناختي – درک و فهم)
7. برخي آرايه ها نظير عکس را مشخص کنند. (شناختي – درک و فهم)
روش تدريس
از «الگوي تفکر انتقادي» و «روش استقرايي» و طراحي کارول هلمبرگ که بر مبناي «روش پرسش و پاسخ » است، استفاده مي شود.
رسانه هاي آموزشي
تخته سياه و گچ، کتابهايي نظير، فرهنگ برهنگي و برهنگي فرهنگي، حجاب شهيد مطهري، 44 قصه از کريستين آندرسن، زيور عفاف ستار هدايت خواه و فيلم داستان کتاب
قبل از شروع درس (زمان 3 دقيقه)
سلام و احوالپرسي، حضور و غياب و بررسي تکاليف، دقت در وضع جسمي و روحي دانش آموزان
تعيين رفتار ورودي
1. دانش آموزان بايد با مفهوم فرهنگ و برهنگي آشنا باشند.
2. دانش آموزان بايد با فرهنگ اسلامي و فرهنگ غرب تا حدي آشنا باشند.
ارزشيابي تشخيصي (زمان 5 دقيقه)
1. مفهوم فرهنگ در 6 سطر توضيح دهيد؟
2. برهنگي چيست؟ در چند جمله توضيح دهيد؟
3. فرهنگ اسلامي را با فرهنگ غربي مقايسه کنيد و در سه سطر بنويسيد؟
ادامه نمونه شماره 2: طرح درس بازنويسي شده
فعاليت هاي آموزشي
آماده سازي و ايجاد انگيزه (زمان 5 دقيقه)
فعاليت هاي معلم
1. طرح سؤال و نشان دادن تصاويري از نوع پوشش مردم در کتاب فرهنگ برهنگي به منظور عدم تعادل در دانش آموزان
2. طرح سؤالهايي نظير: فرهنگ چيست؟ فرهنگ و لباس چه ارتباطي با هم دارند؟ پوشيدن لباس چه مزايايي دارد؟
3. ايجاد بحث و چالش در کلاس درس
4. هدايت بحث و پاسخ به سؤالهاي دانش آموزان با دلايل مستند و منطقي
فعاليت هاي دانش آموزان
1. بحث در مورد تصاوير نشان داده شده
2. پاسخ به سؤالهاي مطرح شده
3. اظهار و بحث در مورد پاسخهاي داده شده به صورت منطقي
4. رعايت نوبت و نزاکت در فرآيند بحث و توجه به بحثهاي ديگران
فعاليت هاي آموزشي
ارائه درس
زمان: 10 دقيقه
فعاليت هاي معلم
1. توضيح در مورد آرايه عکس و کلمه ي «فرهنگ»
2. توضيح درباره ي رابطه ي فرهنگ با لباس
3. معرفي حداد عادل و سابقه ي فرهنگي او و کريستين آندرسن
4. مقايسه ديدگاه اسلام و غرب به انسان
5. سؤال از دانش آموزان در مورد واژه ها و ترکيبات
6. معرفي منابع مورد مطالعه ي دانش آموزان
7. پاسخ به سؤالهاي دانش آموزان
فعاليت هاي دانش آموزان
1. گوش دادن و توجه به مطالب معلم
2. پاسخ و اظهارنظر در مورد متن کتاب و توضيحات معلم
3. بحث در زمينه ي ديدگاه اسلام و غرب درباره ي انسان و نتيجه گيري از آن.
4. مشارکت فعال و نقد و بررسي اظهارات همکلاسي هاي خود
5. مطالعه منابع معرفي شده
6. طرح سؤال و مشخص کردن موضع نهايي خود در کلاس
فعاليت هاي آموزشي
جمع بندي و نتيجه گيري
زمان: 2 دقيقه
فعاليت هاي معلم
1. بيان فشرده ي مباحث مطرح شده
2. جمع بندي بحثهاي دانش آموزان
3. اظهار نظر درباره ديدگاههاي دانش آموزان و مطالب کتاب
فعاليت هاي دانش آموزان
1. بيان خلاصه بحثها
2. بيان مواضع خود در زمينه بحث مورد نظر
فعاليت هاي آموزشي
ارزشيابي پاياني درس
زمان: 3 دقيقه
فعاليت هاي معلم
1. از داستان خياطان حقه باز چه نکاتي را درمي يابيم؟
2. وظيفه ما در برابر تهاجم فرهنگي چيست؟ در سه سطر بنويسيد.
3. برداشت کلي خود را از درس در سه يا چهار سطر توضيح دهيد.
فعاليت هاي دانش آموزان
پاسخ به سؤالهاي مطرح شده
فعاليت هاي آموزشي
فعاليت هاي تکميلي
(تعيين تکليف)
زمان: 2 دقيقه
فعاليت هاي معلم
1. درس مورد نظر را مطالعه کنيد و به پرسشهاي کتاب پاسخ دهيد.
2. منابع معرفي شده مطالعه شود و از روي يکي از منابع معرفي شده، مقاله اي بنويسيد.
فعاليت هاي دانش آموزان
1. مطالعه کتاب و پاسخ به پرسشهاي کتاب در منزل
2. مطالعه منابع تعيين شده و نوشتن مقاله
3. طرح سؤال در صورت لزوم
نقد و بررسي طرح درسهاي درس فيزيک (1)
شماره 1: طراح درس ارائه شده توسط دبيرمحترم
عنوان کتاب : فيزيک (1) و آزمايشگاه
موضوع درس : جريان الکتريکي
نام درس:
فيزيک
مراحل تدريس
الف) آمادگي و ايجاد انگيزه:
سلام و احوالپرسي - حضور و غياب پرسش از دانسته هاي قبلي
ب) معرفي درس جديد:
با سؤالي در رابطه با درس جديد ايجاد انگيزه کرده و هدفهاي رفتاري درس را بيان مي کنيم.
ج) شروع درس جديد:
مطالب موجود در هدفهاي رفتاري را باز کرده و با کار گروهي آزمايش و تکرار و تمرين مي کنيم.
د) خلاصه درس :
تعاريف را به صورت خلاصه روي تخته نوشته تا دانش آموز نيز اين نکات را يادداشت کند.
ه) تکليف جلسه آينده:
در داخل کتاب
فصل سوم 3 موضوع:
جريان الکتريکي
روش تدريس
سخنراني
پرسش و پاسخ
کاوشگري
همياري
آزمايش و خطا
مواد آموزشي
تخته
ولت
سنج
آمپرسنج
لامپ - سيم
مدار- پوستر
مولد- کتاب
هدف کلي:
آشنايي با جريان الکتريکي و کاربرد آن
فعاليت
دانش آموزان
- شرکت در کار گروهي
- پاسخ به سؤالات معلم و شرکت فعالانه در فعاليت کلاسي
- در جاي مناسب نكته برداري از مطالب
- حل مسأله به صورت گروهي و فردي
فرصت
2 دقيقه
2 دقيقه
15 دقيقه
1 دقيقه
مدت جلسه:
20 دقيقه
ارزشيابي پاياني
1. شدت جريان الکتريکي را تعريف و رابطه آن را بنويسيد؟
2. اگر مداري باز باشد مفهوم آن چيست؟
3. چرا يک قطعه سيم به تنهايي حامل جريان الکتريکي نمي باشد؟
4. در يک مدار الکتريکي در مدت 5 ثانيه، مقدار 75 کولن بار شارش مي يابد، شدت جريان الکتريکي مدار را محاسبه کرده واحد آن را ذکر کنيد؟
ادامه طرح درس فيزيك
نام درس: فيزيک فصل سوم 3 موضوع : جريان الکتريکي
هدف کلي : آشنايي با جريان الکتريکي و کاربرد آن
مدت جلسه : 20 دقيقه
رئوس مطالب
1. جريان الکتريکي
2. شدت جريان الکتريکي
3. رابطه و يکاي جريان الکتريکي
4. طريقه استفاده از آمپرسنج در يک مدار ساده
هدفهاي جزئي
دانش آموز در حين درس :
1. با مفهوم جريان الکتريکي آشنا شود.
2. با مفهوم شدت جريان الکتريکي آشنا شود و رابطه و يکاي آن را بياموزد.
3. با آمپرسنج و کار آن و نحوه قرار گرفتن آن در مدار آشنا شود.
رفتار ورودي
از دانش آموزان انتظار داريم براي شروع درس جديد :
1. با اجسام رسانا و نارسا آشنا باشد.
2. با الکترونهاي آزاد آشنا باشد.
3. با اختلاف پتانسيل الکتريکي و وسيله اندازه گيري و وسيله اندازه گيري آن آشنا باشد.
4. با مولّد و نقش آن در مدار آشنا باشد.
5. مدار ساده را به راحتي بسازد.
ارزشيابي تشخيصي
از دانش آموزان انتظار داريم به سؤالات زير پاسخ دهند :
1. مواد رسانا و نارسانا را تعريف و مثالي بزنيد؟
2. علت رسانش بار در مواد رسانا چيست؟
3. عامل شارش بار الکتريکي چيست؟
4. کار مولّد در مدار چيست؟
نتيجه
در صورتي که دانش آموز به سؤالات ارزشيابي تشخيصي پاسخ دهند، آماده يادگيري مطالب جديد مي باشد.
هدفهاي رفتاري
از دانش آموزان در پايان درس انتظار داريم :
1. جريان الکتريکي را تعريف کنند.
2. شدت جريان الکتريکي را تعريف کنند.
3. رابطه و يکاي شدت جريان را بيان کنند.
4. آمپرسنج را در مدار قرار داده و شدت جريان مدار را اندازه گيري کنند.
5. چند کاربرد مدار الکتريکي در اطراف خود را بيان کنند.
(نتيجه بگيرند که هر جا جرياني برقرار است بايد مداري بسته شده باشد).
نام درس : فيزيک (1)
فصل سوم 3 موضوع :
مولد - جريان الکتريکي هدف کلي: آشنايي با مولد و جريان الکتريکي
مدت جلسه : 40 دقيقه
رئوس مطالب (مفاهيم)
1. با مولد و نقش آن در مدار آشنا مي شوند.
2. با مفهوم شدت جريان الکتريکي و فرمول آن آشنا مي شوند.
3. با وسيله اندازه گيري جريان الکتريکي و طرز قرار دادن آن در مدار آشنا مي شوند.
هدفهاي جزئي
دانش آموز در حين درس با مفاهيم زير آشنا مي شوند :
1. با رسم مدار و ساختن آن مدار را در مدار مشخص مي کنند و با نيروي محرکه و مولد آشنا مي شوند.
2. با تعريف و مفهوم جريان و شدت جريان الکتريکي آشنا شده و رابطه آن را مي آموزند.
3. با آمپرسنج و نحوه قرار گرفتن آن در مدارآشنا مي شوند.
4. اختلاف پتانسيل دو سر لامپ و مولد را اندازه گيري کرده با هم مقايسه مي کنيم.
رفتار ورودي
از دانش آموزان انتظار داريم براي شروع درس جديد :
1. با تعريف رسانا و نارسانا آشنا باشند و بتوانند از آنها مثال بزنند.
2. با مفهوم الکترونهاي آزاد آشنا باشند.
3. با اختلاف پتانسيل و وسيله اندازه گيري آن آشنا باشند.
4. با ايجاد بار الکتريکي در کره رسانا آشنا باشند.
5. بتوانند اجزاي مدار را کنار هم قرار داده و مدار ساده اي بسازند.
ارزشيابي تشخيصي ( پرسشهاي ملاکي )
از دانش آموزان انتظار داريم به سؤالات زير پاسخ دهند :
1. مواد رسانا و نارساناي الکتريکي را تعريف کنند و مثال بزنند.
2. علت شارش بار الکتريکي چيست؟
3. مفهوم اختلاف پتانسيل چيست؟
4. مدار الکتريکي شامل چه قسمتهايي است؟
5. کره اي خنثي را داراي بار الکتريکي کنيد.
نتيجه
+ ، + ، + ، + ، +
تذکر:
اگر دانش آموزان به سؤالات ارزشيابي تشخيصي پاسخ بدهند، آماده يادگيري مفاهيم جديد مي باشند.
ادامه طرح درس فيزيك
نام درس: فيزيک(1) فصل سوم 3 موضوع: جريان الکتريکي
هدف کلي: آشنايي با جريان الکتريکي و کاربرد آن
مدت جلسه: 20 دقيقه
هدفهاي رفتاري (اهداف عملكردي)
در پايان درس از دانش آموزان انتظار داريم كه بتوانند:
1- مدار الكتريكي را به راحتي آماده و ولت سنج و آمپرسنج را در مدار به كار ببرند.
2- اختلاف پتانسيل و نيروي محركه مولد را اندازه گيري مي كند و پي به اختلاف اين دو مي برد.
3- شدت جريان الكتريكي و رابطه آن را مي داند.
4- ياد مي گيرد كه در تمام وسايل الكتريكي كه در حال كار كردن است حتماً بايد مدار الكتريكي بسته شده باشد تا جريان الكتريكي برقرار باشد.
ارائه درس (مراحل تدريس)
الف) در كلاس:
1- انجام امور مقدماتي (آرايش كلاس-حضور و غياب و...)
2- انجام ارزشيابي تشخيصي (دادن برگه هاي امتحاني جلسه قبل)
3- ايجاد انگيزه براي معرفي درس جديد
4- تشكيل گروه
5- طرح سؤال- (چرا با زدن كليد لامپ روشن مي ماند؟)
6- انجام فعاليت گروهي (آوردن مدار الكتريكي)
7- اندازه گيري جريان و اختلاف پتانسيل توسط دانش آموزان
8- خلاصه درس و جمع بندي روي تخته
9- پاسخ به روش طرح شده اوليه
10- انجام ارزشيابي پاياني (به صورت پرسش و پاسخ)
ب) خارج از كلاس (تعيين تكليف):
تحقيق 6و7 كتاب را انجام دهيد.
فعاليت دانش آموزان
پاسخ سؤالات برگه توسط دانش آموزان
دانش آموزان در هر گروه با هم به اندازه گيري جريان و اختلاف پتانسيل مي پردازند و نتيجه گيري كنند.
مواد آموزشي
كتاب
پوستر
تخته
آمپرسنج
ولت سنج
مولد
لامپ
روش تدريس
- حل مسأله
- پرسش و پاسخ
- كاوشگري
- همياري
ارزشيابي پاياني
1- كار مولد در مدار چيست؟
2- نيروي محركه مولد را تعريف كرده چگونه آن را اندازه گيري مي كنند.
3- مدار ساده اي رسم كنيد و آمپرسنج در مدار قرار داده و ولت سنج در دو سر مولد قرار دهيد.
4- شدت جريان مداري 4 آمپر و زمان عبور جريان 2 دقيقه است. مقدار بار عبور كرده از مقطع رسانا چند كولن مي باشد.
نقد و بررسي طرح شماره 1 در درس فيزيک (1)
شماره جلسه در طرح مشخص نيست. بهتر است مشخص شود اين درس چندمين جلسه ي تدريس در طول ترم يا سال است. همچنين تاريخ تدريس در بالاي جدول طرح درس نوشته شود.
طرح در مجموع خوب تنظيم شده است. از نظر نگارش، سازماندهي و اختصار بسيار خوب مي باشد. توجه به نکات زير موجب بهتر شدن طرح خواهد شد:
1- در ستون «رئوس مطالب» چهار موضوع فرعي قيد شده است، در حالي که در ستون هدفهاي جزئي، فقط سه هدف جزئي نوشته شده است. هدفهاي موضوع دوم و سوم در هم ادغام شده اند. اگر «شدت جريان الکتريکي» و «رابطه و يکاي جريان الکتريکي» مجموعاً يک موضوع واحد درسي هستند، بايد در هم ادغام شوند وگرنه، اهداف جزئي آنها نيز بايد از هم تفکيک شوند.
2- ستون هدفهاي رفتاري بهتر است بلافاصله بعد از هدفهاي جزئي نوشته شود؛ زيرا طراح بايد هر هدف جزئي را به يک يا چند هدف رفتاري تبديل کند و در مقابل آن بنويسد، تا مشخص شود که کدام اهداف رفتاري مربوط به کدام هدف جزئي است، اين عمل سبب مي شود که به طور منظم و سيستماتيک بتوان فعاليت هاي آموزشي را دنبال کرد.
در نظامهاي آموزشي غير متمرکز، آنجا که محتواي يکساني به معلمان داده نمي شود و معلم خود بايد بر اساس رفتار ورودي و نتايج ارزشيابي تشخيصي، اولين گام آموزشي خود را شروع کند، معمولاً تعيين رفتار ورودي و ارزشيابي تشخيصي قبل از تعيين اهداف در طراحي مورد توجه قرار مي گيرد. يعني در جدول تنظيم طرح درس ابتدا «رفتار ورودي» براساس «موضوع» پيش بيني مي شود، سپس «ارزشيابي تشخيصي» قيد مي گردد و بعد رئوس مطالب، اهداف کلي، جزئي و رفتاري درس مشخص مي شود. در همه ي موارد سعي شود اهداف رفتاري بعد از هدفهاي جزئي نوشته شوند.
3- هدفهاي رفتاري نوشته شده، نسبتاً خوب تنظيم شده اند؛ ولي فاقد معيار مي باشند. مثلاً در هدف شماره 1 قيد شده است که «جريان الکتريکي را تعريف کنند» آيا در چند جمله يا چند سطر بايد تعريف کرد؟ دقيقاً معين نشده است. اگردانش آموزي در يک جمله تعريف کرد و دانش آموز ديگري به دليل تسلط و مطالعه بيشتر، در چهار يا پنج سطر، معلم چگونه پاسخ اين دو را ارزيابي خواهد کرد؟ لذا در نوشتن هدفهاي رفتاري علاوه بر به کارگيري افعال رفتاري شرايط و معيار هر هدف بايد مشخص شود. مخصوصاً اگر معيار مشخص نشود، معلم در ارزشيابي دچار مشکل خواهد شد.
4- سعي شود براي هر هدف جزئي، چند هدف رفتاري نوشته شود. هدفهاي رفتاري نوع فعاليت دانش آموزان و نتايج يادگيري را معين مي کنند و موجب اطمينان بيشتري در دستيابي به اهداف آموزشي مي شوند، ضعيف ترين طرح، اين است که براي هر هدف جزئي يک هدف رفتاري بنويسيم.
5- رفتار ورودي و ارزشيابي تشخيصي خوب تنظيم شده است. فقط در نوشتن سؤال نيز نوع رفتار و معيار بايد دقيقاً مشخص شود.
6- مراحل تدريس بسيار خوب و خلاصه نوشته شده است؛ اما تنها به فعاليت هاي معلم اشاره شده است. بهتر است «تجارب يادگيري» يعني فعاليت هاي آموزشي دانش آموزان نيز نوشته شود. البته براساس الگوي معلم - مداري و آموزش مستقيم، نمي توان ايرادي بر طرح وارد کرد؛ اما اگر به رويکردهاي جديد تدريس توجه شود، همچنان که خود تنظيم کننده ي طرح اشاره به کار گروهي و آزمايش کرده است. بايد فعاليت هاي آموزشي بيشتر متوجه فعاليت هاي دانش آموزان شود تا معلمان.
7- روشهاي تدريس ذکر شده، روشهاي بسيار خوب و مؤثري هستند تنها ايرادي که بر طرح وارد است، اين است که روشهاي ذکر شده مانند، کاوشگري و همياري با مراحل تدريس يعني فعاليت هاي معلم، همخواني ندارند. در ستون مراحل تدريس، بيشتر آموزش مستقيم تداعي مي شود تا کاوشگري و همياري، در طراحي بايد تمام عناصر طرح با هم همخواني داشته باشند.
8- فعاليت هاي قيد شده براي دانش آموزان، فعاليت هاي خوب و مؤثري هستند، در نوشتن طرح سعي شود مراحل تدريس و فعاليت هاي دانش آموزان تحت عنوان «فعاليت هاي آموزشي» به شکل زير در دو ستون تقسيم شود:
الف- فعاليت هاي معلم (مراحل تدريس)
ب- فعاليت هاي دانش آموزان (تجارب يادگيري)
9- ارزشيابي پاياني نيز خوب تنظيم شده است، اگر سؤالي نوشته مي شود، بايد نوع رفتار و معيار آن نيز قيد گردد تا دانش آموزان ابهامي در پاسخ نداشته باشند.
10- بهتر است در جدول، ستوني تحت عنوان «فعاليت هاي تكميلي» در نظر گرفته شود و تكاليف خارج از كلاس به عنوان مكمل فعاليت هاي كلاس در آن دقيقاً نوشته شود. نوشتن «تكليف جلسه ي آينده در داخل كتاب» كافي نيست. دانش آموزان بايد دقيقاً بدانند كه معلمان از آنها چه كار يا وظيفه اي را انتظار دارند؛ اما سعي شود فعاليت هاي تكميلي خيلي وسيع و خسته كننده نباشد. مطالب نوشته شده طراح در طرح درس نمونه شماره 3 بازنويسي و ارائه شده است.
پنجشنبه بیستم دی 1386
طراحی آموزشی
شماره:
تاريخ:
نام درس:ادبيات 1
موضوع درس:تا هست عالمي تا هست آدمي
هدف كلي درس:آشنايي دانش آموزان با نمونه اي از آثار ادبي فارسي در کشورهاي همسايه
مدت جلسه:
عناوين فرعي يا رئوس مطالب
الف: لغات، مفاهيم و اصطلاحات تازه در شعر
ب: تشبيه در اشعار
ج: فارسي سرايان برون مرزي و داخلي
د: اهميت و علت جاودانگي زبان فارسي
هدفهاي جزئي
1 - دانش آموز با معني لغات و اصطلاحات تازه ي درس جديد آشنا شود.
2 - دانش آموز معني ابيات را بفهمد.
3 - دانش آموز تشبيه هايي را که در متن درس آمده است تشخيص دهد.
4 - دانش آموز به تشبيه هايي غير از آنچه در متن درس آمده است پي ببرد.
5 - دانش آموزان با شاعران فارسي سراي برون مرزي آشنا شود.
6 - دانش آموز با قالب نيمايي بيشتر آشا شود.
7 - دانش آموز با دکتر چمران و نمونه اي از آثار او آشنا شود.
8 - دانش آموز به اهميت زبان فارسي دري در بين کشورهاي همسايه پي ببرد.
9- دانش آموز به علت جاودانگي زبان فارسي پي ببرد.
هدفهاي رفتاري
پس از پايان آموزش از دانش آموز انتظار مي رود، با توجه به محتواي درس در کتاب ادبيات1 و مطالب مطرح شده در کلاس درس بتواند:
1- ابيات درس را بدون غلط بخواند.
2- لغات و اصطلاحات جديد درس را بيان کند.
3- ابيات دشوار درس را معني کند.
4- درس را با نثر روان در يک بند بنويسد.
5- تشبيه هاي موجود در ابيات درس را بيان کند.
6- شعري از يک کتاب غيردرسي انتخاب کند، و تشبيهات آمده در آن را بر روي کاغذ يادداشت نمايد.
7- دو تن از فارسي سرايان برون مرزي را نام ببرد.
8 - درباره عبيد رجب (شاعر تاجيکستاني) دو دقيقه صبحت کند.
9- دانش آموز خود را به جاي عبيد رجب قرار دهد و زبان فارسي را توصيف کند.
10 - قالب نيمايي را توضيح دهد و فوق آن را با ساير قالبها بيان کند.
11- درباره ي دکتر چمران ويژگيهاي شخصيتي او دو دقيقه صحبت کند.
12- مناجات دکتر چمران را بدون غلط بخواند.
13- معني مناجات دکتر چمران را با زبان خود بيان کند.
14- درباره اهميت زبان فارسي دري در کشورهاي همسايه نيم صفحه مطلب بنويسيد.
15- درباره علت جاودانگي زبان فارسي با ذکر دلايل توضيح دهد.
16 - خود را به جاي زبان فارسي دري قرار دهد و احساسش را بيان کند.
17 - قضاوت و نظر خود را نسبت به زبان فارسي بيان کند.
حيطه و سطح
شناختي - كاربرد
شناختي - دانش
شناختي - درک و فهم
شناختي - درک و فهم
شناختي - درک و فهم
شناختي - كاربرد
شناختي - دانش
شناختي - درك و فهم
شناختي - ترکيب
شناختي - درک و فهم
شناختي - درك و فهم
شناختي - دانش
شناختي - درك و فهم
شناختي- تركيب
شناختي - تجزيه و تحليل
شناختي- تركيب
شناختي- ارزشيابي
ادامه بررسي طرح شماره 1
پيش بيني رفتار ورودي
دانش آموز بايد مفهوم تشبيه، شعر قديم و شعر جديد کشورهاي برون مرزي را بداند.
ارزشيابي با تشخيص
1- تشبيه در شعر چيست؟ در چند جمله توضيح دهيد.
2- شعر قديم و جديد را با ذکر مثال با هم مقايسه کنيد.
3- آيا آشعار نيما جزو اشعار قديم است يا جديد؟ چرا؟ در دو سطر بنويسيد.
4- کشورهاي برون مرزي، چه کشورهايي هستند؟ سه نمونه را نام ببريد.
فعاليت هاي آموزشي
فعاليت معلم (تدريس)
- شروع کلاس، نام و ياد خداوند، سلام و احوالپرسي از دانش آموزان
- حضور و غياب و بررسي علل غيبت و دقت در حالات روحي و رواني دانش آموز و بررسي محيط کلاس
- اجراي ارزشيابي تشخيصي براي سنجش رفتار ورودي
- گروه بندي دانش آموزان
- پخش نوار تاجيکستاني جهت ايجاد تمرکز و پرسش از دانش آموزان
- پخش نوار پروفسور تاجيکستاني فوق تخصص زبان فارسي و نشان دادن تصوير او، صحبت در زمينه ي گسترش زبان فارسي
- توضيح در زمينه ي زبان فارسي دري و قالب نيمايي و طرح پرسش در زمينه ي تفاوتهاي آنها
- ارائه تمرين در زمينه لغات واصطلاحات جديد
- استفاده از روش بديعه پردازي در مورد معرفي عبيد و زبان فارسي
- هدايت دانش آموزان براي استخراج تشبيه هاي درس با استفاده از روش کارايي تيم
- هدايت دانش آموز جهت نقد و بررسي مطالب مطرح شده در کلاس
- هدايت دانش آموزان براي ايفاي نقش به جاي زبان فارسي
- هدايت دانش آموزان براي روشن سازي طرز تلقي خود با استفاده از روش اعضاي تيم
- دادن امتياز به فعاليت هاي دانش آموزان
- جمع بندي مطالب مطرح شده در کلاس
- معرفي چند کتاب از شاعران فارسي سراي برون مرزي و داخلي مانند نيما
- توضيح دادن در زمينه شخصيت شهيد چمران و خواندن مناجات ايشان
فعاليت دانش آموزان (تجارب يادگيري)
- توجه کردن و پاسخ دادن به سلام و احوالپرسي معلم
- توضيح علل غيبت و مشکلات دانش آموزان غايب
- گوش کردن و توجه به نوارهاي پخش شده
- پاسخ دادن به سؤالهاي معلم
- همکاري و اظهار نظر فعالانه در کلاس
- مطالعه دقيق شعر و ترجمه آن به نثر
- بحث و مذاکره با اعضاي گروه در زمينه مطالب مطرح شده
- اظهار نظر و قضاوت در زمينه ي مسائل مطرح شده
- انجام تمرينهاي ارائه شده در زمينه لغات و تشبيهات
- ايفاي نقش عبيد در مورد زبان فارسي
- تفکر، خلاقيت، استفاده از روش بديعه پردازي
- تفکر انتقادي و قضاوت در فرآيند بحث گروهي
- ايفاي نقش به جاي زبان فارسي - نقد و بررسي نقشهاي ايفا شده در قضاوت در مورد آن
- بيان مواضع و طرز تلقي خود با استفاده از روش اعضاي تيم
- اصلاح مواضع خود يا انتخاب گزينه نگرشي نهايي با توجه به بحث کلاس براساس دلايل روشن
- خلاصه کردن درس
- مطالعه کتابهاي غير درسي در زمينه شعر قديم و معاصر
- مطالعه آثار معرفي شده ي شاعران برون مرزي
- توجه به شخصيت شهيد چمران و خواندن مناجات ايشان
روش يا روشهاي تدريس
روش فعال يا رويکرد همياري
روش بديعه پردازي جهت ايجاد فرصت خلاقيت در دانش آموزان
روش کارآرايي تيم جهت همکاري دانش آموزان و ايجاد فرصت براي تفکر و مشورت
روش روشن سازي طرز تلقي براي رسيدن به اهداف نگرشي
روش پرسش و پاسخ
روش مباحثه، روش ايفاي نقش
روش توضيحي
رسانه ها و وسايل آموزشي مورد نياز
معلم، کتاب ادبيات 1، کتابهاي معرفي شده غير درسي، تخته سياه، گچ، تخته پاک کن ، نوار، ضبط صوت، تصوير، نقشه ي جغرافيايي، روزنامه ي ديواري، چارت کتابچه ي دست ساخته ي خود معلم، تابلوي معلم ساخته، سؤالهاي از قبل طراحي شده.
ارزشيابي پاياني
به صورت کتبي يا شفاهي انجام خواهد شد:
1. لغات و اصطلاحات جديد درس را بنويسيد.
2. ابيات داده شده را معني کنيد.
3. شعر را با نثر روان در يک بند بنويسيد.
4. تشبيه هاي موجود در شعر را بنويسيد.
5. ادبيات زبان فارسي را از زبان عبيد در دو سط تعريف کنيد.
6. قالب نيمايي را توضيح دهيد و فرق آن را با ساير قالبها در دو سطر بنويسيد.
7. معني مناجات شهيد چمران را در يک بند بنويسيد.
8. علت جاودانگي زبان فارسي را با ذکر دلايل در يک بند توضيح دهيد.
فعاليت هاي تکميلي
يکي از منابع معرفي شده مانند: سبوي تشنه، چشمه روشن، ديوان عبيد رجب، فرهنگ فارسي سرايان، ادبيات تاريخ تاجيک را مطالعه کنيد و خلاصه ي مطالعات خود را در دو صفحه بنويسيد و براي جلسه آينده به کلاس بياوريد.
شماره 2: طرح درس ارائه شده توسط دبير محترم
عنوان کتاب: ادبيات 1
موضوع درس: فرهنگ برهنگي و برهنگي فرهنگي
هدف کلي
آشنايي با ارزشهاي اجتماعي، فرهنگي و هنري و کارکرد ارزش ملي و مذهبي در نوع پوشش و حجاب
اهداف جزئي در قالب رفتاري
پس از پايان تدريس از فراگير انتظار داريم که :
1. تفاوت عمده ي ديدگاه غرب و فرهنگ اسلامي را درباره ي انسان بيان کند.
2. برخي از واژه ها و عبارات و ترکيبات مهم درس همچون، تمتّع، افراط، تفريط، مستهلک و ... «لباس خانه ي اول انسان است» و يا «لباس انسان، پرچم کشور وجود اوست» را به درستي معني نمايد.
3. بتواند متن درس را به روش مؤثر و القايي و بدون غلط بخواند.
4. اثر معروف ديگري درباره حجاب را نام ببرد.
5. با دکتر غلامعلي حداد عادل و هانس کريستين و اقبال لاهوري آشنا شده و اثري از آنها نام ببرد.
6. محتواي درس را در دو سطر خلاصه نمايد.
7. برخي آرايه ها نظير عکس را مشخص کند.
گزينش محتوا (رئوس مطالب)
1. تبيين جايگاه انسان از ديدگاه اسلام و جهان غرب.
2. معرفي دکتر حداد عادل به عنوان يکي از نويسندگان و متفکران معاصر و اندرسن، داستان نويس کودکان و نوجوانان.
3. آموزش پاره اي از واژه ها و ترکيبات و عبارات دشوار متن.
4. تقويت باورهاي اعتقادي دانش آموزان و برانگيختگي آنان در مسيرهاي بعد به ارزش ملي و مذهبي.
5. آشنايي با آثار نويسندگان ديگر درباره ي حجاب.
روش تدريس
با استفاده از «الگوي تفکر انتقادي» و روش « تفکر استقرايي» به طرحي کارول هملبرگ، که بر مبناي «پرسش و پاسخ» است انجام مي گيرد.
رسانه هاي آموزشي
علاوه بر تخته سياه و گچ کتابهايي نظير: فرهنگ برهنگي و برهنگي فرهنگي – مسأله ي حجاب شهيد مطهري، 44 قصه از کريستين اندرسن، زيور عفاف، ستار هدايت خواه و فيلم داستان کتاب
قبل از شروع درس
سلام و احوالپرسي، دقت در وضع جسمي و روحي، حضور و غياب و بررسي تکاليف (زمان 3 دقيقه)
فعاليت معلم
فعاليت دانش آموزان
ارزشيابي تشخيصي (آزمون رفتار ورودي)
فعاليت معلم
1. شعر متاع جواني و کدام قبله را از چند نفر مي پرسم با سؤالاتي نظير:
2. الف: منظور از «خانه ي استخواني» چيست؟
ب: منظور از «سرگرداني» چيست؟
3. ج: قالب شعر چيست؟
4. د: پسر کدام عمل پدر را نشانه ي عوض شدن قبله ي او دانسته است؟
5. ه: شعر متاع جواني از کيست؟
فعاليت دانش آموزان
دانش آموزان پاسخ مي دهند و با پاسخهايشان ارزشيابي شده و نمره مي گيرند.
5 دقيقه
آماده سازي و ايجاد انگيزه
فعاليت معلم
از آنجا که بر مبناي الگوي «تفکر انتقادي» دانش آموز را به طور عمودي دچار نوعي عدم تعادل نموده و در نتيجه فرآيند فکري او را نسبت به موضوع تعويض يا اصلاح مي نمايم و با نشان دادن تصاويري از نوع پوشش مردم در کتاب فرهنگ برهنگي ... و يا با طرح سؤالاتي نظير: فرهنگ چيست؟ فرهنگ و لباس چه ارتباطي با هم دارند؟ و پوشيدن لباس چه مزايايي دارد؟ آنها را به بحث و چالش مي کشانم و با هدايت پاسخها و با دلايل منطقي آنها را به سوي مبحث درس هدايت مي کنم.
فعاليت دانش آموزان
طبعاً دانش آموزان پاسخهاي متفاوتي ارائه مي نمايند.
5 دقيقه
ارائه درس جديد
فعاليت معلم
با نام خداي جهان آفرين درس را آغاز مي نمايم و ابتدا به طور مختصر آرايه ي عکس را توضيح مي دهم. سپس ساختار کلمه ي «فرهنگ» را با معاني مختلف آن بيان مي نمايم و پس از آن به رابطه ي فرهنگ با لباس مي پردازم. آنگاه به معرفي دکتر حداد عادل و سابقه ي فرهنگي او پرداخته و توضيحاتي کوتاه در مورد کريستين آندرسن مي دهم. در ادامه به مقايسه ديدگاه اسلام به انسان و همچنين طرز تلقي غريبان از انسان پرداخته و در ادامه با بيان داستان خياطان حيله گر توسط خود دانش آموز به برداشتهاي مختلف آنها گوش مي دهم و پس از آن با جمع بندي مطالب به هدف درس که همان پايبندي به ارزشها و تحکيم باروهاي اعتقادي است نزديک مي شوم. آنگاه از دانش آموزان مي خواهم که به روش روخواني به قرائت درس بپردازند و هر کدام بخشهايي را بخوانند و در حين خواندن در مورد پاره اي از واژه ها و ترکيبات و عبارات توضيح کافي مي دهم. در پايان منابعي را که بتوان در اين مورد از آنها بهره گرفت، معرفي نموده و به سؤالات احتمالي دانش آموزان پاسخ مي دهم و در مورد شعر اقبال و خود او نيز توضيحاتي مي دهم.
فعاليت دانش آموزان
پاسخهاي آنان را گوش مي دهم و به اصلاح پاسخها و برداشتهاي ناصواب مي پردازم.
10 دقيقه
جمع بندي (نتيجه گيري)
فعاليت معلم
از مباحث ياد شده اين نتيجه را مي توان برشمرد:
1- در اسلام به نيازهاي جسمي و روحي توأمان توجه شده است.
2- فرهنگ اسلامي معنويت را زير بناي وجود انسان مي داند.
3- لباس انسان هويت ملي و اعتقادي اوست.
4- آنچه امروز غرب به عنوان حجاب مطرح ساخته در حقيت نوعي بي حجابي است و زاده ي توهم و تفکر غريبان است که شرقيان نبايد ناآگاهانه تفکر و دنباله رو آنان شوند.
2 دقيقه
ارزشيابي پايان درس
فعاليت معلم
1. از داستان خياطان حقه باز، چه نکاتي را در مي يابيم؟
2. وظيفه ي ما در برابر اين تهاجم چيست؟
3. برداشت کلي از درس را بيان کنيد.
فعاليت دانش آموزان
با دقت در پاسخهاي دانش آموزان نقاط ضعف و قوت را در مي يابم.
2 دقيقه
تعيين تکليف
فعاليت معلم
از دانش آموزان مي خواهم که در جلسه ي آينده ضمن قرائت درس، به پرسشهاي کتاب پاسخ دهند. از يکي از کتابهاي معرفي شده مقاله اي تهيه کنند. يک دانش آموز داستاني از کتاب 44 قصه (چهل و چهار قصه) کريستين آندرسن را آماده کرده براي دانش آموزان بخواند.
1 دقيقه
فرصت سؤال يادداشت موارد پيش بيني نشده
فعاليت معلم
در اين قسمت به معرفي منابع پرداخته و به مواردي که احياناً پاسخ مي دهم، ضمناً به سؤالات امتحاني دانش آموزان جواب متناسب مي دهم.
2 دقيقه
نقد و بررسي طرح شماره 2:
اين طرح درس از ميان ساير طرح درسها، بسيار خوب تنظيم شده است، زيرا :
- به عناصر اصلي يک طرح درس و عوامل تأثيرگذار بر تدريس، توجه شده است.
- هدف کلي درس، خوب نوشته شده است و قابل فهم براي دانش آموزان مي باشد، ضمناً دانش و قابليتهاي نهايي دانش آموزان را به صراحت مشخص مي کند.
- اهداف رفتاري متناسب با هدف کلي درس نوشته شده اند.
- زمان فعاليت هاي آموزشي خوب تنظيم شده است.
انسجام طرح درس
اما اگر به موارد زير توجه شود، طرح درس از انسجام و دقت بيشتري برخوردار خواهد شد:
1- هميشه در نوشتن هدفها ابتدا موضوع اصلي درس را مشخص کنيد و سپس در صورت نياز، عناوين فرعي يا رئوس مطالب را بنويسيد.
2- براساس عنوان اصلي درس، هدف کلي نوشته شود و براساس عناوين فرعي، هدفهاي جزئي يا مرحله اي درس، تنظيم گردد. در طرح درس حاضر، عنوان «اهداف جزئي در قالب اهداف رفتاري» عبارتي نادرست است. اهداف جزئي هرگز در قالب اهداف رفتاري تعيين نمي شوند. اهداف جزئي، نوعي از اهداف هستند که زيرمجموعه ي هدف کلي مي باشند، به همين دليل در نوشتن آنها از افعال کلي استفاده مي شود. براي مشاهده و اندازه گيري آنها، بايد تجزيه و تبديل به هدفهاي رفتاري شوند، در غير اين صورت قابل دستيابي نخواهند بود.
3- عنوان [ گزينش محتوا (رئوس مطالب) ]، گنگ و نامفهوم است، آيا گزينش محتوا با رئوس مطالب يکي است؟ رئوس مطالب يعني عناوين فرعي درس. بهتر است لفظ «گزينش محتوا» در اين قسمت طرح حذف شود و ستون «رئوس مطالب» به ستون دوم يعني محل، «هدفهاي رفتاري» جابه جا شود.
4- روش تدريس، بسيار خوب انتخاب شده است؛ اما با مطالبي که در ستون «فعاليت معلم» نوشته شده است، هماهنگي ندارد. چنان که در ستون «ارائه درس جديد» فعاليت هاي ذکر شده براي معلم گوياي « آموزش مستقيم» و «معلم – مدار» بودن است. در فعاليت هاي ستون «آماده سازي و ايجاد انگيزه» بحث از عدم تعادل و ايجاد چالش و تعامل در کلاس درس و تفکر انتقادي شده است. در چنين رويکردي، معلم انتقال دهنده ي اطلاعات نيست، بلکه راهنما و جهت دهنده ي فعاليت هاي آموزشي است. در حالي که فعاليت هاي ذکر شده براي معلم مؤيّد عکس چنين رويکردي است.
5- سؤالهاي ارزشيابي تشخيصي (سنجش رفتار ورودي) تناسبي با موضوع و هدف درس ندارد. رفتار ورودي، در واقع مفاهيم پيش نياز درس جديد هستند که براي درک و فهم درس لازم و ضروري مي باشند. به نظر نمي رسد که سؤالهاي مطرح شده تناسبي با «فرهنگ برهنگي و ...» داشته باشند. رفتار ورودي الزاماً به معناي درس قبلي نيست.
در ستون «آماده سازي و ايجاد انگيزه» مطالب خوبي نوشته شده است. اي کاش معلم عزيز با طرح سؤال و ايجاد عدم تعادل، دانش آموزان را به تفکر و کاوش وادار مي کرد و سپس در اين وضعيت آنها را به چند گروه تقسيم مي نمود و به صورت مشارکتي به پژوهش و ارائه نظرات و ديدگاههاي خود هدايت مي کرد.
6- يکي از نکات قابل توجه در طرح اين است که در ستون «فعاليت هاي دانش آموزان» طراح به جاي فعاليت هاي آموزشي دانش آموزان، وظايف و فعاليت هاي معلم را ذکر مي کند؛ مثلاً در قسمت «ارائه درس» در ذيل «فعاليت دانش آموزان» نوشته شده است: «پاسخهاي آنان را به دقت گوش داده و به اصلاح پاسخها و برداشتهاي ناصواب مي پردازم».
در طرح درس نمونه شماره 2، تلاش شده است عيناً مطالب طرح درس معلم، با اندک تغيير و اظهار نظري مجدداً بازنويسي شود. اميد است که راهنمايي مناسب براي ساير معلمان عزيز باشد.
پنجشنبه بیستم دی 1386
طراحی آموزشی
بخش دوم
بررسي و نقد طرح درسهاي ارائه شده در جشنواره سراسري سال 82
مقدمه
بخش دوم اين مجموعه به بررسي و ارزشيابي برخي از طرح درسهاي تنظيم شده در سه درس ادبيات، فيزيک و رياضيات سال اول دربيرستان که توسط دبيران محترم اين دروس در استانهاي مختلف ايران تنظيم شده اند، اختصاص يافته است.
بدين ترتيب که در ابتدا نمونه طرح درس تنظيم شده توسط دبير محترم عيناً ارائه شده است سپس به نقد و بررسي آن طرح درس پرداخته شده و بعد يک نمونه بازنويسي شده، آمده است. ضمن ارج نهادن به زحمات و تلاشهاي همکاران بزرگوار متذکر مي گردد که در اين بررسي هرگز درصدد نيستيم يک الگوي ثابت براي نگارش و تنظيم طرح درس ارائه دهيم؛ اما معلمان و طراحان گرانقدر بايد به اين مسأله توجه داشته باشند که طرح درس، شرح مفصل و سناريوي تدريس نيست، بلکه چارچوب پيش بيني شده اي است که معلم بايد براساس آن فعاليت هاي آموزشي را در کلاس درس دنبال کند. تدريس بدون برنامه اي از قبل طراحي شده، کاري کورکورانه و طراحي بدون اجرا، فعاليتي بي ثمر است که تنها زينت بخش صفحات کاغذ خواهد بود.
تفاوت بين معلم متخصص با تجربه و کارآمد و معلم غير متخصص و بدون تجربه، اين است که معلم متخصص با تجربه قبل از آموزش، در زمينه فعاليت هاي آموزشي مي انديشد و عناصر دخيل و تأثير بر آن را مورد بررسي قرار مي دهد و سعي مي کند که از مجموعه امکانات در فرآيند ياددهي – يادگيري، بهره گيري مناسب داشته باشد؛ اما معلم غيرمتخصص و بي تجربه بدون انديشيدن به نتايج و فرآيند فعاليت و بهره جويي بهينه از امکانات، شروع به تدريس مي کند.
طرح درس، راهنماي معلم و چارچوبي منظم و سازماندهي شده براي رخدادهاي آموزشي است. در يک طرح درس خوب تنظيم شده، حداقل بايد عناصر و سازه هايي همچون: موضوع درس، رئوس مطالب يا عناوين فرعي درس، هدف کلي، اهداف جزئي و رفتاري، رفتار ورودي دانش آموزان، ارزشيابي تشخيصي، فعاليت آموزشي، روش تدريس، وسايل آموزشي مورد نياز، شيوه ي ارزشيابي پاياني و فعاليت تکميلي مورد بررسي و توجه قرار گيرند. طرح درس بايد به گونه اي تنظيم شود که حتي معلم مبتدي، بتواند با يک نگاه فعاليت هاي آموزشي خود را در کلاس درس دنبال کند.
نقد و بررسي طرح درسهاي مربوط به درس ادبيات فارسي (2)
شماره 1: طرح درس ارائه شده توسط دبير محترم
عنوان کتاب : ادبيات 1
موضوع درس : تا هست عالمي، تا هست آدمي
اهداف کلي
- آشنايي با نمونه اي از آثار ادبي فارسي در کشورهاي همسايه (تاجيکستان) و پرورش قوه خلاقيت و ايجاد روحيه همکاري و فرصت تفکر در دانش آموزان.
- آشنايي با جلوه هاي تاريخي و اجتماعي ادبيات فارسي برون مرزي.
- آشنايي با برخي از فارسي سرايان برون مرزي (عبيد رجب).
اهداف جزئي
- دانش آموز با شاعران فارسي سراي برون مرزي (تاجيک) آشنا شود.
- دانش آموز به اهميت زبان فارسي دري در بين کشورهاي همسايه پي ببرد.
- دانش آموز با عبيد رجب و نمونه اي از اشعارش آشنا شود.
- دانش آموز با قالب نيمايي بيشتر آشنا شود.
- دانش آموز معني ابيات را بفهمد.
- دانش آموز تشبيه هايي را که در متن درس آمده، تشخيص دهد.
- دانش آموز به تشبيه هايي غير از آنچه که در متن درس آمده پي ببرد.
- دانش آموز با دکتر چمران و نمونه اي از آن آشنا شود.
- دانش آموز با شاعران فارسي سراي برون مرزي (تاجيک) آشنا شود.
- دانش آموز به اهميت زبان فارسي دري در بين کشورهاي همسايه پي ببرد.
- دانش آموز با عبيد رجب و نمونه اي از اشعارش آشنا شود.
- دانش آموز با قالب نيمايي بيشتر آشنا شود.
- دانش آموز معني ابيات را بفهمد.
- دانش آموز تشبيه هايي را که در متن درس آمده، تشخيص دهد.
- دانش آموز به تشبيه هايي غير از آنچه که در متن درس آمده پي ببرد.
- دانش آموز با دکتر چمران و نمونه اي از آن آشنا شود.
پيش بايسته ها
- دانش آموز با ادبيات فارسي برون مرزي آشنايي داشته باشد.
- دانش آموز چند شاعر فارسي سراي برون مرزي را نام ببرد.
- دانش آموز در مورد زبان فارسي دري اطلاعاتي داشته باشد.
- دانش آموز در مورد قالب نيمايي اطلاعاتي داشته باشد.
- دانش آموز درآمد بر ادبيات فارسي برون مرزي را ياد گرفته باشد.
- دانش آموز با محمد اقبال لاهوري و آثار و تفکرات او آشنا باشد.
- دانش آموز با محمد ابراهيم صفا معاصر افغانستاني و آثار و افکار او آشنا باشد.
- دانش آموز عوامل اتحاد، وحدت و مليّت را بداند.
ارزشيابي تشخيص
بايد متوجه شد که دانش آموز تا چد حد به سؤالات زير پاسخ مي دهد تا بتوان اولين گام تدريس را مشخص کرد.
- حوزه گسترش زبان فارسي قبلاً از کجا تا کجا بوده و اکنون چه تحولاتي پيدا کرده است؟
- زبان فارسي دري چيست؟
- چند شاعر فارسي سراي برون مرزي را نام ببرد؟
- آيا درباره شخصيتهايي چون اقبال لاهوري و محمدابراهيم صفا مي تواند توضيح دهد؟
- آيا ابيات درس بيست و سوم از اقبال و لاله آزاد از محمد ابراهيم صفا را مي تواند معني کند؟
- آيا اطلاعاتي درباره شاعر تاجيک (عبيد رجب) دارد؟
- آيا درباره قالب نيمايي مي تواند توضيحاتي دهد؟
- آيا درباره دکتر چمران مي توان توضيحاتي دهد؟
طراحي هندسي کلاس
دانش آموزان پس از گروه بندي (با توجه به امکانات کلاسي)، اگر صندلي باشد به شکل هندسي u طراحي مي شود و اگر ميز و نيمکت باشد به شکل آزمايشگاهي.
گروههاي يادگيري در کلاس
گروههاي يادگيري را با استفاده از کارتهاي رنگي، به شکل تصادفي به گروههاي ناهمگن تقسيم مي کنيم (يعني قوي و ضعيف باهم، در يک گروه باشند). تعداد افراد هر گروه بستگي به تعداد دانش آموزان دارد؛ مثلاً اگر 12 نفر باشد به سه گروه 4 نفره.
رسانه هاي آموزشي
معلم - کتاب ادبيات - تخته - گچ - تابلو پاک کن - نوار - ضبط صوت - تصوير - نقشه جغرافيايي - روزنامه ديواري - چارت - نقاب - طراحي - کتابچه (دست ساخته خود معلم) - محيط تعاملي - تابلو معلم ساخته - سؤالات از قبل طراحي شده.
انتخاب روش
- روش فعال با رويکرد همياري
- روش بديعه پردازي جهت شکوفا کردن قوه خلاقيت در دانش آموزان و ايجاد فرصت تفکر
- روش کارآيي تيم جهت همکاري دانش آموزان و ايجاد فرصت براي تفکر و مشورت
- روش روشن سازي طرز تلقي براي رسيدن به اهداف نگرشي
- روش پرسش و پاسخ
- روش نمايشي
- روش مباحثه
- روش ايفاي نقش
- روش توضيحي
فرآيند ياددهي - يادگيري
فعاليت هاي مربوط به معلم-فعاليت هاي مربوط به دانش آموزان
- شروع کلاس با نام و ياد خداوند سبحان
- سلام احوالپرسي
- توجه به نکات اخلاقي و ارزشهاي اسلامي
- دقت در حالات روحي و رواني دانش آموزان و بررسي محيط کلاس
- گروه بندي دانش آموزان به گروههاي ناهمگن و طراحي گروهها به شکل هندسي u و نامگذاري گروهها به نام شاعران فارسي سراي برون مرزي مانند اقبال لاهوري، عبيد رجب، محمدابراهيم، صفا و بيدل دهلوي-- پاسخ دانش آموزان و سلام متقابل آنها
- توجه نمودن به دانش آموزان
- پاسخ دانش آموزان
- گفتن مشکلات احتمالي از سوي دانش آموزان
- همکاري فعالانه دانش آموزان
اجراي ارزشيابي ورودي
چند سؤال در ارتباط با پيش بايسته ها و درس گذشته از گروهها پرسيده مي شود و چند سؤال هم از درس جديد پرسيده مي شود، جهت تعيين اولين گام آموزش
- پخش نوار تاجيکستاني جهت تمرکز و ايجاد انگيزه در دانش آموزان و به کار بستن روش پرسش و پاسخ
- آشنا نمودن دانش آموزان با حوزه گسترش زبان فارسي با استفاده از نقشه جغرافيايي و روش پرسش و پاسخ
- پخش نوار پروفسور تاجيکستاني که فوق تخصص زبان فارسي است و نشان دادن عکس او-- پاسخ دانش آموزان به سؤالات معلم و دادن نمره توسط معلم به آنها ( به شکل گروهي) و تشويق يا احياناً ايجاد آگاهي در دانش آموزان
توجه دانش آموزان به نوار پخش شده و وادار نمودن آنان به تفکر و شرکت در پرسش و پاسخ
شرکت فعالانه دانش آموزان
توجه دانش آموزان به نوار پخش شده
همکاري فعالانه معلم و شرکت در پرسش و پاسخ
لغات و اصطلاحات جديد درس را با کمک معلم با استفاده از تابلو معلم ساخته بيان مي کنند.
- براي پرورش قوه خلاقيت و ايجاد فرصت تفکر از روش بديعه پردازي استفاده مي شود. و از دانش آموزان خواسته مي شود (که قبل از خواندن از روي درس) خود را به جاي عبيد قرار دهند و بگويند زبان فارسي مثل چيست و آنها، آن را به چه تشبيه مي کنند؟
- از روي شعر با کمک دانش آموزان خوانده مي شود.
- از گروهها خواسته مي شود با استفاده از روش کارآيي تيم تشبيه هاي درس را پس از بحث و تبادل نظر استخراج کنند.
- براي ايجاد حس انتقادگري و پرسشگري در دانش آموزان از ساير گروهها خواسته مي شود مطالب مطرح شده را نقد کنند.
- جهت پرورش قوه خلاقيت و ايجاد فرصت تفکر، از روش بديعه پردازي استفاده مي شود و از گروهها خواسته مي شود خود را به جاي زبان فارسي قرار دهند و احساسات خود را بيان کنند.
- از گروههاي ديگر خواسته مي شود که صحبتهاي دوستانشان را نقد کنند.
- براي رسيدن به اهداف نگرشي از روش اعضاي تيم و روشن سازي طرز تلقي استفاده مي شود و به گروهها، چند گزينه نگرشي داده مي شود و خواسته مي شود پس از بحث و تبادل نظر نگرش انتخابي گروه را بيان مي کند.
- از گروهها خواسته مي شود صحبتهاي دوستان خود را نقد کنند.
- جمع بندي درس توسط معلم با استفاده از روش پرسش و پاسخ
- از يکي از دانش آموزان خواسته مي شود درس را خلاصه کند.
- انجام ارزشيابي پاياني
- سؤالات کتبي به دانش آموزان داده مي شود تا به شکل گروهي پاسخ دهند.
- بررسي ارزشيابي پاياني توسط معلم، اگر وقت بود در کلاس و گرنه در منزل بررسي شود.
- رفع اشکال دانش آموزان
- معرفي چند کتاب از شاعران فارسي سراي برون مرزي به دانش آموزان
- چون سبوي تشنه - چشمه روشن
- ديوان عبيد رجب - فرهنگ فارسي سرايان
- تاريخ ادبيات تاجيک
- دادن تکاليف تحقيقي و پژوهشي در ارتباط با شاعران فارسي سراي برون مرزي به دانش آموزان
- دادن توضيحاتي پيرامون زندگينامه دکتر چمران و خواندن مناجات ايشان-دانش آموزان به شکل گروهي فکر مي کنند و به بحث و تبادل نظر مي پردازند و تفکرات خود را بيان مي کنند.
- همکاري دانش آموزان
- دانش آموزان پس از کارگروهي و بحث و تبادل نظر تشبيهات را استخراج مي کنند.
- گروهها به نقد مطالب دوستان خود مي پردازند.
- گرفتن امتيازاز سوي معلم
- گروه پس از بحث و تبادل نظر خود را به جاي زبان فارسي قرار مي دهند و احساسات خود را بيان مي کنند
- گروهها صحبتهاي دوستان خود را نقد مي کنند و از سوي معلم امتياز مي گيرند
- دانش آموزان درباره گزينه هاي نگرشي به بحث تبادل نظر مي پردازند و سپس گزينه نهايي را با ذکر دليل بيان مي کنند
- گروهها به نقد صحبتهاي دوستان خود مي پردازند و امتياز مي گيرند.
- کمک دانش آموزان به معلم
- خلاصه کردن درس توسط يکي از دانش آموزان
- پاسخ دانش آموزان پس از فعاليت و بحث گروهي
- ورق زدن کتابها توسط دانش آموزان و آشنايي هرچه بيشتر آنان با اين بزرگان و آثار آنان و استفاده از آنها براي تکاليف خارج از کلاس
- موظف شدن دانش آموزان جهت انجام آن تکاليف
- توجه دانش آموزان و گفتن مناجاتهايي از سوي دانش آموزان
ارزشيابي پاياني
در پايان ارائه درس، سؤالاتي درباره درس جديد از دانش آموزان پرسيده مي شود تا به ميزان آموخته هاي آنان پي برده شود؛ همانند:
- درباره حوزه گسترش زبان فارسي توضيح دهند؟
- ابياتي از درس را معني کنند؟
- درباره عبيد رجب توضيحات کاملي بدهند؟
- قالب نيمايي را بيان کنند و تفاوتش را با ساير قالبها توضيح دهند؟
- درباره ي زبان فارسي دري توضيح دهند؟
- تشبيه هاي به کار رفته در درس را بيان کنند؟
- درباره دکتر چمران توضيحاتي بدهند؟
فعاليت هاي تکميلي
دانش آموزان :
- درباره علت جاودانگي زبان فارسي دري پژوهش کنند و آن را در قالب يک مقاله به کلاس بياورند (مقاله هاي برتر از طرف معلم مورد تقدير قرارمي گيرند).
- کتابچه هايي تهيه کنند، سپس درباره شاعران فارسي برون مرزي پژوهش کنند و نتيجه پژوهش را در اين کتابچه ها بنويسند و تحويل معلم دهند.
- نمونه هايي از اشعار شاعران فارسي برون مرزي را جمع آوري کنند و به کلاس بياورند.
- درباره ي زندگي و آثار دکتر چمران پژوهش کنند و آن را در قالب مقاله يا روزنامه ديواري به کلاس بياورند.
نقد و بررسي طرح شماره ي 1
ضمن تشکر از زحمات طراح محترم و آرزوي موفقيت در تمام مراحل زندگي، توجه به نکات زير مي تواند در غني سازي عمل طراحي و فعاليت هاي ياددهي - يادگيري مؤثر باشد:
1- هدف کلي :
هدف کلي قابليت و مهارتي است که دانش آموز بايد در پايان يک فعاليت آموزشي از خود نشان دهد. اين قابليت يا مهارت، بايد در يک جمله و به صورت کلي بيان شود. بنابراين، از ذکر مسائل جزئي و ريز در هنگام نوشتن آن پرهيز شود؛ زيرا بعداً هدف کلي به هدفهاي زيرمجموعه و ريزتر تحت عنوان هدفهاي جزئي تجزيه خواهد شد. به نظر مي رسد در اين طرح درس نوشتن عبارت «آشنايي با نمونه اي از آثار ادبي فارسي در کشورهاي همسايه» کفايت کند. ضمناً اگر هدف آشنايي با نمونه اي از آثار ادبي فارسي در کشور تاجيکستان جايز نخواهد بود؛ اما عبارت «کشورهاي همسايه» را نوشت، هدف کلي درس دقيقاً مشخص شود. نوشتن دو هدف جزئي ديگر مانند: «آشنايي با جلوه هاي تاريخي و اجتماعي ادبيات برون مرزي» و «آشنايي با برخي از فارسي سرايان برون مرزي» همراه با هدف کلي ضرورتي ندارد. اين دو هدف بهتر است در قسمت هدفهاي جزئي نوشته شوند.
2- اهداف جزئي بسيار خوب نوشته شده است.
3- در نوشتن اهداف رفتاري بهتر است به نکات زير توجه شود:
الف- عبارتي که در ابتداي اهداف رفتاري نوشته شده است، بايد اصلاح شود؛ زيرا از نظر ساختاري درست به نظر نمي رسد. هدفهاي رفتاري، قابليتها و مهارتهاي قابل مشاهده و اندازه گيري هستند که دانش آموزان بايد در فرآيند آموزش و پايان يک فعاليت آموزشي از خود نشان دهند. هرگز نبايد هدفهاي رفتاري را به صورت سؤال نوشت. سؤال، وسيله اي است براي سنجش تحقق يا عدم تحقق هدفهاي رفتاري بنابراين بهتر است قبل از نوشتن هدفهاي رفتاري عبارتهاي زير نوشته شوند :
«پس از پايان آموزش از دانش آموز انتظار مي رود، با توجه به محتواي کتاب ادبيات (1) و مطالب مطرح شده در کلاس درس بتوانند:»
ب- هدفهاي رفتاري نوشته شده در طرح نسبت به نوشته هاي ساير طرح درسها، خوب نوشته شده است؛ اما در هيچ کدام از آنها «معيار» مشخص نشده است.
رفتارگرايان معتقدند که هدف رفتاري بايد داراي سه ويژگي باشد:
1- نوع رفتار دقيقاً مشخص باشد.
2- شرايط انجام رفتار دقيقاً مشخص باشد.
3- معيار يا درجه رفتار دقيقاً معين شده باشد.
دو ويژگي اول و دوم در اهداف رفتاري اين طرح وجود دارد؛ زيرا جمله اي که در ابتداي اهداف رفتاري نوشته شده است، مبيّن شرايط رفتار مي باشد. افعالي که در نوشتن هدفهاي رفتاري مورد استفاده قرار گرفته اند، تماماً فعلهاي رفتاري هستند؛ اما هيچ يک از هدفها داراي معيار نمي باشند؛ مثلاً نوشته شده است: «حوزه ي گسترش زبان فارسي را توضيح دهد». يا «چند تن از فارسي سرايان برون مرزي را نام ببرد». در اين دو هدف مشخص نشده است که چقدر توضيح دهد، و يا چند تن را نام ببرد. آيا يک سطر، دو سطر يا ده سطر؟! و يا در هدف دوم، يک، دو يا ده نفر؟! معيار دقيقاً بايد مشخص شود. هر اندازه معيار هدفهاي رفتاري مشخص تر باشد، ارزشيابي و قضاوت معلم در مورد يادگيري دانش آموزان و تحقق اهداف مورد نظر دقيق تر و معتبرتر خواهد بود.
ج- اهداف رفتاري از نظر سلسله مراتب خوب سازماندهي و منظم نشده است. خواننده نمي داند که کدام هدف رفتاري مربوط به کدام هدف جزئي است. طراح، معمولاً بايد به طور منظم با توجه به سلسله مراتب اهداف، براي هر هدف جزئي يک يا چند هدف رفتاري بنويسد؛ مثلاً اولين هدف جزئي نوشته شده در طرح عبارت «دانش آموز با شاعران فارسي سراي برون مرزي آشنا شود» مي باشد؛ به همين ترتيب هدفهاي رفتاري مربوط به اين هدف نيز بايد جزو اولين هدفهاي رفتاري نوشته شود، در حالي که اولين هدف رفتاري نوشته شده هيچ ربطي به هدف جزئي فوق ندارد. لذا طراحان عزيز بايد توجه کنند که ؛ پس از نوشتن اهداف جزئي و رفتاري، بايد با توجه به سلسله مراتب کليه اهداف را منظم و مرتب کنند.
د- بيان «احساس» و «نگرش» چنان که در دو هدف رفتاري آمده است، نمي تواند در حيطه ي شناختي باشد. بلکه نگرش و احساس در حيطه ي عاطفي هستند. طراح نيز به اين نکته اشاره کرده است؛ اما بايد توجه شود، احساس يا نگرش را نمي توان با کلمات بيان شده ارزيابي کرد. چنان که با تعريف يا ذکر مفاهيم اخلاقي نمي توان اخلاق فرد را سنجيد.
4- بهتر است به جاي عبارت «پيش بايسته ها» عبارت «رفتار ورودي» يا «پيش نياز درس» نوشته شود، چون متداول و قابل فهم تر براي ديگران است.
نوشته هاي اين قسمت اشتباه مي باشد. طراح به جاي پيش بيني پيش نياز درس يا رفتار ورودي دانش آموزان، يعني آن قسمت از دانش و دانسته هاي قبلي دانش آموزان که براي فهم درس جديد ضرورت دارند. مجدداً به بيان اهداف يا نتايج يادگيري درس جديد پرداخته است.
5- طراح در قسمت «ارزشيابي تشخيصي» نيز اشتباه بالا را تکرار کرده است. ارزشيابي تشخيصي يعني سنجش رفتار ورودي دانش آموزان. بنابراين سؤالها در ارزشيابي تشخيصي بايد از رفتار ورودي پيش نياز درس طرح شوند، نه از درس جديد. در صورت تشخيص ضعف مفاهيم پيش نياز، قبل از شروع آموزش درس جديد، معلم بايد ابتدا مفاهيم پيش نياز را ترميم کند، مخصوصاً در دروسي که مفاهيم با هم ارتباط تسلسلي دارند.
6- بحث طراحي هندسي کلاس، گروههاي يادگيري در کلاس و انتخاب رسانه ها و روش تدريس بسيار خوب نوشته شده است.
7- قسمت فرآيند ياددهي - يادگيري يا فعاليت هاي آموزشي خوب تنظيم شده است.
طرح، نشان دهنده ي اين واقعيت است که معلم با رويکردهاي جديد تدريس آشنايي دارد؛ اما براي بهتر کردن اين قسمت به نکات زير توجه شود :
الف- فعاليتها خلاصه و تيتروار نوشته شوند.
ب- از تکرار مطالبي که در قسمتهاي قبلي نوشته شده است، پرهيز شود؛ مثلاً جمله ي «براي پرورش قوه ي خلاقيت و ايجاد فرصت تفکر از روش بديعه پردازي استفاده مي شود». اين عبارت در قسمت «روش تدريس» ذکر شده و نيازي به تکرار آن نيست. يا در صفحه 59 نوشته شده است که «براي رسيدن به اهداف نگرشي از روش اعضاي تيم و روشن سازي طرز تلقي استفاده مي شود». اولاً اين عبارت هماهنگي و همسويي با بقيه مطالب به ويژه اهداف رفتاري درس ندارد، در اهداف رفتاري نوشته شده، نويسنده هيچ گونه هدف نگرشي را قيد نکرده است، و ثانياً ذکر روش بهتر است در ستون «انتخاب روش تدريس» آورده شود.
8- در قسمت ارزشيابي پاياني، طراح بايد نوع و روش ارزشيابي را مشخص کند، پس از مشخص کردن نحوه ي ارزشيابي، سؤالهاي خود را براساس هدفهاي رفتاري در اين قسمت بنويسد. سؤالها نبايد خارج از اهداف مورد نظر طرح شوند؛ زيرا ارزشيابي پاياني يک درس به اين منظور پيش بيني و نوشته مي شود که مجري يا معلم مي خواهد از ميزان تحقق اهداف در نظر گرفته شده، آگاه شود و براساس نکات ضعف، «فعاليت هاي تکميلي» يا «تکاليف» خارج از کلاس درس را براي دانش آموزان مشخص نمايد. در طرح درس ضميمه شده، سعي شده است مفاهيم ارائه شده ي طراح در قالب زير به عنوان يک طرح نمونه ارائه شود.
پنجشنبه بیستم دی 1386
طراحی آموزشی
گام چهارم : تحليل و تعيين نظام ارزشيابي
لازم است دانش آموزان از ابتدا معيارها و امکاناتي را که به وسيله ي معلم در فرآيند ارزشيابي و نمره دادن به کار گرفته مي شود، بدانند خيلي از ترسهايي که دانش آموزان در فرآيند ارزشيابي دارند به علت عدم آگاهي آنها از معيارها و نحوه ي ارزشيابي معلمان است. معيارها بايد در اولين فرصت مناسب به طور واضح و روشن در اختيار دانش آموزان گذاشته شود. تاريخ ارزشيابي نيز از ابتداي آموزش بايد مشخص گردد تا به دانش آموزان امکان داده شود که خود را براي ارزشيابي آماده کنند.
سؤالها بايد متناسب با اهداف و فعاليت هاي آموزشي باشد. براي طرح سؤالهاي خوب و مناسب و استفاده ي مؤثر و بجا از آنها، معلم نمي تواند فقط بر روي کلمات و جملاتي که همان لحظه در کلاس به ذهنش مي رسد، تکيه کند. البته بيان چنين مسأله اي به اين معنا نيست که با توجه به شرايط و لحظات خاص هيچ سؤالي طرح نشود و يا سؤالي که در طرح درس يادداشت شده بايد تنها سؤال مطرح شده در کلاس درس باشد، بلکه منظور اين است که معلم قبل از اجراي فعاليت هاي آموزشي، با توجه به اهداف تعيين شده، نحوه ي ارزشيابي و چگونگي سنجش تحقق هدفهاي آموزشي را تحليل و تعيين نمايد.
سؤالهاي ارزشيابي بايد داراي ويژگيهاي زير باشند :
الف- واضح و روشن باشند.
ب- از واژگان معمول استفاده شود.
ج- محرکي براي انديشيدن و يادگيري باشد.
براي به حداکثر رساندن اثربخشي ارزشيابي، معلم بايد سؤالها را به دقت و با توجه به مقاصد زير طرح نمايد:
1. علاقه دانش آموزان را نسبت به درس برانگيزد.
2. بين دانش آموزان و معلم ارتباط برقرار کند.
3. توجه دانش آموزان را به نکات اصلي و مفاهيم مهمي که بايد به خاطر سپرده شوند، جلب کند.
4. سبب شود که دانش آموزان ضمن تجزيه و تحليل مسائل براي پاسخگويي، اصول و قواعد مورد لزوم را به کار گيرند و کاربرد مفاهيم را بياموزند.
5. در دانش آموزان احساس اعتماد به نفس و موفقيت را برانگيزد تا با انگيزه ي بيشتر به مطالعات و فعاليت هاي يادگيري بپردازند.
6. قابليت سازماندهي افکار و سخن گفتن مؤثر را به دست آورند.
7. دانش آموزان را وادار کنند که فکر نمايند نه آن که الگوي تفکر معلم يا نويسندگان کتاب را دنبال کنند.
8. به واسطه فعاليتها و مسؤوليتهاي گروهي در کلاس درس فضاي همکاري ايجاد کنند.
9. آزاد انديشي در يادگيري را تقويت کند.
10. اثر بخشي تدرس را ارزيابي کند و پيشنهادهاي ارزشمندي براي به کارگيري روشهاي بهتر ارا ئه دهد.
11. نکات ضعف و قوت دانش آموزان را در فرآيند رسيدن به اهداف آموزشي نشان دهد.
12. دانش آموزان را به فعاليت مستمر، وادار نمايد.
با توجه به تأثير مثبتي که ارزشيابي بر روي يادگيري دانش آموزان در سطوح مختلف حيطه ي شناختي دارد، معلم بايد فنون و روشهايي را به کارگيرد که بتواند سؤالهاي اثربخش و مناسبي طرح کند. براي طرح سؤالهاي مؤثر به ويژه در ارزشيابي هاي شفاهي بايد به نکات زير توجه شود:
1– براي چه هدفي سؤال طرح شده است؟
سؤالها بايد متناسب با توان علمي دانش آموزان باشد. آنها بايد بدانند که سؤال کردن بخشي از فرآيند تدريس است و به دلايل مختلف؛ مثل روشن شدن موضوع، تشخيص، تأکيد، تحقيق و يا ارزشيابي يک مطلب ممکن است سؤال شود.
2– براي چه کساني سؤال طرح شده است؟
بايد کوشش شود که ميان سؤال و فردي که از او سؤال مي شود، تناسبي وجود داشته باشد. براي طرح سؤال لازم است معلم از تواناييها، دانش و اطلاعات دانش آموزان آگاه باشد. پاسخ دانش آموزان بايد به دقت ارزشيابي شود. پاسخ دهنده و کليه دانش آموزان کلاس بايد از درستي يا نادرستي پاسخا آگاه باشند. معلم بايد به پاسخهاي صحيح و غلط دانش آموزان در فرآيند تدريس يکسان توجه کند؛ زيرا هر دو پاسخ محصول انديشه ي آنها است، اما بايد به دلايل مستند و روشن پاسخهاي غلط را اصلاح کند.
3– آيا فرصت لازم براي پاسخگويي در نظر گرفته شده است؟
بايد به دانش آموزان فرصت داد تا در مورد مطلب سؤال شده فکر کنند و پاسخ خود را به دقت تنظيم نمايند و سپس پاسخ دهند. آنها نبايد بلافاصله صرفاً محفوظات ذهني خود را بيرون بريزند. به همان اندازه که تقويت کلامي مؤثر است، تقويتهاي غيرکلامي نيز بسيار اهميت دارند. منظور از تقويت کلامي، پيامهاي رفتاري؛ مانند نگاه کردن و حرکات صورت و بدن است که بدان وسيله معلم نظر خود را به دانش آموزان اعلام مي کند. حرکات معلم در مقابل پاسخ دانش آموزان بدون اظهار هيچ کلامي به خوبي مي تواند درستي يا نادرستي پاسخ، رضايت يا عدم رضايت معلم را نشان دهد.
با ارزيابي پاسخهاي دانش آموزان مي توان نکات ضعف يادگيري دانش آموزان را شناخت و بر اساس اين نکات، فعاليت هاي تکميلي خارج از کلاس به آنها ارائه داد.
نمودار ص 34 كتاب
[10] - Instructional
روش نگارش و تنظيم طرح درس
طرح درس، عبارت است از تقسيم محتواي يک ماده ي درسي در يک دوره معين به مراحل و گامهاي مناسب و مشخص براساس هدف و نتايج آموزش. براي تهيه و تنظيم طرح درس معلم بايد در ابتداي هر سال تحصيلي براساس اصول معين بين هدفهاي آموزشي و برنامه هفتگي، ترتيبي اتخاذ کند که مجموعه فعاليت هاي آموزشي به موقع، بدون وقفه در طول يک ترم يا سال تحصيلي اجرا شود. براي تحقق چنين مقاصدي طراحي و تنظيم يک جدول زماني مي تواند بسيار مفيد و مؤثر باشد؛ زيرا هنگامي مي توان منظم و مؤثر، در فرآيند آموزش به جلو گام برداشت که برنامه ها و فعاليت هاي آموزشي به تناسب زمان مورد نظر، ساختاري منظم داشته باشند. اگر معلمي طول دوره ي آموزشي را با توجه به مجموعه ي شرايط، به جلسات مفيد آموزشي تقسيم نکند و فعاليت هاي آموزشي هر جلسه را براساس اهداف تنظيم ننمايد، هرگز نمي تواند انتظار کارآيي مؤثر از تدريس خود و حداکثر يادگيري از دانش آموزان خود داشته باشد. معلم بايد کليه فعاليت هاي طول دوره را به صورت يک جدول زمان بندي شده با درج عنوان اصلي و هدف کلي هر جلسه به انضمام تاريخ ارزشيابي تشخيصي، تکويني و پاياني تهيه و به دانش آموزان قبل از شروع و آغاز فعاليت ارائه نمايد. آشنايي دانش آموزان از مجموعه فعاليت هاي طول سال به تفکيک جلسات و همفکري آنان با معلم مي تواند اثربخشي تدريس معلم و انگيزه ي يادگيري دانش آموزان را دو چندان کند. براي تنظيم چنين جدولي مي توان مراحل زير را به ترتيب طي کرد:
گام اول :
تقويم طرح را بايد براي يک ترم يا يک سال تحصيلي با محاسبه ي تعداد هفته ها، روزها و ساعتهايي که در طول سال تحصيلي براي تدريس درس مورد نظر پيش بيني شده است محاسبه و تنظيم کرد.
گام دوم :
پس از مشخص شدن زمان خالص تدريس، محتواي درس يا عناوين مورد تدريس را نه برحسب کميّت، بلکه برحسب اهميت و کيفيت مطالب و تحقق هدفهاي آموزشي بر کل ساعات و جلسات تقسيم کرد. براي انجام چنين کاري، لازم است ابتدا محتواي درس يا عناوين مورد تدريس و ساير فعاليت هاي آموزشي با احتساب فرصت لازم براي تمرين محاسبه شود و سپس محتواي فصلها و مباحث و ساير فعاليت هاي در نظر گرفته شده در طول سال، به واحدهاي کوچکتر درسي يا محتواي متناسب با تک تک جلسات تقسيم گردد.
گام سوم :
هدف کلي هر جلسه بايد با توجه به عنوان درس، دقيقاً مشخص شود. نوشتن هدفهاي رفتاري در اين جدول، ضرورتي ندارد. در نوشتن هدفهاي هر جلسه علاوه بر عنوان درس، معلم بايد با توجه به قابليتها و فعاليت هاي مورد نظر و محتواي درس، هدف کلي هر جلسه را با زباني روشن و قابل فهم براي دانش آموزان بنويسد.
گام چهارم :
پس از تعيين هدف کلي هر جلسه، لازم است معلم فعاليت هاي تکميلي دانش آموزان را که براي تقويت يادگيري آنها لازم است و فرصت کافي براي انجام آنها در کلاس درس وجود ندارد پيش بيني نمايد. پيش بيني اين نوع فعاليتها و حتي امکانات و وسايل لازم براي انجام چنين تکاليفي بايد دقيقاً مشخص شده باشد؛ مثلاً دقيقاً معين شود چه بخشي از چه کتابي مطالعه و يا تمرينهاي چه بخشي از کتاب درسي حل شود يا چه گزارشي با توجه به چه امکاناتي بايد تهيه و نوشته شود. فعاليت هاي تکميلي بايد مکمّل فعاليت هاي کلاس و تقويت کننده ي کيفيت يادگيري دانش آموزان شود. از ارائه فعاليت هاي تکميلي خسته کننده، بي ربط با موضوع و نامتناسب با زمان، جداً خودداري شود.
ضمناً در طرح درس ترمي يا سالانه (جدول زمان بندي شده ي تدريس)، جلساتي را نيز مي توان به تناسب موقعيت و زمان تدريس به شناخت دانش آموزان، اجراي ارزشيابي تشخيصي و تکويني و پاياني و مرور درسهاي گذشته که پيش نياز درس جديد مي باشند و ترميم کمبودهاي مشخص شده در ارزشيابي تشخيصي اختصاص داد. الگوي شماره يک طرح درس سالانه يا جدول زمان بندي شده ي تدريس يک دوره آموزشي را نشان مي دهد.
نام درس :-پايه :-سال تحصيلي-هدف نهايي دوره
ماه-هفته-تاريخ-فصل-موضوع درس-هدف کلي درس-فعاليت تکميلي
مهر-اول- - - - -
-- - - - -
-- - - - -
-دوم- - - - -
-- - - - -
-- - - - -
-سوم- - - - -
-- - - - -
-- - - - -
-چهارم- - - - -
-- - - - -
-- - - - -
-پنجم- - - - -
-- - - - -
-- - - - -
الگوي شماره 1: نمونه اي از طرح درس ترمي يا سالانه
طراحي فعاليت هاي آموزشي
روش نگارش و تنظيم طرح درس روزانه
طرح درس روزانه شامل پيش بيني مجموعه فعاليت هايي است که معلم از پيش براي رسيدن به يک يا چند هدف آموزشي در يک جلسه تدريس، تدارک مي بيند. طرح درس جلسات آموزشي سبب مي شود که معلم فعاليت هاي آموزشي را به ترتيب و يکي بعد از ديگري در مراحل و زمانهاي مشخص و به شيوه اي منطقي اجرا کند و نتايج حاصل از آن را براي تدريس در مراحل بعدي آموزش، مورد استفاده قرار دهد. در واقع طراحي هر جلسه آموزشي، سازماندهي و ارزيابي دائمي جريان فعاليت هاي ياددهي - يادگيري را سبب مي شود.
در طول برنامه هاي آموزشي، گاهي، وقت و تلاش زيادي به دليل تکراري بودن مطالب و فعاليتها به هدر مي رود و يا حذف عمومي يا غيرعمدي بعضي مطالب ضروري به دليل کمبود وقت و يا فعاليت هاي بيهوده، به جريان آموزش آسيب مي رساند. مهمترين کارکرد طراحي آموزشي آن است که از تکرار مطالب بيهوده و حذف موارد ضروري جلوگيري مي کند.
طرح درس جزئيات لازم براي آموزش يک يا چند درس در مورد يک موضوع را تعيين مي کند. درسها ممکن است کوتاه و سي دقيقه اي باشند و چند ساعت به طول بينجامد. محتوا، سن، بلوغ ذهني و فعاليت هايي که دانش آموزان بايد انجام دهند. از عواملي هستند که مدت زمان تدريس را مشخص مي سازند البته بدون نوشتن و تدوين برنامه و طرح درس هم مي توان کلاس درس اداره کرد؛ اما اگر معلم مي خواهد از کارآيي مؤثر در فرآيند تدريس برخوردار باشد. بايد طرح درس خود را دقيقاً تنظيم نمايد. در تنظيم طرح درس، اهداف رفتاري، انتخاب محتوا و فعاليت هاي آموزشي بايد در هسته مرکزي آن قرار گيرند. از فوايد توجه به سازه هاي فوق در فرآيند طراحي، موارد زير را مي توان نام برد:
1. به معلمان در فرآيند تدريس کمک مي کند.
2. براي انتخاب مواد آموزشي، بسيار مفيد مي باشد.
3. در تعيين تکاليف درسي تک تک دانش آموزان مؤثر است.
4. براي انتخاب و ساختن سؤالهاي ارزشيابي، ارزشمند هستند.
5. در خلاصه کردن و اعلام نتايج ارزشيابي به معلم کمک مي کند.
6. در "خود ارزيابي" دانش آموزان عامل بسيار مفيدي است.
7. دانش آموزان را به ياد گيرندگاني خودکفا تبديل مي کند.
علاوه بر موارد فوق، دلايل مختلفي براي اثبات لزوم تهيه طرح درس وجود دارد. يک طرح درس خوب نوشته شده معلم را قادر مي سازد که در طول دوره ي آموزشي خود به دقت در مورد همه چيز فکر کند. در تنظيم و انتخاب منابع مورد نياز کمک بزرگي محسوب مي شود و مي تواند معلم را در زمينه هاي زير ياري دهد:
1.انگيزه هاي لازم را ايجاد کند.
2. بر قسمتهاي مختلف درس از جمله تجارب يادگيري دانش آموزان به نحو مطلوب تأکيد کند.
3. اطمينان دهد که کليه اطلاعات مورد نياز دانش آموزان در درس گنجانده شده است.
4. امکان استفاده از وسايل آموزشي را فراهم مي سازد.
5. طرح سؤالهاي مناسب را پيش بيني مي کند.
6. تدريس معلم براساس برنامه اي منظم و از پيش تعيين شده انجام مي شود.
معلمان کارآمد معمولاً تلاش مي کنند طرح درس، دقيق با جزئيات کامل بنويسند و براساس آن فعاليت هاي آموزشي را دنبال مي کنند. البته گاهي مي توان از طرح درسهايي که معلمان با تجربه نوشته اند استفاده کرد؛ اما بهتر است معلمان طرح درسهاي مورد نظر را خود شخصاً تنظيم نمايند و در طول دوره هاي آموزشي همواره به اصلاح و تکميل آن بپردازند. طرح درس به دليل اين که مراحل تدريس را مشخص مي کند، راهنماي معلم در فرآيند تدريس است. يک طرح درس شامل فهرستي است که در هر ستون آن يکي از مراحل تدريس به شرح زير نوشته مي شود:
1. هريک از واحدها و يا درسها و زماني که بايد صرف آن شود.
2. فعاليت هايي که دانش آموزان بايد در آن درس يا واحد يادگيري انجام دهند.
3. مطالبي که بايد به وسيله ي معلم به دانش آموزان ارائه شود.
4. نکات کليدي موجود در محتواي کتاب درسي يا ساير منابع مورد استفاده ي دانش آموزان مشخص مي شود.
5. وسايل يا فعاليت هاي آموزشي مانند فيلمها، بازديدهاي علمي ... و همچنين فعاليت هاي مربوط به ارزشيابي دانش آموزان را مشخص مي کند.
مراحل نگارش و تنظيم طرح درس روزانه
رعايت مراحل و نکات زير براي تدوين يک طرح درس خوب لازم و ضروري است:
1- موضوع يا عنوان درس
عنوان درس بايد به طور دقيق نوشته شود؛ مثلاً اگر عنوان درس را «دماسنج» بگذاريم، عنوان گويايي نيست، بلکه بهتر است بنويسيم: «چگونه مي توان از دماسنج استفاده کرد» يا «طريقه ي استفاده از دماسنجها». معلم هر اندازه به تجزيه و تحليل موضوعات مسلط باشد بهتر مي تواند براي آن، عنوان مناسب انتخاب کند.
2- تعيين و نگارش عناوين فرعي يا رئوس مطالب
پس از تعيين و نوشتن موضوع درس، طراح بايد عناوين فرعي موضوع درس را مشخص سازد، ترتيب و توالي مناسب عناوين فرعي همواره بايد مورد توجه قرار گيرد. عناوين فرعي، بهترين راهنماي نگارش هدفهاي جزئي است؛ زيرا براساس هر عنوان فرعي مي توان يک هدف جزئي نوشت.
3- نوشتن هدف کلي درس
نوشتن هدف کلي يک جلسه تدريس، همانند هدف کلي يک دوره ي آموزشي است؛ اما در قالب يک موضوع محدود، تحقق مجموع هدفهاي کلي جلسات بايد موجب تحقيق اهداف کلي دوره شوند. به عبارت ديگر اهداف کلي هر جلسه ي تدريس، عناصر يا مراحل رسيدن به اهداف کلي دوره را مشخص مي کنند. در نوشتن هدف کلي هر جلسه نيز معمولاً از افعال کلي استفاده مي شود. ذکر شرايط و معيار در اين نوع از اهداف ضرورتي ندارد.
4- نگارش و تنظيم هدفهاي جزئي درس
ساده ترين راه نوشتن اهداف جزئي يک درس، اين است که براساس هر موضوع فرعي يک هدف جزئي نوشته شود. ماهيت اهداف جزئي همانند هدف کلي درس است؛ اما در قالب موضوعي ريزتر و محدودتر. به عبارت ديگر، هدفهاي جزئي درس، اهداف زيرمجموعه هدف کلي درس مي باشند. دقت در نوشتن اهداف جزئي و تنظيم درست توالي آن، مي تواند موجب نظم بيشتر فعاليت هاي آموزشي شود و در نهايت، تحقق هدف کلي را تضمين نمايد.
5- نگارش و تنظيم هدفهاي رفتاري درس
پس از نوشتن هدفهاي جزئي، طراح بايد هدفهاي جزئي را تبديل به هدفهاي رفتاري نمايد. هدفهاي رفتاري هر جلسه تدريس بايد با توجه به شرايط، ضوابط و امکانات متناسب با سطوح مختلف حيطه هاي يادگيري تنظيم شود. سپس براساس سلسله مراتب از آسان به مشکل و يا به صورت پيش نياز و پس نياز مرتب گردد. در هدفهاي رفتاري: عملکرد (نوع رفتار)، شرايط و معيار دقيقاً بايد مشخص شود.
6- تعيين رفتار ورودي دانش آموزان
پس از نوشتن هدفهاي رفتاري درس، رفتار ورودي دانش آموزان يا پيش نيازهاي تحقق هدفهاي رفتاري بايد مشحص شوند. گروهي معتقدند كه ابتدا بايد رفتارهاي ورودي دانش آموزان در بررسي، مشخص و سپس هدفهاي رفتاري نوشته شوند. چنين رويكردي در نظامها يا دوره هايي صادق است كه محتوا و كتاب مشخصي ارائه نشده باشد و معلم كاملاً در انتخاب و سازماندهي مطالب درسي آزاد باشد. در نظام آموزشي ايران به دليل متمرکز بودن، اجراي چنين پيشنهادي تقريباً غيرممکن است.
7- ارزشيابي تشخيصي
اغلب سؤال مي شود که معلمان چگونه مي توانند اطلاعات پيش نياز يا رفتار ورودي دانش آموزان را تشخيص دهند؟ اين امر توسط ارزشيابي تشخيصي ممکن مي باشد.
معلم بر اساس تخصص و مهارتي که دارد بايد ابتدا رفتار ورودي را پيش بيني کند و سپس براساس دانش پيش نياز درس مورد تدريس، سؤالهايي طرح نمايد. سؤالهاي طرح شده بايد در ستون ارزشيابي طرح درس نوشته شود. اين سؤالها قبل از تدريس بايد از دانش آموزان پرسيده شوند، تا وجود يا عدم وجود پيش نياز مشخص شود. در صورت عدم تسلط دانش آموزان بر پيش نياز درس مورد تدريس، مخصوصاً زماني که موضوع درس با موضوعات قبلي و بعدي ارتباط تسلسلي داشته باشد، حتماً بايد رفتار ورودي ترميم گردد.
8- نگارش مراحل اجراي تدريس
در آموزشهاي مستقيم تنظيم نحوه ي ارائه محتوا به ترتيب اهميت به چند مرحله به شرح زير تقسيم مي شود:
الف- مرحله ي آمادگي
مرحله ي آمادگي خود، شامل قسمتهاي زير مي باشد:
-آمادگي معلم
بديهي است براي انجام هر کاري بايد آمادگي داشت. موضوع تدريس نيز نمي تواند از اين قاعده مستثني باشد. معلم بايد پيش بيني کند که در کلاس درس چه فعاليتي را مي خواهد انجام دهد و چگونه مي خواهد کلاس را شروع کند؟ چگونه مي خواهد در کلاس درس انگيزه ايجاد کند و اين انگيزه را تا پايان کلاس استمرار بخشد و سرانجام چگونه مي خواهد کلاس را به پايان برساند؟
-آمادگي دانش آموزان
اگر دانش آموزي به درس معلم توجه نکند و در اجراي فعاليت هاي آموزشي با او همکاري ننمايد، عمل تدريس به مفهوم واقعي آن، صورت نخواهد گرفت. توجه دانش آموزان و همکاري آنها مستلزم آماده شدن براي فعاليت است. تجربه نشان داده است که در آغاز ورود به کلاس، اغلب دانش آموزان هنوز متوجه مسائلي هستند که قبل از آمدن به کلاس افکار آنها را به خود مشغول داشته است. در شروع کلاس، معلم موظّف است توجه و افکار دانش آموزان را به طور جدي متوجه کلاس و فعاليت هاي مورد نظر نمايد. معلمان با تجربه در اين مرحله از روشهاي مختلفي استفاده مي کنند.
علاوه بر موارد ذکر شده، معلم بايد قبل از ورود دانش آموزان به کلاس درس مجموعه وسايل آموزشي مورد نياز را در کلاس آماده نمايد. چنانچه در کاربرد بعضي از وسايل مهارت چنداني نداشته باشد، بايد قبل از رفتن به کلاس و به کارگيري وسايل در حضور دانش آموزان، تمرين لازم را انجام دهد تا مهارت مورد نظر را کسب نمايد. معلم نه تنها بايد وسايلي را که خود براي تدريس لازم دارد آماده کند، بلکه بايد وسايلي را که دانش آموزان براي کسب تجارب و انجام دادن تمرين بدان نيازمندند، نيز تهيه کرده، در اختيار آنان قرار دهد.
ب- مرحله معرفي و بيان هدفهاي صريح آموزشي
معلم پس از جلب توجه دانش آموزان، بايد موضوع درس و اهداف آنها را به دانش آموزان معرفي کند. معرفي درس و اهداف آن بايد به گونه اي صورت گيرد که متناسب با ساختار شناختي دانش آموزان باشد.
معرفي درس و هدفهاي رفتاري آن، دانش آموزان را براي آشنايي با تجارب يادگيري و سعي در دستيابي به آنها آماده مي سازد. معلم بايد انتظارات خود را از دانش آموزان، بسيار ساده، روشن و مشخص بيان کند. زمان اختصاص داده شده براي معرفي درس نبايد بيش از 3 تا 5 دقيقه وقت کلاس را بگيرد.
ج- مرحله ي ارائه درس
در مرحله ي ارائه درس، محتواي مورد آموزش بايد دقيقاً مشخص شود. از روشهايي چون سخنراني، بحث گروهي، نمايش تصاوير، پرسش و پاسخ و ... به عنوان روشهايي که براي آموزش هر قسمت لازم است، استفاده شود. معلم بايد اطمينان حاصل کند که بخشهاي مختلف محتوا با يک روال منطقي ارائه خواهد شد و هيچ نکته نامفهومي در ميان مطالب ارائه شده وجود نخواهد داشت. زمان لازم براي هر قسمت به طور دقيق مشخص شود. ارائه محتوا در حقيقت قسمت اصلي کار تدريس و شامل دو عامل جدا ناشدني است:
1- سازماندهي کليه محتواي درس و توالي آنها بايد رعايت شود.
2- روش آموزش قسمتهاي مختلف مشخص شود.
به طور مثال معلم بايد حداقل نکات زير را پيش بيني کند:
الف) سؤالهايي که بايد پرسيده شوند.
ب) در هنگام بحث دلايل لازم پيش بيني شود.
ج) در حدود 5 تا 10 دقيق فيلم نشان داده شود.
د) پس از نمايش فيلم، موضوع مورد بحث قرار گيرد.
معلم بايد پيش بيني کند که منظور از سؤال چيست؟ آيا فقط براي جلب توجه دانش آموزان است و نيازي به پاسخ ندارد؟ پاسخ دادن به سؤالها بر عهده ي چه کسي است؟ معلم يا دانش آموزان؟ آيا سؤال بر روي نکات اصلي درس تأکيد دارد؟ آيا سؤال ايجاد انگيزه مي کند؟ آيا سؤالها سبب مؤثر شدن تدريس و جلب توجه دانش آموزان خواهد شد؟ آيا سؤال به سنجش درک و فهم دانش آموزان کمک مي کند؟ آيا سؤال، توجه دانش آموزان را به مفاهيم، اصول خاص و مورد نظر جلب مي نمايد؟
سؤالها بايد زمينه ي بحث و گفتگو را در کلاس درس فراهم سازند و بين معلم و دانش آموزان ارتباط برقرار کنند. به بيان ديگر، سؤال بايد سبب شناخت بهتر و ايجاد قدرت تجزيه و تحليل، ترکيب، ارزيابي، نتيجه گيري و تعميم در دانش آموزان شود. مقدمه در ارائه محتوا بسيار مهم است. يک مقدمه خوب مي تواند توجه دانش آموزان را جلب کند و علاقه ي آنها را به ادامه درس برانگيزد. مقدمه خوب شامل مطالب زير است:
1- درس در چه موردي صحبت مي کند؟
2- کجا و در چه زماني دانش آموزان مي توانند از آنچه در اين درس مي آموزند، استفاده کنند؟
3- چگونه بايد مطالعه کنند و مفاهيم را بياموزند؟
4- بازنگري مختصري از آنچه در درسهاي قبلي مرتبط با موضوع آموخته اند.
تکرار مطالب پيش نياز معمولاً براي مؤثر کردن تدريس لازم است؛ اما لازم نيست هميشه از يک روش براي يادآوري رفتار ورودي استفاده کنيم. معلم بايد روي نکات کليدي رفتار ورودي تأکيد کند تا درس جديد راحت تر و قابل فهم تر شود. اين تکرار نبايد طولاني باشد.
د- مرحله ي خلاصه کردن و نتيجه گيري
براي تثبيت مطالب ارائه شده در ذهن دانش آموزان، لازم است درس ارائه شده به طور خلاصه جمع بندي و نتيجه گيري شود. تلخيص و جمع بندي، مفاهيم از دست داده شده در طول آموزش را براي دانش آموزان روشن مي کند بهتر است تلخيص و نتيجه گيري توسط خود دانش آموزان انجام شود و معلم اظهار نظر نهايي را ارائه نمايد.
ه- مرحله ي ارزشيابي
بعد از ارائه محتوا و جمع بندي و نتيجه گيري، لازم است معلم از چگونگي تحقق اهداف، آگاه شود. اگرچه اين عمل ممکن است در طول فعاليت هاي آموزشي به طور ضمني انجام شود؛ اما ضرورت دارد معلم پس از پايان ارائه محتوا، با مقايسه سطح مهارتي که انتظار دارد دانش آموزان به آن برسند و آنچه دانش آموزان عملاً به آن رسيده اند، ميزان يادگيري دانش آموزان و مؤثر بودن روش تدريس خود را ارزشيابي کند.
زمان ارزشيابي، بستگي به مدت زمان تدريس دارد؛ اما اين مرحله نبايد زياد وقت کلاس را بگيرد. به طور متعادل مي توان ده دقيقه براي اين کار در نظر گرفت. سؤالهاي مرحله ي ارزشيابي بايد بر اساس هدفهاي رفتاري درس طرح شوند.
و- مرحله ي تعيين فعاليت هاي تکميلي
معلم مي تواند براي تقويت مطالب آموخته شده در کلاس و ارتباط آن با زندگي واقعي دانش آموزان فعاليت هايي را در خارج از کلاس پيش بيني کند. اين تکاليف، بخشي از مطالعات مربوط به درس محسوب مي شوند. معلم بايد اين نوع فعاليتها را دقيقاًً پيش بيني کند و در اختيار دانش آموزان قرار دهد. معرفي منابع مطالعه يا فعاليت مانند: کتاب، مقالات جديد، فيلم و ... به دانش آموزان علاقمند فرصت مي دهد تا اطلاعات خود را با مطالعه و استفاده از اين امکانات افزايش دهند.
اگر معلم انتظار داشته باشد که وظايف و فعاليت هاي تکميلي خارج از کلاس، طبق اصول و قواعد خاصي انجام شود، بايد اصولي را که در ذهن دارد به طور واضح و دقيق به دانش آموزان اعلام کند. اگر اين اصول، به صورت شفاهي از طرف معلم اعلام شود، ممکن است دانش آموزان به آن توجه نکنند. بنابراين بهتر است اصول و معيارها به تفصيل به صورت کتبي و در صورت امکان همراه با مثال در اختيار دانش آموزان قرار داده شود. چنين کارکردي در وقت کلاس صرفه جويي کرده و به دانش آموزاني که غيبت دارند و يا در فاصله ي اعلام فعاليت هاي تکميلي تا زمان انجام آن بعضي از اصول را فراموش مي کنند، کمک مي کند.
در اکثر مواقع، معلم تکاليف خواندني، يا انجام فعاليت در خانه را زماني ارائه مي دهد که زنگ خورده است و دانش آموزان با عجله، مشغول ترک کلاس هستند. اگر دادن تکاليف در روند يادگيري دانش آموزان اهميت دارد، بايد بيش از اين به آن توجه شود، يکي از بهترين شيوه هاي تعيين فعاليت هاي تکميلي (تکاليف خارج از کلاس) به دانش آموزان ارائه راهنماي از قبل تنظيم شده است. اينکه راهنماي تعيين تکاليف به چه صورتي نوشته شود و چه امکاناتي در خارج از کلاس درس فراهم گردد، به موقعيت آموزشي و نوع درس بستگي دارد.
در زير يک نمونه از راهنماي فعاليت هاي تکميلي دانش آموزان آورده شده است:
- مقدمه
- اهميت موضوع
- تکاليف و تاريخ ارائه آنها
- مطالعات و مطالبي که بايد خوانده شوند.
- مسائلي که بايد حل شوند.
- گزارشهايي که بايد نوشته شوند.
- آزمايشهايي که بايد انجام شوند.
- سؤالهايي که دانش آموزان بايد با مطالعه ي شخصي به آنها پاسخ گويند.
منابع - اطلاعات کامل در مورد منابع
يکي از انواع تکاليفي که بسيار مفيد و ارزشمند است، کاربرد فعاليت هاي آموزشي در خارج از کلاس درس مي باشد. کاربرد مفاهيم آموخته شده زماني امکان پذير است که مطالب آموخته شده به طور ذهني و عملي در کلاس تمرين شود. اگر دانش آموزي مطالب عرضه شده در کلاس درس را بفهمد و آن را به طور ذهني تحليل کند و در موقعيت شبيه سازي شده به کار گيرد، مي توان انتظار داشت که بتواند آن را در خارج از کلاس و در موقعيت حقيقي نيز به کار گيرد. کاربرد مفاهيم، سبب مي شود که دانش آموزان بتوانند از مفاهيم آموخته شده در فرآيند استفاده کنند.
پنجشنبه بیستم دی 1386
طراحی آموزشی
گام دوم : تحليل و تعيين موقعيت آموزشي
پس از تعيين هدفهاي آموزشي، يکي از مهمترين مراحل طراحي تعيين و تحليل موقعيت آموزشي است. در اين مرحله معمولاً پرسشهايي به شرح زير ممکن است براي معلم مطرح شود:
- چگونه بايد فعاليت هاي آموزشي دانش آموزان را سازماندهي کرد تا هدفهاي آموزشي تعيين شده، تحقق يابند؟
- رويدادها و تجاربي که سريعتر و بهتر دانش آموزان را به هدفهاي آموزشي مي رسانند، کدامند؟
پاسخ دادن به اين پرسشها نياز به بررسي تعدادي از عوامل دارد. به مجموعه ي اين بررسيها تحليل و تعيين موقعيت گفته مي شود. در اين مرحله، معلمان بايد کليه فعاليت هاي آموزشي را که منجر به يادگيري مي شوند، بررسي و يادداشت کنند. سپس آن دسته از فعاليتها را که براي رسيدن به هدفها چندان مهم و ضروري به نظر نمي رسند، از مجموعه ي فعاليت هاي آموزشي حذف کنند تا در نهايت مجموعه اي از فعاليت هاي مناسب و ضروري براي رسيدن به هدفهاي آموزشي به دست آيد.
پس از تعيين فعاليت هاي آموزشي، روابط بين اهداف تعيين شده و ارتباط بين فعاليتها بايد مورد بررسي قرار گيرد تا سلسله مراتب فعاليتها، مشخص گردد. علاوه بر ترتيب و سلسله مراتب فعاليت تعيين گروههاي ياددهي- يادگيري[5] نيز ازاهميت خاصي برخوردار است. طراح، موظف است نوع گروه، تعداد و نحوه ي فعاليت آنها را پيش بيني کند و نقطه ي آغاز فعاليتها را بر اساس ارزشيابي تشخيصي معين سازد. بنابراين تحليل و تعيين موقعيت آموزشي فرآيندي است که در آن فعاليت هاي آموزشي، نوع ارتباط بين هدفها و فعاليتها، رفتار ورودي، نقطه ي آغاز فعاليت بر اساس ارزشيابي تشخيصي و حتي گروههاي تدريس - يادگيري، تحليل و تعيين مي شوند
الف - فعاليت هاي آموزشي
به مجموعه ي فعاليت هاي معلم و دانش آموزان در يک زمان معين، براي تحقق اهداف آموزي معين فعاليت هاي آموزشي گفته مي شود. بنابراين فعاليت هاي آموزشي شامل دو قسمت فعاليت مشخص مي باشد:
1- فعاليت هاي معلم (روش تدريس)
در بعضي از طراحي هاي آموزشي، معلمان اهداف آموزشي را به گونه اي تنظيم مي کنند که بيشتر، نشاندهنده ي فعاليت خود آنهاست و به انتظاراتي که از دانش آموزان دارند، کمتر توجه مي شود. اين دسته از اهداف آموزشي «معلم - محور» وقتي ارزشمند هستند که فعاليتها در جهت هدايت و تقويت فعاليت هاي يادگيري دانش آموزان تنظيم شده باشد. البته در اجراي فعاليت هاي آموزشي، معلم نيز بايد نقشهاي تعريف شده اي داشته باشد. نقشهايي از قبيل: توضيحات لازم در زمينه ي اصول و مفاهيم، جهت دادن فعاليت هاي يادگيري دانش آموزان، نظارت بر عملکرد دانش آموزان و راهنمايي آنها، دادن بازخورد به منظور تقويت و اصلاح فعاليت هاي آموزشي دانش آموزان و غيره. در هر صورت معلمان هميشه بايد دانش آموزان را در طول فعاليت هاي يادگيري و دستيابي به نتايج مطلوب بر اساس اهداف آموزشي راهنمايي کنند. براي دانش آموزان دانستن اين نکته که از آغاز يک فعاليت آموزشي، معلمانشان دقيقاً چه نقشي دارند و چقدر مي توانند از آنها انتظار راهنمايي داشته باشند، بسيار مفيد خواهد بود.
2- فعاليت هاي دانش آموزان (تجارب يادگيري)[6]
براي بسياري از دانش آموزان دانستن دقيق اهداف، در يک فعاليت آموزشي براي دستيابي به نتايج يادگيري مورد انتظار، ممکن است کافي نباشد؛ مثلاً، وقتي که به بعضي از دانش آموزان گفته مي شود که «فصل ده کتاب علوم اجتماعي را به منظور دستيابي به علل اصلي جنگ هشت سال دفاع مقدس» مطالعه کنيد؛ ممکن است ندانند براي دستيابي به نتايج يادگيري چنين هدفي، چگونه مطالعه کنند. در نتيجه وقتي که دانش آموزان را براي يک فعاليت آموزشي آماده مي کنيم، بسيار مفيد خواهد بود که به آنها بگوييم، چه چيز را نياز دارند و چه نوع فعاليتي را بايد انجام دهند تا به نتايج يادگيري مورد انتظار برسند.
هدفهاي آموزشي خوب تنظيم شده، نتايج يادگيري را توضيح مي دهند. تعيين نتايج يادگيري اگرچه بسيار مفيد هستند؛ اما به تنهايي کافي نيستند. وقتي که نتايج يادگيري معين شدند، بايد فعاليت هايي را که براي دستيابي به چنين نتايجي مفيد هستند، مشخص کرد. بنابراين به مجموعه فعاليت هايي که دانش آموزان براي دستيابي به نتايج يادگيري انجام مي دهند، تجارب يادگيري مي گويند. اين دسته از فعاليتها شامل فعاليت هاي معلمان در فرآيند آموزش نمي شوند. به فعاليت هاي معلمان، روش تدريس گفته مي شود (براو و هارکلرود[7]، 1997، ص 7).
تجارب يادگيري يا فعاليت هاي دانش آموزان، بايد متناسب با اهداف آموزشي و متنوع باشند. معلمان نبايد دانش آموزان خود را محدود به چند فعاليت يادگيري نمايند. يعني آنها مي توانند از ميان تعداد تقريباً نامحدودي از تجربه هاي يادگيري، آن دسته از فعاليتها را که بيشترين احتمال دستيابي به اهداف را ميسر مي سازند انتخاب کنند؛ مثلاً آنها مي توانند براي دستيابي به اهداف يا نتايج يادگيري از دانش آموزان خود بخواهند که درباره موضوعي گزارشي تهيه کنند و با يکديگر به بحث و مناظره بپردازند. براي همکلاسي هاي خود سخنراني کنند، چيزي را بسازند، کاري را انجام دهند، اطلاعاتي را جمع آوري کنند و به شکل يک کل معنادار، ارائه دهند. نمايش و تئاتر اجرا کنند و بازيهايي را که جايگزين زندگي واقعي هستند انجام دهند. چيزي را به طور ذهني مجسم کرده و آن را بسازند. از روي تصاويري که خود گرفته اند و يا در اختيار آنان قرار داده شده، داستاني بنويسند و يا تصاوير و موقعيتهايي را مورد تعبير و تفسير قرار دهند. درباره چيزي يا انديشه اي تحليل و قضاوت کنند (همان منبع، صفحه 7).
ب - رابطه ي بين اهداف آموزشي
پس از اينکه اهداف و فعاليت هاي آموزشي مشخص شدند، ممکن است اين سؤال مطرح شود که هدفها به چه ترتيب بايد تحقق يابند؟ يا فعاليت هاي يادگيري به چه ترتيبي بايد انجام پذيرند تا نتيجه ي بهتري به دست آيد؟ معمولاً هدفهاي آموزشي به سه صورت با يکديگر ارتباط دارند:
1- ارتباط هدفها با هم به گونه اي است که قبل از تحقق هدف پايين تر، رسيدن به هدف بالاتر امکان ندارد. به عبارت بهتر، هدفهاي پايين تر، پيش نياز هدفهاي بالاترند و تا زماني که مطلب مربوط به هدف قبلي فرا گرفته نشده است، نبايد مطلب مربوط به هدف بعدي را آموزش داد. ارتباط چنين اهدافي را با هم «ارتباط تسلسلي يا ارتباط متوالي» مي گويند.
2- اهداف و فعاليت هاي آموزشي ممکن است نسبت به هم تقّدم رتبي نداشته باشند و در عرض هم قابل اجرا و دستيابي باشند؛ يعني آموزش مطالب مربوط به هر هدف، قبل يا بعد از هدفهاي ديگر امکان پذير باشد. اين نوع ارتباط را «ارتباطِ هم تراز يا ارتباط موازي» مي گويند.
3- در بيشتر مواقع، هدفهاي آموزشي حالت ترکيبي دارند؛ يعني اجزاي هدف آموزشي نهايي را ممکن است يک سلسله «هدفهاي تسلسلي» و «هدفهاي هم تراز» تشکيل داده باشند. در اين صورت، هدفها طوري بايد تنظيم شوند که توصيه هاي بندهاي 1 و 2 در آن رعايت شوند، تا دانش آموزان به نتيجه گيري مطلوب برسند.
ج - تعيين رفتار ورودي [8]
رفتار ورودي، تواناييها و قابليتهايي هستند که دانش آموزان بايد قبل از شروع يک فعاليت آموزشي جديد داشته باشند، تا مفاهيم جديد را بفهمند و بتوانند با موقعيت به هدفهاي جديد دست يابند. به رفتار ورودي، دانش و مهارتهاي پيش نياز نيز گفته مي شود. اگر معملي از رفتار ورودي دانش آموزان خود مطلع نباشد، ممکن است فعاليت هاي آموزشي دانش آموزان را بدون توجه به تواناييها و قابليتهاي دانش آموزان انتخاب کند. در اين صورت، دانش آموزان نسبت به انجام فعاليتها بي تفاوت مي شوند.
د - ارزشيابي تشخيصي [9]
ارزشيابي تشخيصي، نوعي ارزشيابي است که سؤالهاي مربوط به آن براساس رفتار ورودي طراحي مي شود و قبل از تدريس، بايد اجرا گردد.
از طريق ارزشيابي تشخيصي مي توان معلومات و تواناييها و مهارتهاي لازم دانش آموزان را براي ورود به مطالب جديد، تشخيص داد. ارزشيابي تشخيصي علاوه بر اينکه معياري براي سنجش رفتار ورودي دانش آموزان است. وسيله اي است که به کمک آن مي توان نقطه ي آغاز فعاليت هاي آموزشي را به دقت مشخص کرد.
اگر فعاليت هاي آموزشي به گونه اي طراحي شوند که تکرار رفتار ورودي دانش آموزان باشد، نه تنها دانش آموزان نسبت به فعاليت هاي آموزشي بي تفاوت خواهند شد، بلکه زماني که بايد براي پرورش قابليتهاي جديد صرف شود به هدر خواهد رفت و يا اگر آغاز درس بدون سنجش و تشخيص رفتار ورودي انجام شود، ممکن است فعاليتها به دليل نداشتن رفتار ورودي غير قابل فهم و مشکل باشد. در اين صورت، معلم حتماً بايد قبل از شروع درس جديد به ترميم رفتار ورودي بپردازد. مخصوصاً در صورت وجود ارتباط تسلسلي و متوالي بين هدفها، ترميم رفتار ورودي يا پيش نياز الزامي خواهد بود.
ه - تعيين گروههاي ياددهي - يادگيري
سازماندهي دانش آموزان و گروه بندي آنها در فعاليت هاي آموزشي از اهميت خاصي برخوردار است. متأسفانه اکثر معلمان، مجموعه فعاليت هاي آموزشي را در گروههاي يکسان به اجرا در مي آورند، در حالي که هميشه دستيابي به اهداف آموزشي مختلف از طريق گروههاي يکسان ميسر نمي باشد. يکي از عوامل مؤثر در انتخاب گروههاي ياددهي - يادگيري ماهيت اهداف و فعاليت هاي آموزشي است؛ مثلاً اگر اهداف و فعاليت هاي آموزشي در حيطه رواني - حرکتي( مهارتهاي عملي) باشند، حتماً دانش آموزان براي اجراي فعاليت هاي آموزشي بايد به گروههاي کوچک تقسيم شوند، تا تحقق هدفها امکان پذير گردد. معمولاً مناسبترين گروه براي هدفهاي نشناختي گروه بزرگ (30 تا 40 نفر)، براي هدفهاي عاطفي، گروه کوچک يا متوسط (5 تا 20 نفر) و براي هدفهاي رواني - حرکتي گروه کوچک يا حتي آموزش تک نفري مي باشد ( براون و همکاران، 1977).
البته بايد توجه داشت که در اينجا صحبت از «مناسبترين» است نه «بهترين»؛ زيرا در فرآيند طراحي کليه عوامل تأثيرگذار مانند تعداد نيروي انساني، هزينه، فضاي آموزشي و غيره بايد در نظر گرفته شوند. مسلم است که «بهترين» گروه براي آموزش و دستيابي به هدفهاي آموزشي در هر کدام از حيطه هاي سه گانه گروه کوچک و تک نفري است؛ زيرا برقراري ارتباط نزديک و چهره به چهره، نظارت بر فعاليت هاي آموزشي و دريافت بازخورد، امکان شناخت بهتر دانش آموز و در نتيجه آموزش بهتر را فراهم خواهد ساخت. اما چنين گروههايي از نظر اقتصادي و متغيرهاي ديگر با توجه به ميزان و کيفيت يادگيري مقرون به صرفه نخواهند بود.
[5] - Teaching - Learning groups
[6] - Learning Experiences
[7] - Brown and Harcleroad
[8] - entering behavior
[9] - diagnostic evaluation
گام سوم : تحليل و تعيين محتوا، روش و وسايل آموزشي
مرحله ي سوم از طراحي آموزشي، تحليل محتوا، روش و و سايل آموزشي است. اگر محتوا، روش و وسايل متناسب با هدفهاي آموزشي انتخاب و تنظيم نشوند - حتي اگر هدفهاي آموزشي، دقيق و خوب تنظيم شده باشند - فعاليت هاي آموزشي هرگز دانش آموزان را به آنچه که بايد برسند، هدايت نخواهد کرد.
پس از تعيين اهداف و تحليل موقعيت آموزشي معلم بايد به تحليل و انتخاب و تنظيم محتوا بپردازد. البته محتوايي بايد انتخاب شود که کاملاً متناسب با اهداف و قابل تدريس در زمان تعيين شده باشد. به عبارت ديگر تحليل محتوا و هدفهاي آموزشي هر دو بايد براساس رفتار مورد انتظار دانش آموزان تعيين شوند. به کارگيري محتوا در فعاليت هاي آموزشي بايد موجب تحقق اهداف مورد نظر گردد.
سازماندهي و تنظيم محتوا در فرآيند اجرا بسيار حائز اهميت است. در صورت امکان، مطالب آسان بايد قبل از مطالب پيچيده و مشکل ارائه گردد. مفاهيم نظري بايد قبل از فعاليت هاي عملي ارائه شوند.
محتوا بايد با توانايي دانش آموزان انطباق داشته باشد و بر اجزاي اصلي آموزش تأکيد کند و اطلاعات را به طور مؤثر و قابل درک، ارائه نمايد. محتواي درسي مناسب يا ابزار اوليه تدريس هستند. اگر خوب انتخاب يا سازماندهي نشوند، ممکن است فعاليت هاي آموزشي و در نتيجه رسيدن به اهداف آموزشي را دچار اختلاف نمايند معلمان بايد توجه کنند که هرگز نبايد محتوا را جايگزين اهداف آموزشي کنند.
فعاليت هاي آموزشي نيز هرگز نبايد منحصر به محتواي کتاب درسي شود. فعاليت هاي يادگيري بايد متنوع و حتي در صورت لزوم فراتر از مطالب مطرح شده در کتاب درسي باشد. فعاليتها مي توانند شامل مطالعه ي آزاد، مطالعه کتب غيردرسي مرتبط با موضوع درس، تهيه گزارش، و خلاصه هاي مطالب آموزشي و نتايج تحقيقات و سفرهاي علمي و عملياتي کاملاً ابتکاري و نو باشند.
پروژه هاي آموزشي، تمرينهايي هستند که بر اساس آن دانش آموزان مي توانند مهارت و دانش خود را در خلق و توليد يک موضوع علمي نشان دهند. سؤالهاي زير حداقل ضوابطي هستند که هر معلمي مي تواند در هنگام انتخاب محتوا آنها را معيار قرار دهد.
1 - آيا به کارگيري محتوا رفتارهايي را که انتظار داريم، در دانش آموزان مي پروراند؟
2- آيا محتوا بر اساس تواناييهاي ذهني و علمي دانش آموزان تهيه شده است؟
3- آيا محتوا از توالي لازم برخوردار است؟
4- آيا محتوا با اصول و مفاهيم علمي آن رشته همسويي دارد؟
5- آيا محتوا با مدت زمان تشخيص يافته براي تدريس انطباق دارد؟
اگر پاسخ همه ي سؤالهاي فوق منفي باشد، معلم نمي تواند از آن محتوا در فعاليت هاي آموزشي استفاده کند؛ اما اگر پاسخ تعدادي از سؤالها منفي باشد، بايد تغييرات لازم را در تنظيم و ترميم محتوا به عمل آورد.
دومين اقدام در گام سوم، انتخاب روش تدريس است. انتخاب روش تدريس در فرآيند طراحي، يکي از عناصر و عوامل اصلي طراحي به شمار مي رود؛ زيرا تعيين کننده نوع وظايف معلم و زمينه ساز فعاليت هاي دانش آموزان در کلاس درس مي باشد. روش تدريس، تنها به سخنراني معلم اطلاق نمي شود بلکه شامل فعاليت هاي متعددي چون، سازماندهي فعاليت هاي آموزشي يک گروه کوچک يا بزرگ دانش آموزان، به کارگيري فيلم يا ريز رايانه ها، تدارک حلقه هاي يادگيري، راهنمايي و هدايت گروههاي يادگيري همياري، نظارت و رهبري آموزش انفرادي و غيره مي باشد.
تدريس، يک فعاليت خنثي نيست؛ بلکه فعاليتي است هدفدار، عمدي، تجويزي و تعاملي، راهبردها و شيوه هاي تدريس ابتدا بايد به صورت معقول و منطقي تحليل شوند.
معلمان با تجربه حداقل چهار معيار: اهداف آموزشي، سبکهاي يادگيري دانش آموزان، محتواي آموزشي و امکانات موجود را در انتخاب روش تدريس مورد توجه قرار مي دهند. به هيچ وجه نبايد بدون تحليل موقعيت اقدام به تعيين روش آموزش نمود.
سومين اقدام در گام سوم طراحي، تحليل و انتخاب وسايل آموزشي است. اگرچه مفهوم وسايل آموزشي و ضرورت استفاده از آن در ادبيات آموزشي جامعه ي ما جايي براي خود باز کرده است و همواره از آن صحبت مي شود؛ اما مفهوم و کاربرد صحيح آن براي اکثر معلمان و مسؤولان نظام آموزشي به درستي معلوم نشده است. بي ترديد آشنايي با مفهوم صحيح و منطقي هر فن يا علم و هنري، پايه درک مباحث و مسائل متعدد آن به شمار مي رود. بنابراين اگر «مفهوم وسايل آموزشي» [10] و جايگاه آن را در روند فعاليت هاي ياددهي - يادگيري نشناسيم، هرگز نخواهيم توانست به صورت علمي و تجربي از آنچه اين امکانات، به ما عرضه مي دارند در محل مشکلات آموزشي خود استفاده کنيم.
وسايل آموزشي به مجموعه امکاناتي اطلاق مي شوند که مي توانند شرايطي را فراهم سازند تا در آن شرايط، يادگيري سريعتر، بهتر و پايدارتر صورت گيرد. معلم کارآمد بايد انواع و اقسام رسانه ها و وسايل آموزشي را براي انتقال پيامهاي آموزشي و تسهيل يادگيري بشناسد و درست به کار گيرد. تدريس منظم و مؤثر کاملاً متکي بر رسانه ها و وسايل آموزشي است. با چنين رويکردي بايد گفت: حتي معلم، کتاب درسي و محيط مدرسه و ساير امکانات نيز جزو وسايل آموزشي محسوب مي شوند.
اما در فرآيند طراحي آموزشي منظور از وسايل آموزشي، مجموعه ي وسايل گرافيکي، عکس و يا وسايل الکتريکي يا مکانيکي که براي دريافت اطلاعات، اعم از ديداري يا شنيداري به کار مي روند، اطلاق مي گردد. لازم است معلم مزايا، معايب و محدوديتهاي هريک از وسايل را براي آموزش درس خود بداند. استفاده از وسايل آموزشي، صرفاً براي استفاده از آنها و بدون توجه به ماهيت آنها و بدون هيچ قصد و هدفي، همواره مورد ترديد است. وسايل انتخاب شده بايد متناسب با محتوا، موقعيت آموزشي، روش تدريس و اهداف آموزشي باشد. به کارگيري وسيله نامناسب يا استفاده از وسيله در زمان و موقعيت نامناسب فقط باعث هدر رفتن وقت و کوشش معلم و دانش آموزان مي شود. بايد به وسايل آموزشي تنها از منظر وسيله اي که آموزش و يادگيري را تسهيل مي کنند و سبب يادگيري مي شوند، نگاه کنيم.
تهيه و انتخاب وسايل آموزشي خواه به وسيله ي معلم صورت گيرد و يا دانش آموزان، نياز به دقت نظر دارد، يک وسيله ي خوب نه تنها سبب رسانيدن پيام به بهترين وجه مي شود؛ بلکه علاقه، توجه و انگيزه ي دانش آموزان را نيز کاملاً تقويت مي کند. معلمان بايد بدانند که هيچ وسيله ي خاصي را نمي توان به عنوان بهترين وسيله براي تمام اهداف آموزشي به کار گرفت. هدفهاي رفتاري بهترين راهنما و معيار براي انتخاب و به کارگيري وسايل آموزشي هستند. علاوه بر هدفهاي آموزشي، معيار و ضوابط ديگري نيز در عمل مؤثرند که مهمترين آنها عبارتند از:
1- متناسب بودن :
وسيله ي انتخاب شده بايد متناسب با موضوع آموزش و اهداف رفتاري تعيين شده باشد.
2- کيفيت فني :
خصوصيات فيزيکي هريک از وسايل آموزشي که براي درس خاصي انتخاب شده اند، بايد به نحوي باشد که در تدريس، کاملاً مؤثر باشد. مثلاً يک تلق شفاف بر روي اورهد مي تواند براي آموزش درس خاصي وسيله ي مناسبي باشد؛ اما اگر نوشته ها يا تصاوير آن خيلي ريز و درهم باشد و روي آنها خط افتاده و يا اشتباهي وجود داشته باشد، استفاده ي از آن اثر منفي بر روي يادگيري دانش آموزان خواهد گذاشت.
3- قابليت دسترسي :
گاهي وسيله اي براي تدريس يک هدف و محتواي خاص بسيار مناسب است؛ اما نمي توان آن را به راحتي به دست آورد و يا امکان استفاده ي مکرر از آن در مواقع دلخواه ميسر نيست. چنين وسيله اي امکان مناسبي براي آموزش نخواهد بود، زيرا وسيله اي که نتوان از آن استفاده کرد و يا در موقع لزوم امکان کاربرد آن نباشد، فايده اي ندارد.
4- سادگي :
گاهي با استفاده از رسانه اي پيچيده، مطالبي که از درک و فهم دانش آموزان فراتر است به آنها عرضه مي شود. البته اين دسته از وسايل ممکن است به علت جالب بودن در دانش آموزان ايجاد انگيزه کند؛ اما اطلاعات پيچيده ي آن ممکن است سبب ابهام در درک و فهم موضوع اصلي که بايد آموخته شود، نيز بگردد. مثلاً بسياري از فيلمهاي آموزشي هيچ هدف خاصي را دنبال نمي کنند، چون موضوع و هدف مشخصي ندارند، اهداف آموزشي را تحت تأثير قرار مي دهند و مانع رسيدن به هدف اصلي مي شوند.
معمولاً فيلمهاي کوتاه در مورد بخشهاي خاصي از موضوع درس، مؤثرتر از سايز فيلمهاي آموزشي هستند؛ زيرا معطوف به هدف يا محتواي مورد بحث خاصي هستند. معلم کارآمد هرگز براي استفاده ي صرف از يک وسيله رسيدن به اهداف آموزشي رادچار اختلال نمي کند.
5- انعطاف پذيري :
از عوامل مهم ديگر در استفاده ي مؤثر از وسايل آموزشي، انعطاف پذيري آن است. توان معلم براي کنترل و به کارگيري وسيله اي که با نياز او متناسب باشد، اهميت بسيار دارد. يک وسيله ي آموزشي خوب را بايد بتوان در زمانها و موقعيتهاي مختلف مورد استفاده قرار داد.
6- سطح فرهنگي :
وسايل آموزشي با توجه به واژگان به کار رفته در آن، سطح محتوايي، ديدگاههاي مختلف و هدف آن تعيين مي شود. به همين دليل ضروري است که معلم، مناسبت هر وسيله را با توجه به سطح فرهنگي متناسب با گروهي که مي خواهد وسيله را براي آنها به کار برد، بسنجد و انتخاب کند. ممکن است وسيله اي براي يک گروه در سطح خيلي بالا و براي گروهي ديگر در سطح بسيار نازلي باشد. در چنين مواردي به دليل عدم تناسب وسيله آموزشي با سطح دانش و توانايي دانش آموز، موجب خستگي و عدم علاقه او به موضوع مي شود.
7- هزينه :
در رابطه با وسايل، معلم بايد هم به قيمت ابزار و هم به ارزش زماني که صرف تهيه يا به کارگيري آن وسيله ي خاص در رابطه با تدريس مي شود، توجه کند. در هر صورت معيارهايي که براي به کار گرفتن وسيله مناسب انتخاب مي شوند به مفروضاتي که براي به کارگيري آنها در ذهن داريم، بستگي دارد. دستور خاصي وجود ندارد که از قبل بتواند تأثيري را که يک وسيله ي معين بر روي دانش آموزان خاص مي گذارد به مدرسه يا معلم نشان دهد. انتخاب نوع محتوا، روش و وسيله در فرآيند همواره تجويزي است و هيچگونه دستورالعمل تحکمي را نمي توان در اين مورد صادر کرد.
پنجشنبه بیستم دی 1386
طراحی آموزشی
بنام خدا
طراحي فعاليت هاي آموزشي
تهیه و تنظیم:
سید رفیع الدین میرعربشاهی[1]
Email:rafieddin.mirarabshahi@gmail.com
بخش اول
چگونه فرآيند آموزش را طراحي کنيم؟
تدريس[1] چيست؟
از تدريس، همانند يادگيري، تعريفهاي مختلفي ارائه شده است. بعضي، تدريس را «بيان صريح معلم درباره آنچه بايد ياد گرفته شود» مي دانند و گروهي ديگر تدريس را «همورزي متقابلي مي \دانند که بين معلم، دانش آموز و محتوا در کلاس درس جريان دارد.» عدّه ي زيادي از مربيان و متخصصان آموزش و پرورش، تدريس را «فراهم آوردن موقعيت و فرصتهايي که يادگيري دانش آموزان را تسهيل کند»، ناميده اند. از بررسي مجموعه ي تعاريف ارائه شده مي توان نتيجه گرفت که «تدريس، فعاليتي تعاملي و منظم و هدفمند بين معلم و دانش آموز به منظور تسهيل يادگيري است.» (شعباني،1382).
عوامل اصلي چنين فعاليتي عبارتند از: طراحي، اجرا و ارزشيابي. طراحي پايه و اساس اصلي اين فرآيند است که دو عامل ديگر يعني اجرا و ارزشيابي بر آن استوار هستند و تحقق مطلوب آنها وابسته به کيفيت طراحي آموزشي است.
طراحي [2] آموزشي چيست؟
طراحي آموزشي، پيش بيني و تنظيم رويدادهاي آموزشي بر اساس اهداف، محتوا و امکانات موجود با توجه به ويژگيها و ساخت شناختي دانش آموزان است. طراحي آموزشي، خواه مربوط به يک دروه کامل يا به يک جلسه ي آموزشي باشد، از اهميت خاصي برخوردار است. توجه و دقت در تنظيم آن مي تواند موجب کارايي و اثر بخشي تدريس شود. طراحي آموزشي ممکن است به دو صورتِ خُرد و کلان، انجام گيرد. طراحي در سطح کلان مربوط به شوراي برنامه ريزي درسي و متخصصان آموزشي است؛ اما طراحي در سطح خُرد، کلاً بر عهده ي معلم است. در فرآيند طراحي خُرد، توجه بايد بيشتر به حصول صلاحيتها و قابليتهاي مورد انتظار، جلب شود و با نگرشي سيستمي و نظام مند، مجموعه ي عناصري را که در يادگيري دانش آموزان مؤثرند، در نظر گرفت. معلم بايد کل محتواي آموزشي را به اجزاي قابل تدريس که معمولاً به نام «جلسات درس يا تدريس» ناميده مي شود، تقسيم کند و مشخص سازد که بر اساس زمان منظور شده، چند جلسه يا ساعت در طول ترم و يا سال تحصيلي تدريس خواهد داشت و در هر جلسه چه موضوعي و با چه اهدافي دنبال خواهد شد.
مراحل طراحي آموزشي
هدف از طراحي آموزشي، فراهم کردن امکانات يادگيري است؛ زيرا انتخاب فعاليت هاي يادگيري مؤثر و مناسب، عامل مهمي در فرآيند طراحي يک درس محسوب مي شود. قبل از شروع آموزش، معلم بايد همه چيز را پيش بيني و آماده کند و برنامه ي خود را بنويسد؛ اما با توجه به اين که فرآيند تدريس، هيچگاه نمي تواند کامل باشد، برنامه هاي طراحي شده بايد انعطاف پذير، مرتب و به روز گردند. يک برنامه آموزشي خوب بايد به نحوي نوشته شود که دستيابي به قابليت و صلاحيت مورد نظر را تضمين کند. در فرآيند طراحي مي توان از الگوهاي مختلف استفاده کرد؛ اما در تمام الگوها، حداقل چهار مرحله يا گام اساسي را بايد مورد توجه قرار داد. اين گامها عبارتند از:
گام اول : تحليل و تنظيم هدفهاي آموزشي
گام دوم : تحليل موقعيت آموزشي
گام سوم : تحليل و تعيين محتوا، روش و وسيله ي آموزشي
گام چهارم : تحليل و تعيين نظام ارزشيابي
گام اول : تحليل و تنظيم هدفهاي آموزشي
هدفهاي آموزشي، بيان کننده ي وضعيت مطلوب در يک رويداد آموزشي هستند. هدفهاي خوب تنظيم شده حداقل بايد داراي چهار ويژگي زير باشند:
1. دانش آموزان، محور باشند؛ يعني بر اساس فعاليت هاي دانش آموزان تنظيم شوند.
2. توصيفي از نتايج يادگيري باشند.
3. صريح، روشن و قابل فهم باشند.
4. قابل مشاهده و اندازه گيري باشند.
مراحل نگارش هدفهاي آموزشي
براي نگارش هدفهاي آموزشي، چهار مرحله ي اساسي بايد طي شود. اگرچه اين چهار مرحله، تسلسلي و پيوسته هستند؛ اما در فرآيند طراحي، الزاماً چنين نيستند، زيرا طراح، پس از نوشتن هر مرحله ممکن است مجدداًً به عقب برگردد و به بازنگري اهداف نوشته شده بپردازد و به اصلاح و بازنويسي آنها اقدام کند. مراحل نگارش هدفهاي آموزشي عبارتند از:
الف - تعيين هدف يا هدفهاي کلي [3] آموزشي
هدفهاي کلي آموزشي، اهدافي هستند که در پايان يک دوره يا جلسه ي آموزشي بايد تحقق يابند. اين دسته از اهداف، معمولاً به صورت عبارتهاي کلي مطرح مي شوند؛ مثلاً اگر بگوييم پس از مطالعه ي اين فصل «معلمان بايد با طراحي آموزشي آشنا شوند»، در واقع يک هدف کلي را بيان کرده ايم. هدفهاي کلي آموزشي، معمولاً به علت عدم صراحت مبهم و قابل تعبير و تفسير هستند. حتي در مقايسه با هدفهاي جزئي در مدت زمان بيشتري تحقق خواهند يافت.
اين دسته از اهداف چون مهارت نهايي کسب شده از جريان آموزش را بيان مي کنند، ممکن است به عنوان نوعي انگيزه، به کار روند اگرچه گروه کثيري از صاحب نظران تربيتي با نوشتن و تنظيم هدفهاي کلي مخالفند؛ اما به دليل اينکه جهت عمومي فعاليتها را تعيين مي کنند، هدفهاي پرارزشي هستند، زيرا از طريق هدفهاي کلي آموزشي مي توان هدفهاي جزئي، رفتاري و فعاليت هاي آموزشي را مشخص کرد و به آنها جهت و هماهنگي لازم بخشيد.
معلمان و طراحان آموزشي بايد توجه کنند هدفهاي کلي آموزشي زماني ارزشمند هستند که به هدفهاي جزئي و رفتاري تجزيه شوند؛ به عنوان مثال: براي رسيدن به اين هدف کلي که «معلمان با طراحي آموزشي آشنا شوند»، بايد تمام مراحل طراحي و فعاليت هايي که لازم است در مراحل اجرا دانش آموزان انجام دهند، به طور واضح و صريح مشخص شوند، در غير اين صورت هدف کلي، هرگز تحقق نخواهد يافت.
ب - تبديل هدف کلي به اهداف جزئي[4]
هدفهاي جزئي از تجزيه هدفهاي کلي به دست مي آيند و مراحل رسيدن به هدفهاي کلي را مشخص مي کنند، به همين دليل، نسبت به هدفهاي کلي محدودتر و مشخص تر و نسبت به هدفهاي رفتاري، داراي جامعيت و شمول بيشتري هستند. هدفهاي جزئي، همچون هدفهاي کلي اغلب به صورت افعال کلي و مبهم نوشته مي شوند و خود نيز ممکن است قابل تجزيه به هدفهاي جزئي ريزتر باشند. ساده ترين راه نوشتن اهداف کلي و جزئي در فرآيند آموزش اين است که بر اساس موضوع اصلي درس، هدف کلي نوشته شود و بر اساس عناوين فرعي درس، اهداف جزئي تنظيم گردند. در زير، جهت آشنايي با افعال کلي که براي نوشتن اهداف کلي و جزئي به کار مي روند، تعدادي از آنها آورده شده است:
افعال کلي
آشنا شدن / دوست داشتن / دانستن / کسب کردن / ارزش گذاري کردن / تمايل داشتن
فهميدن / باور کردن / تصديق کردن / ياد گرفتن / درک کردن
ج - تبديل هدفهاي جزئي به هدفهاي رفتاري
هدفهاي رفتاري، اهدافي هستند که نوع رفتارهاي شناختي، رواني - حرکتي (عملي)، عاطفي و قابليتها و مهارتهايي را که انتظار داريم در پايان يک فعاليت آموزشي در دانش آموزان ايجاد شود، به دقّت بيان مي کنند. در نوشتن هدفهاي رفتاري، نبايد اعمالي که معلم براي تدريس انجام مي دهد، تشريح شده باشد، بلکه بايد طوري نوشته شوند که دانش آموزان با مطالعه ي آنها بفهمند که چه انتظاراتي از آنها مي رود و چه بايد انجام دهند؛ مثلاً پس از پايان آموزش، با توجه به مطالب مطرح شده بايد بتوانند «براي فصل ساختار سلولي کتاب علوم زيستي و بهداشتي سال اول دبيرستان عملاً طرح درسي بنويسند».
اهداف رفتاري بايد واقع بينانه تنظيم شوند. هميشه بايد امکانات و مدت زمان آموزش و همچنين سطح تحصيلي و علاقه مندي دانش آموزان را در نوشتن هدفهاي رفتاري در نظر گرفت. اگر هدفهاي رفتاري، واقع بينانه تنظيم شوند، آموزش هم درست و مؤثر انجام خواهد شد. اهداف رفتاري خوب تنظيم شده، اهدافي هستند که اکثر دانش آموزان براي رسيدن به آنها مشکل خاصي نداشته باشند. اولين نکته در نوشتن هدف رفتاري، صراحت و قابل فهم بودن آن است.
هدفهاي رفتاري علاوه بر صراحت بايد قابل مشاهده و اندازه گيري باشند. محور ارزشيابي نتايج يادگيري، قابل مشاهده بودن آن نتايج است. کليد يک هدف قابل مشاهده، يک فعل قابل مشاهده است. فعل قابل مشاهده فعلي است که عمل قابل مشاهده يا رفتاري که نتيجه اش يک محصول قابل مشاهده باشد، توضيح دهد. بنابراين، يک هدف رفتاري مؤثر و خوب تعريف شده، هدفي است که صريح و قابل مشاهده و نتيجه اي قابل اندازه گيري باشد.
از ديد روانشناسان رفتارگرا، هدفهاي رفتاري داراي سه ويژگي زير مي باشند:
1- نوع رفتار بايد دقيقاً مشخص و خوب تعريف شده باشد.
منظور از نوع رفتار يا عملکرد در نوشتن هدفهاي رفتاري، بيان روشن، دقيق و صريح رفتاري است که انتظار مي رود دانش آموزان آن را انجام دهند تا مشخص شود که قابليت يا گرايش لازم را کسب کرده اند. نکته کليدي در نوشتن نوع رفتار، آن است که از افعالي که بر انجام کار دلالت دارد استفاده شود، مانند: «حذف کند»، «پاک کند»، «تعريف کند»، «اندازه بگيرد»، «آزمايش کند» و غيره.
لازم به يادآوري است که عملکرد يا رفتار، مي تواند هم در حيطه شناختي قرار گيرد و هم در حيطه رواني - حرکتي و عاطفي.
2- شرايط انجام رفتار يا عملکرد بايد دقيقاً بيان شود.
دومين عنصر مهم در نوشتن اهداف رفتاري، بيان شرايط و امکاناتي است که با توجه به آن، دانش آموزان بايد دانش، گرايش يا مهارت خود را نشان دهند. شرايط و امکانات، معمولاً به موقعيت اشياء يا چيزهايي اطلاق مي شوند که بايد در آن موقعيت يا با به کار گرفتن آن امکانات، فعاليت انجام شود تا دانش آموزان قابليت خاص را کسب کنند. گاه شرايط و امکانات، محدوديتها و يا امکاناتي را که موجود نيستند بيان مي کند. مانند «بدون استفاده از نتايج يک آزمايش تشخيصي»، «يا بدون به کار بردن ماشين حساب» فرد بايد بتواند آن قابليت را از خود نشان دهد.
از دادن يک فهرست طولاني از وسايل يا موادي که به نظر مي رسد براي عملکرد، ضرورت ندارد خودداري شود. اگر شرايط براي تمام اهداف رفتاري يک درس يکسان باشد، تکرار آن در تک تک اهداف رفتاري ضرورت ندارد و کافي است قبل از نوشتن تک تک هدفهاي رفتاري، اين عبارت نوشته شود: «پس از پايان آموزش از دانش آموزان انتظار مي رود با مطالعه يا به کارگيري وسايل ... بتوانند»:
الف - قانون ارشميدس را در دو سطر تعريف کنند.
ب - آزمايش مربوط به آن را بدون اشتباه انجام دهند.
3- معيار سنجش رفتار مورد نظر دقيقاً معين شود.
سومين ويژگي ضروري در نوشتن هدفهاي رفتاري، معيار است، که پايه و اساس قضاوت انجام رفتار را مشخص مي کند. به زبان ديگر، معيارها براي بررسي و تعيين ميزان مهارت دانش آموزان، به کار مي روند؛ مثلاً «با نود درصد دقت و بدون هيچ اشتباهي» يا «در مدت زمان مشخصي» انجام شود. بنابراين معيار، ممکن است به فرآيند يا به نتيجه ي فعاليت، مربوط باشد.
هدفهاي رفتاري را هرگز نمي توان به طور خلاصه نوشت. معلم بايد عملکرد يا رفتار را طوري بنويسد که ارتباط آن با شرايط و معيار تعيين شده واضح و روشن باشد. اين صراحت بايد در حدي باشد که افراد آشنا با فرآيند ياددهي - يادگيري بتوانند بدون اشکال و اشتباه، مقاصد آموزشي مورد نظر نگارنده را تدريس و يا ارزيابي کنند.
بسياري از معلمان به دليل عدم آشنايي با هدفهاي رفتاري معمولاً از افعال زير که درک آنها مشکل است و قابل اندازه گيري نيستند استفاده مي کنند؛ افعالي مانند:
دانستن / ياد گرفتن
تحسين کردن / لذت بردن
باور داشتن / درک کردن و غيره ....
بهتر است به جاي به کارگيري افعالي نظير افعال ذکر شده از افعالي که کمتر در معناي آن اشتباه رخ مي دهد و قابليت اندازه گيري آنها خوب است، استفاده کنيم.
افعال صريح در حيطه شناختي-افعال صريح در حيطه عاطفي-افعال صريح در حيطه رواني - حرکتي
تعريف کردن-قبول کردن-با مهارت به کار گرفتن
فهرست کردن-تأييد کردن-درست اجرا کردن
نام بردن-همکاري کردن-درست آزمايش کردن
توضيح دادن-علاقمند شدن-بازسازي کردن
تشخيص دادن-هم عقيده شدن-جابه جا کردن
طبقه بندي کردن-تحريک شدن-محکم کردن
تجزيه و تحليل کردن-آرزو کردن-عوض کردن
تشخيص دادن-با علاقه انجام دادن-و غيره ...
قضاوت کردن-تعهد داشتن-
و غيره ....-و غيره ....-
البته اين فهرست، شامل تمام افعالي که مي توان آنها را به کار برد، نيست و تنها نمونه اي از افعال رفتاري هستند. بنابراين طراح، ممکن است در هنگام نوشتنِ اهداف رفتاري از افعال ديگر نيز استفاده کند. هدفهاي زير نمونه اي از هدفهاي رفتاري مي باشند:
پس از پايان آموزش از دانش آموزان انتظار مي رود، بتوانند :
1- قسمتهاي مختلف قلب را براساس تصوير صفحه 27 کتاب دقيقاً و بدون اشتباه مشخص کنند و بنويسند.
2- با در دست داشتن يک نوار اندازه گيري، طول و عرض و ارتفاع مبلهاي داخل اطاق را بر اساس واحد سانتيمتر با 20 درصد خطا اندازه گيري کنند.
3- قطعه شعر معاصري را که به آنها داده شده است، براساس ملاکهاي بحث شده در کلاس، ارزيابي کنند.
معلمان بايد در نظر داشته باشند که فرآيندها و مهارتهايي وجود دارند که به طور مستقيم قابل مشاهده نيستند، اما نتايج قابل مشاهده اي توليد مي کنند؛ مثلاً ممکن نيست، معلمان فرآيند تفکر دانش آموزان را که تلاش مي کنند تا معادله اي را حل کنند، مشاهده کنند؛ اما آنها مي توانند پاسخهايي را که دانش آموزان مي دهند، تصميمهايي را که مي گيرند، يا هر گامي را که براي حل مسأله بر مي دارند و در نهايت نتايج حل معادلات را مشاهده، اندازه و قضاوت کنند. وقتي که دانش آموزان متني را به نثر مي نويسند، يا يک قطعه شعري را به نثر ترجمه مي کنند، يا يک کار هنري مثل نقاشي را به اتمام مي رسانند، تماماً قابل مشاهده هستند. چنين توليداتي همچون اهداف رفتاري مي توانند معلمان را مطمئن سازند که: آيا نتايج مورد انتظار اتفاق افتاده است يا نه؟ اما طراحان و معلمان بايد بين اهدافي که ويژه و قابل مشاهده هستند و اهدافي که توليدات نهايي قابل مشاهده دارند، تفاوت و تمايز قايل شوند.
اگر طراحي در نوشتن هدفهاي رفتاري، از افعالي استفاده کند که صريح و قابل مشاهده نباشد و يا يک توليد نهايي قابل مشاهده اي نداشته باشد، معلم نمي تواند تحقق اهداف آموزشي را ارزشيابي کند. براي سنجش درستي يا عدم درستي يک هدف رفتاري، مي توان نتايج سؤالهاي زير را مورد تحليل و بررسي قرار داد:
1- آيا هدف رفتاري، آنچه که دانش آموزان بايد انجام دهند به وضوح بيان کرده است؟
2- آيا هدف رفتاري شرايط مهمي را که تحت آن شرايط دانش آموزان نشان مي دهند که قابليت و صلاحيت لازم را کسب کرده، مشخص کرده است؟
3- آيا هدف رفتاري معيارهايي را که بتوان بر اساس آنها تبحر و صلاحيت دانش آموزان را مورد ارزيابي قرار داد، توضيح داده است؟
4- آيا افعال به کار برده شده در اهداف رفتاري، افعالي کاملاً قابل مشاهده و بررسي مي باشند، و مانع از اشتباه ارزشيابي مي شوند؟
5- آيا هدفهاي رفتاري با جزئيات کامل که نتايج عمل مورد انتظار را نشان مي دهد، بيان شده است؟
6- آيا هدفهاي رفتاري با توجه به فعاليت هاي دانش آموزان تنظيم شده است؟
7- آيا هدفهاي رفتاري آنچه را که معلمان در فرآيند آموزش بايد انجام دهند، مشخص مي کند؟
8 - آيا هدفهاي رفتاري معيارهاي مشخصي را براي سنجش يادگيري دانش آموزان فراهم مي سازد؟
[1] - Teaching
[2] - Desigining
[3] - Goals
[4] - objectives
- -
دوشنبه پنجم آذر 1386
وسواس
| ||||||||||||
| ||||||||||||
|
| ||||||||||||
| ||||||||||||
|
| ||||||
|
|
| ||||||
|
|
سخت گیریهای بیش از حد برای كودك در مسائل بهداشتی، میتواند باعث ایجاد وسواس و یا اختلالات رفتاری در كودك شود. چنانچه آموزش بهداشتی و اقدامات بهداشتی طبق اصول علمی و به جا و مناسب باشد مشكلات آنها كمتر خواهد بود------
افکار و یا تصاویری هستند که مکرراً رخ می دهند و احساس می شود خارج از کنترل هستند که شخص نمیخواهد این افکار را داشته باشد و آنها را ناراحت کننده ,مزاحم و بی معنا تلقی میکند. |
|
| ||||||||||||
| ||||||||||||
|
| ||||||||||||
| ||||||||||||
|
| ||||||||||||
| ||||||||||||
وسواس فکری-عملی چیست؟
وسواس فکری-عملی بیماری است که در آن فرد افکاری ناخواسته داشته و اعمالی را بارها و بارها تکرار می کند. همه ی ما در زندگی عادی خود، عادات و روتین های بخصوصی داریم، مثل مسواک زدن دندان هایمان قبل از خواب. اما، افرادی که مبتلا به این روان رنجوری هستند، عادات رفتاری دارند که سد راه زندگی روزانه شان است.
اکثر افراد مبتلا به این روان رنجوری، خود می دانند که افکار و اعمالشان بی معنا و غیر ضروری است، اما قادر به نادیده گرفتن آن یا خودداری از انجام آن نیستند.
وسواس فکری چیست؟
وسواس فکری شامل ایده ها، نظرات، انگیزه هایی است که مرتباً به ذهن فرد هجوم می آورد. فردی که مبتلا به این روان رنجوری است، به هیچ عنوان دوست ندارد چنین افکاری داشته باشد و آنها را آزار دهنده می داند، اما قادر به کنترل آنها نیست. گاهی اوقات این افکار هر از گاهی به سراغ فرد می آیند و گاهی اوقات مرتباً ذهن او را اشغال می کنند.
وسواس عملی چیست؟
افکار وسواسی فرد را مضطرب و هراسان می کند. این افراد سعی می کنند با انجام اعمالی بخصوص بنابر قانونی که برای خود می سازند، از شر این افکار خلاص شوند. این رفتارها، وسواس عملی نامیده می شود. برای مثال، فرد مبتلا به این روان رنجوری، ممکن است افکار وسواسی درمورد ترس از میکروب داشته باشد، از اینرو بعد از رفتن به توالت، دستهای خود را بارها و بارها می شوید. انجام این اعمال باعث میشود تا این افکار به طور موقت از فرد دور شوند. اما وقتی این اضطراب و ترس بازمیگردد، کار فرد مبتلا دوباره از نو آغاز می شود.
برخی وسواس های فکری متداول
- ترس از میکروب و کثیفی
- اهمیت دان زیاد به نظم، دقت و درستی
- نگرانی از اینکه کاری به خوبی انجام نشده باشد، حتی وقتی فرد می داند که این مسئله صحت ندارد
- ترس از افکار شیطانی و گناهکارانه
- فکر کردن تمام مدت درمورد یک صدا، تصویر، کلمه یا عدد بخصوص
- نیاز به اطمینان مجدد
- ترس از صدمه زدن به یکی از اعضاء خانواده با یکی از دوستان
برخی وسواس های عملی متداول
- شستن و تمیز کردن، مثل شستن دست ها، دوش گرفتن یا مسواک زدن مداوم.
- چک کردن مداوم قفل در و پنجره برای اطمینان یافتن از اینکه قفل هستند یا نه.
- تکرار یک عمل، مثل رفتن و آمدن مدام، نشستن و پا شدن، یا دست زدن به یک چیز بخصوص برای دفعات زیاد.
- منظم و مرتب کردن چیزها به طرق معین
- اعدادی را مداوم حساب کردن
- نگاه داشتن روزنامه ها، ایمیل ها یا چیزهایی که دیگر مورد نیاز نیست.
- مدام به دنبال تصدیق و تایید دیگران بودن.
میزان شیوع بیماری
سالهای متمادی، این روان رنجوری بیماری بسیار نادر بود. تعداد دقیق افراد مبتلا به آن پنهان نگاه داشته می شد، چراکه مردم از روی خجالت مشکل خود را با کسی مطرح نمی کردند. تحقیقات اخیر نشان داده است حدوداً 3 میلیون نفر از آمریکایی بین سنین 18 تا 54 سال ممکن است در طول زندگی خود دچار این بیماری شوند. این بیماری مردان و زنان را به میزان مساوی مبتلا می کند.
علل بیماری
کسی تا به حال علت روشن و آشکاری برای ابتلا به وسواس فکری-عملی پیدا نکرده است. برخی تحقیقات ثابت کرده است که احتمالاً بعضی مواد شیمیایی موجود در مغز، که سِروتونین خوانده می شوند از انجام کاری به طور مکرر توسط فرد جلوگیری به عمل می آورد. فرد مبتلا به این رواتن رونجوری ممکن است میزان کافی سِروتونین در مغز نداشته باشد. بعضی از این بیماران با استفاده از داروهایی که میزان سِروتونین را در مغز افزایش می دهد، تقریباً بهبود می یابند.
سایر بیماری های مرتبط با وسواس فکری-عملی
افراد مبتلا به این روان رنجوری معمولاً مبتلا به سایر اضطراب ها مثل فوبیا (ترس بی پایه و اساس) –مثل ترس از عنکبوت یا ترس از پرواز کردن) و یا حملات وحشتزدگی نیز می باشند.
این افراد همچنین ممکن است مبتلا به افسردگی، اختلال تغذیه، یا اختلال در یادگیری مثل خوانش پریشی نیز باشند.
داشتن یک یا دو مورد از این بیماری ها باعث دشوارتر شدن تشخیص و درمان میشود. از اینرو، بهتر درمورد هر علائمی که در خود مشاهده می کنید، با پزشک خود مشورت کنید، حتی اگر آن اختلال باعث خجالت شما شود.
طریقه ی درمان
برای درمان روان رنجوری وسواس فکری-عملی، داروهای زیادی موجود می باشد. این داروها شامل کلومیپرامین (آنافرانیل)، فلوئوکستین (پروزاک)، سِرترالین (زولوفت)، پاروکستین (پاکسیل)، و فلووکسامین (لوواکس) می باشد. این داروها می توانند عوارض جانبی مثل خشکی دهان، حالت تهوع و خواب آلودگی داشته باشد. گاهی اوقات روی عملکرد جنسی فرد نیز تاثیرگذار است.
تحت راهنمایی های یک متخصص درمانی خوب، رفتار درمانی نیز برای مداوای این روان رنجوری انجام می گیرد. در رفتار درمانی، افراد مبتلا با موقعیت هایی روبه رو می شوند که اضطراب و وسواس فکری آنها را افزایش می دهد. بعد متخصص آنها را تشویق میکند تا دست به آن اعمال وسواسی نزند و احساسات عصبی خود را کنترل کند. مثلاً کسی که وسواس فکری درمورد میکروب و کثیفی دارد، ترغیب می شود تا از یک دستشویی عمومی استفاده کرده و دست های خود را فقط یک مرتبه بشوید. برای استفاده از این متد، فرد مبتل باید قادر باشد میزن بالای اضطراب تحمیل شده بر او را تحمل کند. در طول زمان رفتار درمانی باعث از بین رفتن علائم این بیماری خواهد شد.
جمعه سیزدهم مهر 1386
خللاقیت
بنام خدا
نقش آموزش و تجربه در خلاقيت كودكان
تهیه:مهنازگلسرخی دبیرریاضی مدرسه راهنمایی دخترانه نرجس
در ميان توانایی های مختلف انسان بدون ترديد خلاقيت سازنده ترين و بنيادی ترين آنهاست. دستيابی به قانون مندی هایی كه به شناخت و تغيير جهان منجر شده بدون استفاده از نيروی خلاق انسان ها امكان پذير نبوده است. همه آثار پر ارزش اصيل و ماندنی فرهنگ بشری كه زندگی انسان را معنا بخشيده ،ريشه در خلاقيت داشته است و اين همه را تاريخ علم و هنر به روشنی نشان می دهد. با توجه به نقش اساسی خلاقيت در زندگی ضروری است كه اين توانایی ارزشمند را در كودكان پرورش دهيم.متاسفانه نظام آموزشی _تربیتی ما در خانه و مدرسه و به تبع آن در جامعه، نه تنها اين توانایی را در كودكان و نوجوانان پرورش نمی دهند، بلكه باشيوه های نامناسبی كه به كارمی برد ، آنرا سركوب می كند .
در پرورش خلاقيت كودكان چند نكته مهم را بايد در نظر گرفت :
نخست : توجه به نقش آموزش در خلاقيت است . تحقيقات روانشناسی و تجربيات انجام شده ، تا حدودی نشان داده اند كه می توان خلاقيت را پرورش داد . اعتقاد به امكان پرورش خلاقيت و ساير خصوصيت های فرد نگرش ما را نسبت به توانایی های عظيم انسانی ، در جهت مثبت تغيير می دهد و ما را به جستجوی شيوه های مناسب برای رشد و شكوفایی آنها وا می دارد .
نكته دوم : آگاهی از روند شكل گيری و رشد خلاقيت در كودكان ،شناخت عوامل تقويت كننده و بازدارنده آن و فراهم ساختن محيط و امكانات مناسبی برای پرورش اين توانایی است . بايد كودكان را تشويق كنيم كه خود به فعاليت ، تجربه مستقيم ، مشاهده و تفكر بپردازند و از عادت دادن آن ها به حفظ كردن و تكرار مطالب و نيز تحميل افكار، راه حل ها و تجربيات خود به آن ها بپرهيزيم . بگذاريم خود تجربه كنند و بياموزند و اين اصل را بپذيريم كه خلاقيت در آزادی شكوفا می شود.
نكته سوم اينكه پرورش خلاقيت همچون ساير خصوصيات انسانی بايد از همان سال های نخست زندگی آغاز گردد. خلاقيت تدريجا شكل می گيرد و رشد می يابد. اوج خلاقيت كودكان تا سنين 6-7 سالگی است . بنابراين اگر كودكان را با شيوه های كار خلاق آشنا نسازيم نمی توانيم از آن ها انتظار داشته باشيم كه در آينده افرادی نوآور و مبتكر باشند.
و آخرين موضوع اينكه فكر نكنيم پرورش خلاقيت كودكان نياز به امكانات خاص ، هزينه های گزاف وشيوه های پيچيده دارد. ما به عنوان پدر، مادر و معلم ، نبايد به صورت منفعل در انتظار ايجاد محيط وشرايط مناسب باشيم كه خلاقيت كودكمان را بارور سازد بلكه خود بايد شيوه های عملی ، ساده و درستی را در اين زمينه به كار گيريم . البته اين كار ، خود نياز به خلاقيت دارد ، می توان نمونه هایی از فعاليت هایی را كه برای پرورش خلاقيت كودكان مناسب است ،ارائه داد.
قصه گویی، نمايش های خلاق و آزاد، تشويق كودكان به سوال كردن، پاسخ مناسب دادن به سوال های آنها، كارهای دستی، كلاژ، استفاده از اسباب بازی هایی كه كودك بايد با آنها اشيایی را بسازد، فراهم ساختن امكان مشاهده ی نزديك و مسقيم برای كودكان از طريق آشنایی آن ها با طبيعت ، زيرا هيچ چيز برای كودكان آموزنده تر و جالبتر از تماشای طبيعت نيست، تشويق آنها به جمع آوری مجموعه هایی از گل ها، برگ ها،سنگ ها،تصاوير حيوانات، اشياء و غيره كه مشاهده و دقت كودكان را تقويت می كند، فيلم های مناسب و ساير فعاليت هایی كه هر يك از ما می توانيم با اندکی دقت و توجه آنها را مشخص سازيم و امكانش را برای كودكمان فراهم سازيم .
پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386
ده راز پرورش كودكی شاد
ده راز پرورش كودكی شاد
محمود صالحی
همه پدران و مادران دوست دارند كه كودكشان شاد باشد. اما آيا ميتوانيم همانطور كه به كودكان ميآموزيم فوتبال بازي كنند يا زبان دومي را ياد بگيرند، به آنها بياموزيم كه شاد و خوشحال باشند؟ آيا بعضي از كودكان ذاتاً شاد متولد ميشوند و بقية آنها بايد بار سنگين سختيها را بهدوش بكشند؟ بهنظر بيشتر دانشمندان، ژنهايي كه كودكان هنگام تولد به ارث ميبرند بر قدرت شاد بودن آنها تأثير ميگذارد. گفتة مذكور به اين معنا نيست كه شما نميتوانيد براي لذت بردن او از زندگي كار زيادي انجام دهيد. با تشويق كودك، به او ميآموزيد كه بيشتر اوقات، خود را در بالاترين حد شاد زيستن قرار دهد. در ادامه، 10 راز پرورش كودكي شاد ارائه ميشود.
۱. به كــــودكتان عشق بورزيد.
متخصصان ميگويند كه اولين راز پرورش كودكي شاد تمجيد از اوست. ادوارد ام. هالوول، نويسندة كتاب ريشههاي كودكي شادي در بزرگسالي، ميگويد:عشق مطلق والدين مهمترين عامل در شادي كودكان است. وقتي كودكان بزرگ ميشوند، دانستن اينكه علايق، عقايد، خصوصيات و استعدادهايشان باارزش تلقي ميشود پايهگذار شادي سالهاي بعدي زندگيشان خواهد بود. البته پذيرش كودك به معناي چشمپوشي هميشگي از خطاهايش نيست. ياد بگيريد كه عملكرد كودك را نقد كنيد نه شخصيت او را. همچنين، آنچه را كه از كودك ميخواهيد به او بگوييد نه آنچه را كه نميخواهيد.
۲. "نه، من نمـــيتوانم" را به "بله، من ميتوانــــم" تبديل كنيد.
وقتي كودك شما بداند كه به او اطمينان داريد و باورش كردهايد، احساس ميكند كه دست يافتن به همهچيز برايش امكانپذير است. افكار كودك نسبت به خود بيشترين اهميت را دارد. بنابراين والدين بايد افكار مثبت به كودك خود القا كنند. وقتي كه در مدرسة ابتدايي، معلم پسر مك بلدسو، نويسندة كتاب پرورش فرزند با متانت، به او گفت كه هيچ استعدادي براي بازي فوتبال ندارد، وي به پسر سرزنششدهاش گفت كه هرگز اجازه ندهد كسي به اهداف و روياهايش راه پيدا كند. امروز پسر او بازيكني حرفهاي در يكي از تيمهاي مطرح كشور است. القائات فكري مثبت بلدسو در ذهن پسرش زندگي او را متحول كرد.
۳. مقـــــررات منصفانه وضع كنيد و به آنها پايبند باشيد.
كودكان كمسنوسال با احساس امنيت شاد ميشوند. فرض كنيد كه در بالاي آبشار مرتفعي ايستادهايد، در صورتي از ايستادن در آنجا لذت خواهيد برد كه حفاظي در برابرتان باشد، در غير اين صورت، دچار اضطراب خواهيد شد. كودكان هم اينگونهاند. وقتي كه چارچوب محكمي براي رفتارهايشان وجود داشته باشد، آنها پيشرفت ميكنند. در حقيقت، كودكان در جستوجوي ساختارند.
۴. ابعاد مثبت را بــــرجسته كنيد.
به كودك خود بفهمانيد كه هيچ مشكلي وجود ندارد كه به اتفاق هم نتوانيد آن را حل كنيد. همچنين به او بياموزيد كه خوشبين باشد. اگر اتفاق بدي افتاد، با صداي بلند فكر كنيد و بگذاريد او افكار شما را بشنود: «واي، نه... باورم نميشود كه اين اتفاق افتاده، اما درستش ميكنم، چيز مهمي نيست.» يادگيري خوشبيني مهم است، زيرا كودك مشتاق و آرزومند به احتمال زياد بزرگسالي شاد خواهد شد. افراد ناراضي و ناخشنود بر حوادث منفي زندگي متمركز ميشوند، درحاليكه افراد شاد به وقايعي ميانديشند كه چشمانداز بهتري از آينده به آنها ميدهد.
۵. حلقة شادي كـــــودكتان را كامــل كنيد.
والدين در پي معلمان و مربياني هستند كه بتوانند حلقة شادي كودكانشان را كامل كنند. به كودكتان كمك كنيد ارتباطات دوستانهاش را حفظ كند و گسترش دهد. داشتن ارتباطات قوي و مهارت برقراري آن از شروط اصلي شاد زيستن در آينده است.
۶. كـودكان را به تحرك بيشتر واداريد.
كودكان امروز سنگين وزنترند و اين براي سلامت و شادابي آنها مضر است. كودكان چاق، در مقايسه با ساير كودكان، اعتمادبهنفس كمتري دارند و افسرده ترند. اگر كودكان سرگرميهاي پرتحرك خارج از خانه را جانشين فعاليتهاي كمتحرك خانگي كنند و بهجاي غذاهاي آمادهاي كه فاقد ارزش غذايي است، غذاهاي سالم و طبيعي بخورند، از فوايد شاد زيستن بهره خواهند برد. كودكي كه خوب غذا ميخورد و ورزش ميكند مغزش موادي شيميايي به نام اندورفين ترشح ميكند كه به او احساس شادي ميبخشد. با فراهم كردن ميانوعدههاي طبيعي ازجمله ميوههاي تازة فصلي، پرهيز از قرار دادن تنقلات در دسترس كودكان و جانشين كردن غذاهاي سالم خانگي، به سلامت كودك خود كمك كنيد. كودكتان را به انجام دادن ورزش و سرگرميهاي خارج از منزل تشويق كنيد. بازي با ساير كودكان قدرت خلاقيت كودكتان را تقويت ميكند و مهارتهاي اجتماعي را به او ميآموزد.
۷. شــــادي را در جعبة يادگاريها ذخيــــره كنيد.
اشياي مورد علاقة كودكتان، عكسها، كارتپستالها، يادگاريها، كاردستيهايي را كه يادآور خاطرات شاد براي كودك هستند داخل جعبهاي قرار دهيد. هرگاه كودكتان بيمار است يا غمگين و به لبخندي ساده نياز دارد، آنها را از جعبه بيرون آوريد و به او نشان دهيد.
۸. لحظات جادويــي ارتباط را بيابيد.
اخيراً مطالعهاي بر روي 2000 كودك 5 تا 17 ساله انجام شده است. از آنان پرسيده شد كه خواهان چه چيزي هستند كه با پول نميشود خريد. همة آنها در پاسخ گفته بودند كه والدين و توجه آنها هستند. كودكان ما ميخواهند كه به آنها فكر كنيم. برنامههايي ترتيب دهيد كه همة اعضاي خانواده بتوانند در آن شركت كنند و لذت ببرند (كوهنوردي، پيادهروي...). كودكان را در فعاليتهاي روزمرهتان مانند انجام دادن كارهاي خانه، خريد و آبياري باغچه شريك كنيد.
۹. ژن تلاش دوباره را به كـــودك خود منتقل كنيد.
دختر شما همة فكر و ذهنش اين است شاگرد اول كلاس شود، ولي در اين رقابت همكلاسش برنده شده است. يك راز اصلي شاد زيستن برخورداري از قدرت پشت سر گذاشتن مشكلات است. سعي نكنيد كودك خود را از همة ناراحتيها دور نگه داريد. به او كمك كنيد بياموزد چگونه با آنها مواجه شود. اگر شكست درسي يا غيردرسي او را نااميد كرده، كمك كنيد تا هرچه سريعتر به وضعيت عادي خود برگردد. تشويقش كنيد تا احساسات خود را در قالب نوشته يا نقاشي بيان كند. شما الگوي كودكتان هستيد. مطمئن شويد كه الگوي مناسبي در مقابل اوست. روحية خود را در هيچ شرايطي نبازيد.
۱۰. در او شگفتـــي ايجاد كنيد.
هنگامي كه كودك با چيزي بزرگتر از خودش مواجه ميشود، خواه پديدهاي فيزيكي باشد يا معنوي، احساس رضايت خاطر ميكند. با كودكان دربارة عقايد خود، خداوند و مقدسات ديني صحبت كنيد. لازم نيست كه او همة جزئيات را درك كند. با او در جنگل قدم بزنيد، به ستارگان خيره شويد، به تماشاي يك كرم كوچك در گلولاي بنشينيد. احساس مراقبت و توجه در كودكان را پرورش دهيد.
جمعه نهم شهریور 1386
رختخواب خيس، كابوس شبانه كودكان
رختخواب خيس، كابوس شبانه كودكان
دكتـــر نازيلا سلطانی
باز هم بينتيجه بود. با دو دست شقيقههايش را فشار داد. سرش گيج ميرفت. اينبار ديگر ميخواست به معلم مدرسة پسرش بگويد كه او را سر كلاس و جلو دانشآموزان ديگر براي اين عادت زشتش سرزنش كند. همة راهها را امتحان كرده بود. انواع تنبيهها و تشويقها را براي ترك اين عادت ناپسندش در نظر گرفته بود. اما هيچكدام مؤثر نبود. شبها همهچيز خوب بود. پسرك قول ميداد و با وعدههاي مادر بهخواب خوش فرو ميرفت. اما صبح روز بعد، مادر ميماند و يك رختخواب خيس. پسرك انكار ميكرد: من اينكار را نكردهام! مادر درمانده شده بود. شايد در تربيت كودكش سستي و سهلانگاري كرده بود. به چشمانش نگاه كرد، معصوم بودند و ترسان. دستش پايين افتاد و در برابر كودك بيگناه شرمگين شد ...
رختخواب خيس
شبادراري به معناي ناتواني در كنترل ادرار در طول ساعات شب است. اغلب پزشكان اين اصطلاح را براي كودكان زير پنج سال بهكار ميبرند؛ با اين حال، 5 ميليون كودك در ايالات متحدة امريكا زندگي ميكنند كه بعد از شش سالگي هم رختخواب خود را خيس ميكنند. پس بپذيريد كه كودك شما تنها نيست. براي شناخت پديدة شبادراري بايد بدانيم كه كليهها چگونه كار ميكنند. كار كليهها ساختن ادرار است. ادرار از طريق حالبها به مثانه فرستاده ميشود. مثانه شبيه بالون است و ادرار را در خود نگه ميدارد. يك دريچة عضلاني نيز مانع خروج ادرار از مثانه ميشود. با پر شدن مثانه، يك پيام عصبي به مغز ميرسد و مغز دستور باز شدن دريچة عضلاني را صادر ميكند. اگر كودك در زمان خواب اين پيام را دريافت نكند، مثانة او خودبهخود خالي ميشود.
علل ايجادكنندة شبادراري ناشناختهاند. اما عوامل متعددي با اين عارضه ارتباط دارند:
1. حجم مثانه: شبادراري ممكن است بهدليل ظرفيت كم مثانه باشد.
2. سابقة خانوادگـــي: كودكان والديني كه شبادراري داشتهاند، بيشتر احتمال دارد كه به اين عارضه دچار شوند.
3. عفونت: عفونت كليهها يا مثانه ممكن است باعث شبادراري كودكي شود كه سابقة اين مشكل را نداشته است.
4. كمبــود هـــورمون ضد ادرار:ميزان اين هورمون در بدن كودكاني كه رختخواب خود را خيس مي كنند كمتر از سايرين است.اين هورمون ساخت ادرار را كاهش ميدهد.بنابراين،افراد داراي سطح پايين هورمون ضد ادرار ممكن است ادرار بيشتري بسازند و مستعد شبادراري باشند.
5. تأخير در رشـــد و نمـــو: كودك ممكن است به علت تأخير رشد دستگاه عصبي خود قادر به دريافت پيام از مثانة پر نباشد.
6. خـــواب بسيار عميق: تعدادي از پزشكان به در نظر گرفتن اين عامل بهتنهايي اعتقادي ندارند.
7. رژيم غذايــــي: مصرف شكلات و مواد كافئيندار و محصولات غذايي حاوي مواد رنگي مصنوعي كودك را مستعد شبادراري ميكند.
8. علل رواني و عاطفي: برخي از كودكان دچار مشكلات رواني و عاطفياند و اعتمادبهنفس كافي براي كنترل ادرار پيدا نكردهاند. اين كودكان نيز مستعد شبادرارياند.
كودكان در حدود پنج الي شش سالگي كنترل ادرار در طول شب را بهدست ميآورند. اما 15 درصد كودكان پس از پنج سالگي همچنان در شب رختخواب خود را خيس ميكنند. جالب آنكه 3 درصد افراد تا پانزده سالگي نيز گاهگاه به اين مشكل دچار ميشوند. آنچه اهميت دارد دانستن اين موضوع است كه شبادراري بيماري نيست، بلكه وضعيتي است كه نياز به درمان مؤثر و مداوم دارد.
آشنا كردن كودك با عارضة شبادراري
گاه كودك از شما ميپرسد: «من نميخواهم رختخوابم را خيس كنم. نميخواهم شما را به دردسر بيندازم. پس چرا اين اتفاق ميافتد؟» ابتدا بايد به كودك بفهمانيد شبادراري گناه نيست. خودتان هم باور كنيد كه كودك بدون هيچ غرضي اينكار را انجام ميدهد. پس تنبيه يا شرمنده كردن او وضع را بهتر نخواهد كرد. براي كودكتان توضيح دهيد كه احتمالاً كلية او بيشتر از كلية ديگران ادرار ميسازد يا مثانهاش قادر به نگهداري ادرار نيست. ميتوانيد با يادآوري اين مسئله كه شما و پدرش هم مثل او بودهايد، فرزند خود را متوجه كنيد كه تنها نيست. يك بادكنك را از آب پر كنيد. به كودك بگوييد كه اين بادكنك شبيه مثانه است. وقتي پر ميشود به ديوارههايش فشار ميآيد و كشيده میشود. تا زماني كه دهانة بادكنك بسته باشد، آب از آن خارج نميشود. هرگاه مغز دستور دهد، دهانة بادكنك باز ميشود و ادرار بيرون ميريزد. به كودك بفهمانيد كه فرمان مغز همان چيزي است كه او بايد هنگام خواب دريافت كند. همچنين، كودك بايد از نظر مشكلات و بيماريهاي مربوط به شبادراري بررسي شود. بخصوص كودكي كه علاوه بر شب، در طول روز هم دچار مشكل در كنترل ادرار است. اين كودك را بايد پزشك معاينه كند و تحت آزمايشهاي ادراري قرار گيرد. خوشبختانه بجز در مورد كودكاني كه دچار بيماريهاي زمينهاي مانند ديابت و عفونت يا ناهنجاريهاي مادرزادياند، اغلب معاينات كودك را طبيعي نشان ميدهند.
درمان شبادراري كودكان
راههاي متفاوتي براي جلوگيري از شبادراري كودكان وجود دارد. توصيههاي كاربردي زير را بهخاطر بسپاريد:
1. نوشيدن مايعات را قبل از خواب كودك محدود كنيد. بعد از شام، نوشيدن حداكثر يك ليوان آب كافي است. مقدار دقيق مايع مورد نياز بدن كودك خود را از پزشك بپرسيد.
2. كـــودك را پيش از خواب به توالت بفرستيد. اگــــر مثانهاش پر نيست، مجبورش نكنيد که آن را خالــــي كند. اين كار باعث مي شود رختخوابش را خيس كند زيرا در كار مثانه اختلال بهوجود مـــيآورد.
3. محدودسازي مصرف مايعات در طول روز هيچ كمكي به بهبود شبادراري نميكند. محدودسازي مايعات بايد حداكثر دو الي سه ساعت قبل از خواب كودك باشد.
4. شبها چراغ توالت را روشن بگذاريد. گاه ترس از تاريكي باعث ميشود كه كودك رختخوابش را ترك نكند.
5. ميتوانيد از روش جايزه و ستاره كمك بگيريد. جدولي براي كودك رسم كنيد و هر روز در آن يادداشت كنيد كه شب قبل را خشك گذرانده يا خيس. بهازاي شبهاي خشك به او ستاره بدهيد و بعد از آنكه چند ستاره گرفت، تشويقش كنيد.
استفــــاده از زنگ هشــــدار دهنده
در كودكي كه رختخوابش را خيس ميكند، بايد راه عصبي مغز به مثانه تقويت شود. زنگهاي هشداردهنده براي تقويت اين مكانيسم بهكار ميروند. يك گيرندة رطوبت، بلافاصله پس از شروع ادرار كردن كودك، در رختخواب او فعال ميشود و زنگ را بهصدا درميآورد. برخي از اين زنگها لرزشي هستند كه براي كودكانِ دچار مشكلات شنوايي يا آنهايي كه به همراه سايرين در يك اتاق ميخوابند بهكار ميروند. هنگامي كه كودك بيدار ميشود و به سمت توالت ميرود، اين زنگ هشداردهنده عضلات سقف لگن را تحريك و منقبض ميكند. در نتيجه، جلو خروج بيشتر ادرار گرفته ميشود. بهتدريج كودك ميآموزد كه پيش از بهصدا درآمدن زنگ از خواب بيدار شود يا تمام شب را بدون نياز به ادرار كردن به خواب رود. به اين ترتيب، مشكل شبادراري حل ميشود. استفاده از اين روش براي كودكان زير هفت سال مناسب نيست. زيرا كودك بايد آنقدر بزرگ شده باشد كه مشكل شبادراري را دريابد و، بهعنوان بخشي از درمان، با والدين و پزشك همكاري كند. براساس آمار بهدستآمده، اين زنگها ميتوانند تا 70 درصد در درمان شبادراري مؤثر باشند. اما در 10 الي 15 درصد موارد، احتمال عود شبادراري وجود دارد. توصيه ميشود كه استفاده از اين زنگها حداقل سه هفته پس از خشك شدن رختخواب كودك ادامه يابد. بهنظر ميرسد كه درمان هر كودك با اين روش به چهار الي پنج ماه زمان نياز دارد.
درمان دارويي شبادراري كودكان
داروها بسيار سريعتر از زنگهاي هشداردهنده عمل ميكنند، بخصوص در كودكاني كه به اردو يا سفر چندروزه ميروند. اما اين داروها، بهجاي معالجه كردن عارضه، آن را براي مدت كوتاهي پنهان ميكنند.
* اسپري استنشاقي دسموپرسين براي مدت زمان كوتاه مفيد است. اين دارو باعث كاهش توليد ادرار ميشود، بسيار سريع اثر ميكند و عوارض جانبي بسيار كمي دارد. طرز مصرف آن به صورت يك پُف در هر سوراخ بيني قبل از خواب است.
* داروي ايميپرامين هم كه در درمان افسردگي بالغين بهكار ميرود، با بهبود وضعيت خواب كودك، از عارضة شبادراري جلوگيري ميكند. همچنين اين دارو، با اثر بر عضلات مثانه، مانع شبادراري ميشود. بهخاطر داشته باشيد كه نبايد بيش از سه ماه از اين دارو استفاده كنيد زيرا ميتواند موجب تغيير رفتار كودك شود.
* در مورد برخي كودكان كه عضلات مثانة آنها قبل از پر شدن كامل مثانه منقبض ميشود، اكسيبوتين كاربرد دارد.
عــــــــــود شب ادراري
گاه كودكاني كه مدتهاي طولاني رختخواب خود را خيس نكردهاند، دوباره شروع به شبادراري ميكنند. اين عارضه در اغلب موارد علت رواني دارد. كودك بهدليلي كه ميتواند تولد يك خواهر يا برادر جديد باشد مضطرب و نگران است. چنين كودكي نياز به مشاورة رواني دارد و لازم است با او دربارة آنچه نگرانش ميكند صحبت شود. از هر صد كودك مبتلا به شبادراري، يك تا دو كودك تا پانزده سالگي رختخواب خود را خيس ميكنند. شبادراري عارضهاي پردردسر ولي خوشخيم است و در بيشتر موارد بهسادگي برطرف ميشود. بسياري از كودكان سعي ميكنند بيدار بمانند تا جلو اين اتفاق را بگيرند. بايد به چنين كودكاني اطمينان داد كه اين مسئله دير يا زود حل خواهد شد. پزشك و پدر و مادر در كنار او هستند و او را حمايت ميكنند تا مشكل بهطور كامل برطرف شود.
جمعه نهم شهریور 1386
نوع موسیقی و تاثیر آن بر کودک
نوع موسیقی و تاثیر آن بر کودک
حامد سلطانـــی
دنیای امروز دنیایی است مکانیزه و ماشینی که میتوان گفت تمامی انسانها و حیوانات و یا تمامی موجودات زنده ایی که بر روی این کره خاکی زندگی می کنند بخشی از زندگی خود را با موسیقی سپری می کنند. به عنوان مثال در کشور هلند برای پرورش گل در زمانهای خاصی از شب برای افزایش رشد گیاهانشان از موسیقی آرام استفاده می کنند.اگر ما بخواهیم تاثیر موسیقی بر روح و روان کودکانمان را دریک جمع بندی خلاصه کنیم میتوانیم به طور کلی بگوییم که مخ به دونیم کره شکل گرفته است که یک قسمت ازآن برای محاسبات اعداد و ارقام وقسمت دیگر آن به طور کامل مربوط به قسمت هنرهای یک انسان محسوب می شود پس موسیقی یکی ازعاملهای محرک برای تخلیه روح و روان شناخته شده و می شود.
نــوع موسیقــــی و اثــــر آن بر روح و روان کـــــودکانمان :
تاثیرات روانی موسیقی هایی از نوع 8/6 را در عده ایی ازکودکان می توان پیدا کرد که یک حس شاد بودن با یک انرزی اضافی دربیشتر اوقات در وجودشان دیده می شود اما از رویی دیگر در تعداد زیادی ازکودکان دیده می شود که به علت زیاد از حد گوش دادن موسیقی های خاص که خانواده ها بیشتر به آنها علاقه دارند ذهن کودکانشان مجبور و یا عادت به دیدن و شنیدن اینگونه موزیک های خاص شده است و سبکهای دیگرموسیقی که مربوط به سنین آنها می باشند نمی توانند تحمل کنند. و گاه درعده ایی ازآنها پرخاش گریی حرکات ناموزون و یا سکوت های طولانی و … دیده می شود که اگر به اصل این موضوع برگردیم می بینیم که یکی ازعوامل اینگونه حالات شنیدن و دیدن این موزیک ها میباشد که باعث اثر مستقیم روی آنها شده است که درسنین بالاتر می توان طرز پوشیدن لباس و آداب و منششان به تقلید از آن گروهها را اشاره کرد که دربعضی موارد دچارحوادثی غیرقابل جبران می شود که باید کاملا جدی گرفت. حال اگر موسیقی ایی که مربوط به سنین آنها باشد را قبل ازرفتن به مهد کودک ویا مدرسه برایشان گذاشته شود وحس حاکم برفضایی را که فرزندانمان دوست دارند برایشان درست شده باشد می تواند تآثیرات زیر را داشته باشد :
· شادابــــی و نشاط
· آرامش روحـــی و روانــــی ( باانرژی اضافـــی )
· آمادگی ذهنـــی برای فـــراگیری مطالب
بهادادن به هنـــــرهای کــــودکان :
کودک امروز آینده فردای جامعه هر کشور را تضمین می کند و به نوعی خلاقیت هایی که دروجودشان حاکی است اگر ارزش و بها داده شود می توانند در آینده نزدیک به نوعی به ارزشهای خود و جامعه آن کشور جامه عمل بپوشاند و می توان گفت ایده ها و نظرهایشان با کوچک بودن ازدید ما ایده های بزرگی ازدید خودشان می باشد که اگر این ایده ها را از بعدی دیگر نگاه کنیم می تواند به نوعی ایده های بزرگی برای ماهم به حساب آید. در بعضی از انسانها دیده می شود که در سنین پایین آموزشهایی دیده اند که به نسبت طرز فکرشان و خلاقیت هایشان بالاتر از دیگر افراد آن گروه سنی می باشد و می توان گفت که از کودکی مسیری را برای خود روشن کرده اند.
کودکانی وجود دارند که با سنین پایینی که دارند نوازندگان خوبی هستند و یا عده ایی از آنها هستند که کار با رایانه را به راحتی انجام می دهند و کارهایی ناخداگاه انجام می دهند که اصلا به سنین آنها نمی خورد. دربعضی از خانواده ها دیده می شود که بدون هیچ توجهی از کنار این هنرها و کارها به سادگی می گذرند و به جای تشویق فرزندانشان با یک کلمه " آفرین " یا " خوب است " و یا " برو حوصله ندارم " به راحتی از آن حرکت مثبت می گذرند ولی اگر بلعکس فقط با دادن یک کادوی کوچک آنها را تشویق کنیم فردای آن روزبه کارهای فراتر از آن می پردازند و یا با جدیت بیشتر به تمرین های آموزشی خود می پردازند . تمامی این حالات درزمانی میتواند اتفاق بیفتد که ذهنیت فرزندانمان رو به شاد بودن و یا بهتر است بگوییم رو به مثبت حرکت کند و هیچگونه فکر اضافی و یا فکر منفی برای ذهن آنها تراشیده نشده باشد.
دوشنبه پنجم شهریور 1386
چه كنيم تا فرزندان كمرو نداشته باشیم؟
چه كنيم تا فرزندان كمرو نداشته باشیم؟
سيمين خوش كام
فرزندي دارم كه بشدت از جمع گريزان است. نمي داند در حضور مردم چگونه بايد رفتاركند،صورتش به شدت سرخ مي شود. رفتارش در خانه و مدرسه متفاوت است و هيچ وقت ازحق خود دفاع نمي كند. كمرويي مقوله اي ناروشن است، هر چه نزديكتر به آن بنگريم. تنوع بيشتري در آن مشاهده مي كنيم.بنابراين قبل از آن كه درباره نحوه مقابله با آن فكر كنيم، بايد از مضمون كمرويي شناخت بيشتري داشته باشيم.
تعــــريف كمــــرويي
كمرويي، صفت فردي است كه به خاطر ترسويي،احتياط كاري و عدم اطمينانش،نزديك شدن به آن مشكل است.فرد كمرو هشيارانه از مواجهه با افراد يا چيزهاي مشخص يا انجام كاري همراه آنان بيزار است. در گفتار يا كردار خود ملاحظه كار است،از ابراز وجود بيزار است و به طور محسوسي ترسوست.ممكن است فرد كمرو كناره گير يابي اعتماد وياازخمير مايه ي ديگري باشد: شخصيتي پرسش انگيز، بي اعتمادومشكوك. فرهنگ لغت، كمرويي رابه عنوان ناراحت بودن در حضورديگران تعريف مي كند.امابه نظرنمي رسد كه اين تعريف مطلب زيادي به آنچه عموماَدرباره كمرويي مي دانيم بيفزايد هيچ تعريف واحدي كفايت نميكند. زيرا كمرويي براي افراد مختلف داراي معاني متفاوت است.كمرويي شرايط پيچيده اي است كه آثارمختلفي بر جاي مي گذارد، از ناراحتي مختصر تا ترس بي مورد از مردم و روان رنجوري حاد.
علل كمـــــــــرويي
كمرويي علل مختلفي دارد، بعضي از آنها از اين قرارند:
• وجود فــــرد كمرو در خانواده مثل پدر،يا مادر كمـــرو و الگوگيري كودك از او
• تحقيــــر كـــودك در خانه و مدرسه
• برچسب كمـــرويي بر كـــودك زدن و تلقين كمــــرويي به او
• مقايسه كـــودك با ديگــــران
• توقــــع بيش از حد از كـــودك داشتن
• تجارب منفــــي كـــودك در موقعيتهاي مختلف
• نقل مكان هـــاي مكــــرر خانواده
• تـــــرتيب توالد
• طلاق يا مـــرگ يكي از والــــدين
• آرمان گــــرايي والدين و يا جامعـــــــه
راههــــاي پيشگيــــري ازكمــــرويي در كــــودكان:
بيشتراوقات خجالت هنگامي در طفل ايجاد مي شود كه او در زندگي خانوادگي خود تكيه گاه مطمئني نمي يابد تا با اطمينان و اعتمادبه آن، شخصيت خويش را ثبات بخشد.همين كمبود باعث مي شود كه كودك شما از تجربه كردن وقايع تازه و عجيب برحذر باشد .ممكن است شما اظهار كنيد كه: من چند فرزند دارم، اما چرا فقط اين يكي كمرو شده؟ توجه داشته باشيد حتي در يك خانواده كه نحوه تعليم وتربيت درآن يكسان است همه افراد بهره يكساني از آن نخواهند برد. پس اگر متوجه كمرويي فرزند خود شديد،به هيچ وجه او را با فرزندان ديگر مقايسه نكنيد. همچنين نبايد رفتار و كردار او را تاييد كنيد مثلا بگوييد: آفرين چه دختر ساكتي! و يا او بچه بسيار خوبي است، هميشه گذشت مي كند. بدانيد كه كودك شما مثل شاخه نورس وتري، دردستان قدرتمند شماست.پس بافرزند خود در كمال دقت و ظرافت رفتارنماييد، زيرا كمرويي و يا برعكس اعتماد به نفس او، در خانواده شكل مي گيرد.
از كـــودك خود توقـــع انجام كارهاي محــــال را نداشته باشيد.
سعي كنيد انجام كارهايي را از كـــودك درخواست نماييد كه مي دانيد ازعهده آنها برمي آيد.و مثلا اگر در دوره تـــرس هاي كودكانه است از او نخواهيد كه در استخــري از آب بپرد و يا به زيرزمين تاريك برود.
زياد از حد نگــــران فــــرزند خود نباشيد.
اگر ترس و نگراني شمادر مورد فرزندتان زياد از حد باشد، ناخودآگاه اين ترس را به كودكتان نيز منتقل مي كنيد. اگر اين روش را ادامه دهيد، امكان عمل و ابتكار را از او مي گيريد. سعي كنيد همه چيز را از قبل براي آماده نسازيد، بلكه به او كمك كنيد تا بتواند در برابر موقعيت هايي كه احتمال خطر در آن مي رود عكس العمل مناسبي نشان دهد. درضمن سن و سال او را از ياد نبريد و او را به انجام كارهاي ساده تشويق كنيد كه از هر عامل ديگري در تصحيح رفتارش مناسبتر است.
ابتكـــارات كـــودك را دست كم نگيـــريد.
به كارهاي كودك خودبها بدهيد وبدانيد كه او در حدتوان خود توانسته كارهايي هر چند كوچك را انجام دهد. نكته مهم آن است كه او به خود و به نيروي خود اطمينان پيدا كند و نتايج كارهاي خويش را بسنجد. تجربه اندوزي فعلي اوست كه اساس رشدش را در آينده فراهم ميكند. ازگفتن جملات هشدار دهنده مثل: مواظب باش و يــا حواست راجمع كن خودداري كنيد وبه جاي اين القاآت منفي، محيط او را از عوامل خطرزا تخليه كنيد.
تـــولد نـــوزاد جديد
تولد نوزاد جديد همواره باواكنش هاي خاصي از جانب كودك بزرگتر همراه بوده است.تنهاراه درمان دراين موقعيت ،عبارت است ازسهيم كردن اودرمراقبت ازنوزاد وبدترين روش آن است كه مثلا مانع ازدست زدن اوبه نوزاد بشويم.به خصوص درروزهاي اول تولد در مقابل كودك ارشد به نازونوازش نوزاد نپردازيم واين كارراحتمادرغياب كودك بزرگتر انجام دهيم.
كـــودك را از مدرســـه نتــــرسانيد.
ورود به مدرسه رادروازه دخول به اجتماع فرزندتان بدانيد و هر ترس و ترديدي را از دل دور كنيد. كودك را با تنبيهات احتمالي مدرسه نگران نسازيد.توجه داشته باشيد كه كودك در صورتي اين گام هاي نخستين را با موفقيت برخواهد داشت كه والدين با عقل وتدبير، اوراآماده اين كار ساخته باشند. سعي كنيد او را به حال خود واگذاريد تا تجارب تلخ و شيرين اين ايام را خود تجربه كند و بيش از حد نگران او نباشيد.
كشــف عوامــــل جاذب
به كـــودكان در كشف هر چيز جذب كننده اي كه دروجودشان هست كمك كنيد و از امروز به تعريف كردن از فـــرزند خودتان به خاطر تمام چيزهاي جذب كننده اي كه در اعمال و وجود او مي يابيد، بپردازيد.
عــرصه بـــرخوردهاي كـــودك را با محيط خارج گستــــرش دهيد.
شـــرايطي به وجود آوريد كه كودكان نحوه استفاده از معلومات كودكان ديگر را، به عنوان يك منبع فرا بگيرند و از يكديگر كمك بخواهند و به يكديگر كمك كنند. هدف، تمرين و تشويق همكاري، اشتراك مساعي و دوستـــي براي ايجاد يك جامعه دمــــوكراتيك است. علاوه بر آن بازي ها و اسباب بازيهايــــي كه به دو بازيكن يا بيشتـــر نياز دارند بايد بــراي تقويت بازي اشتـــراكي در دسترس باشند.
كـــودكان را وابستـــه به خود نكنيــــد.
فرزندان يا شاگردان خود را صرفا به اين دليل كه بهتر مي توانيد آنان را تحت كنترل يا سازماندهي در آوريد، تشويق به وابستگي نكنيد. وابستگي مانند شكلات كشي است، هرچند مزه آن خوب است اما هميشه در آخركار،به دندان شما مي چسبد.
حس قبــــول مسئوليت را در كـــودكان تقـــويت كنيد.
به كودكان ياد بدهيدكه مسئول كارهاي خودشان باشند.كودكان را تشويق كنيد كه درمقابل ديگران نيز مسئول باشند،البته نه فقط در كمك كردن به افراد سالمند براي عبور از خيابان، بلكه در كمك كردن به خواهران و برادران در انجام كارهاي خانه، كمك به شما در زمان ناراحتي يا كمك به همكلاس هايي كه نيازمند ياري مي باشند.
كــــــودك را از شكست نتـــرسانيد.
بروز برخي اشتباهات را مجاز بدانيد و بگذاريد كودك با صرف وقت كافي متكي به نفس ترشود. كودكان كمرو به دليل اضطراب ناشي ازشكست در كار يا انجام نادرست عملي از انجام هر كاري مي ترسند. به كودكان بياموزيد به استقبال مخاطرات حساب شده بروند و شكست را متحمل شوند.
احساس لــذت درتنهايـــــي
ترتيبي بدهيد كه كودكان به هنگام تنهايي باخودشان راحت باشند. تنهايي، زمانيكه به عنوان ابزاري براي برقراري ارتباط با خود انتخاب مي شود مي تواند تجربه اي مثبت باشد. اين به آن معناست كه مكان هايي اختصاصي و اوقاتي فردي در اختيار كودك شما قرارداده شود. همچنين به آن معناست كه زندگي كودك را با فعاليت هاي گروهي برنامه ريزي شده پرنكنيم. بنابر موقعيت حتي به آن معناست كه كودك را به انجام فعاليت هاي انفرادي مانند پياده روي در اطراف منزل،رفتن به موزه وسينما،يا كودكان بزرگتر رابه گردش در پارك تشويق كنيم.
نـــوازش، اطمينـــان و عطـــوفت
سعي كنيدفرزندان خود ( به خصوص فرزندان كمرو ) را قدري بيشتر نوازش كنيد. تماس جسماني باعث مي شود كه كودك احساس طرد شدن نكند.اين كار احساس رضايت را در او ايجاد مي كند و واقعيت وجودي او را مورد تأييد قرار مي دهد.
آخــــر اینکــــــــــه :
والدين محترم بدانند كه دستورالعمل هايي كه ذكر شد، بسيار ساده و عملي است.بااين حال اگر باز هم احساس نموديد كه فرزند كمرويي داريد، هرگز مايوس نشويد و خود را نبازيد،بهترين كار اين است كه كار را به كاردان بسپاريد و از كارشناسان متخصص كمك بخواهيد. در ضمن سعي كنيد كه رفتارتان كاملا طبيعي باشد.در اين صورت كودكان هم آرامش خاطر پيدا مي كنند و روند درمان به سرعت پيش خواهد رفت.
" هـــرگـــــز از كـــــودک خود آدمـــی خجــــول نسازيد. "
سه شنبه سی ام مرداد 1386
اختلالات رفتاري و رواني در فرزندان اول
اختلالات رفتاري و رواني در فرزندان اول
اولين فرزندان در هر خانواده از يك موقعيت برتري برخوردارند. مراقبت بيش از حد به جهت ثمره يك عشق سرانجام يافته بودن، بعضا اولين نوه بودن نزد پدربزرگ ها و مادربزرگ ها در سلسله مراتب نظام خانوادگي از يك موقعيت مطبوع مزيت يافته اي بهره مند هستند. اين موقعيت تا زمان تولد دومين فرزند ادامه مي يابد ولي با تولد فرزند دوم ناگهان محبت و توجه والدين و ديگر اطرافيان نسبت به آنان كمتر مي شود و فرزند اول از موقعيت مطبوع و مزيت يافته اي تنزل مي يابد. از آنجائيكه والدين و اطرافيان الگوي رفتاري خاصي براي نحوه برخورد خود با فرزند اول در مقابل اين تنزل ندارند و اغلب با رفتارهاي ناشيانه خود فرزند اول را نسبت به فرزند دوم نه تنها بي علاقه مي كنند بلكه حسادت را در وجود او نهادينه مي نمايند و يا با توجه بيش از حد او را دچار نخوت و تكبر مي كنند. بررسي هايي كه كارشناسان انجام داده اند مؤيد اين مطلب است كه تظاهرات رفتاري رواني در فرزندان اول نسبت به ساير فرزندان بيشتر است كه دليل عمده آن تنزل مرتب فرزند اول پس از كودك دوم است و كاهش توجه و محبت اطرافيان موجب آن مي شود كه فرزند اول سعي نمايد با نشان دادن اختلالات رفتاري و رواني به هر قيمتي كه شده دوباره آن موقعيت را به دست آورد.
رفتار تبعيض آميز والدين
بسياري از والدين كه نسبت به جنسيت فرزند خود حساس هستند و با يك نگاه فرزند پسر را به دختر ترجيح مي دهند بعد از تولد دومين فرزند پسر در رفتار تبعيض آميز نسبت به جنسيت فرزند دوم آنقدر افراط مي كنند كه فرزند اول دچار عقده رواني مي شود. اين مورد در بسياري از خانواده ها به فرزند سوم يا چهارم نيز تأثير مي كند. والدين پس از چند فرزند بالاخره به اصطلاح جنسشان را جور مي كنند در ميان چنين خانواده هايي رابطه فرزندان با يكديگر بسيار خصمانه است.
آقاي ع. مي گفت: وقتي بچه بودم آنقدر از رفتار تبعيض آميز والدينم رنج برده ام كه با كوچكترين رفتار تبعيض آميز از كوره در مي روم و چند روزي دگرگون مي شوم، برادرم كه فقط ۱۱ ماه از من كوچكتر بود، سوگلي خانواده شده بود بطوريكه نه تنها والدينم بلكه ساير اقوام نيز به من كوچكترين اهميتي نمي دادند. همه جا او را مطرح مي كردند، نقل مجلس بود و دردانه همه مخصوصا مادرم روزي صد دفعه قربان صدقه اش مي رفت و برايش اسپند دود مي كرد، مرا به حال خود رها كرده بود، كودكي من در چنين وضعيتي سپري شد. يكي از راههاي پيشگيري اختلالات رواني و رفتاري در فرزندان رفتار يكسان با فرزندان است.
آفت پذيري ارشدها
بسياري از والدين مي گويند: فرزند ارشد (اولين فرزند) به معني مطلق بيش از ديگر فرزندان مسائل و مشكلات برايشان پيش مي آورد. تحقيقي كه در اين مورد در بنياد شهيد واداره آموزش و پرورش شهرستان نور بر روي كودكان عادي و شاهد انجام گرفت حاكي از آنست كه از ۴۸ كودك و نوجواني كه براي مداواي اختلالات رفتاري رجوع كرده بودند، ۲۰ نفر فرزند اول (ارشد)، ۱۲ نفر دوم و سوم، ۸ نفر فرزند چهارم و پنجم، ۳ نفر فرزند ششم و ده نفر يگانه فرزند بودند، با استفاده از آزمون مجذور k، مشخص شد كه با احتمال ۹۹ درصد اختلافات معني داري بين فرزندان اول و اختلالات شديد رواني وجود دارد. طي سالهاي ۱۹۵۱ _ ۱۹۴۹ ارشدها يك سوم اطفالي بوده اند كه به مراكز روانشناسي پاريس و استراسبورگ معرفي شده اند، طبق گواهي روانكاوان حسد ميان برادران نزد فرزند اول به ۶۵ درصد و در ميان سايرين به كمتر از ۵۰ درصد مي رسد. و بالاخره بر طبق يك آمار آمريكايي نسبت جنايتكاران در ميان ارشدها بيشتر از ساير برادران است.
بررسي هايي كه آدولف آدلر روانشناس نامي مدرسه پسران و مادران پاريس به اتفاق ليوي و كاچ همكاران خود انجام داده اند همگي مؤيد اين مطلب است كه تظاهرات رفتاري رواني در فرزند اول نسبت به ساير فرزندان بيشتر مي باشد.
تحقيق ديگري نيز در بخش روانشناسي بيمارستان روزبه انجام شد، مشخص شد از ۲۹ بيماري كه براي تشخيص اختلالات رواني رجوع كرده بودند ۱۳ نفر فرزند اول بودند كه از اختلالات شديد رواني، شخصيتي و اضطرابي رنج مي بردند. از بررسي هاي بعمل آمده در اين تحقيقات مشخص شد كه سنگ پايه اختلالات رفتاري رواني فرزندان اول به خاطر فرو غلطيدن از يك موقعيت برتري يافته ناشي از تولد فرزند دوم بوده است، اما عوامل ديگري همچنانكه ذكر آن رفت نظير: انضباط ، سختگيري والدين ، درگيري ها و اختلافات خانوادگي _ مراقبت بيش از اندازه و بي تجربگي والدين در ابتداي زندگي در اين امر دخيل بوده است.
چگونه ارشد مي شوند
آدلف آدلر روي اين موضوع كه فرزند ارشد هميشه از فرزند يگانه بودن شروع مي شود پافشاري دارد. بدين سان او شش دانگ توجه والدين را براي خود مي داند و تولد يك برادر (يا خواهر) به اين موقعيت ممتاز پايان مي دهد. گاهي فرزند ارشد اين تغيير را فورا درك مي كند و از آن منقلب و متألم مي گردد. گاهي برعكس به اهميت آن پي نمي برد، اما واكنش آن بعلت ديررسي عموما شديدتر است. در هر صورت بطور كلي از ميان نمي رود. اين از دست دادن مقام اولويت و محروميت هاي ناشي از آن به تنهايي براي توجيه مشكلاتي كه فرزند ارشد ايجاد مي كند كافي خواهد بود، با وجود اين در بسياري از موارد روش والدين وضع را سخت تر مي كند.
والدين و فرزند ارشد
عموما والدين نسبت به فرزند اولشان قبل و بعد از تولد فرزندان ديگر رفتار يكساني ندارند، براي والدين فرزند اول ثمره عشق اول است و اين فرزندي است كه تمام هيجانات و خواهش ها و ستايشهاي زوج جوان در وجود او متمركز شده است، كدام مادر است كه هر قدر حس تعادل در او رشد كرده باشد، بيشتر دقت و مراقبت خود را صرف فرزند اول نكند و او را با فرزندان ديگر فرقي نگذارد.
يك مادر، درباره احساس نسبت به فرزند اولش مي گفت: وقتي براي كار فرزندم را ترك مي كردم وجود او را در خانه بزرگترين دارايي خود مي دانستم و فكر مي كردم گرانبهاترين شيئي را در خانه دارم. اين احساس را در مورد فرزندان بعدي نداشته، چون عنوان مادري را اول بار از فرزند اولم گرفتم. ناگفته نماند كه فقدان تجربه والدين در مورد تربيت سبب مي شود كه نسبت به فرزند اول رفتاري پرنوسان داشته باشند كه از منتها درجه چشم پوشي به سخت گيري مفرط مي رود. و اين روش بچه را پر توقع و پر مدعا مي كند، بعد ناگاه فرزند يگانه، فرزند ارشد مي شود. بدون در نظر گرفتن وسعت فداكاري كه عبارت از قبول يك مهمان ناخوانده ايست كه بايد عشق و محبت والدين را بعد از اين با او تقسيم كند، از او مي خواهند كه هرگونه مسئوليتي را كه براي پذيرفتن آن آمادگي ندارد، به عهده بگيرد و فراموش مي كنند كه وقتي بخوبي كاري را به او رجوع كرده اند انجام داده پاداشي كافي به او بدهند و تحسينش كنند و رعايت كوششهايي كه براي آماده كردن خود به اين وضع نوين كرده بنمايند، وقتي اشتباه يا خطايي از ديگر بچه ها سر مي زند بدون ملاحظه فرزند ارشد را سرزنش مي كنند و جملات (تو مثلا بزرگتري، بايد عاقل تر باشي، تو بزرگتري كوتاه بيا و غيره....).
بسيار ديده شده است كه بر اثر تسلسل و ناشي گريهاي ناخودآگاهانه، خشم و كينه و نفرت بر وجود فرزند مخلوع مستولي مي شود، آن وقت فرزند يگانه ديروز و قطب جاذب خانواده ناگهان كنار گذاشته شده سرخورده و نوميد و منحرف مي شود.
عباس در ساعاتي كه مادر به مدرسه مي رفت در نگهداري سميه به مادر كمك مي كرد، سميه در اثر شيطنت خود و غفلت مادر بزرگ قوري چاي را از روي چراغ خوراك پزي برگرداند و چاي داغ دست او را سوزاند، مادر عباس را سرزنش كرد كه چرا؟ ناسلامتي تو بزرگتري، چرا مواظب نبودي؟! فرزانه دفتر مشق فرهاد را پاره و خط خطي كرده بود، فرهاد بشدت ناراحت شده بود، مادر مي گفت: حالا مگه چي شده، آسمان كه به زمين نيامده خوب بچه است ديگه، تو بزرگي مي خواستي دفترت را جلوي دست بچه نگذاري.
شايد بگوييد كه همه والدين چنين نيستند، در حقيقت براي بعضي ها فرزند ارشد، علي رغم تولدهاي بعدي فرزند مورد احترام است و فرزندان بعدي را با تلقين احترام ارشد تربيت مي كنند و فرزند ارشد از چنان اعتبار و حيثيتي احاطه مي شود كه هيچ يك از ديگر فرزندان از آن برخوردار نيستند.
حقوقدانان رژيم سابق فرانسه رعايت جانب فرزند ارشد را در مورد ارث داشتند و بسياري از والدين در وصيت نامه خود قيد مي كردند كه خانه يا زمين غير مشترك به فرزندان ارشد داده مي شود. در نظام شرعي ما نيز بعد از فوت والدين فرزند ارشد دربرداشت از حساب بانكي والدين و مسائل ديگر اولويت دارد. در بعضي از خانواده هاي قديمي فرزند ارشد را نذر خدا مي كردند و يا هم وزن اولين موهاي سرش پس از اصلاح پول يا سكه نذر مي كردند.
تكبر و نخوت در فرزند ارشد
فرزنداني كه از اين گونه روشها و امتيازات برخوردار باشند طولي نمي كشد كه خود را يك موجود استثنايي مي انگارند، بدين جهت با برادران و خواهران خود با تكبر و نخوت رفتار كرده و نسبت به آنها ستمگري مي كنند، برعكس كوچكترها زود از منازعه خسته شده و تسليم مي شوند و از احراز حق خود دست برمي دارند چون مجبورند هميشه اطاعت كنند و چون شخصيتشان نمي تواند شكوفا شود متمايل به وابستگي به ترس، كمرويي و بي حالي و لاابالي گري مي شوند و يا حالت تهاجم مفرطي در آنها پديد آمده و رفتارشان به سركشي و طغيان مي گرايد. تربيت فرند ارشد بيش از تربيت ساير فرزندان مستلزم دقت و كارداني است، بطوريكه اشاره شد در تربيت فرزند ارشد بايد خيلي دقت شود چون شيوع اختلالات رفتاري و رواني فرزندان اول خانواده ناشي از رفتار نادرست والدين است. بايد روشي بكار برد كه گمان نكند سزاوار احترام و امتياز خاصي هستند و از سوي ديگر حتي گاه گاه نپندارند كه حقوق آنان نسبت به ديگران كمتر رعايت شده و حقي از آنان ضايع شده است. اين پندار امتياز و تبعيض براي آ نان بسيار زيان بخش است.
مازيار ۱۰ ساله و محمد ۸ ساله اند و سازش اين دو برادر غيرممكن به نظر مي رسد. محمد بنيه ضعيفي دارد و هميشه احتياج به مراقبت داشته و همواره به مازيار سفارش مي شود كه با او به خشونت رفتار نكند و نسبت به او گذشت داشته باشد. مازيار كه داراي طبيعت آرام و محجوب است هميشه در برابر برادر كوچك خود از حق خود صرفنظر مي كند ولي محمد ۸ ساله هميشه سعي دارد كه برتري خود را به رخ مازيار بكشد، چون او از هوش خوبي برخوردار است بخصوص زماني كه مازيار با يكسال رد شدن در كلاس چهارم با محمد همكلاس شد، دردناكتر اينكه والدين هر روز مازيار را با برادر كوچكش مقايسه مي كنند و برتري او را مطرح مي كنند. در اين ميان ارشديت مازيار تحت الشعاع هوش محمد قرار مي گيرد و مازيار بيهوده مي كوشد كه از حيثيت و اعتبار ارشديتي كه براي خود قائل است دفاع كند، به اين ترتيب مازيار سرافكنده مي شود. والدين اين دو پسر براي پرهيز از سرافكندگي فرزند ارشد به جاي سنجش مقايسه توانمندي فرزند كوچكتر اعتماد از دست رفته فرزند ارشد را با فعاليت هاي ديگري مثل ورزش، هنر، كارهاي دستي و غيره به او باز گردانند.
چگونه با فرزند ارشد بايد رفتار كرد
حال كه فرزند ارشد را شناختيم، بايد با پيش بيني بعضي از مشكلات چاره جويي كرد. كارشناسان مي گويند كه فرزند ارشد اين تمايل را دارد كه گمان كند از يك طرف والدين بخصوص مادر او را ترك كرده و به حال خود گذاشته اند و از سوي ديگر برادر يا خواهر كوچكتر او را از حق خود محروم كرده اند، بعضا اين تفكر تا بزرگسالي ادامه پيدا مي كند، پس مشكلات فرزند ارشد را بايد معلول اين دو علت دانست.
سخن آخر
- مادر نبايد بگذارد فرزند او را به خود انحصار دهد.
- نبايد بگذارد كه فرزند فكر كند كه او را فراموش كرده است.
- مادر بايد پيوسته نشان بدهد كه مانند پيش به آنچه كه مربوط به اوست علاقه مند است.
- والدين نبايد بگذارند كه كودك فكر كند «ديگر به من اعتنا نمي كنند» و «ديگر مرا دوست ندارند»
- ارشد را بايد از تولد فرزند بعدي مطلع كرد (زمينه سازي براي تولد فرزند بعدي)
- با او صحبت كرده و به او حالي كنند كه كسي جاي او را غصب نكرده است.
- داشتن رفتار يكسان با فرزندان
- فرزند ارشد را راهنمايي كنند كه نسبت به برادران و خواهران كوچكتر همانند پدر و مادر وضع حمايتگر داشته باشد.
- رعايت فاصله سني مناسب بين فرزندان
- فرزند ارشد دختر را در مراقبتهاي بچه نوزاد شركت دهند.
اين امر در ميان طبقات زحمتكش جامعه به ويژه روستاها از زماني خيلي زود به عهده خواهر ارشد محول مي شود و مشكل ارشديت در ميان اين طبقه بسيار ناچيزتر از آنست كه در ميان طبقه مرفه است.
صفت ارشديت با حيثيت و آبرو تلطيف شود و ارشد در ميان تفاهمي كه در ميان مصاحبين بالغ خود مي يابد مي تواند ضربه ناكامي را تحمل نمايد.
- هرگز فرزند ارشد را نبايد با مقايسه با كوچكتري كه موجب خودكم بيني او باشد تحقير كرد.
- افراط در توجه به ارشد سبب بروز نخوت و غرور زياد او مي گردد.
- با تدبير و مهارت ارشد را وادار كنيد كه كارداني و فداكاري و محبت خود را به سود كوچكترها به كار ببرد و از بكار بردن نيروي تعرضي عليه آنها خودداري كند.
نتيجه نهايي اينكه فرزند ارشد با دو خطر روبروست: او را كمتر يا بيشتر از ارزش واقعيش گرفتن كه هر دو موجب اختلال رشد اجتماعي او شده و گاهي هماهنگي و تعادل ميان گروه برادران را به هم مي زند.
چهارشنبه هفدهم مرداد 1386
بچه دوم
بچه دوم ، ميهمان ناخوانده بچه اول
زهرا سادات نريمان وند
تولد فرزند دوم اگر چه اغلب اوقات با خوشي ورضايت خاطر والدين همراه است ؛ اما با خود مشكلات گوناگوني را نيز به همراه مي آورد . شايد به اين علت كه فرزند اول ، تنها براي پدرومادر متولد مي شود ، حال آنكه فرزند دوم به جمع يك خانواده مي پيوندد ؛ بنابراين قبل از تولد اين كودك بايد تغييرات قابل ملاحظه اي در محيط خانواده ايجاد شود .
بيشترين تاثير ناشي ازورود فرزند دوم ، برروي فرزند اول خانواده است . براي كودك كم سن وسال درك تقسيم شدن توجه ومحبت پدرومادر دشوار است .آنها عشق ومحبت را موضوعي هميشگي مي دانند كه با ورود فرزند بعدي بخشي از آن را با ورود فرزندبعدي بخشي از آن را از دست مي دهند . محبت درنظرآنها به ظرف بستني يا ليوان آب پرتقالي مي ماند كه اگر مقداري از آن را به كسي بدهند ، مقداركمتري براي خودشان باقي مي ماند ؛ بنابراين طبيعي است كه ورود كودك جديد را تهديدي است نسبت به موقعيت خود تلقي كنند .
حق مسلم هركودك است كه قبل از تولد فرزند جديد ، از ورود او آگاه شود . كودك بايد با اين حادثه كنار بيايد ، با آن آشنا شود وخود را با شرايط جديد تطبيق دهد ؛ اما چه زماني بايد موضوع را با اودرميان گذاشت ؟ پاسخ به اين سؤال بستگي به سن كودك وميزان فهم ودرك او دارد . كودكان خردسال اطلاع دقيقي ازگذشت زمان ندارند . براي آنها آينده مبهم است ويك ماه ممكن است زماني براي هميشه به حساب آيد . بنابراين اگر موضوع را خيلي زود به كودك اطلاع دهيد ، ممكن است با گذشت هفته ها وماهها آن را فراموش كند ، ممكن است از موضوع خسته شود وآن را ناديده بگيرد ، بنابراين بهتر است موضوع را تايك ما مانده به زايمان مسكوت نگه داريد .
كودكان بزرگتر سريعتر از ساير كودكان متوجه تغييرات جسماني مادرشان مي شوند وممكن است سؤالاتي را دراين زمينه مطرح كنند . پاسخي كه به اينگونه سؤالات داده مي شود ، بهترين راه براي افشاي اين خبر است . لازم نيست خبر با شرح وتفصيل زياد مطرح شود ، كافيست بگوئيد : ‹‹ قرار است فرزند ديگري به خانواده ما اضافه شود ››.
بعد ازگفتن اين جمله بايد گوش به زنگ باشيد كه آيا كودك تمايلي براي دانستن چيزي بيشتر دراين مورد از خود نشان مي دهد يا خير . اگر كودك علاقه اي از خود نشان نداد ، بهتراست روي آن بحث نكنيد ؛ اما اگر كودك كنجكاوي كرد وخواست چيزهايي بيشتر درمورد آن حرف بزنيد . بسياري از كودكان از لمس كردن شكم مادر ودريافت اطلاعات بيشتر ي دراين مورد بداند ، مي توانيد كمي بيشتر درمورد آن حرف بزنيد . بسياري از كودكان از لمس كردن شكم مادر ودريافت اطلاعات بيشتر لذت مي برند . بايد سعي كنيد پاسخهايي كه به كودك مي دهيد ساده وبدون ابهام ودرعين حال صادقانه باشد ، توجه داشته باشيد كه به يكباره نبايد براي كودك زياد حرف بزنيد، چرا كه اين مسئله براي كودك خبر مهمي است واوبراي هضم اين مسئله ، به زمان نياز دارد .
بانزديكترشدن موعد تولد ، بايد مقداري دررابطه با نوزاد به كودكتان آگاهي بدهيد . بايد به او توضيح دهيد كه فرزند جديد به مراقبت زيادي نياز دارد وبه اين زوديها نمي تواند همبازي خوبي براي اومحسوب شود . درمورد كوچك بودن ودرمانده بودن نوزاد حرف بزنيد وبه كودك خاطرنشان كنيد كه به احتمال زياد نوزاد گريه خواهدكرد واندكي آرامش خانه را به هم خواهد ريخت . درعين حال لزومي ندارد كه با منفي بافي درمورد نوزاد ، محبت خود را به كودك اولتان نشان دهيد .گفتن جملاتي مانند ‹‹ توبهتر هستي ، نوزاد چيزي بيشتر از يك دردسر نيست ›› مي تواند باعث بروز مشكلات جدي شود .به عنوان مثال ممكن است كودك فكر كند يا از بين بردن نوزاد ، دردسر بزرگي را از خانواده رفع كرده است واين به نوبه خود منجر به بروز رفتارهايي مي شود كه امنيت نوزاد را تهديد مي كند .
آماده شدن براي ورود نوزاد داراي جنبه هاي عملي واحساسي است . مسلما بايد براي نوزاد رخت ولباس تهيه كرد واتاقي را براي استراحت اودرنظرگرفت . اگر قرار باشد نوزاد وكودك بزرگترتان دريك اطاق استراحت كنند ،حتما بايد كودك بزرگترتان را دركار دكوراسيون اطاق دخالت دهيد . درحقيقت نكته مهم اين است كه فرزند شما احساس نكند كنار گذاشته شده است . بايد با رفتارهاي خود به اوتفهيم كنيد كه نوزاد تنها به پدرومادر تعلق ندارد ؛ بلكه اوبه خانواده اي تعلق داردكه كودك بزرگتر نيز عضوي از آن است .
جدايي از مادرهنگام زايمان
اگر چه اين روزها ، مدت اقامت دربيمارستان بسيار كوتاه است ، امام همين مدت كوتاه نيز مي تواند براي مادر وكودك سخت وطاقت فرسا باشد . براي اينكه كودك به يكباره با اين جدايي مواجه نشود ، بايد مدتي قبل از رسيدن موعد زايمان به كودك اطلاع دهيد كه قراراست چند روزي دربيمارستان اقامت كنيد . اورامطمئن سازيد كه مدت اقامت شما دربيمارستان كوتاه است وخطري شما را تهديد نمي كند . بهتر است دراواخر دوران بارداري به كودك گوشزد كنيد كه ممكن است شب هنگام به بيمارستان برويد . براي كودك بسيار دردناك است كه شب هنگام چشم بازكند ومادرخود رادرمنزل نبيند .به همين دليل بهتر است موضوع را از قبل با اودرميان بگذاريد مي توانيد از فرزند خود بخواهيد كه شما را دربستن چمداني كه با خود به بيمارستان مي بريد ، ياري كند وبه اوقول بدهيد كه به زودي به همراه يك خواهر يا برادر كوچك نزد اوبازخواهيد گشت .
نوزادي به جمع خانواده افزوده مي شود .
برخي عقيده دارند بهتر است هنگام ورود نوزاد ، فرزند بزرگتر حضورنداشته باشد . اما اكثر كارشناسان نظرديگري دارند . به عقيده كارشناسان ، كودك به عنوان يكي از افراد خانواده ، داراي اين حق است كه درمنزل بماند وازاين اتفاق بزرگ استقبال كند . به علاوه ممكن است كودك به علت حضور يك تازه وارد دچار تشويش واضطراب شده باشد .به همين دليل بهتر است درمنزل حضورداشته باشد تاكم كم از ميزان اضطرابش كاسته شود . البته والدين نيز بايد سعي كنند شرايط سخت كودك را درك كنند وباملايم تر كردن هيجانات ، كودك را دربرخورد با موقعيت جديد ياري دهند .
واكنش كودكان نسبت به ورود نوزاد هميشه به يك صورت نيست . برخي از كودكان با خوشحالي از نوزاد استقبال مي كنند . برخي ديگر رفتار خصمانه پيش مي گيرند وآشكار مخالفت برمي خيزند وسرانجام برخي ديگر بي تفاوتي نشان مي دهند . درهرحال بهتر است كودك نوزاد را از همان ابتداي ورود بشناسد . بهتر است بگذاريد اورا لمس كند ،به بيرون آوردن لباسهايش كمك كند وبا نظارت شما او را درآغوش بگيرد .
آنهايي كه براي ديدن نوزاد به منزل شما مي آيند
باورود نوزاد مسلما كساني به ديدار شما مي آيند . پدربزرگ ، مادربزرگ ، عموها ودايي ها وبالاخره دوستان نزديك كه جملگي براي ديدن نوزاد مي آيند وهدايايي به همراه خود مي آورند .چنين موقعيتي براي كودك ، موقعيت بسيار دشواري است ؛ زيرا نوزاد بارديگر كانون توجه قرارمي گيرد .
بهتر است هنگامي كه احساس مي كنيد صحبتها حول وحوش نوزاد دورمي زند ، سياست به خرج دهيد واز كودك بزرگتر نيز صحبتي به ميان آوريد .مثلا از فرزندتان بخواهيد آخرين نقاشيهايش را به ميهمانان نشان دهد ، از اودرحضور ميهمانان تعريف كنيد وبگوئيد كه به شما بسيا ركمك مي كند وخواهر يا برادرش ر ابسياردوست دارد .
واكنش هاي احتمالي كودك به حضورنوزاد
به طوركلي بيشتركودك نسبت به خواهر يا برادر خود حسادت نشان مي دهند .ممكن است غبطه وحسادت درست از لحظه ورود نوزادبه خانه شروع نشود وهيجان بازگشت مجدد مادر، حواس كودك را به خود جلب كند . اما كمي ديرترمشكلات اصلي بروز مي كنند . بخشي از خشم كودك متوجه پدرومادر است كه باخود نوزاد پردردسر وخرابكاري را به همراه آورده اند ؛ اما به لحاظ اينكه ابرازخشم به پدرومادر چندان آسان نيست ، كودك خشم خود را متوجه نوزاد مي كند . اگر چه اين براي همه كودكان صادق نيست ؛ اما با اين حال بايد قانون مشخصي وضع كنيد وبراساس اين قانون به كود ك تفهيم كنيد ‹‹ آزاردادن وكتك زدن نوزاد درهيچ زماني وتحت هيچ شرايطي مجاز نيست ››. اين قانون بايد تاحدامكان محكم وبا تاكيد بيان شود . جدا از وضع قانون مي توانيد اقدامات ديگري نيز انجام دهيد . به عنوان مثال مي توانيد به كودك بزرگترتان عروسك بزرگ وپارچه اي بدهيد تا كودك خشم وتهاجم خود را روي اوتخليه كند . علاوه برآن ، روش تخليه كلامي نيز اغلب او قات موثر واقع مي شود .دراين روش كلمات جاي رفتارهاي مضر رامي گيرند . كودك مي تواند افكار هراس برانگيز وخصمانه خود را نسبت به نوزاد بدون احساس گناه برزبان جاري كند واز اين طريق به آرامش برسد .
واكنش ديگر كودك نسبت به حضورنوزاد ، بازگشت به دوران كودكي است .مثلا ممكن است كودك آداب توالت رفتن را فراموش كند ، دچارشب ادراري شود ، چهار دست وپا راه برود ، دررختخواب نوزاد بخوابد وانگشت خود رابمكد . اين واپس گرائيها هدف دوگانه اي را جستجو مي كنند : از يك سو كودك مي خواهد توجه پدرومادر را ازنوزاد دوركند وازسوي ديگر مي خواهد باظاهر شدن درنقش نوزاد، توجه ومحبت والدين را به سوي خود جلب كند .
درچنين مواقعي به هيچ وجه كودك خود را سرزنش نكنيد .جملاتي از قبيل ‹‹ مثل يك بچه رفتارنكن ، توحالابزرگ شدي ›› بدترين عباراتي است كه دراين موارد مي توانيد به فرزند خود بگوئيد . به جاي اين عبارات مخرب ، مي توانيد تنها با به كارگيري چند روش مشكل را برطرف سازيد . مثلا مي توانيد كودك خود را بانوزادي كه رفتار انفعالي دارد ، مقايسه كنيد وبخاطر توانائيهاي كودكتان ازاوتعريف كنيد ويا امتيازاتي را براي كودك بزرگترتان قائل شويد وبراي او توضيح دهيد بخاطراينكه بزرگ شده است ، اين امتيازات به اوتعلق مي گيرد . چنين عواملي تقويت كننده اي به كودك مي آموزد كه بزرگ شدن ورشدكردن امتيازات خاص خود را دارا است ؛ بنابراين كودك دليلي نمي بيند كه رفتارهاي كودكانه درپيش گيرد.
شنبه بیست و سوم تیر 1386
ساعت کار معلمان
ساعت کار معلمان
در گزارشي آمده است که کارکنان آموزش و پرورش چه ليسانس و چه ديپلم کمترين ميزان کار در طول يک هفته (18 تا 24) ساعت را دارند، اما تعداد ساعات کار ديگر دستگاه ها 44 ساعت در هفته است. اولاً اين اظهارنظر غلط است. ساعت کار کارکنان اين وزارتخانه متفاوت است. کارکنان اداري 44 ساعت، دبيران دبيرستان و راهنمايي 24 ساعت، مديران و معاونان، دفترداران، متصديان آزمايشگاه و کارگاه و کتابداران و سرايداران و خدمتکاران 36 ساعت و مشاوران مدارس 30 ساعت در هفته کار مي کنند. ساعت کار معلمان ابتدايي هم 28 ساعت است ثانياً اگر قرار بر مقايسه ساعت کار باشد بايد به اين نکته توجه کرد که نوع و کيفيت کار تعيين کننده ساعت کار است و کار معلمان بايد با افراد هم سنخ خود مثل اساتيد دانشگاه مقايسه شود. اينکه ساعت کار شاغلان در پست هاي آموزشي کمتر از کارمندان اداري است به ماهيت کار آنها مربوط مي شود. معلم بخشي از کار خود را در منزل انجام مي دهد و در کنار 24 ساعت حضور در کلاس درس اکثراً غيراستاندارد، دست کم 24 ساعت فعاليت هاي خارج از کلاس و تکميلي دارد. مطالعه و تحقيق، طراحي سوال امتحاني، تصحيح اوراق امتحاني دانش آموزان در امتحانات ماهيانه، ميان ترم، ترم و پايان سال و امور مربوط به ليست و نمره، بيش از ساعات موظف وقت دبيران را مي گيرد. لابد کارشناسان سازمان مديريت در مطالعات تطبيقي خود از ساعات و کيفيت کار معلمان در کشورهاي توسعه يافته باخبرند. در کشور ژاپن يک معلم 44 ساعت در مدرسه حضور دارد، اما تنها 14 ساعت در کلاس درس به تدريس مي پردازد و بقيه وقت معلم صرف امور فوق برنامه و مطالعه و تحقيق مي شود. اين را هم اضافه کنم که حقوق معلمان ابتدايي ژاپن با حقوق مهندس عمران، مهندس مکانيک و مديران شرکت هاي خصوصي و دولتي برابر است. اگر آموزش و پرورش امکان فعاليت هاي تکميلي معلمان در مدرسه را فراهم کند، معلمان از حضور تمام وقت در مدرسه استقبال مي کنند اما تنها يک سوم ساعات کاري خود را در کلاس آن هم کلاس استاندارد حضور مي يابند. در حال حاضر در بسياري از مدارس حتي صندلي کافي براي نشستن معلمان وجود ندارد. کار معلمي در مدارس انباشته از دانش آموزان و در ميان غبار غليظ گچ به لحاظ استانداردهاي بهداشتي تنها با کار معدنکاران قابل مقايسه است
شنبه بیست و سوم تیر 1386
حقوق معلمان
عليرغم اينكه در كشور هاي صنعتي و پيشرفته سرمايه گذاري در زمينه ي ماشين با صرفه تر از سرمايه گذاري در زمينه ي نير وي انساني است ،ليكن اطلاعات موجود نشان مي دهد كه در اين گونه كشور ها حقوق و مزاياي معلمان بيشتر از ساير گروه هاي اجتماعي است و به معلمان به عنوان گروه يا طبقه ي ممتاز نگريسته مي شود و براساس همين نگرش حقوق معلمان از كاركنان بخش هاي صنعتي بيشتر مي باشد.
حقوق معلمان در كشور هاي كانادا 71/63% ، ژاپن 5/85% ، هلند 77% ، نروژ 2/78% و سوئد 82% از حقوق كاركنان بخش صنعت بيشتر است . اما در ايران اين رابطه معكوس است و متوسط حقوق معلمان ½ كاركنان بخش صنعت مي باشد.
در كشور هاي مندرج در جدول «2» علاوه بر حقوق و مزايا ، امتيازاتي به شرح ذيل پرداخت مي شود:
|
نام كشور |
امتيازات اعطايي به معلمان |
|
ژاپن |
پرداخت كمك هاي غير نقدي (بن) ، كمك به عائله و پرداخت سه بار كمك نقدي در سال ( ميزان كمك ها پنج برابر حقوق ماهيانه ي معلم است ). افزون بر اين تسهيلات ، مزايايي نظير بيمه به ميزان قابل توجهي استفاده مي كنند. اين مزايا تحت عنوان مزاياي انجمن هاي معلمان داده مي شود |
|
فيليپين، سريلانكا ومصر |
حقوق معلمان مدارس دولتي با خصوصي برابر است . |
|
كلمبيا ،قبرس و هند |
حقوق معلمان مدارس دولتي بيشتر از مدارس خصوصي است. |
|
آلمان |
حقوق معلمان معادل حقوق مدرسين دانشگاهي و شاغل در صنايع توليدي است. هر دو سال يك بار حقوق معلمان افزايش مي يابد . ساعات تدريس موظف آنان كاهش و ميزان حقوق باز نشستگي افزايش يافته است . بر مزاياي بيمه ي آنان به ويژه در مواقع بيماري و بروز حوادث افزوده شده است. |
|
قبرس ، مجارستان ، مالت و آنتاريو |
به معلمان بيشتر از حقوق پرداختي به فارغ التحصيلان در بدو ورود شان به بخش خصوصي داده مي شود. |
|
پاكستان |
مدرسان نمونه ي هر سال براي مطالعات بيشتر به خارج از كشور، انجام دوره هاي تقويتي و پيشرفته در داخل و خارج كشور. |
|
تايلند |
كمك هزينه ي زندگي، مخارج آموزش فرزندان فرهنگيان و حق اولاد. |
در 23 كشور ، معلمان از مسكن رايگان يا مقرري مسكن ، سفر رايگان به محل ماموريت براي خانواده و معلم ، هزينه هاي انتقال ، تسهيلات وام مسكن ، فرصت مطالعاتي منظم ، تعطيلات بيشتر ، وام ماشين و حمل و نقل رايگان براي مقدار معيني كالا در هفته استفاده مي نمايند.
یکشنبه هفدهم تیر 1386
ده اشتباه آزار دهنده در بين وبلاگهاي فارسي
ده اشتباه آزار دهنده در بين وبلاگهاي فارسي
بيوگرافي بازيگران مرد
وبلاگ نويسي مانند هزاران پديده وارداتي ديگر تحت تاثير سليقه ايراني قرار گرفته است. با مروري به وبلاگهاي آن سوي آبها و وبلاگهاي فارسي ميتوانيد تفاوتها و تاثير سليقه ايراني را بر وبلاگها مشاهده كنيد. به طور مثال ايرانيها توجه ويژه اي به قالب وبلاگ دارند و علاقمند به استفاده از قالبهايي با گرافيك پيچيده تر هستند در حاليكه در وبلاگ هاي غربي عموما از قالبها و شمايل ساده تر براي وبلاگ خود استفاده ميكنند. حال با نگاهي به وبلاگهاي فارسي به چند نكته آزار دهنده ( از نظر خودم ) كه در بين آنها رايج است اشاره خواهم كرد.
1.فونت درشت!
برخي فكر ميكنند كه استفاده از فونت با اندازه درشت براي نوشتن مطالب توجه خواننده را بيشتر جلب ميكند. البته اين تفكر درستي است اما نه وقتي كه همه مطالب وبلاگ با فونتهايي با سايز درشت نوشته شده باشد. خواندن مطالب وبلاگ با فونت درشت مثل خواندن روزنامه اي است كه همه مطالب آنها با فونتي هم اندازه تيتر صفحه نخست نوشته شده باشد. استفاده از فونتهاي با اندازه درشت معمولا نشان از تازه كار بودن نويسنده وبلاگ در دنياي وب و اينترنت است.
2.موزيك در وبلاگ
اين ديگر تازه كار و حرفه اي ندارد و به هرحال برخي از وبلاگ نويسان بر اين اعتقاد هستند كه خوانندگان وبلاگ ايشان در هنگام خواندن مطالب براي حفظ سلامتي هم كه شده بايستي كمي برقصند! بنابراين يك آهنگ شش و هشت را انتخاب ميكنند و با كمك دوستان حرفه اي تر كاري ميكنند كه خواننده وبلاگ به محض باز كردن وبلاگ ايشان محكوم به شنيدن موسيقي مورد علاقه نويسنده شوند. گاهي هم موسيقي وبلاگ از نوع سنتي يا حماسي ، بنياميني و ... انتخاب مي شود. اما باور كنيد شنيدن ناخواسته موسيقي از هر نوعش هميشه هم جالب نيست ، بخصوص وقتي خواننده در ساعت دو بامداد و وقتي همه خوابند در اتاق تاريك نشسته و ناگهان اسپيكر كامپيوتر همه خانواده را به رقص مي آورد! يا اينكه چند وبلاگ با هم باز شده و هر كدام ساز خود را مي زنند يا اينكه خواننده وبلاگ در حال گوش دادن به موسيقي يا راديوي مورد علاقه خود است ، در اين حالات موسيقي وبلاگ تنها يك مزاحم آزار دهنده خواهد بود. به خاطر داشته باشيد خوانندگان وبلاگ براي خواندن مطالب شما به وبلاگتان مي آيند نه شنيدن موسيقي! اگر مايل به نمايش سليقه خود را در انتخاب موسيقي براي خوانندگان وبلاگتان هستيد مي توانيد كنترل مديا پلير يا لينك مستقيم فايل موسيقي را در وبلاگ قرار دهيد تا كاربر به انتخاب خودش به موسيقي گوش فرا دهد!
3.جاوا اسكريپت
شما شاهكاريد! جدي ميگويم! وقتي وارد وبلاگتان مي شوم پنجره اي باز شده با نمايش پيامي به من خوش آمد مي گويد و بعد پنجره وقت بخير باز ميشوند گاهي هم اسم پرسيده مي شود تازه وقتي هم ميخواهم پنجره مرورگر اينترنت را ببندم پنجره اي باز ميشود و پيغام ميدهد كه "كجا ؟ بودي حالا!"، "خداحافظ عزيز" يا "زود رفتي رفيق واي ميستادي چايي دوم" ! تازه وقتي وارد وبلاگتان ميشوم از زمين و زمان گل مي ريزد و كلي ستاره هم در مرورگر اينترنت به دنبال نشانگر ماوس هستند در ضمن هزار تا نوشته متحرك هم در بالا و پايين و چپ و راست در حال موج زدن هستند! نگفتم شما شاهكاريد! معلومه كارتان خيلي درسته و كلي كامپيوتر بلد هستيد! اما راستش من فقط!... فقط آمده بودم آخرين مطالب وبلاگت را بخوانم كه آنهم با اين همه گلريزان در وبلاگت نشد.
4.نظر دهي بي معنا
من عاشق اينكار هستم! اينقدر كه به خاطر همين كار مدتي در آسايشگاه به سر بردم! فقط كافيست يك پست در وبلاگم ثبت كنم آنوقت در بخش نظرات هزار تا وبلاگ كه حتي مطالب آنها را دنبال نميكنم يك نظر مي گذارم كه "وبلاگ خوبي داري به ما هم سر بزن!" البته چون جديداً اين متن خيلي ضايع شده است با كمي تغيير از عباراتي مثل "با نظرت موافقم به من هم سر بزن" يا "واي! چه مطالب جالبي نوشتي، منم به روز كردم به وبلاگم بيا!" استفاده ميكنم. اصولا به قول ماكياولي هدف هر گونه ضايع بازي را توجيه ميكند. از قرار صدها نفر مانند آنچه كه اشاره شد معتقدند با درج نظرات بي تاثير و تبليغاتي و آزار نويسندگان يا خوانندگان ديگر وبلاگها مي توانند براي خود بازديد كننده كسب كنند.
5.توجه بيش از حد به جنس مخالف!
بايستي اعتراف كنم كه با خواندن بسياري از وبلاگها به نظر مي رسد كه هدف و انگيزه نوشتن وبلاگ توسط نويسنده و مخاطب اصلي آنها تنها يك نفر از جنس مخالف هست (نه اينكه ما از اين كارها نكرديم!) يا برخي هم كمي وسعت نظر دارند و دنيا را بزرگتر مي بينند و كلاً جنس مخالف را هدف قرار مي دهند و حالا با توجه به جنسيت نويسنده در حال نمايش روشنفكر بودن، با سواد بودن، دلربا بودن يا متفاوت بودن خود هستند. دوست نازنين! اگر دنبال دوست يا همسر از اين طريق هستي از نظر من هيچ مشكلي ندارد ولي خواهشا آدرس چنين وبلاگي را هر هفته براي همه دوستانت نفرست و آنرا به عنوان وبلاگ اصلي خودت معرفي نكن!
6.فحاشي
بعضي ها فكر ميكنن قرار است عليه هنجارهاي جامعه شورش كرده و آنرا تغيير دهند و براي شروع هم از ادب و عفت كلام شروع كرده اند و هر چي فحش خواهر و مادر دار را در مطالب وبلاگ خود جاي ميدهند. اگر ميخواهيد بگوييد با چيزي مخالف هستند يا از آن متنفر هستند و آنرا به خواننده هم تفهيم كنيد لازم نيست از فحشهاي ركيك آنهم از آن نوعش استفاده كنيد در صورت استفاده از كلمات مناسب تر نيز خوانندگان مخالفت يا تنفر شما را درك خواهند كرد. به خاطر داشته باشيد كه وبلاگ شما تنها توسط دوستانتان خوانده نمي شود و ممكن است يك نوجوان يا حتي فردي از سر كنجكاوي و در گردش در لينك ديگر وبلاگها يا تصادفي به وبلاگ شما سر بزند و باور كنيد در اين شرايط مطالب وبلاگ شما ميتواند آزار دهنده باشد و حتي ارزش نظرات شما را نيز كم رنگ كند.وبلاگ يك گفتگوي خياباني با چند دوست نزديك نيست و استفاده از فحشهاي ركيك نه تنها هنجاري را تغيير نمي دهند بلكه تنها چيزي را كه عوض ميكند نوع برداشت خوانندگان وبلاگ از شخصيت شما خواهد بود.!
7.استفاده از تصاوير حجيم
معتقد هستند كه هر ايراني از يك خط اينترنت ADSL با 256 KB پهناي باند برخوردارند. مسلم است كه اين واقعيت ندارد اما برخي آنقدر از تصاوير با حجمهاي بالا در وبلاگ خود استفاده ميكنند كه تنها ميتوان نتيجه گرفت كه آنها فكر ميكنند خوانندگان آنها به اينترنت پرسرعت دسترسي دارند. استفاده از تصاوير در مطالب وبلاگ به جذابيت آنها كمك ميكند اما لازم است در انتخاب تصاوير (سايز و حجم فايل) دقت كنيد. تصاوير زياد و سنگين باز شدن كامل وبلاگ را به شدت كند ميكند در ضمن گاهي هم صفحه كامل نمايش داده نمي شود. استفاده از تصاوير كوچك و كم حجم آنهم در مطالبي كه واقعا استفاده از تصاوير آنها را گويا تر ميكند نشاني از حرفه اي بودن شماست.
8.كپي از نرم افزار ورد مايكروسافت
شايد ديده باشيد كه وبلاگهايي هستند كه فقط شامل متن هستند اما با اينحال بارگذاري و نمايش صفحات آنها كند است. يكي از دلايل اينكار كه البته در بين وبلاگ نويسان ايراني نيز رايج است استفاده از نرم افزار Word شركت مايكروسافت براي نوشتن مطالب و سپس كپي آنها در فرم ورود اطلاعات پنل مديريت وبلاگ است. مزيت استفاده از اين روش حفظ متن نوشته شده در كامپيوتر شخصي،عدم نياز به آنلاين بودن هنگام تايپ مطالب و دقت بيشتر در ويرايش مطلب است . اما وقتي مطلبي مستقيم از نرم افزار ورد به فرمهاي پنل مديريت وبلاگ وارد مي شود كدهاي HTML زيادي همراه مطلب منتقل مي شوند كه بدليل تبديل فرمت Word به HTML است. گاهي حجم اين كدها از خود مطلب هم بيشتر است. يك روش براي حل مشكل اين است كه مطالب خود را قبل از انتقال به وبلاگ به نرم افزار notepad ببريد و سپس مجدد از آنجا كپي و به پنل وبلاگ منتقل كنيد در پنل برخي سرويسهاي وبلاگ مانند بلاگفا دكمه (ايكون) خاصي هم در نوار ابزار براي حل اين مشكل قرار دارد و كافيست پس از انتقال از ورد به پنل ،مطالب را انتخاب (select) كرده و يكبار اين دكمه را بزنيد تا محتواي منتقل شده از كدهاي بي مورد و زيادي پاكسازي شود.
9.كپي برداري بيش از حد از وبلاگ ديگران
اگر وبلاگ شما قرار است به عنوان معرف مطالب ديگر وبلاگها باشد مشكلي نيست اما اگر واقعا مايل هستيد به عنوان يك وبلاگ نويس و نويسنده به وبلاگ نويسي بپردازيد خوب خواهد بود كه در استفاده از مطالب ديگر وبلاگها زياده روي نكنيد . خوانندگان واقعي وبلاگ شما به دنبال نظرات و مطالب شما هستند و نه مطالب وبلاگهايي كه شما ميخوانيد. اگر از مطالب ديگر وبلاگها را مناسب براي خوانندگان وبلاگ خود ميدانيد ميتوانيد به مطالب آنها لينك دهيد.
10.بزرگترين اشتباه ، نديد گرفتن پند ديگران
باور كنيد اين اشتباه خيلي خيلي رايج است. هر چه بگوييم خوب نيست از فونت درشت استفاده كنيد، از موسيقي كمتر استفاده كنيد ، بي خيال افكتهاي جاوا اسكريپت در وبلاگتان شويد و يا از نظرات بي معني و تبليغاتي بپرهيزيد ولي برخي گويي گوششان بدهكار نيست هر چه بگوييم آنها كار خودشان را ميكنند و جالب آنكه با داشتن يك قالب سنگين صد كيلو بايتي و هزار جور افكت جاوا اسكريپتي و موسيقي آنچناني در وبلاگ احساس حرفه اي بودن هم ميكنند!
یکشنبه دهم تیر 1386
فناوری اطلاعات و بازده يادگيری
فناوری اطلاعات و بازده يادگيری
با بهره گيری از فناوری اطلاعات , آموزش گيرندگان خواهند توانست اطلاعات بيشتری را در مدت زمان کوتاه تری جذب کنند . پروژه های مطالعاتی در زمينه اثر فناوری اطلاعات در يادگيری, بيان کننده اين اقعیت است که از زمان ورود اين فناوری به حوزه آموزش, انگيزه افراد در فراگيری افزايش يافته است . در برخی زمينه ها و برای افرادی که قبلاْ به طور مستمر تجربه شکست در یادگیری داشته اند , این معنا می تواند باب جدیدی بگشاید . تحقیقات نشان می دهد که با ورود فناوری اطلاعات در مجموع , آموزش گیرندگان می توانند بار آورتر, چالش پذیرتر و مطمئن تر از قبل باشند .هر چه فناوری موجب دسترسی آسان تر آموزش گیرندگان به مواد درسی ارائه شده قبلی مربیان شود , نقش مربیان از یک " منبع مطالب علمی " به یک "مدیر ناظر بر فرایند یادگیری "تغییر می یابد. با پشت سر گذاشتن مشکلات آموزش های فردی در مدارس , وقت مربیان آزاد خواهد شد تا به فعالیت هایی بپردازند که مربی باید در آنها نقش سرعت دهنده (کاتالیزور) را داشته باشد . پیشرفت در فناوری ارتباطات و اطلاعات کمک خواهد کرد تا آموزش در مدارس با آموزش در دیگر موسسات یکپارچه شود.
فناوري و نقش آن در توسعه اجتماعی و اقتصادی در کشورهای در حال
توسعه
سازگاری فناوری در داخل نظامهای اجتماعی ـ اقتصادی و موسسات کشورهای در حال توسعه عامل بزرگ موفقيت درانتقال فناوری است. فرایند انتقال فناوری را به عنوان يک پديده سه مرحله ای تعريف ميکنند.اين سه مرحله عبارتند از :فراگيری , سازگاری و توسعه. بديهی است که سازگاری يک پيش فراگيری است که نقش تعيين کننده ای در هر پيشرفتی در مراحل جذب , آشفتگي و توسعه فناوری دارد. فناوری پيشرفته ای که به کشورهای در حال توسعه منتقل شده است , نيازمند تسهيلات اثر بخشی بروی عوامل انسانی و توليد است. بنابراين فناوری اطلاعات, فناوری مشکل و پيچيده ای است که از دهه ۱۹۸۰ در بخشهای عمومی و خصوصی نظامهای اقتصادی جهان سوم ظاهر شده است و بايد به گونه ای مناسب مورد توجه قرار گيرد. اين نظا مها که ممکن است در کشورهای در حال توسعه مورد استقبال قرار گيرند, هميشه ممکن نيست در موقعيت های گوناگون سازگار باشد. با کاربرد مهندسی عوامل انسانی, مشکلات بسيا ری از قبيل هزينه زياد اجرا , توليد کم, ميزان سطح بالای تصادفات, سودمندی اندک فناوری اطلاعات, مشکلات طراحی و تعمير و نگهداری, فشار های جسمی و محيطی بيش از اندازه و مشکلات سطحی فناوری اطلاعات ممکن است حل شود.
شش اصل يادگيری در جوامع فناورانه(تکنولوژيک)
استفاده موثر از فناوری در جهان امروز مستلزم آن است که دانش آموزان نقش های جديدی را در فرايند يادگيری بپذيرند . لازم است دانش آموزان جستجو گران اطلاعات باشند , تا بتوانند در مورد ارزش اطلاعات وسیعی که در شبکه جهانی اینترنت برای استفاده آنان موجود است به داوری و ارزشیابی بپردازند . در چنین شرایطی نقش معلم ها نیز از انتقال دانش و معلومات , به تسهیل گر فرایند یادگیری تغییر می یابد . هر معلمی باید بتواند به دانش آموزان کمک کند تا در گروه های همیار فعالیت اثر بخش داشته باشند.با بیان این شش اصل توجه معلمان کشورمان را به چالش هایی که در تربیت نسل جوان وجود دارد , جلب می کنیم .
۱- دانش آموز به مثابه جستجوگر اطلاعات , هدایتگر و ارزشیاب ۲- دانش آموز به مثابه متفکر , نقاد , تحلیل گر و گزینش گر اطلاعات و فناوری مناسب ۳- دانش آموز به عنوان تولید کننده دانش با استفاده از منابع و فناوریهای نو ۴- دانش آموز به مثابه پیام رسان اثر بخش با استفاده از فناوریها و رسانه های مناسب متعدد ۵- دانش آموز به عنوان فناور آموزشی ۶- دانش آموز به عنوان شهروندی مسئولیت پذیر در عصر فناوری
معلمان باید سعی کنند که دانش آموزان اعتماد به نفس, راهبردهای مدیریت اطلاعات و مهارتهای فنی لازم را کسب کنند تا بتوانند در زندگی روزمره و در محیط کار خود ابزارهای فناورانه و ارتباط جمعی را با موفقیت راه اندازی کنند و مورد استفاده قرار دهند.
ضرورت آموزش فناوری بعنوان بخشی از برنامه های آموزش رسمی
آموزش فناوری غیر از آموزش فنی یا حرفه ای است.بخشی از برنامه آموزش عمومی را فناوری تشکیل میدهد. هدف از این آموزش ارائه دانش و اطلاعات فناوری بعنوان بخشی از آموزش های زسمی و پایه ای برای همه مردم است.از این رو مدرسه مناسب ترین مکان برای پرورش درک درست دانش آموزان از مفهوم فناوری و نقش ان در تکوین و شکل دهی فرهنگهاست . دانش آموزان از همان سالهای اولیه تحصیل باید بدانندکه فناوری یعنی تلاش ادمی , خواه این تلاشها(فناوریها)توسعه کیفی انسانها را فراهم کند و خواه جامعه را به نابودی بکشاند , چیزیست که به تصمیم خود انسانها بستگی دارد.ضمن اینکه در مدرسه از دانش و اطلاعات لازم درباره نظام و منابع مورد مصرف آنها بحث میکنند باید در همان حال نیز شیوه های شناخت , توسعه , بهره گیری مفید و چگونگی کنترل فناوری ها را به دانش آموزان یاد داد تا از همان دوران کودکی در برابر فناوری های جدید با مسئولیت ها ارزش های اخلاقی و انسانی خود به خوبی آشنا شوند.آموزش های مدرسه ای سبب میشود که دانش آموزان درآینده بهنگام طراحی و تولید هر گونه فناوری ابتکاری نخست درباره هدف و نتایج آن بدرستی بیندیشند و به توسعه کیفی جامعه علاقه مند شوند. در این راستا نقش مدیر و معلم اهمیت خاصی دارد.
چشم اندازهای گوناگون کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در تعليم و تربيت
فناوری اطلاعات به مثابه بخشی از فرايند يادگيری به سه شکل به کار می رود: یکی به مثابه هدف , دیگری به مثابه رسانه و مورد سوم به مثابه ابزاری که اغلب برای سازمان و مديريت در مدارس مورد استفاده قرار می گيرد . در مورد دوم فناوری اطلاعات و ارتباطات فرايند يادگيری را تشکيل نمی دهد , اما استفاده از آن در کلاس درس , يادگيری را حمايت می کند . نمونه ای از کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات معطوف به سازمان و مديريت در يک نظام نظارتی دانش آموزـ محور است. کاربرد فناوری اطلاعات به صورت يک هدف در دروس خاصی از قبيل آموزش رايانه با انفورماتيک سازمان می يابد. در اين قسمت دانش آموزان با مهمترين دروندادها و بروندادهای فناوری اطلاعات که پديده ای مهم ولی پنهان در جامعه است آشنا می شوند و هدف از آموزش آن جلوگيری از بی سوادی در رايانه است.
شکل سوم به مثابه رسانه ای برای يادگيری و تدريس است .دراين حالت به آن به منزله ابزاری برای تدريس و يادگيری اشاره می شود, رسانه ای که از طريق آن معلمان می توانند تدريس کنند و فراگيران ياد بگيرند . فناوری اطلاعات به صورت يک رسانه به اشکال گوناگون ظاهر می شود . اشکالی مثل تمرين های علمی , شبيه سازی , تدريس خصوصی , نظام های يادگيری انفرادی , نظام های تهيه و تدوين آزمون و ...
کاربرد واقعی و رايج فناوری اطلاعات و ارتباطات به صورت يک رسانه بسيار نادر است , گر چه علاقه فزاينده ای برای استفاده ازآن وجود دارد.
"برگرفته از ماهنامه رشد تکنولوژی آموزشی, شماره ۱۴۲"
به سوی جامعه دانش محور
امروزه یکی از اساسی ترین و بدیهی ترین حقوق شهروندی دسترسی آزاد به اطلاعات و اخبار است.مهمترین شاخص توسعه هر کشور بر اساس میزان تولید و امکان توزیع و مصرف اطلاعات است .
واقعا چه چیز می تواند خلاء موجود اطلاع رسانی کشور را پر کند؟
بهترین راه حل برای پذیرش آمادگی ورود به جامعه اطلاعاتی این است که از نظر فرهنگی و آموزشی فهم صحیحی از این نظام حاصل شود.
این پذیرش به این معنا ست که نست نگرش به مفهوم سرمایه اجتماعی تغییر پیدا کند.
امروزه سرما یه اجتماعی شامل ابزار ,ساختمان,تکنولوژی و ...نیست بلکه اطلاعات ,تخصص ,کارامدی و نیروی انسانی ماهر به عنوان عوامل زمینه ساز توسعه و پیشرفت در عرصه های مختلف توسعه ا جتماعی ,اقتصادی و فرهنگی مطرح میشود.
این مهم ,از طریق یک نظام آموزش و پرورش کاراو دانش آموز محوربدست می آید.
تا زمانی که نظام آموزشی ما بصورت سنتی و معلم مدار اداره شود این انتظار بیهوده است.
کاربرد تکنولوژی در تدريس
در عصر تحولات سريع مربيان به طور فزاينده ای درک می کنند که دانش آموزان بايد چگونه دانش خود را به صورت خلاقانه توسعه دهند. تکنولوژيهای جديد برای غلبه بر محدوديت های سنتی رشد حرفه ای بوجود آمدند. اين هدف با تغيير جهت از دروس سنتی که بر اساس انتقال اطلاعات هستند به طرف رويکردهايی حرکت می کند تا فراگيران به يک درک انعطاف پذير و درست دست يابند. چنين انتقالی از برنامه يک فرايند پيچيده برای معلمانی است که بايد دانش عقايد و مهارتهای خود را توسعه دهند.
بيشتر فرصتهای يادگيری برای معلمان کوتاه مدت است. آنها گرايش به برنامه های کارگاهی کوتاه مدت دارند و بيشتر بر موضوعات عمومی به جای مضمون و محتوی دروس اختصاصی تمرکز دارند.
دسترسی به شبکه جهانی وب به عنوان يک تسهيل کننده يادگيری کافی نيست. معلم بايد ابزارهای تعاملی و تسهيلات بيشتری را برای تعميم يادگيری و تغيير مهارت بکار گيرد
فناوری به عنوان یک عنصر عمومی د رآموزش
علم و فناوری هر دو سازنده تمدن بشر است توسعه هر کدام بدون دیگری ممکن نیست.علم به معنی شناخت عالم هستی و یافتن قوانین حاکم بر طبیعت است.در صورتی که منظور ازفناوری کاربرد علوم و یافته های علمی در عمل با استفاده از رویه ها و مطالعات منظم و جهت دار برای ارضای خواسته های مادی است و غالبا با اختراعات و کاربرد وسایل و تجهیزات در ارتباط است.فناوری دانستن چگونگی انجام کار و فرایند اخلاقی است که درآن ابزار منابع و نظام ها برای حل مساله بکار گرفته میشوند تا کنترل انسان را در محیط طبیعی افزایش دهند و شرایط زندگی انسان را بهتر سازند."سمپوزیوم بین المللی د رمورد یاددهی فناوری د رآموزش عمومی ,یونسکو,۱۹۸۵,ص۸"
بطورکلی آموزش دو هدف عمده دارد:۱.آماده کردن جوانان برای کسب دانش و مطالعات بیشتر۲.آماده کردن جوانان برای دنیای کار و زندگی.
اولین هدف مربوط به آموزش علوم و دومین هدف مربوط به آموزش فناوری است.این دو هدف لازم و ملزوم یکدیگرند و جدا سازی علوم از فناوری د رکیفیت آموزش اثرات نا مطلوبی دارد.
برگرفته شده از:مجله تکنولوژی آموزشی ( ماهنامه آموزشی ـ پژوهشی ) دوره هفدهم
کارکردهای فناوریهای آموزشی در یادگیری
قبل از اینکه در مورد این کارکردها بحث کنیم باید بگوییم شناخت آنها در امر یادگیری رهنمودهای سودمندی هستند که کارشناسان آموزشی معلمان و دانش آموزان رادر انتخاب یا طراحی و تولید رسانه ها و راهبرهای خاص آموزشی یاری می کند.
صاحبنظران نقش فناوریهای آموزشی در امر یادگیری را به چهار دسته تقسیم کرده اند :
کارکرهای آموزشی (تدریس):
در کاربرد فناوری آموزشی که ,شامل شیوه یادگیری توضیحی است ,نظام فناوری ا,طلاعات ,پدیده ها, جریان اموزش و نحوه اجرای آموزش را فراهم میکند تا دانش اموزان بتوانند مشکلی را حل کنند پرسشها را پاسخ دهند و شیوه انجام دادن کاری را به مرحله عمل درآورند.
کارکرد اکتشافی:
یعنی اینکه فناوری اموزشی امکانات و شرایطی را میافریند که دانش اموزان بتوانند از طریق اطلاعات موجود خود به کاوشگری بپردازند.
کارکرد ابزاری:
این گروه از فناوری ها برای استفاده مدارس طراحی نشده اند و عملآ کاربرد ابزاری دارند ولی در عمل میتوان انها را برای نیل به مقاصد اموزشی هم بکار گرفت مثل نرم افزارهای پردازش کلمه و نرم افزارهای صفحه گسترده.
کارکرد ارتباطی:
در پایان از فناوری به منظور برقراری ارتباط استفاده میشودکه در آنصورت برنامه ها و ابزارهای آموزشی را در بر میگیرد . در اینگونه فناوریها معلم و دانش اموزان مجازند از طریق شبکه ها و ی فناوریهای دیگر بری ارسال و دریافت پیام اقدام کنند,سوال طرح کنند و یا به سوالات پاسخ دهند.
یکشنبه سوم تیر 1386
اعتياد به اينترنت -
اعتياد به اينترنت -
اگر علائم زير در شما آشکار شد حتم داشته باشيد که شما معتاد شده ايد. (البته معتاد به اينترنت)
1- وقتي کامپيوتر را خاموش ميکنيد احساس پوچي ميکنيد. درست مثل اينکه عزيزي را از دست دادهايد.
2- ساعت ۴ صبح وقتي از خواب بيدار ميشويد که کمي آب بنوشيد اول e-mail هايتان را چک ميکنيد.
3- تصميم ميگيريد يکي دو سال بيشتر در دانشگاه بمانيد فقط بخاطر دسترسي رايگان به اينترنت.
4- وقتي ميخنديد سرتان را ۹۰ درجه به سمت راست خم ميکنيد.
5- تکاليف درسيتان را به فرمت html تبديل ميکنيد و آدرس آنرا به استادتان ميدهيد.
6- همه دوستانتان يک @ در اسمشان دارند.
7- تنها ارتباطتان ب