تبليغاتX
عارف

پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387

مصطفی علی پور

کاربر: مهمان (خالی)

 

مصطفی علی پور

زندگینامه: او در سال 1340 در شهرستان تنكابن در شهسوار به دنیا آمد و دارای مدرك فوق لیسانس ادبیات فارسی است. او تا اخذ مدرك دیپلم ساكن تنكابن بوده و بعد برای مقطع كارشناسی به دانشگاه تبریز و برای مقطع فوق لیسانس به دانشگاه فردوسی مشهد رفته است و در حال حاضر مدرس مركز امیركبیر كرج می باشد . در دوران دبیرستان به مشق شعر می‌پرداخته و از سال 1363 به‌طور جدی آغاز به سرودن شعر نموده است، اولین اثر خود را در سال 1373 با نام "از گلوی كوچك رود "كه یك مجموعه شعر است را در انتشارات حوزه هنری به چاپ رسانده ، او با گروههای مختلفی همكاری داشته و مسئولیتهای چندی را نیز برعهده گرفته است، از جمله: همكاری با وزارت ارشاد، كارشناس، معلم و مدرس شعر و ادبیات در بنیاد شهید، مدرس شعر و نقد ادبی مركز دانش‌پژوهان شاهد، كارشناس بررسی كتاب در حوزه هنری وعضو كمیته كارشناسی بررسی كتاب در مركز آفرینشهای ادبی كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان .
جوایز و موفقیتهایی نیز تاكنون كسب كرده است،از جمله:
جایزه شعر شهادت برای مجموعه شعر " از گلوی كوچك رود "، كتاب "هفت بندمویه "سال 1379 تقدیر شده از سوی وزارت ارشاد و نیز كتاب سال معلم سال 1380و کسب مقام دوم نقد ادبی برای كتاب "ساختار زبان شعر امروز ".

آثار:

از گلوی كوچك رود، هفت بند مویه (مجموعه شعر، 1377، مزامیر)، گزیده ادبیات معاصر شماره 57 (نیستان سال 80، چاپ دوم سال 81)، می‌تراود مهتاب (مقدمه‌ای بر زبان شعر معاصر)، روایت تحلیلی زندگی و اندیشه حلاج، از همدان تا صلیب (روایت زندگی و اندیشه عین‌القضاة) زندگی و اندیشه شهاب‌الدین سهرودی (در حال بازنویسی)


آثار در دست چاپ:

در چهارراه بهارنارنج (دفتر شعر)

 


آثار این پدیدآورنده:

مطالب:

نگاهی به شعرهای عاشورایی

معرفی چند اثر

مسیح مادر

مصطفی علی پور

نقد-معرفی

عشق در گذرگاه های شب زده

زن و ادبیات

اوقات دریا

نوشته شده توسط سیدرفیع الدین میرعربشاهی در 14:11 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387

درد عشق

 
گفتمش آغاز درد عشق چيست؟ گفت آغازش سراسر بندگيست گفتمش پايان آن را هم بگو گفت پايانش همه شرمندگيست گفتمش درماندردم را بگو گفت درماني ندارد، بي دواست گفتمش يک اندکي تسکين آن گفت تسکينش همه سوز و فناست
نوشته شده توسط سیدرفیع الدین میرعربشاهی در 13:38 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387

عشق

عشق يعني يك سلام و يك درود

عشق يعني درد و محنت در درون

عشق يعني يك تبلور يك سرود

عشق يعني قطره و دريا شدن

عشق يعني يك شقايق غرق خون

عشق يعني زاهد اما بت پرست

عشق يعني همچو من شيدا شدن

عشق يعني همچو يوسف قعر چاه

عشق يعني بيستون كندن بدست

عشق يعني آب بر آذر زدن

عشق يعني چون محمد پا به راه

عشق يعني عالمي راز و نياز

عشق يعني با پرستو پرزدن

عشق يعني رسم دل بر هم زدن

عشق يعني يك تيمم يك نماز

عشق يعني سر به دار آويختن

عشق يعني اشك حسرت ريختن

عشق يعني شب نخفتن تا سحر

عشق يعني سجده ها با چشم تر

عشق يعني مستي و ديوانگى

عشق يعني خون لاله بر چمن

عشق يعني شعله بر خرمن زدن

عشق يعني آتشي افروخته

عشق يعني با گلي گفتن سخن

عشق يعني معني رنگين كمان

عشق يعني شاعري دلسوخته

عشق يعني قطره و دريا شدن

عشق يعني سوز ني آه شبان

عشق يعني لحظه هاي التهاب

عشق يعني لحطه هاي ناب ناب

عشق يعني ديده بر در دوختن

عشق يعني در فراقش سوختن

عشق يعني انتظار و انتظار

عشق يعني هر چه بيني عكس يار

عشق يعني سوختن يا ساختن

عشق يعني زندگي را باختن

عشق يعني در جهان رسوا شدن

عشق يعني مست و بي پروا شدن

عشق يعني با جهان بيگانگى

نوشته شده توسط سیدرفیع الدین میرعربشاهی در 13:36 |  لینک ثابت   •