تبليغاتX
عارف

شنبه نوزدهم اسفند 1385

جسارت به پيامبر(ص) در سال پيامبر؟!

 

 

 

Top of Form

 

جسارت به پيامبر(ص) در سال پيامبر؟!

«انّا لِلّه وَ انّا اِلیه راجِعون»

                             

به اطلاع مسلمانان غیور سراسر جهان می رسانم، مؤلف کتاب آیات شیطانی‌ که علیه اسلام و پیامبر و قرآن تنظیم و چاپ و منتشر شده است، همچنین ناشرین مطلع از محتوای  آن محکوم به اعدام می باشند. از مسلمانان غیور می خواهم تا در هر نقطه که آنان را یافتند سریعاَ آن‌ها را اعدام نمایند تا دیگر کسی جرأت نکند به مقدسات مسلمین توهین نماید و هر کس که در این راه کشته شود، شهید است. انشاء الله. ضمناَ اگر کسی دسترسی به مؤلف کتاب دارد ولی خود قدرت اعدام آن را ندارد، او را به مردم معرفی نماید تا به جزای اعمالش برسد.                          

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

روح الله الموسوی الخمینی

25 بهمن 1367/ 11 رجب 1409

 

چند سال گذشته؟ اگه همون موقع که امام این پیام را داد سلمان رشدی ملعون را كشته بوديمش به پاپ و كاريكاتور هاي دانماركي و ... نمي رسيد... " تا دیگر کسی جرأت نکند به مقدسات مسلمین توهین نماید"...

حجت الاسلام رسول جعفریان در این مورد صحبت هایی داشتند :

 

حجت الاسلام والمسلمین رسول جعفريان در باره طرح سوالات موهن در آزمون ضمن خدمت فرهنگيان تهران گفت: اقدام بسیار وقیحانه و زشتی که در دستگاه وزارت آموزش و پرورش در ارتباط با نبی اکرم (ص) صورت گرفته، آن قدر ناهنجار و غیر طبیعی است که فقط می توان تصور کرد افرادی مخبط و دیوانه دست به این اقدام زده باشند.

اين محقق و پژوهشگر تاريخ اسلام در گفت وگو با «بازتاب» افزود: فقط یک نگاه ساده به این قبیل توهین ها که در قالب سوالهای چهارجوابی آبرویی باقی نگذاشته، می تواند نشان دهد که تا چه اندازه دست های جاهل و نفهم به اسم آموزش و تعلیم و تربیت در حال به تمسخر گرفتن ارزشهای دینی ما هستند.

وي در باره سولات اين آزمون تصريح كرد: این پرسشها به قدری شرم آور است که انسان جرأت این که حتی برای آگاهی مردم از ماهیت خبیثانه این اقدام آن ها را نقل کند، ندارد.
اين نویسنده افزود: شگفت تر آن است که سکوت نامتعارفی در قبال این مسأله بر نهادها ، افراد و علمایی حاکم است که هر گاه کمتر از این هم توهین صورت می گرفت، فریاد اعتراضشان به آسمان می رفت.

وي با اشاره به منش و رفتار امام (ره) گفت: واقعا اگر امام خمینی زنده بود و چنین اقدام زشتی از یک دستگاه رسمی صورت می گرفت اینچنین سکوت می کرد؟ من بسیار بعید می دانم.
وي افزود: آیا به خاطر نداریم که در مقابل توهین و جسارت یک فرد عادی به دلیل انتشار آن از صداوسيماي جمهوری اسلامی در قبال حضرت فاطمه زهرا (س) امام چه برخوردی کردند؟

جعفريان گفت: معلوم نیست چرا جامعه علمی، مورخان دانشگاهی و علمای حوزه های علمیه ما در قبال چنین اقدام زشتی این چنین سکوت کرده اند؟

اين محقق و پژوهش‌گر درباره اظهارات رييس مجلس شوراي اسلامي گفت: این توجیه که ریاست مجلس کرده و اعلام کرد آقای وزیر عذر خواهی کرده مشکلی را حل نمی کند و اگر نمایندگان اصولگرای مجلس اقدامی درخور در برخورد با اهانت صورت گرفته انجام ندهند، بدون تردید مورد مؤاخذه ملت متدین قرار خواهند گرفت.

نوشته شده توسط سیدرفیع الدین میرعربشاهی در 8:18 |  لینک ثابت   • 

شنبه نوزدهم اسفند 1385

شناسايی جايگاه اثر رسانه های آموزشی

,  بنام خدا

سیدرفیع الدین میرعربشاهی*

m_mirarabshahi@yahoo.com

شناسايی جايگاه اثر رسانه های آموزشی

تجربه نشان داده است که از سنين نوزادي و کودکی گرفته تا کهولت و پيری ، هرگاه آموختن با عمل توام باشدمنجر به يادگيری عميق ،موثر و پايدارتر می گردد .به عنوان مثال هرچقدر که کودکی شنا کردن ديگران را تماشا کند؛ شنا را نمی آموزد مگر اين که در آب بيفتد ،دست و پا بزند در حالی که مربی نيز کنار او بوده و دست و پا زدن او را در جهت صحيح هدايت کند .همين گونه است يادگرفتن هر مطلب درسی .تا زمانی که معلم آزمايش می کند ، و يا اين که توضيح می دهد ،کودک فقط يک نظاره گر است . اما وقتی که خودش آزمايش می کند ، دست به آزمون و خطا می زند و يا از راههای گوناگون مطلبی را می آموزد؛ دقيق تر و عميق تر ياد می گيرد . زيرا مطابق تحقيقات بعمل آمده چنانچه همزمان از چندين روش سعی در يادگيری داشته باشد ، بخش های متعددی از مغز و حافظه او تحريک شده و به عبارتی بيشتر درگير يادگيری می شود.

تکنولوژی اطلاعات


اجازه دهيد پيش از پرداختن به تعريف تکنولوژی اطلاعات کمی به عقب برگرديم و تاريخچه اطلاع رسانی را با هم مرور کنيم .
در زمان های دور که هنوز سيستم های رايانه ای در اختيار عموم قرار نداشت ٬ دانشگاه ها و کتابخانه ها برای طبقه بندی اطلاعات از روش های دستی و بر مبنای نام نویسنده٬ موضوع ٬نام کتاب و يا ويژگی های ديگر استفاده می کردند. تا اين که ديويی سيستم دهدهی خود را ارائه داد.اين قانون ديويي کار طبقه بندی و دسترسی به اطلاعات را بسيار ساده کرد . اما مشکل عمده ديگری که وجود داشت دسترسی به کتاب ها در مناطق دورتر بود . هرچند که اختراع تلفن توانسته بود تا حدودی بر انتقال اطلاعات فائق ايد اما فقط برای اطلاعاتی با حجم کم قابل استفاده بود . علاوه بر آن انتقال اطلاعات متنی يا تصويری نيز از طريق تلفن مقدور نبود . اختراع دورنگار يا فاکس تحول بزرگی را در اين راستا ايجاد کرد . اما همچنان مشکل عمده انتقال اطلاعات با ججم زياد لاينحل مانده بود .شايد بپرسيد که پست می تواند هر مقدار اطلاعات را در ظرف چند روز انتقال دهد . اما مسئله اينجاست که بسياری از مطالبی که مرجع بوده و يا گران هستند و تنها يک نسخه از آنها موجود است و امکان بيرون بردن آنها و کپی برداری از آنها نيست ٬ چگونه می توانست در دسترس همه افرادی که نياز دارند ٬ آن هم در کمترين زمان ممکن قرار گيرد ؟

مقارن با رشد بی رویه دانش در عصر اطلاعات ، دانش به ابزاری برای بقا و دوام تبديل شده است . هر کشوری که نتواند با توليد دانش رقبا را از صحنه بدر کند ،محکوم به فناست .
ديويد وارن مدير آموزش
IBM
می گوید :
بشر در سال های آینده به طور دائم باید در حال یادگیری باشد به طوری که این مسئله به مهمترین چالش و مسئله زندگی مردم تبدیل خواهد شد .بنا بر این لازم است تا برای زندگی در چنین زمانی و همچنین ییروزی بر این موانع با ابزارهای یادگیری مادام العمرآشنا گردید . علاوه بر آن بدست آوردن اطلاعات و قرار گرفتن در معرض جدیدترین آنها زمینه ساز زندگی موفق در آینده خواهد بود.

الف)تکنولوزی آموزشی رویکردی است در مورد اینکه چگونه مسائل یادگیری انسان شناسایی و حل می شوند.؟           ( education    technology)etرشته ای است که  به کاربرد فرایند پیچیده ویکپارچه برای حل مسائل یادگیری انسان می پردازد.

ب)در سال 1977  انجمن تکنولوژی وارتباطات آموزشی    این تعاریف را برای رشته تکنولوژی آموزشی ارائه نمود:<<تکنولوزی آموزشی (et) فرایندی است پیچیده و یکپارچه که به افراد ،خط مشی ها، آراء، تدابیر و سازمان ها برای حل مسائل وابداع ،به کارگیری ،ارزشیابی و مدیریت راه حل این مسائل در همه جنبه ها ی یادگیری انسان می پردازد.>>جدید ترین تعریف این انجمن از تکنولوژی آموزشی در سال 1994 ارائه شده است وبیان میدارد که :<<تکنولوژی آموزشی رویکرد طراحی ،تولید ، کاربرد، مدیریت وارزشیابی فرایندها و منابع یادگیری است >>(سیلزوریچی 1994 ).

تقسيم بندی تجهيزات آموزشی

زمانی تلفن تلفن بود و تلويزيون تلويزيون . زمانی قلم فقط قلم بود و ماشين حساب فقط يک ماشين حساب . اما امروزه به دليل پيشرفت سريع علم و تکنولوژی روياها و آرزوهای بشر رنگ واقعيت به خود گرفته است .امروزه يک تلفن هم نمايشگر اطلاعات مورد نياز است و هم ساعت و هم ماشين حساب . هم ساعت زنگ دار است و هم تقويم . حتی اخيرا تلفن های همراه به دوربين فيلمبرداری کوچکی مجهز شده است که هم فرستنده اند و هم گيرنده . يعنی قادرند تصوير استفاده کنندگان را بر روی صفحه کوچک خود نمايش دهند .لذاشايد تقسيم بندی تجهيزات بر اساس آنچه که تاکنون در کتابهای مرتبط می خوانديم اعتبار خود را از دست داده باشد .به عنوان مثال تقسيم بندی به تجهيزات ديداری ، شنيداری و نوشتاری يا نورتاب و غيرنورتاب را در نظر بگيريد . متون نوشتاری سنتی ديگر امروزه از حالت ساده خارج شده و به فرامتن ها تبديل شده اند . کاغذ ها جای خود را به دفترچه های الکترونيکی داده اند . به طوری که پيش بينی کرده اند که تا سال ۲۰۱۸ روزنامه های سنتی و کاغذی به کلی منسوخ شوند .با اين وصف کتاب را بايد در کدام يک از طبقات فوق جای دهيم ؟؟؟.

علم تکنولوژی آموزشی به طور عمده با يادگيری سروکار دارد . از اينرو بدنبال راه هايی است که بتواند در کنار روش های تدريس کارآيی و اثر بخشی آنها را بالا برده و بر روند آموزش تاثير مطلوبی داشته باشد.
در اين مسير تکنولوژی آموزشی استفاده از انواع ابزارها و تجهيزات آموزشی و کمک آموزشی را به خدمت می گيرد . در اين صفحه سعی خواهيم کرد تا شما را با انواع تجهيزات آموزشی و کمک آموزشی آشنا کنيم .
برای طبقه بندی اين تجهيزات از زمان های پيشين تا کنون متخصصين اين رشته طبقه بندی های مختلفی را ارائه داده اند .از جمله می توان به به ساده و پيچيده ،ديداری و شنيداری ،نورتاب و غير نورتاب و موارد مشابه اشاره کرد . اما امروزه می بينيم که به عنوان مثال تلفن ديگر يک تلفن ساده نيست . تقويم ،دفترچه يادداشت،ساعت،کورنومتر ،زنگ و بسياری امکانات ديگر نيز هست.حال بايد این وسيله را در کدام يک از طبقات و دسته بنديهای تجهيزات قرار داد ؟شنيداری؟ خير زيرا تصويری هم هست .
بنا بر اين لازم است تا با توجه به پيشرفت های بشری نوع جديدی از دسته بندی ارائه شود.
در اينجا جهت سهولت درک آنها ، تجهیزات را به دو دسته الکترونيکی - رايانه ای و غير الکترونيکي و غير رايانه اي تقسیم مي کنيم .


تجهيزات غير الکترونيکی و غير رايانه اي عبارتند از :
تصاوير
کتب و نشريات سنتي
چارت ها
مدلها
مولاژ ها
ماکت ها
نمودارها
جداول
تلق های شفاف
عکس ها و کاريکاتور ها
کيت هاي آموزشي
لوازم غير الکترونيکي آزمايشگاهي

 

 

 

 

 

 

 

پيامدهای تکنولوژی آموزشی

عمده ترين فنونی که در حيطه مهارت های شناختی و رفتاری قرار دارد و بر ياد دهی و يادگيری اثر می گذارد عبارتند از :


رفتار معلم در چگونه نگاه کردن به دانش آموز
لحن کلام معلم در برخورد با دانش آموز
حالات روحی معلم در ايجاد جو مطلوب يادگيری
مهارت ايجاد انگيزه در يادگيرندگان
آگاهی از توانايی ها و ميزان درک دانش آموزان يا به عبارت ديگر مخاطب شناسی
کاهش توقعات نابجا
انتظارات بی اساس معلم در اجبار دانش آموزان به حفظ مطالب بدون توجه به کارايی آنها
مهارت تقويت خلاقيت در دانش آموزان
آگاهی از روانشناسی شناختی و فراشناختی


علم تکنولوژی آموزشی به مجموعه ابزارها و تجهيزاتی اطلاق می گردد که سبب تسهيل فرايند يادگيری می شود .برخی از عمده ترين تاثيرات بکارگيری مواد و ابزار آموزشی و کمک آموزشی به قرار زير می باشد :


۱ - کاستن از ميزان مصرف انرژی معلم و پيشگيری از خستگی مفرط
۲ -
کاستن از سخنرانی و افزودن به تجارب يادگيری دانش آموزان
۳ -
خروج کلاس از يکنواختی روش های تدريس سنتی و معلم محوری
۴ -
کسب تجربه عینی و واقعی توسط دانش آموزان و در نتیجه تعمیق یادگیری
۵ -
افزایش مهارت های حرکتی و فعالیت های بدنی دانش آموزان و مصرف انرژی روانی آنها
۶ -
تقویت یادگیری با دو مغز زیرا دست انسان مغز دوم اوست
۷ -
افزایش بهره وری کلاس در نتیجه استفاده بهینه از زمان کلاسی
۸ -
درگیر شدن فراگیران با فرایند یادگیری
۹ -
پیاده کردن روش های مورد علاقه دانش آموزان
۱۰ -
علاقه مندی بیشتر دانش آموزان به کلاس و معلم
۱۱ -
یادگیری مبانی اولیه رسانه شناسی و نحوه کاربرد آنها
۱۲ -
درک عمقی پدیده ها و روابطی که به صورت عینی و یا با چشم غیر مسلح قابل دریافت نیستند
۱۳ -
مشاهده بی خطر حوادث و وقایعی که مشاهده واقعی آنها خطرناک است
۱۴ -
ایجاد جذابیت برای نسل جدید که علاقه مندند مطابق پیشرفت های روز به پیش روند
۱۵ - ایجاد حس مشارکت در مالکیت بیت المال و احترام به حقوق دیگران در استفاده از رسانه های جمعی و تجهیزات آموزشی

منابع:

1)http://karshenasi.persionblog.com

www.irandoc.ir(2

www.roshd.ir(3

*مدرس مراکزتربیت معلم شهرستان کرج

پایان

نوشته شده توسط سیدرفیع الدین میرعربشاهی در 8:17 |  لینک ثابت   • 

شنبه نوزدهم اسفند 1385

خودآگاهي

خودآگاهي

 

خودآگاهي توانايي شناخت و آگاهي از خصوصيات ، نقاط ضعف­ و قدرت ، خواسته ها ، ترس و انزجار است . به طوري که رشد خودآگاهي به فرد کمک م ي کند تا دريابد تحت استرس هست يا نه ، و اين معمولا پيش شرط ضروري روابط اجتماعي بين فردي و همدلانه است. تعريف ديگري که از خودآگاهي مي توان کرد اين است که شخص چه برداشتي از خود داشته و بر اساس اين برداشت چه احساسي پيدا مي کند در واقع نوع خودآگاهي ما پيش بيني کننده احساس رضايت ما از خودمان و زندگي است و احساس راضي نبودن از خود نشانه اي است که به ما هشدار مي دهد که نيازمند تغيير هستيم اما ممکن است اين ذهنيت پيش آيد که ما بعد از عمري زندگي با خود و ديگران ، خود را شناخته­ايم اما تعجب خواهيد کرد اگر بدانيد که عده قليلي از مردم بر اعمال و رفتار خود شناخت دارند و به ندرت مي توانند ارزشها ، علايق و رفتارهاي خود را تجزيه و تحليل کنند . در واقع آنها مي خواهند همان کارهايي را که ديروز انجام داده­اند امروز نيز کم و بيش انجام دهند و از هرگونه تغيير دوري مي جويند

در ذيل با ارائه دو مثال بحث را روشنتر مي کنم

مثال اول نيچه:

نيچه بر اثر برداشت غلطي که نسبت به انسان داشت مي گفت هرکه زور دارد مستحق زندگي­ست و هر که ندارد مستحق ظلم است اما جالب است اگر بدانيد همين شخص چگونه مرده است، آورده­اند نيچه از کوچه­اي مي گذشت که در آن مرد گاريچي اسب خود را وادار به کشيدن بار سنگين مي کرد و مرتبا به اسب شلاق مي زد نيچه با ديدن اين صحنه دلخراش خونش به جوش آمد و براي دفاع از اسب با گاريچي دست به يقه شد در اين بين گاريچي لگدي به نيچه زد و بعدا نيچه بر اثر همان لگد مرد. چه شد که نيچه يکباره عوض شد همان خوداگاهي بود که او را به اين مرتبه رساند در صورتي که قبلا نيچه مي پنداشت که به خودآگاهي رسيده است اما وي تنها جنبه منفي بشر را دريافته بود و نه همگي آن را .

مثال ديگر از امام صادق (ع):

زني در دوران حيات امام صادق (ع) بود که به هر آيين و مکتبي که مي پيوست سريعا از همان راهي که آمده بود بر مي گشت و همين باعث پريشاني وي شده بود . از آنجا که آوازه امام صادق (ع) را شنيده بود تصميم گرفت تا امام را ملاقات کند و براي درد خود درمان بجويد پس به منزل امام مراجعه نمود . امام پس از شنيدن صحبتهاي زن به او بطري­اي داد و گفت به خانه برو و دستور العمل را اجرا کن ، زن به خانه برگشت و در کمال تعجب ديد که بطري با سه لايه شن قرمز ، سفيد و سياه کاملا پوشانده شده است دستور العمل چنين بود بطري را تکان بده و نتيجه را مشاهده کن ، پس از تکان دادن بطري شنها با هم مخلوط شدند و رنگ آنها به خاکستري تغيير يافت . در اين مثال امام صادق (ع) با اينکار به اين زن فهماندند که شما انساني هستيد با تمام نقاط ضعف و قدرت خودتان ، اگر مي خواهيد به آرامش دست يابيد بايد خود را بپذيريد و خودتان باشيد

اولين راه براي شناخت خود اين است که ما تمامي برچسب هاي من هستمي را که با خود داريم کنار بگذاريم و با ديدي واقع گرايانه به خود بنگريم تمامي من هستم هايي که شخصيت ما را خرد و نابود مي کنند از چهار جمله زير ناشي مي شوند:

1-       من چنين هستم

2-       هميشه اينطور بوده­ام

3-       دست خودم نيست

4-       طبيعتم اين طور است

اين چهار جمله در واقع توجيهي براي شخصيت تغيير ناپذيراي ما هستند و مانع تغيير در زندگي ما مي شوند  در واقع سدهايي را مي مانند که مانع رشد و پيشرفت ما مي شوند . البته اگر ما با استفاده از اين برچسب ها به رضايت خاطر برسيم و تاثيري بر تعادل رواني ما نداشته باشند مي توان گفت تقريبا اشکالي ندارند ، اما اگر قبول داشته باشيم که برخي از اين برچسب ها مانع رشد ما مي شوند ، بايد تغييراتي در خود ايجاد کنيم

چگونه اين من هستم ها بوجود آمده­اند:

1- از طرف ديگران:

اغلب اوقات اطرافيان ما به ما اينگونه برچسب مي زنند:

·          شما راننده خوبي نيستيد .

·          شما نقاشي­تان خراب است .

·          ذات شما براي اين پيشرفت در اين کار نيست .

·          و  ...

بعضي از اوقات نيز اشخاص با استفاده از همدلي منفي­اي که با ما مي کنند برچسب هاي ناشايست خود را با انتقال مي دهند :

·          شما هم مثل من راننده خوبي نيستيد .

·          نقاشي شما هم مثل من خراب است .

·          استعداد شما هم مثل من در اين زمينه کور است .

·          و ...

در نهايت ، بدترين برچسب هايي که به ما مي زنند اينگونه­اند :

·          شما هم مثل پدرتان راننده خوبي نيستيد .

·          نقاشي شما هم مثل برادرتان خراب است .

·          شما هم فرزند همان پدر هسيتد و کاملا بي استعداديد .

در اين حالت جملات بالا اين احساس را در فرد ايجاد مي کنند که ناتوانايیش ارثي­ست . در واقع با استفاده از اين جملات به فرد مي گويند که نگران نباش ناتواني شما ارثي است و تو هر کاری که بکني نمي تواني تغيير کني چون گل شما را اينگونه سرشته­اند.

2-      توسط خودمان :

تجربه نشان داده است که فرد با ارائه دليل و مدرک خود را از انجام کار يا فعاليت باز مي دارد و رفته رفته شخصيت خود را منزوي­تر مي کند به عنوان مثال:

مادر خانواده : سيم اتو اتصالي پيدا کرده است .

پدر خانواده : من اين کاره نيستم مگر فاجعه­اي را که هنگام تعمير زنگ به بار آوردم ، فراموش کرده­ايد .

در اين مثال پدر خانواده به جاي اينکه اعتماد به نفس داشته باشد و فاجعه خرابي زنگ را به پاي ناآگاهي و عدم مهارت خود بگذارد سريعا با برچسب منفي­اي که به خود مي زند دليلي براي تبرئه خود از تعمير اتو ارائه مي دهد.

البته در ظاهر هميشه اين برچسب ها بد نيستند و بسياري از افراد از آن سوءاستفاده مي کنند و انجام ناقص کارها را با اين برچسب ها مي پوشانند

چه کار کنيم تا از اين برچسب ها رها شويم:

1-  به نزديکان خود بگوييم که مي خواهيم برخي از اين من هستم­ها را از زندگي خود حذف کنيم .

2- براي خود هدف هاي رفتاري تعيين کنيم که با رفتار گذشته مان فرق داشته باشد

3- چهار جمله عصبي زير را اينگونه اصلاح کنيم:

·          من چنين هستم   -----------------> من اينطور بودم .

·          هميشه اينطور بوده­ام -------------> من تغيير خواهم کرد .

·          دست خودم نيست ----------------> اگر سعي کنم مي توانم طور ديگري عمل کنم .

·          طبيعتم اين طور است--------------> من باور داشتم که طبيعتم اينگونه بوده است .


منابع:

1-       جزوه مهارت های زندگی کانون قلم

2-       نشریه مشاوره وزارت علوم و دانشگاه تهران

3-       چگونه شخصیت بهتر بیابیم ( دکتر وین دایر)

4-       شکوه آزادی ( باگوان راجینش اشو )

5-       خودآگاهی استحمار ( دکتر علی شریعتی )  

نوشته شده توسط سیدرفیع الدین میرعربشاهی در 8:15 |  لینک ثابت   • 

شنبه نوزدهم اسفند 1385

خجالت و شرم

 

خجالت و شرم

 

معانی لغوی خجالت:

شرم ، شرمساری ، شرمندگی  (طبق لغت نامه دهخدا).

و در اصطلاح یعنی وضعیت عدم آرامش در حضور جمع .

معانی لغوی شرم:

حیا ، انفعال ، آزرم ، عیب ، عار (طبق لغت نامه دهخدا) .

 خجالت پیامد کمرویی است و هنگامی بروز می شود که شخص در جمعی حاضر شود . البته شرم تا حدودی با خجالت فرق دارد اگر چه در بالا جزء معانی خجالت آورده شده است . شرم همیشه بد نیست ، مومنان واقعی از انجام گناه در پیشگاه خدا شرم دارند ، ما از بیان بعضی از لغات شرم می کنیم و ...

 شرم خدا آفرین بر دل او غالب است

شرم نکو خصلتی ست در ملک محتشم  (منوچهری)

 

شرم از اثر عقل و دین است

دین نیست ترا گر ترا حیا نیست  (ناصر خسرو)

 

خداوند رای و خداوند شرم

سخن گفتن خوب و آواز نرم  (فردوسی)

 از طرفی هرگاه شخص شرم نداشته باشد این می شود که شاعر می گوید:

کسی کش بود دیده از شرم پاک

ز هر زشت گفتن نیایدش باک

 

ز شرم ار با فرشته همنشینی

ز بی شرمی تو با دیوان قرینی  (ناصر خسرو)

طبق اشعاری که در بالا آورده ام تا حدودی حد و مرز شرم و خجالت مشخص شده است مخصوصا شعر آخر ناصر خسرو که می گوید کسی که شرم دارد صفات او نیکوست و با فرشتگان همنشین است و کسی که بی شرم است چون صفات اخلاقی اش زشت است با دیوان همنشین است.

 اما در جامعه کنونی ما خجالت چیز خوبی نیست . چون خجالتی بودن با یک ناتوانی از کنار آمدن با زندگی اجتماعی و خانوادگی و حرفه ای مشخص می شود . و یک فرد با انطباق خویش در شرایطی که به نظرش خطرناک می آید عاجز می شود . فرد خجالتی از حضور داشتن در جمع وحشت دارد و همواره با دلایل گوناگون خود را از جمع کنار می کشد . فرد خجالتی همیشه از چیزی می ترسد و همین ترس باعث می شود تا نتواند در جمع حاضر شود

نشانه های خجالت

1-       تنگی نفس

2-       خشک شدن بزاق دهان

3-       سفت شدن عضلات بدن

4-       سرخ شدن یا رنگ پریدگی

            حدیث ار کند با تو از شرم گردد

            دو رخسار او چون گل ارغوانی  (فرخی)

5-       خشم از خود

6-       تشدید ضربان قلب

7-       بی تصمیمی و افسردگی

8-       بریده بریده سخن گفتن

      و ...

علت خجالت کشیدن:

1-       احساس حقارت

2-       عزت نفس پایین

3-       عدم انطباق خود با محیط

4-       احساس نا امنی و عدم اعتماد

5-       احساس خود کم بینی

6-       دلایل ژنتیکی و ارثی

 

روش های مقابله با خجالت:

1-عقاید و باورهای غلط را تصحیح کنیم

2- خود آگاهی، هنگامی که ما توانایی های خود را شناخته و تصویر خود واقع بینانه ای نسبت خود داشته باشیم نقاط قوت خود را شناخته و همچنین نقاط ضعف خود را می شناسیم و در جهت تقویت و جبران آنها می کوشیم

3-  نان به نرخ روز خوردن و در حال زندگی کردن ،

4- تلقین به عنوان آخرین راه حل

نوشته شده توسط سیدرفیع الدین میرعربشاهی در 8:15 |  لینک ثابت   • 

شنبه نوزدهم اسفند 1385

خاطره نویسی و خوداگاهی

 

خاطره نویسی و خوداگاهی

 

عنوان : من با خاطره نويسي به خود آگاهي مي رسم
در آغاز قرن بيستم، كشور آفريقاي شرقي بريتانيا، كه همان كنياي امروز است، از كوه كليمانجارو گرفته تا دشت سرنگتي، سرزميني پر از ماجرا بود. خارجيان از سواحل اروپا، آسيا و آمريكا به اين سرزمين وارد ميشدند. از جملهاين اشخاص دين كارن بليكس، زوجهجديد بارون فون بليكسن بود كه در ناحيه‎‌ تپههاي نگونگ در فاصلهاندكي از نايروبي زندگي ميكرد. كارن در مدت هفده سال اقامت در كشور آفريقاي شرقي، از شوهر خيانتكارش بيماري سيفليس گرفت، مزرعهاش را در اثر حريق از دست داد و ورشكست شد. شايد از همهاينها بدتر، از دست دادن مردي به نام دنيس فينچ هاتون بود كه در اثر يك حادثه هوايي جان باخت.
كارن در تمام مدت اقامتش در آفريقا دست از نوشتن برنداشت. نوشتن و قصه گفتن در واقع راه فرار بود، اما هر موضوع آن وسيلهاي براي مقابله و كنار آمدن با تغييراتي بود كه با آنها روبهرو ميشد. وقتي كارن به سرزمينش دانمارك برگشت، تصميم گرفت كه به نوشتههايش سروساماني بدهد. او حوادث زمان اقامتش در آفريقا را در قالب كتاب جالب “خروج از آفريقا” به رشتهتحرير درآورد.
در حالي كه همهما لزوماً داستان پرداز نيستيم، ميتوانيم حوادث و ماجراهاي زندگي خود را بنويسيم كه در واقع اين كمكي است به التيام تألمات روح. صحبت كردن از احساسات، ادراكات، نقطهنظرها و خاطرات، هميشه اقدامي در جهت تخفيف تألمات رواني است. بازگفتن آن چه در ذهن داريم، وزنههاي بسته شده به روح و روان ما را سبك ميكند. بسياري از مذاهب از اين مفهوم براي التيامهاي معنوي استفاده كردهاند. روانشناسي نوين امروزي نيز از اين روش، بهرهفراوان ميگيرد. با آن كه گفتو گو كردن متداولترين روش خودافشايي است، به رشتهتحرير درآوردن افكاري كه به ذهن خطور ميكند نيز به شدت درمانكننده است.
نوشتن خاطرات و وقايع روزانهدرمان بخش، شامل نگارش مطالبي در زمينهحوادث، انديشهها، احساسات، خاطرات و ادراكات شخص در جريان سفر زندگي است. نوشتن خاطرات و يادداشتهاي روزانه روشي بسيار مفيد و مناسب براي مقابله با استرس و مدارا كردن با آن است. روانشناسان و متخصصان امور سلامتي، سالهاست كه براي افزايش رشد و تعالي شخصي، از اين روش استفاده ميكنند.

نوشتن خاطرات، روشي براي مقابله با استرس:
نوشتن خاطرات روزانه و به طور كلي درج يادداشتهاي روزانه، روشي عالي براي رسيدن به خودآگاهي است. نوشتن يادداشتهاي روزانه، ارتباطي ميان ذهن و روح فراهم ميآورد و اولين قدم براي از ميان برداشتن استرس است.
خاطرهنويسي ابزاري در خدمت مراقبه است. روشي است تا ذهن را از انديشه پاك كند. با نوشتن خاطرات، آرامش بر ذهن حاكم ميشود. افكار و احساسات از ذهن خارج ميشوند تا بر كاغذ نقش ببندند.
گر چه در زمينهفايده و تأثيرات نوشتن بررسي چنداني نشده، همهدستاندركاران امور رواني بر اين عقيدهاند كه اين روش ميتواند در زمينههاي مختلف به اشخاص كمك كند. ميتواند احساس گناه را از ذهن بشويد و به راه حلي خلاق براي مساله برسد.
بررسيهاي اخير نشان ميدهند كه نوشتن خاطرات نه تنها براي روح و روان مناسب است، بلكه به سلامت جسماني اشخاص هم كمك ميكند. در سلسله بررسيهاي جيمز پنه بيكر استاد روانشناس (1990-1989)، از دانشجويان دانشگاه ساترس متوديست خواسته شد كه به مدت 15 دقيقه، در چهار روز متوالي، دربارهيكي از حوادث تأسف بار زندگيشان مطالبي بنويسند. در حالي كه پاسخ فوري به شرح اين وقايع نويسي، اغلب اشك بود و حتي رؤياهاي ناخوشايند را به همراه داشت، پنه بيكر به اين نتيجه رسيد كه اين اشخاص در مقايسه با گروه كنترل كه مطلبي ننوشته بودند، كمتر به درمانگاه دانشگاه مراجعه كردند. وقتي اين تجربه با همكاري كيكولت - گليسر تكرار شد و از شركت كنندگان در قبل و بعد از خاطرهنويسي آزمايش خون به عمل آمد، معلوم شد كه ميزان ايمني عمومي بدنشان افزايش يافته است.
در سال 1986، در دانشگاه مريلند، اقدام به يك بررسي كردم تا تأثير روشهاي قرار گرفتن در آرميدگي (آرميدگي تدريجي عضلات، آموزش خودزا و تصويرسازي ذهني) را وقتي به همراه خاطره نويسي مورد استفاده قرار ميگيرند آزمايش كنم. در حالي كه شصت و نه نفر شركت كننده در بررسي، با روشهاي قرار گرفتن در آرميدگي به قدر كافي آشنا شدند، سي و دو نفر اقدام به نوشتن خاطرات نمودند. در مدت دوازده هفته، نشانههاي استرس اشخاص شركت كننده در بررسي اندازهگيري شد (سردرد، خارش پوست، مشكلات معدهاي و رودهاي). نتايج نشان دادند كه وقتي از هر دو روش به اتفاق استفاده شد، نتايج بسيار بهتري به دست آمد.
تنها نوشتن نثر نيست كه به تخفيف استرس كمك ميكند. ثابت شده است كه نوشتن شعر نيز به تخفيف آلام رواني كمك مينمايد. با آن كه لزوماً تمامي اشعار وزن و آهنگ ندارند، استفاده از وزن و آهنگ در سرودن شعر، به اشخاص احساسي از كنترل ميدهد.
نوشتن خاطرات روزانه به عنوان يك روش مقابله، اثراتي كوتاه مدت و بلندمدت به همراه دارد.
اثرات فوري و كوتاه مدت: به دلايل بسيار مختلف، اشخاص نميتوانند همهاحساسات خود را بيان كنند. از يك سو آگاهانه موانعي بر سر راه ابراز احساسات خود قرار ميدهند و از سوي ديگر به طرزي ناخودآگاه با سركوب كردن ادراكات، نگرشها و احساسات خود، رفتارهايي بيمارگونه به نمايش ميگذارند. نتايج ميتواند بسيار ناراحت كننده باشد و شخص را بارها و بارها به كلينيكهاي رواندرماني بكشاند. يكي از هدفهاي اصلي رواندرماني، افزايش خودآگاهي و ابراز صادقانهي خويشتن است.
به طور خلاصه، خودابرازي از طريق نوشتن خاطرات و يادداشتهاي روزانه، افكار مسموم ذهن را از آن خارج كرده، آن را به روي كاغذ ميآورد. نوشتن دفتر خاطرات افكار، احساسات و ادراكات را آزاد و رها ميسازد. در نتيجه مغز به آزادي ميرسد. نوشتن خاطرات در واقع نوعي مراقبه است، يك مراقبهي نوشتاري و كتبي. زيرا وقتي انديشههاي قديمي از ذهن خارج ميشوند، فضاي خالي كه قبلاً آن را اشغال كرده بودند، امكان فراهم آمدن آگاهيهاي بيشتري را مهيا ميسازد و بر عمق انديشه ميافزايد. شرايط جديد، قابل قياس با تماشا كردن محيط از روي قلهكوه است، حال آن كه شرايط قديم را ميتوان با نگاه كردن به پيرامون از پايين كوه مقايسه كرد. آگاهي بيشتر، درها را به روي درك بيشتر ميگشايد. نوشتن انديشههاي شخصي به انسان امكان ميدهد خود را از چنگال اين انديشهها خلاص كرده انرژي محدود خود را مصرف نكند. آزاد كردن انديشه و احساس، نوعي اقرار شخصي به شمار ميآيد كه در طي آن، با رفتارهاي خود، صادقانه برخورد ميكنيم. اين، اقدام مهمي براي التيام روابط دروني و روابط شخصي با ديگران است. افزوده بر اين، بر خلاف گفتوگوي دروني با خويشتن، استفاده از نوشتن به عنوان روشي براي ابراز خويشتن، به نويسنده امكان ميدهد مالكيت احساسات خود را پذيرا گردد.
اثرات بلند مدت: لويس و كلارك، در مدت اقامت در ساحل شمال غربي، همه روزه خاطرات خود را به رشتهتحرير درميآوردند و بعد براي مراجعت سالم به سن لوئيس، از آن نوشتهها استفاده مينمودند. همچنين ممكن است دشوار باشد كه به طور روزانه شاهد تغييرات ادراكات شخصي و نگرش خود در قبال حوادث و شرايطي باشيم كه استرسآميز ارزيابي ميشوند. اما اگر گهگاه به سراغ نوشتههاي سابق خود برويم، به تدريج به آگاهي مورد نظر خود ميرسيم. در جريان تدريس در دورههاي آموزش مديريت استرس، از دانشجويان ميخواهم مطالب مربوط به مديريت استرس را همه روزه يادداشت كنند. در پايان دوره، هر يك از شركت كنندگان نوشتههاي خود را ميخواند و خلاصهاي از آن يادداشت ميكند. اين يادداشت، مسلماً همهمحركهاي تنشزاي دورهچهار ماههآموزش را در بر نميگيرد. به جاي آن، به مطالبي اشاره دارد كه دانشجو در طي دوره فرا گرفته است.

منبع : سایت نشریه روانشناسی و جامعه

نويسنده: دكتر برايان لوك سي وارد
مترجم: مهدي قراچه داغي

نوشته شده توسط سیدرفیع الدین میرعربشاهی در 8:13 |  لینک ثابت   • 

شنبه نوزدهم اسفند 1385

نوشتن خاطرات راهي براي رسيدن به درون

 

نوشتن خاطرات راهي براي رسيدن به درون

 

براي نوشتن موثر خاطرات روزانه به سه عنصر احتياج است: (1) دفترچه‌‌اي كه صرفاً به نوشتن خاطرات اختصاص داده شود, (2) يك قلم يا يك مداد و شايد از همه‌ي اين‌ها مهم‌تر (3) محيطي آرام كه بتوانيد حواستان را جمع كنيد. و بعد آن چه در سر داريد روي كاغذ بياوريد. به نظر مي‌رسد كه نتوانيم بهترين زمان نوشتن خاطرات روزانه را مشخص سازيم.
واقعيت اين است كه براي هر كسي اين ساعت فرق مي‌كند. پايان روز ممكن است عالي به نظر برسد, اما ممكن است آنقدرها هم خوب نباشد. با آن كه زمان نوشتن خاطرات روزانه مي‌تواند تغيير كند, بهتر است در شروع روزي 15 تا 20 دقيقه را صرف نوشتن بكنيم. نوشتن هفته‌‌اي سه نوبت هم كافيست. با اين حال بسياري از كساني كه خاطرات يا يادداشت‌هاي روزانه مي‌نويسند بيشتر به جاي توجه به ادراك و برداشت خود از حوادث اتفاقيه, به درج خود حادثه اكتفا مي‌كنند. اما اگر به برنامه ادامه دهيم, مطالب بيشتري مي‌نويسيم و به جنبه‌هاي شخصتيي بيشتري از نويسنده اشاره مي‌كنيم.
با توجه به باورهاي جاري, قاعده به خصوصي براي نوشتن خاطرات روزانه وجود ندارد. با اين حال از آن‌جايي كه خاطره‌نويسي يكي از شيوه‌هاي موثر مقابله با استرس است. نكاتي است كه بايد آن‌ها را در ذهن داشته بايشم. نوشته‌ها بايد در برگيرنده‌ي مطالب مربوط به حوادث استرس آميز و نيز تجربيات مثبت باشند. زندگي از فراز و نشيب‌هاي تشكيل مي‌شود و به مرور نوشته‌هاي شما بايد جوانب امر را نشان دهد. از آن گذشته نوشتن يادداشت‌هاي روزانه نبايد صرفاً به ابراز احساسات و انديشه‌ها در قالب كلام محدود شود. نقاشي وسيله‌‌اي بسيار موثر براي نشان دادن احساسات و افكار و خاطراتي است كه كلمات اغلب نمي‌توانند آن‌ها را به خوبي توصيف كنند. طراحي نيز وسيله جالبي براي رسيدن به اين خواسته است. توجه داشته باشيد كه شما براي خودتان و نه براي راضي كردن ديگران مطلب مي‌نويسيد. در واقع بهترين خاطره‌نويسي‌ها آن‌هايي هستند كه محرمانه تلقي مي‌شوند.
با آن كه شيوه‌ي خاصي براي نوشتن خاطرات وجود ندارد, معيارهايي هست كه مي‌تواند به نويسنده كمك كند تا براي برخورد موثرتر با استرس و ارتباط با عمق درون از اين راهكارها استفاده كند. از جمله‌ي اين ملاك‌ها مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:
1_ به مسائل و مباحثي بپردازيد كه بيشترين ناراحتي, اندوه و تنش را براي شما ايجاد مي‌كند. شناسايي محرك‌هاي تنش‌زا و اولويت بخشيدن به آن‌ها درفرآيند خودآگاهي نقشي مهم دارد. براي شروع نوشتن خاطرات روزانه مي‌توانيد با پرسشي شروع كنيد. مثلاً امروز من چگونه بود و چگونه گذشت؟ يا در حال حاضر چه انديشه‌‌اي در سر دارم؟
2_ از خود بپرسيد وقتي با اين محرك‌هاي تنش‌زا روبه‌رو مي‌شويد, چه احساسي پيدا مي‌كنيد. دو احساس مهم مرتبط با استرس خشم و هراس هستند, اما سايه‌هاي مختلفي از اين احساسات هم وجود دارند كه از جمله آن‌ها مي‌توان به ناشكيبايي, حسادت, ناراحتي, اندوه, غم, سوگ, احساس گناه و نگراني اشاره كرد. پس از شناسايي حالات احساسي خود, براي شناسايي مبدا احساساتتان بايد از پرسش چرا؟ استفاده نماييد. (چرا ناراحت هستم؟ چرا نوميدم؟ چرا احساس مي‌كنم كه مظلوم واقع شده‌ام؟)
از نوشته‌ها براي استفاده از ذهن خلاق خود استفاده كنيد. وقتي توانستيد محرك‌هاي تنش‌زا را بشناسيد و احساساتي را كه در مورد هر كدام به وجود مي‌آيد در نظر بگيريد, در مرحله‌ي سوم بايد راه حلي به منظور پايان دادن به آن پيدا كنيد.
در زمينه‌ي تهيه يادداشت‌هاي روزانه كتاب‌هاي متعددي به رشته‌ي تحرير درآمده‌اند كه هنر نوشتن يادداشت‌هاي روزانه را نشان مي‌دهند. در ادامه مطلب براي هر چه بهتر برگزار كردن اين برنامه توصيه‌هايي ارائه داده‌ايم:
1_ توجه به مركز. قبل از اين كه شروع به نوشتن بكنيد, دقايقي را در حالت آرامش قرار بگيريد. چشمانتان را ببنديد, چند نفس عميق بكشيد, بگذاريد تا در حالت آرامش قرار بگيريد. تمركز كردن و توجه به مركز بدين معناست كه به لحظه‌ي اكنون و به اين جا بيشتر توجه مي‌كنيد. گاه گوش دادن به نوارهاي آرامش بخش و يا نوشيدن چاي داغ مي‌تواند به رسيدن به تمركز كمك كند.
2_ تاريخ نوشته‌هاي خود را مشخص كنيد. هر يك از نوشته‌هاي خود را با تاريخ روز و ماه و سال مشخص نماييد. ممكن است در مواقعي بخواهيد نوشته‌هاي گذشته خود را بخوانيد و وقتي اين اطلاعات درباره آن‌ها را يادداشت مي‌كنيد, به سهولت بيشتري مي‌توانيد شرايط پيراموني حوادث گذشته را درك نماييد.
3_ سانسور نكنيد. آن چه را به ذهنتان مي‌رسد, بدون ويرايش انديشه به روي كاغذ بياوريد. ذهنيات خود را سانسور نكنيد, بگذاريد به همان شكلي كه هستند از نوك قلم شما به روي كاغذ بيايند.
4_ خودانگيختگي. بگذاريد افكارتان آزادانه به هر سمت كه مي‌خواهند جاري شوند. مجبور نيستيد كه هميشه عبارات خود را به شكل جملات كامل و بندهاي مشخص بنويسيد. آن چه را در ذهن داريد به روي كاغذ بياوريد و بعد آن‌ها را به هر شكلي كه مي‌خواهيد دسته‌بندي كنيد.
5_ مكان خلوت. به لحاظ نظري مطالب دفترچه خاطرات را مي‌توانيد در هر جايي بنويسيد. اما داشتن مكان دنج و خلوت سببي است تا خودافشايي بيشتري بكنيد. مكاني بيابيد كه بتوانيد آن جا را مكان ويژه خود در نظر بگيريد. فضاهاي باز نيز فرصتي است تا ذهن انبساط پيدا كند. اگر هوا به گونه‌‌اي است كه مي‌توانيد مدتي در فضاي بيرون بنشينيد, درختي پيدا كنيد, ساحلي, دامنه‌ي كوهي, روي چمن‌ها و علف‌ها بد نيست. اين مكان را از آن خود بدانيد. در مواقعي مي‌توانيد اين مكان را با موسيقي درماني تركيب كنيد. اين گونه ذهن آزادتري پيدا مي‌كنيد.
6_ دفترچه خاطرات خصوصي. به گفته‌ي متخصصان و صاحبنظران, دفترچه خاطرات و يادداشت‌هاي روزانه, دفترچه‌‌اي مختص شماست. اگر عادت كنيد كه ذهنيات به رشته‌ي تحرير درآمده‌ي خود را با ديگران در ميان بگذاريد, سوگند وفاداري نسبت به خودتان به مخاطره مي‌افتد. اگر با كسان ديگري زندگي مي‌كنيد, بهتر اين است كه دفترچه خود را به دور از چشم‌هاي ديگران قرار دهيد. دفترچه خاطرات يا يادداشت‌هاي روزانه براي همه به جز نويسنده در حكم جعبه پاندوراست. بايد از تمامي كساني كه با شما زندگي مي‌كنند بخواهيد كه نوشته‌هاي شما را نخوانند.
7_ غلبه مانع رواني نويسنده. بسياري از اشخاص از برملا كردن آن چه در ذهنشان مي‌گذرد با دشواري روبه‌رو هستند. در بسياري از مواقع آن چه در ذهن ما مي‌گذرد با آرمان‌هاي ما همخواني ندارد. وقتي افكار و ادراكات ما با آرمان‌ها و انتظاراتي كه براي خود در نظر مي‌گيريم همخواني ندارند, مشكلاتي بروز مي‌كند. اما توجه داشته باشيد كه فرانكل معتقد بود كه رنج كشيدن بخش ضروري از فرآيند رشد شخصي است.
در شروع درج يادداشت‌هاي روزانه و خاطره‌نويسي يك كاغذ سفيد, حالا به يك دفترچه يادداشت خالي كاري نداريم, مي‌تواند به شدت هول‌انگيز به نظر برسد. بعضي‌ها در نوشتن خاطرات و يادداشت‌هاي روزانه خود با دشواري فراوان روبه‌رو هستند زيرا گمان مي‌كنند كه در هر صفحه از نوشته‌شان بايد مطلبي جدي و بي كم و كاست نوشته شود. توجه داشته باشيد كه درج خاطرات روزانه اقدامي به منظور تقويت رابطه شما با خود شماست. روابط با مقدمه, اطلاعات پس زمينه و پرسش و پاسخ شروع مي‌شود. نوشتن خاطرات روزانه هم از همين كيفيت برخوردار است. ايجاد موانع رواني براي نويسنده، براي همه اتفاق مي‌افتد. بسياري از اشخاص را مي‌شناسيم كه به هنگام برخورد با موانع رواني دست از كار مي‌كشند. اما در اين ميان بعضي‌ها پس از مدتي دوباره به سراغ اين كار مي‌آيند.
جيمي پنه بيكر معتقد است كه نوشتن دفترچه خاطرات وسيله‌‌اي براي خودابرازي است اما همان‌طور كه نوشتن خاطرات روزانه فوايد فراواني دارد, بعيد نيست كه از آن به اشتباه استفاده كنيم. به هنگام نوشتن خاطرات و يادداشت‌هاي روزانه نكات زير را در نظر بگيريد:
1_ نوشتن خاطرات و يادداشت‌هاي روزانه نبايد جايگزين اقدامات مقابله‌‌اي كارآمدتر با استرس شود. توجه داشته باشيد كه يادداشت‌هاي روزانه البته وسيله‌‌اي مناسب براي روبه‌رو شدن با استرس هستند. اما طنين ناشي از اين نوشته‌ها بايد دعوتي باشد از شخص تا راه‌حل‌هاي مناسبي براي مقابله با استرس پيدا كند. وقتي از نوشتن يادداشت‌هاي روزانه به جاي روش‌هاي موثرتر براي برخورد با استرس از قبيل برقراري ارتباط موثر با ديگران يا مهندسي عوامل اجتماعي براي بهتر كردن شرايط محيطي استفاده شود, بعيد است كه حاصل آن‌قدر‌ها مطمئني داشته باشد.
2_ يادداشت‌هاي روزانه و خاطره‌نويسي بايد مشوق احساسات صادقانه باشد. به عنوان روشي مقابله‌‌اي, نوشتن خاطرات روزانه نويسنده را تشويق مي‌كند تا روح و روان خود را بيازمايد و انديشه را متوجه درون انسان بكند. در حالي كه بسياري از مضامين كتبي, مفاهيم و فلسفه‌ها مي‌توانند وسيله‌اي در خدمت بررسي و وارسي جستجوي روح و روان باشند, اين‌ها نبايد كانون خاص توجه نوشته‌ها باشند. مضمون اصلي نويسنده است. خاطرات روزانه بايد محرمانه نگهداري شوند, هر چند بعضي‌ها از روي ميل بخش‌هايي از نوشته‌هاي خود را با ديگران در ميان مي‌گذارند. اما اگر قرار باشد كه خاطرات روزانه به جاي خودتان براي ديگران نوشته شود, احتمال صادقانه بودن مطالب كاهش مي‌يابد.
3_ فلج شدن ناشي از تحليل. گاه اگر اشخاص بيش از اندازه مجذوب بيان احساسات و انديشه‌هاي خود شوند, آگاهي مكدر مي‌شود و اثر بخشي ابراز خود و تعمق در خويشتن كاهش مي‌يابد. در اين شرايط فرايند مقابله با استرس نه تنها بهتر نمي‌شود, بلكه با مشكلاتي مواجه مي‌شود.
پنه بيكر با مطالعه اشخاصي كه خاطرات روزانه خود را مي‌نوشتند به نتايجي جالب توجه رسيد. نخست آن كه تنها 3 درصد اشخاص تحت مطالعه همه روزه خاطراتشان را يادداشت مي‌كردند و در حالي كه در مقايسه با مردان, زنان بيشتري خاطراتشان را مي‌نوشتند, تفاوت موجود آن‌قدرها معني‌دار نبود. دوم, نوشته‌ها بيشتر از احساس به واقعيت‌ها توجه داشتند و اين روشي است كه ممكن است آن قدرها موثر و ثمربخش نباشد. و سرانجام, او به اين نتيجه رسيد كه خاطره‌نويسان به دو دسته عمده تقسيم مي‌شوند. گروه اول كساني هستند كه تنها در شرايط بروز بحران‌هاي روحي و ناراحتي اقدام به نگارش مي‌كنند. در اين شرايط نوشته‌ها قرار است كه از شدت بار اضطراب بكاهند. اما گروه دوم تقريباً همه روزه يادداشت مي‌كنند. و سرانجام پنه بيكر به گروه سومي برخورد كه به جاي نوشتن خاطرات روزانه نامه‌نويسي مي‌كردند. با آن كه اين كار ممكن است مشابه نوشتن خاطرات و يادداشت‌برداري‌هاي روزانه به نظر برسد. نامه‌ها كمتر به احساسات درون اشخاص توجه دارند. خود من در برخورد با بيماران مختلف به گروه چهارمي برخورد كرده‌ام كه لزوماً مرتب يادداشت‌برداري نمي‌كنند, شايد هفته‌‌اي يك بار يا دو بار, اما نوشته‌هايشان ميان تجارب مثبت و منفي حد تعادلي را رعايت مي‌كند. تجربه‌هاي مثبت بيشتر مبتني بر حقايق هستند و حتي مي‌توانند با حكايتي خلاق در ارتباط باشند. اما نوشته‌هاي تجربه‌هاي منفي دربرگيرنده‌ي احساسات دروني هستند كه دلايل اين احساسات را بيان مي‌كنند
.

نويسنده: برايان لوك سي‌وارد
مترجم: مهدي قراچه داغي

 

 

 

 

نوشته شده توسط سیدرفیع الدین میرعربشاهی در 8:12 |  لینک ثابت   • 

شنبه نوزدهم اسفند 1385

تعریف مهارتهای ده گانه زندگی

تعریف مهارتهای ده گانه زندگی

 

خودآگاهی

خودآگاهی ، توانایی شناخت و آگاهی از خصوصیات ، نقاط ضعف و قدرت ، خواسته ها ، ترس و انزجار است. رشد خودآگاهی به فرد کمک می کند تا دریابد تحت استرس قرار دارد یا نه و این معمولا پیش شرط ضروری روابط اجتماعی و روابط بین فردی مؤثر و همدلانه است.

 همدلی

همدلی یعنی اینکه فرد بتواند زندگی دیگران را حتی زمانی که در آن شرایط قرار ندارد  درک کند. همدلی به فرد کمک می کند تا بتوانند انسانهای دیگر را حتی وقتی با آنها متفاوت است بپذیرد و به آنها احترام گذارد. همدلی روابط اجتماعی را بهبود می بخشد و به ایجار رفتارهای حمایت کننده و پذیرنده ، نسبت به انسان های دیگر منجر می شود.

 ارتباط مؤثر

این توانایی به فرد کمک می کند تا بتواند کلامی و غیر کلامی و مناسب با فرهنگ ، جامعه و موقعیت، خود را بیان کند بدین معنی که فرد بتواندنظرها ، عقاید ، خواسته ها ، نیازها و هیجان های خود را ابراز و به هنگام نیاز بتواند از دیگران درخواست کمک و راهنمایی نماید. مهارت تقاضای کمک و راهنمایی از دیگران ، در مواقع ضروری، از عوامل مهم یک رابطه سالم است.

 روابط بین فردی

این توانایی به ایجاد روابط بین فردی مثبت و مؤثر فرد با انسانهای دیگر کمک می کند. یکی از این موارد ، توانایی ایجاد روابط دوستانه است.که در سلامت روانی و اجتماعی ، روابط گرم خانوادگی ، به عنوان یک منبع مهم روابط اجتماعی ناسالم نقش بسیار مهمی دارد.

 تصمیم گیری

این توانایی به فرد کمک می کند تا به نحو مؤثرتری در مورد مسائل تصمیم گیری نماید. اگر کودکان و نوجوانان بتوانند فعالانه در مورد اعمالشان تصمیم گیری کنند ، جوانب مختلف انتخاب را بررسی و پیامد هر انتخاب را ارزیابی کنند ، مسلما در سطوح بالاتر بهداشت روانی قرار خواهند گرفت.

 حل مسأله

این توانایی فرد را قادر می سازد تا به طور مؤثرتری مسائل زندگی را حل نماید . مسائل مهم زندگی چنانچه حل نشده باقی بمانند ، استرس روانی ایجاد می کنند که به فشار جسمی منجر می شود.

 تفکر خلاق

این نوع تفکر هم به مسأله و هم به تصمیم گیری های مناسب کمک می کند . با استفاده از این نوع تفکر ، راه حلهای مختلف مسأله و پیامدهای هر یک از آنها بررسی می شوند . این مهارت ، فرد را قادر می سازد تا مسائل را از ورای تجارب مستقیم خود را دریابد و حتی زمانی که مشکلی وجود ندارد و تصمیم گیری خاصی مطرح نیست ، با سازگاری و انعطاف بیشتر به زندگی روزمره بپردازد.

 تفکر انتقادی

تفکر انتقادی ، توانایی تحلیل اطلاعات و تجارب است . آموزش این مهارت ها ، نوجوانان را قادر می سازد تا در برخورد با ارزش ها ، فشار گروه و رسانه های گروهی مقاومت کنند و از آسیب های ناشی از آن در امان بمانند.

  توانایی حل مسأله

این توانایی فرد را قادر می سازد تا هیجان ها را در خود و دیگران تشخیص دهد ، نحوه تأثیر هیجان ها بر رفتار را بداند و بتواند واکنش مناسبی به هیجان های مختلف نشان دهد . اگر با حالات هیجانی ، مثل غم و خشم یا اضطراب درست برخورد نشود این هیجان تأثیر منفی بر سلامت جسمی و روانی خواهد گذاشت و برای سلامت پیامدهای منفی به دنبال خواهند داشت.

 توانایی مقابله با استرس

این توانایی شامل شناخت استرس های مختلف زندگی و تأثیر آنها بر فرد است . شناسایی منابع استرس و نحوه تأثیر آن بر انسان ، فرد را قادر می سازد تا با اعمال و موضع گیری های خود فشار و استرس را کاهش دهد.


 اجزای مهارتهای ده گانه زندگی

 خودآگاهی

·          آگاهی از نقاط قوت

·          آگاهی از نقاط ضعف

·          تصویر خود واقع بینانه

·          آگاهی از حقوق و مسئولیت ها

·          توضیح ارزشها

·          انگیزش برای شناخت

 مهارتهای ارتباطی

·          ارتباط کلامی و غیرکلامی موثر

·          ابراز وجود

·          مذاکره

·          امتناع

·          غلبه بر خجالت

·          گوش دادن

 همدلی

·          علاقه داشتن به دیگران

·          تحمل افراد مختلف

·          رفتار بین فردی همراه با پرخاشگری کمتر

·          دوست داشتنی تر شدن (دوستیابی)

·          احترام قائل شدن برای دیگران

 مهارتهای بین فردی

·          همکاری و مشارکت

·          اعتماد به گروه

·          تشخیص مرزهای بین فردی مناسب

·          دوستیابی

·          شروع و خاتمه ارتباطات

 مهارتهای حل مسأله

·          تشخیص مشکلات علل و ارزیابی دقیق

·          درخواست کمک

·          مصالحه (برای حل تعارض)

·          آشنایی با مراکزی برای حل مشکلات

·          تشخیص راه حل های مشترک برای جامعه

 مهارتهای تفکر خلاق

·          تفکر مثبت

·          یادگیری فعال ( جستجوی اطلاعات جدید )

·          ابراز خود

·          تشخیص حق انتخاب های دیگر ( برای تصمیم گیری )

·          تشخیص راه حل های جدید برای مشکلات

 مهارتهای مقابله با هیجانات

·          شناخت هیجان های خود و دیگران

·          ارتباط هیجان ها با احساسات ، تفکر و رفتار

·          مقابله با ناکامی ، خشم ، بی حوصلگی ، ترس و اضطراب

·          مقابله با هیجان های شدید دیگران

 مهارتهای تصمیم گیری

·          تصمیم گیری فعالانه بر مبنای آگاهی از حقایق کارهایی که می توان انجام داد که انتخاب را تحت تأثیر قرار دهد.

·          تصمیم گیری بر مبنای ارزیابی دقیق موقعیت ها

·          تعیین اهداف واقع بینانه

·          برنامه ریزی و پذیرش مسئولیت اعمال خود

·          آمادگی برای تغییر دادن تصمیم ها برای انطباق با موقعیت های جدید

 مهارتهای تفکر انتقادی

·          ادراک تأثیرات اجتماعی و فرهنگی بر ارزشها ، نگرشها و رفتار

·          آگاهی از نابرابری ، پیشداوری ها و بی عدالتی ها

·          واقف شدن به این مسئله که دیگران همیشه درست نمی گویند

·          آگاهی از نقش یک شهروند مسئول

 مهارتهای مقابله با استرس

·          مقابله با موقعیتهایی که قابل تغییر نیستند

·          استراتژی های مقابله ای برای موقعیت های دشوار ( فقدان ، طرد ، انتقاد)

·          مقابله با مشکلات بدون توسل به سوء مصرف مواد

·          آرام ماندن در شرایط فشار

·          تنظیم وقت

نوشته شده توسط سیدرفیع الدین میرعربشاهی در 8:11 |  لینک ثابت   • 

شنبه نوزدهم اسفند 1385

مثبت فکر کنید ...

مثبت فکر کنید ...

 

شما همان چيزي هستيد كه فكر مي كنيد و در عين حال مي توانيد نيازهايتان را نيز احساس كنيد. پس هدفي والا براي خود تعيين كنيد و در راه تحقق آن نهايت تلاشتان را به كار ببنديد.
تمامي احساسات، عقايد و دانش ما به افكار دروني مان ـ آگاهانه يا غيرآگاهانه ـ بستگي دارد و چه بدانيم يا ندانيم تحت كنترل هستيم و مي توانيم مثبت يا منفي، مشتاق يا بي تفاوت، فعال يا غيرفعال باشيم.
بزرگ ترين فرق بين مردم، رفتار و طرز برخورد آنان است. براي برخي، يادگيري لذتبخش و هيجان انگيز است، براي ديگران سخت و خسته كننده و براي بسياري ديگر، يادگيري فقط كاري ضروري براي پيدا كردن شغلي مناسب محسوب مي شود.
رفتارها و طرز برخورد ما در حال حاضر عادت ناميده مي شود كه به علت دريافت بازخورد از طرف والدين، دوستان، جامعه و خودمان شكل مي گيرد و در واقع تصويري است از ما وجهان ما.
اين رفتارها غالباً به وسيله گفتگوي دروني كه مرتباً با خود ـ آگاهانه يا غيرآگاهانه ـ داريم، تقويت مي شوند. در واقع اولين گام براي تغييررفتار، تغيير گفتگوي دروني ماست. يكي از روش هاي تغيير عبارت است از تعهد، كنترل وچالش.
تعهد
در خود تعهد و الزام مثبت به خود، يادگيري، كار، خانواده، دوستان، طبيعت و ديگر چيزهاي با ارزش ايجاد كنيد. به خود و ديگران ارج نهيد. در آرزوي موفقيت باشيد. با شوق و اشتياق زندگي كنيد و كارهايتان را انجام دهيد.
كنترل
فكر خود را روي چيزهاي مهم متمركزكنيد. براي چيزهايي كه به آن ها فكر مي كنيد و كارهايي كه انجام مي دهيد هدف و اولويت تعيين كنيد، از قبل تمامي فعاليت هاي خود را در ذهن تصور و مرور كنيد. براي مقابله با مشكلات، استراتژي داشته باشيد، ياد بگيريد كه چگونه به خود آرامش بدهيد. ازموفقيت ها لذت ببريد و با خود روراست باشيد.
چالش
مشوق خود باشيد. هر روز رفتار خود را تغيير دهيد و بهبود بخشيد. تمام تلاش خود را به كار ببنديد و به عقب برنگرديد. يادگيري و تغيير را غنيمت بشماريد. چيزهاي نو را امتحان كنيد. گزينه ها و انتخاب هاي مختلف را درنظر بگيريد. با افراد جديد آشنا شويد. هر چيزي را كه نمي دانيد بپرسيد. مواظب سلامت جسماني و روحي خود باشيد. مثبت گرا باشيد. مطالعات نشان داده كه افراد داراي اين مشخصات در اوقات خوش، برنده هستند و در شرايط سخت، محكم و قوي به زندگي ادامه مي دهند. تحقيقات همچنين نشان داد مردمي كه آگاهانه گفتگوي دروني و غرور خود را اصلاح مي كنند، غالباً خيلي سريع در رفتارشان بهبود حاصل مي شود. انرژي آنها افزايش مي يابد و همه چيز به نظر بهتر مي آيد.
تعهد، كنترل و چالش به ساخت اعتماد به نفس و ايجاد تفكر مثبت كمك مي كنند.
7
پيشنهاد براي ايجاد تفكر مثبت
ـ در هر طبقه اي، در جست و جوي افراد مثبت براي ايجاد ارتباط باشيد.
ـ در هر سخنراني، در جست و جوي ايده هاي جالب باشيد.
ـ در هر فصل كتاب، در جست و جوي مفهوم هايي باشيد كه براي شما مهم هستند.
ـ با هر دوستي، درباره ايده جديدي كه به تازگي يادگرفته ايد، صحبت كنيد.
ـ از هر معلمي سئوال هاي خود را بپرسيد.
ـ ليستي از اهداف، افكار و رفتار مثبت خودتان تهيه كنيد.
ـ به خاطر داشته باشيد، شما همان چيزي هستيد كه فكر مي كنيد.

منبع : http://www.ayaran.com

 

نوشته شده توسط سیدرفیع الدین میرعربشاهی در 8:10 |  لینک ثابت   • 

شنبه نوزدهم اسفند 1385

تعریف مهارتهای زندگی

 

تعریف مهارتهای زندگی

 

امروزه علی رغم ایجاد تغییرات عمیق فرهنگی در شیوه های زندگی ، بسیاری از افراد در رویارویی با مسائل زندگی فاقد توانایی های لازم و اساسی اند.و همین امر آنان را در مواجهه با مسائل و مشکلات زندگی روزمره و مقتضیات ان آسیب پذیر نموده است.

مهارتهای زندگی ، توانایی های روانی،اجتماعی برای رفتار انطباقی و موثر هستند که افراد را قادر می سازند تا به طور موثرتری با مقتضیات و چالشهای زندگی روزمره مقابله کنند.

مهارتهای زندگی شامل ده مهارت اصلی و اساسی هستند که غالبا بصورت جفت جفت طبقه بندی می شوند ، زیرا بین هر جفت ارتباط طبیعی وجود داشته و در حقیقت به منزله دو روی سکه هستند . و این مهارتها عبارتند از:

·          خودآگاهی / همدلی

·          ارتباط / روابط بین فردی

·          تصمیم گیری / حل مساله

·          تفکر خلاق / تفکر انتقادی

·          مقابله با هیجانات / مقابله با استرس

مشاوره برای زندگي سالم

 

 زندگي سالم ابعاد مختلفي دارد. در اين برنامه , زندگي سالم در ابعاد جسماني, رواني اجتماعي, معنوي و شناسايي موقعيتهاي پر خطر مطرح شده است. که عامل مهمی در زمینه مهارت های زندگی به شما می آیند

عوامل جسماني

آنچه كه در ايجاد زندگي سالم نقش دارد, ارتقاء سلامت است. منظور از ارتقاء سلامت, فرآيندي است كه افراد را قادر مي سازد توانايي و فعاليت خود را بهبود وضعيت سلامت خود افزايش دهند. ارتقاء سلامت نياز به انجام رفتارهاي سالم دارد. منظور از رفتار سالم, رفتارهايي است كه سلامت فرد را نگهداشته و يا ارتقاء دهند. اين رفتارها متعدد و متنوعند از جمله تغذيه صحيح, خواب شبانه كافي بين 7 تا 8 ساعت, ورزش مرتب و عدم مصرف سيگار و الكل, تنظيم وزن به گونه اي كه بيش از 10% اضافه وزن وجود نداشته باشد. عواملي كه با سبك زندگي نا سالم رابطه دارند عبارتند از: مصرف مواد و الكل, سيگار, پر خوري, روابط جنسي پر خطر و پرداختن به كارهاي خطرناك.

 فعاليت اول مشاور در زمينه عوامل جسماني زندگي سالم:

در اين زمينه, مشاور بايد توجه مراجعان را به اهميت نقش عوامل جسماني ( خواب, تغذيه, ورزش, وزن متناسب و عدم مصرف سيگار و الكل) جلب نمايد.

مشاور به هنگام بحث گروهي مراجعان بايد به عواملي كه مانع رفتارهاي سلامت در افرادد مي شوند دقت كند, يكي از اين موانع, خوش بيني غير واقع بينانه است. خوش بيني غير واقع بينانه مبني بر اين باور است كه فرد هيچ وقت دچار مشكلات جسماني مهم نمي شود. دلايل خوش بيني غير واقع بينانه عبارتند از:

1-       احساس اغراق آميز توانايي كنترل سلامت كه باعث مي شوند فرد به خطرات بالقوه بي توجهي كند, يا اين باور كه اگر خطري پيش آيد مي تواند آن را كنترل نمايد.

2-       امكان دارد كه آنها تجارب مستقيم ولي اندكي در خصوص مشكلات سلامت داشته اند و بر اساس آن تجربه, خطر آسيب پذيري خود را كمتر  از حد ارزيابي مي كنند.

3-       گاهي اوقات افراد باور دارند كه خطرات بهداشتي و صدمات و بيماريهاي جدي مربوط به دوران كودكي هستند.

 

عوامل رواني ـ اجتماعي

ارتباط و پيوندهاي انساني

امنيت و رضايت خاطر يكي از عوامل رواني بسيار مهم در زندگي سالم است كه از طريق روابط اجتماعي ايجاد مي شود. ارتباطات و پيوندهاي اجتماعي, احساس تعلق و پيوستگي به انسان هاي ديگر, احساس امنيت عميقي در افراد ايجاد مي كند.

تنظيم اهداف زندگي

يكي ديگر از فعاليت هايي كه به انسان احساس امنيت و رضايت خاطر مي دهد تعيين و تنظيم اهداف زندگي است كه نياز به توجه خاص دارد.چنانچه فرد اهداف زندگي خود را نشناسد دچار بي هدفي, كسالت و نااميدي و درماندگي مي شود, چنانچه اهداف غير واقع بينانه اي براي زندگي خود تعيين كند, نمي تواند به آن اهداف دست يابد و دچار خشم, پرخاشگري, ياس و نااميدي مي شود.

 فعاليت اول مشاور در زمينه عوامل رواني زندگي سالم:

به منظور تعيين اهداف مناسب, قابل دست يابي و واقع بينانه, مشاور مي تواند از مراجعان بخواهد كه در گروههاي چند نفري اهداف زندگي خود  را بنويسند, در رابطه با هر يك از آنها با يكديگر بحث كنند و سپس هر فرد اهداف خود را نام ببرد. سپس مشاور آنها را به اين مطلب راهنمايي كند كه اهدافي مثل موفقيت تحصيلي, رضايت خانواده, فرد سالمي براي اجتماع بودن, اهداف كلي هستند و اهداف بلند مدت ناميده مي شوند.

احترام

يكي از نيازهاي مهم ديگر انسان, نياز به احترام است. دو كانون و منبع وجود دارد:

1-       احترام به فرد

2-       احترام فرد به خودش كه عزت نفس نام دارد.

نياز به احترام از سوي ديگران نه تنها ايراد ندارد بلكه يكي از نيازهاي رواني طبيعي انسان است و به دنبال پيروي از قواعد و هنجارهاي اجتماعي, پيشرفت, موفقيت, فعاليت هاي سالم و برخورداري از سبك زندگي سالم به دست مي آيد.

 فعاليت دوم مشاور در زمينه عوامل رواني زندگي سالم :

در اينجا مشاور مي تواند با يك سوال, ذهن مراجعان را به سوي نحوه كسب احترام از سوي ديگران جلب كند و سپس با سوال هاي هدايت كننده ذهن آنها را به طرف فعاليت هايي كه احترام را به فرد افزايش مي دهد نزديك كند.

مشاور در اينجا مراجعان را به موضوعات زير راهنمايي كند و در مورد هر يك بحث گروهي كنند.

جلب احترام ديگران با فعاليت هاي ناسالمي مانند:

-         سيگار كشيدن

-         رفتارهاي خطرناك: رانندگي هاي تند و بي ملاحظه, كتك كاري و در گير شدن با ديگران

-         مصرف مواد

-         مصرف الكل

-         رفتارهاي بي بند و بارانه

-         تا دير وقت در بيرون از منزل ماندن

-         بي توجهي به قوانين و مقررات

-         بي توجهي به بزرگترها

-         آرايش و لباس نامناسب(چه در مردان و چه در زنان)

عزت نفس

يكي از عوامل بسيار مهم در رفتار سالم, عزت نفس است. بسياري از نوجوانان و جوانان به علت ضعف در عزت نفس به رفتارهاي نا سالم و آسيب هاي اجتماعي روي مي آورند.

عزت نفس عبارت است از احساس ارزشمند بودن. اين حس از مجموع افكار, احساس ها, عواطف و تجربيات فرد در طول زندگي ناشي مي شود.

عزت نفس هنگامي بوجود مي آيد كه نيازهاي ابتدايي زندگي فرد به نحو مناسبي ارضا شده باشند. كودكان و نوجوانان زماني از عزت نفس زياد بهرمند مي شوند كه بتوانند, احساسات مثبتي را به كمك عوامل زير تجربه كنند:

-         همبستگي: اين احساس زماني تجربه مي شود كه نوجوان از پيوندهاي مهم زندگي خود راضي باشند.

-         بي همتايي: اين احساس هنگامي بوجود مي آيد كه نوجوان بتواند صفات يا ويژگيهايي را كه موجب تفاوت و تمايز او از ديگران بشود, بشناسد و به آنها احترام بگذارد.

-         قدرت: احساس قدرت وقتي بوجود مي آيد كه نوجوان بداند منابع, فرصت و قابليت آن را دارد كه بر شرايط زندگي خويش اثر بگذارد.

-         الگوها: نوجوان به مدد الگوهاي انساني, فلسفي و عملياتي, مدل هايي براي خويش فراهم مي كند تا او را در استقرار ارزش هاي آنها معني دار , هدفها, آرمانها و معيارهاي شخصي كمك كند.

به عبارت ديگر عزت نفس عبارت است از شناسايي خود (خود پندارنده) و ارزش گذاردن به آن .

عوامل موثر در عزت نفس قوي عبارتند از:

1-       خود آگاهي و شناسايي خود

2-       ارزش گذاردن به هر آنچه كه هست

3-       باور به بي همتايي و بي نظير بودن خود

وظيفه مشاور در ارتقاء عزت نفس آن است كه براي مراجعان روشن سازد كه قضاوت در مورد ارزشمندي خود را از تفاوت هايي كه با ديگران دارند جدا كنند.

فعاليت سوم مشاور در زمينه عوامل رواني زندگي سالم:

مشاور سخنراني در مورد تفاوت هاي فردي انجام مي دهد. براي مراجعان روشن مي سازد كه همه انسانها با يكديگر متفاوتند. هيچ كس وجود ندارد كه شبيه ديگري باشد فردي يك و بي نظير است, انسانها موجوداتي منحصر به فرد هستند. تا بحال كسي در دنيا به وجود نيامده كه شبيه ديگري باشد. در آينده هم كسي مثل و مانند ديگري متولد نخواهد شد پس هر فرد تك, منحصر به فرد و بي نظير است. مشاور روشن مي سازد كه متفاوت بودن بد يا خوب نيست.

انسان يك اثر بي نظير

فعاليت چهارم مشاور در زمينه عوامل رواني زندگي سالم:

براي اينكه مراجعان بهتر متوجه منحصر به فرد بردن خود شوند مشاور فعاليت زير را انجام مي دهد.يك صفحه كاغذ برداشته و از افراد گروه مي خواهد كه روي انگشت شست خود را با خودكار سياه كنند(يا از استمپ استفاده كنند) و بعد افراد شست خود را روي صفحه مي زنند تا اثر انگشت آنها ثبت شود و بعد مي خواهد نفر بعد اين كار را انجام دهد. سپس مشاور اثر انگشت ها را به آنها نشان مي دهد تا خوب دقت كنند و مي پرسد آيا دو اثر انگشتي هستند كه شبيه هم باشند؟ آيا دو نفر وجود دارند كه اثر انگشتان آنها مثل هم باشد؟ پس آدمها تك, بي نظير و منحصر به فرد هستند. آيا تفاوت بين اثر انگشت ها به معني بد بودن است؟

شباهت ها و تفاوت ها

فعاليت پنجم مشاور در زمينه عوامل رواني زندگي سالم:

مشاور از افراد گروه مي خواهد كه خوب به يكديگر نگاه كنند سپس آنها را به گروههاي دو تايي تقسيم مي كند و پس از آن مي خواهد كه هر يك از زوج ها خوب به هم نگاه كرده و شباهت هاي همديگر را يادداشت كنند. بعد از تكميل اين قسمت مشاور از آنها مي خواهد حالا يك بار ديگر به هم نگاه كنند و اين بار تفاوت هاي همديگر را بنويسند. سپس هر يك از افراد شباهت ها و تفاوتهاي خود را با يار خود با صداي بلند مي خوانند. پس از آن مشاور نتيجه گيري مي كند كه همه ما با هم شباهت و تفاوت هايي داريم. ولي آيا اين شباهت و تفاوت ها با خوب يا بد بودن ما ارتباط دارد؟

اسم و فاميل و...

فعاليت ششم مشاور در زمينه عوامل رواني زندگي سالم:

براي آشنايي بيشتر افراد گروه با شباهت ها و تفاوتهايي كه با يكديگر دارند, مشاور برگه ( اسم, فاميل) را به آنها مي دهد و مي گويد حالا بياييد (اسم, فاميل) جديدي بازي كنيم. سپس برگه را به آنها مي دهد و 15 دقيقه فرصت مي دهد تا هر كسي علائق خود را در برگه بنويسد. پس از آن هر فرد, برگه تكميل شده خود را با صداي بلند مي خواند و بقيه گوش مي دهند. مشاور شباهت ها و تفاوت هاي افراد گروه را با يكديگر مقايسه مي كند و مي گويد " همانطور كه در اثر انگشت تك و منحصر به فرد هستيم در علائقمان نيز بي نظير هستيم"

همبستگي

در زمنه ايجاد همبستگي بايد رابطه نوجوان با خانواده را بهبود بخشيد. بنابراين ضروري است بطور مستقيم جلساتي با خانواده ها برگزار شود و يا بطور غير مستقيم از طريق پمفلت و يا غيره توصيه هاي زير به خانواده ها داده شود:

-         ضرورت توجه به نوجوان به خصوص در مواردي كه او نياز دارد ماند گوش دادن بدون قضاوت به حرفهاي او.

-         بيان محبت در گفتار و كردار ـ ابراز محبت بدون تمسخر.

-         بيان تشويق و تمجيد به آنها و تاييد رفتارهاي مثبت آنان.

-         ايجاد فرصت هايي كه افراد بتوانند با دوستان خود رابطه برقرار كنند.

-         ايجاد فرصت هايي كه افراد خانواده با يكديگر برنامه هاي منظمي انجام دهند.

علاوه بر اين, ترغيب افراد به شركت در فعاليت هاي فرهنگي و خدمات اجتماعي نيز مناسب است. همچنين افزايش ارتباط نوجوانان با مدرسه براي شركت در فعاليت هاي مدرسه و اجتماعي نيز كمك دهنده است.

در زمينه افزايش بي همتايي و بي نظير بودن مشاور مي تواند توصيه هاي زير را به خانواده ها ارائه دهد:

-         توجه به خصوصيات و ويژگيهاي خاص نوجوان و تاييد آنها.

-          حتي زماني كه رفتار نوجوان بايد محدود شود به وي گفته شود كه او را قبول دارند: مثال كاري كه كردي را درك مي كنم ولي انجامش در آن زمان, درست نبود.

-         احترام به انديشه هاي نوجوانان.

-         پاداش به عملكردهاي صحيح آنها.

-         در نظر گرفتن و احترام به فعاليت ها و برنامه هاي نوجوانان هنگام برنامه ريزي هاي خانوادگي.

قدرت

به منظور برخورداري از عزت نفس زياد, شخص بايد داراي منابع, فرصت ها و قدرت اثرگذاري بر زندگي خود باشد. منابعي كه در بدست آوردن حس قدرت مهم هستند عبارتند از: دانش, سلامتي, قابليت جسماني و مهارت ها از جمله تصميم گيري, حل مسئله, ارتباط, منابع مادي, تجاري گوناگون و ... به منظور افزايش حس قدرت و توانايي در نوجوان مشاور فعاليت هاي زير را انجام مي دهد:

-         نوجوان را به داشتن مسئوليت شخصي ترغيب مي كند.

-         فرايند تصميم گيري را به او مي آموزد و به خصوص بر پيامدهاي هر تصميم تاييد مي كند.

-         فرآيند حل مشكل را به نوجوان مي آموزد.

-         موفقيت هاي وي را تشويق مي كند.

-         او را تشويق مي كند كه اهداف كوتاه مدت و بلند مدت خود را تعيين كند.

-         راه هاي موثر ارتباط با ديگران را به او مي آموزد.

در اين رابطه مشاور مي تواند افراد خانواده آنان را راهنمايي كند و نيز به آنان بياموزد كه عقايد خود را بيان كنند, با دقت بر حرفهاي يكديگر گوش دهند به عقايد يكديگر احترام بگذارند, مسئوليت ها و محدوديت هاي خانواده را دقيقا مشخص كنند.

الگوها

براي داشتن عزت نفس بالا, نوجوان بايد الگوهاي انساني, فلسفي و عملياتي پيش رو داشته باشد و آنها را به عنوان سر مشق به منظور ايجاد ارزش هاي معنادار, هدفدار, آرمان ها و معيارهاي شخصي به كار برد. الگوهاي انساني, به نوجوان كمك مي كند تا به پرسشهايي نظير موارد زير پاسخ دهد:

چگونه بايد باشم؟ شخصي نظير پدر يا مادر يا معلم تاريخ يا برادر بزرگترم؟ چگونه بايد عمل كنم؟ به چه كسي بايد احترام بگذارم؟

در اينجا مشاور به نوجوان در موارد زير كمك مي كند:

به نوجوان كمك مي كند تا بفهمند به چه چيزي معتقدند (چارچوب ارزشهاي اجتماعي ـ مذهبي, اخلاقي و انساني)

به نوجوان كمك مي كند تا براي رفتار خود اهداف واقع گرايانه اي تعيين كنند.

پيامدهاي رفتارهايشان را به آنان نشان مي دهد.

مشاور بر تواناييهاي نوجوانان تاكيد مي كند. به جاي توجه به ضعف ها, به آنها كمك مي كند تا دريابند براي دستيابي به خواسته ها, بايد بر موانع و ضعف ها غلبه كنند.

به طور خلاصه مشاور در شكل گيري عزت نفس بايد به مراجعان كمك كند تا بدانند كه:

1-       در اين جهان فردي بي همتا و بي نظير هستند. خصوصيات, علايق و توانايي هاي خاصي دارند كه با ديگران متفاوت است.

2-       به خود آگاهي و خود شناسي برسند. زماني كه نوجوان آموخت فرد منحصر به فردي است بايد به اين سوال جواب دهد كه من كيستم. در اين مرحله نقاط ضعف, محدوديتها و همچنين نكات قوي و توانمنديهاي خود را مي شناسد.

3-       محدوديت ها و توانمنديهاي خود را بپذيرند. در اين رابطه بايد به نوجوانان كمك كرد تا نقاط ضعف خود را بدون نگراني و ناراحتي بپذيرند. پذيرش آن كه هيچ انساني نمي تواند موجودي كامل و توانا باشد كمك كننده است.  به اين ترتيب, فرد با محدوديت هاي خود رو به رو شده و با آنها در صلح و آشتي به سر مي برد و ناگزير به پنهان ساختن نقاط ضعف خود نيست. با شناسايي و پذيرش توانمنديهاي مثبت, احساس رضايت و خشنودي فرد در مورد خودش بالا مي رود.

4-       در نهايت به احساس ارزشمندي و عزت نفس برسند. هنگامي كه نوجوان ياد بگيرد كه فرد بي همتا و منحصر به فردي سات, خصوصيات بي نظيري دارد, محدوديت هاي خاص خود را دارد و داراي نكات مثبتي است, به احساس بهتري از خود دست مي يابد و خود را ارزشمند, مثبت, مفيد و باارزش مي داند.

رشد و تعالي

يكي ديگر از نيازهاي انسان, نياز به تعالي و رشد خود است. انسان ها نياز دارند كه فعاليت هايي انجام دهند كه توانايي ها و استعدادهاي بالقوه آنان را رشد دهد و در نهايت به كمال نزديکتر شوند. فعاليت هاي در اين رابطه انجام مي شوند كه عبارتند از: كمك به رشد بيشتر جامعه, پرداختن به هنر, پرداختن به فعاليتهاي كه فرد را به طبيعت نزديكتر مي كند. فعاليت هاي مذهبي, اخلاقي و انساني.

برخورد با استرسها

يكي از عوامل رواني سلامت زندگي برخورد با مشكلات و استرس هاست. پژوهشگران متوجه شده اند كه شخصيت هايي وجود دارند كه در مقابل بدترين شرايط نيز مقاومت مي كنند و دچار بيماري نمي شوند كه به آنها شخصيت هاي سرسخت مي گويند اين شخصيت ها داراي سه خصوصيت زير هستند:

1-       احساس تسلط و كنترل بر زندگي.اين افراد باور دارند كه بر زندگي خود مسلط هستند. زندگي را در مسيرهاي مورد نظر خود پيش برند و قادرند كه مسائل و مشكلات خود راحل كنند .

2-       داشتن تعهد و مسئوليت. افراد سر سخت, تعهدات, اعتقادات و مسئوليت هايي را براي خود قائل هستند كه در شرايط زندگي به آنها كمك مي كند.

فعاليت هفتم مشاور در زمينه عوامل رواني زندگي سالم:

مراجعان را با يك سوال جمعي به بحث گروهي دعوت مي كند: چگونه تعهد و مسئوليت مي تواند از بروز رفتارهاي پر خطر جلوگيري كند؟ و منتظر جواب و بحث گروهي مي شود. پس از آن به تدريج با سوال ها و جواب هاي هدايت كننده مراجعان را به مباحث زير جلب مي كند:

-         هنگامي كه فردي به اصول مذهبي اعتقاد دارد , آيا مشروب مي خورد؟ آيا اين يك رفتار سالم نيست؟ و آيا اگر فرد در شرايط پر فشار قرار گيرد بهتر قادر به مقاومت نخواهد بود؟

-         هنگامي كه فردي به اصول اساسي و اخلاقي اعتقاد دارد آيا به رفتارهاي پر خطر جنسي مي پردازد؟ و اگر در شرايط پر فشار قرار گيرد قادر به مقاومت نخواهد بود؟

-         هنگامي كه فردي به اصول اجتماعي و رعايت موازين اجتماعي اعتقاد دارد, آيا با لباس هاي نامناسب و آرايش نامناسب به محيط هاي جمعي وارد مي شود؟

3-       روحيه مبارزه و چالش. اين افراد آماده اند كه با شرايط و اتفاقات زندگي روبه رو شده و در صورتي كه نياز به تغيير باشد, آماده اند كه با تغييراتي كه لازمه زندگي است هماهنگ شوند. آنها با مشكلات دست و پنجه نرم مي كنند و در صورت رويارويي با مشكلات با انها مي جنگند. در مقابل استرسها و مشكلات, متوسل به مقابله هاي مسئله مدار و استفاده از حمايت اجتماعي مي شوند, در مقابل مشكلات خسته نشده و از آنها اجتناب نمي كنند.

در مقابل شخصيت هاي سرسخت, خصوصيات رواني ديگري وجود دار د كه نتايج منفي دارند:

احساس درماندگي: چنين افرادي به اين باور رسيده اند كه نمي توانند  هيچ تاثيري بر زندگي خود بگذارند, زندگي در دست آنها نيست  بنابراين هر فعاليتي كه انجام دهند, نتيجه مثبت نخواهند داشت. از مراجعان بخواهيد چند نمونه از صحبت ها و برخوردهاي چنين افرادي را بيان كنند.

احساس نااميدي:

بعضي از افراد در  زندگي خود دچار نااميدي مي شوند اينکه شرايط زندگي نامناسب خواهد بود, اتفاقات خوبي رخ نخواهد داد و سرنوشت, جز مصيبت چيزي براي آنها رقم نخواهد زد. از مراجعان بخواهيد چند نمونه ديگر از صحبت ها و برخوردهاي افراد را نااميد را بيان كنند. 

 پايگاه كنترل بيروني

افرادي كه پايگاه كنترل بيروني دارند بر اين باورند كه زندگي آنها توسط نيروهاي بيروني, شانس, تصادف, مردم و ... كنترل مي شوند و خود قادر نيستند كه هيچ اثري بر زندگي خود داشته باشند. از مراجعان بخواهيد چند نمونه از صحبت ها و برخوردهاي اين افراد را بيان كنند.

فعاليت هشتم مشاور در زمينه عوامل رواني زندگي سالم:

در اينجا مشاور مي تواند از مراجعان بخواهد كه خصوصيات شخصيت هاي سرسخت يا مقاوم را با سه خصوصيت آخر مقايسه نموده بحث گروهي نمايند و براي هر كدام يك موقعيت مطرح كنند. سپس از آنها بخواهد كه در رابطه با آسيب هاي اجتماعي مثل اعتياد, ايدز و بزهكاري رابطه خصوصيات شخصيتي مثبت و منفي را معين كنند. مشاور بايد با تكنيكهاي هدايت غير مستقيم, نقش برخورد نااميدانه, درماندگي و اجتنابي, پايگاه كنترل بيروني و ... را در اعتياد (فرار و تسكين), ايدز (تسليم شرايط شدن, درگير شدن به روابط جنسي نامناسب براي فرار و تسكين و عدم توانايي تسلط بر زندگي), بزهكاري (حالا كه من نمي توانم خودم با فعاليتم به هدفم برسم, اموال ديگران را مي دزدم) روشن نمايد.

عوامل معنوي

در رابطه با عوامل معنايي سلامت مطرح مي شود. فرانكل از زبان نيچه اظهار مي دارد (چنانچه انسان چرايي براي زندگي داشته باشد, با هر چگونگي مي سازد). او اين يافته را در مشاهدات خود بر زندانيان اردوگاههاي كار اجباري نازيها به دست آورد. افرادي كه معنايي براي زندگي خود داشتند, زنده مي مانند و مقاومت مي كردند. بنابراين, يكي از اهداف مشاور ساخت رفتار سالم جلب توجه مراجعان به ابعاد معنايي است.

 

نوشته شده توسط سیدرفیع الدین میرعربشاهی در 8:9 |  لینک ثابت   • 

شنبه نوزدهم اسفند 1385

روش هاي مؤثر انتقاد سازنده

روش هاي مؤثر انتقاد سازنده

 

انتقاد پذيري و انتقاد كردن مؤثر داراي اهميت زيادي براي موفقيت سازماني است. اموري چون ارزشيابي عملكرد، مشاركت در تيمهاي كاري، خدمات رساني به مشتريان، كنترل كيفيت و اداره تضاد، بستگي به بكارگيري مطلوب انتقادپذيري و انتقادكردن دارد و كار پيچيده اي است. انتقاد با ابراز احساسات درباره موضوعات پيچيده و مشكل، مي تواند تخريب كننده و حتي بسيار خطرناك باشد. بكارگيري ضعيف انتقاد، منجر به شكست افراد و سازمان ها مي شود؛ از سوي ديگر استفاده آگاهانه و خردمندانه از انتقاد به شكوفايي افراد و سازمان ها منجر خواهد شد.

در اين نوشتار بيست روش مهم براي كمك به ارتقا مهارت انتقاد مثبت تشريح مي شود. اين روش ها به بيان جنبه ها و عوامل گوناگون مؤثر بر انتقاد مي پردازد، ضمن اين كه بكارگيري منسجم و اقتضايي اين روش ها با يكديگر داراي اهميت است. با استفاده از اين روش ها در صحنه هاي واقعي كار و زندگي مي توان به نتايج ذيل دست يافت:

*, ايجاد تحول اساسي از وضعيت انتقال منفي و غير مؤثر به وضعيت انتقال مثبت و مؤثر

*, دست يافتن به روحيه خونسرد و هوشيار به هنگام انتقاد كردن ومورد انتقاد قرارگرفتن

*, به كارگيري انتقاد براي برانگيختن، اثر بخشي، يادگيري و ايجـادروابط مطلوب با ديگران

*, انتقاد از افراد قدرتمند و مافوق بدون ترس و خشم

انتقاد نقش عمده اي در روابط اجتماعي ايفا مي كند، از انتقادها مي توان براي ايجاد تحرك در اشخاص و نفوذ در آن ها، آموزش، بيان نيازها و خواسته ها و يا محركي براي اصلاح و پيشرفت خود استفاده كرد. انتقاد پذيري مؤثر نتايجي چون؛ افزايش رضايت شغلي، ايجاد روابط كاري مناسب، تقويت سلامتي فكري و روحي، ايجاد عزت نفس، افزايش سطح بهره وري و افزايش رقابت، براي تضمين موفقيت را به دنبال دارد. اگر انتقاد كننده و انتقاد شونده مي خواهند به هدف انتقاد سازنده كه همانا تغيير رفتار خاصي است دست يابند، بايد با يك ديگر همكاري كنند براي دست يابي به نتايج مذكور و با توجه به اصول اشاره شده ضروري است تا از روش هاي انتقاد مؤثر و سازنده كه در ادامه تشريح شده است مطلع بوده و به بهترين نحو از آن ها بهره برداري به عمل آيد.

1 ـ انتقاد دوستانه و مشفقانه:

انتقاد اطلاعاتي است كه مي تواند به رشد فرد كمك كند و دانش و مهارت هاي مناسب را به افراد آموزش دهد. افراد با مشاهده و درك نتايج ارزشمند انتقاد، پذيراي انتقاد مي گردند و يا قادر به ارائة انتقاد مي شوند.

2 ـ انتقاد براي بهبود:

محور اساسي هر انتقاد مؤثر توجه به نقش سازندگي است، بهبود و ارتقا؛ معادل تغيير دانش، تغيير نگرش و تغيير عملكرد فردي و سازماني در جهت مثبت است. در واقع هدف انتقاد بايد اصلاح و تكامل فكر و رفتار فرد مقابل باشد.

3 ـ انتقاد استراتژيك:

انتقاد بايستي ضمن داشتن اهداف بلند مدت، راه هاي نيل به آن ها را نيز بيان كند. هر فردي قبل از انتقاد لازم است سؤالات زير را از خود بپرسد:

*, دقيقاً از برقراري ارتباط چه انتظاري داريد؟

*, چه رفتار يا خصوصيتي بايد تغيير كند؟

*, انگيزه هاي انتقاد كردن چيست؟

*, چه راه حل ها و اهداف خاصي را مي توان ارائه كرد و چه فعاليت هايي براي دسترسي فرد به اهداف مورد انتقاد مي توان انجام داد؟

4 ـ ايجاد عزت نفس در افراد:

احساس عزت نفس يكي از نيازهاي اساسي كاركنان است. آنان براي برآورد اين نياز ناچار به احترام گذاردن به ديگران هستند، بنابراين يك رابطه دو طرفه چرخشي مثبت و يا منفي را مي توان در اين خصوص ايجاد كرد.

5 ـ انتقاد با كلمات مثبت، محترمانه و انگيزشي:

اين امر منجر به بهبود برقراري ارتباط و در نتيجه پذيرش آن مي شود. به اين جهت لازم است كلمات مناسب برگزيده و بيان شود.

6 ـ انتقاد از روش و محتوا:

در انتقاد محتوا و روش نيز بايستي لحاظ شود. با نهادينه سازي اين نكته مي توان از سيستم ارزشيابي خود استفاده نمود و به اين وسيله از قدرت تفكر به شيوه اي غير دفاعي بهره برداري كرد.

7 ـ مشاركت طرف مقابل:

طرف مقابل خود را دخالت دهيد، براي مشاركت دادن طرف مقابل رعايت نكات زير ضروري است:

*, بر اهميت شغل فرد تأكيد شود.

*, شرايط انتقاد شناسايي شود.

*, دقيقاً بيان شود كه چگونه انتقاد براي طرف مقابل مفيد خواهد بود.

*, از فرد خواسته شود كه چگونه مي تواند براي اجراي طرح به او كمك كرد و چگونه مي توان از او در اين راستا حمايت كرد.

8 ـ توجه به شايستگي ها:

به شايستگي هاي طرف مقابل توجه نماييد، بدون اين كه از كلمه “اما” استفاده كنيد. اغلب افراد براي انتقاد كردن ابتدا به بيان جنبه هاي مثبت فرد پرداخته و سپس از كلمه اما استفاده مي كنند و به بيان نقاط ضعف وي مي پردازند، در حالي كه كلمه اما حذف كننده ارزش پيام قبلي است؛ در صورتي كه اگر از حرف ربط “و” استفاده شود عكس اين حالت است و با جملات قبلي انسجامي به وجود مي آيد. در مجموع كلمه “و” اثر بلند مدت و نيرومندتري را به جاي مي گذارد.

9 ـ بيان شفاف :

آن چه را كه مي خواهيد مورد انتقاد قرار دهيد به طور دقيق و شفاف بيان كنيد، صراحت كلام انتقاد را مؤثر مي نمايد.

10 ـ انتخاب زمان مناسب:

انتقاد در زمان مناسب منجر به پذيرش آن در طرف مقابل مي شود. انتقاد بايستي براي عده اي بلافاصله بعد از خطا و براي عده اي ديگر با گذشت زمان انجام شود، ضمن اين كه ضروري است در هنگام خشم از افراد انتقاد نشود.

11 ـ استفاده از سؤال:

مي توان انتقاد را در قالب طرح يك سؤال يا مجموعه سؤالاتي عنوان كرد كه جواب آن ها به هدايت طرف مقابل براي دريافت اطلاعات دقيق و اساسي منجر مي گردد.

12 ـ ناكارايي انتقاد شفاهي:

هنگامي كه به طور شفاهي قادر به انتقاد نيستيد با عمل و رفتار خود انتقاد را طرح كنيد، گاهي بهتر است از روش رفتاري بهره برداري شود يعني به جاي اين كه چيزي بيان شود؛ كاري انجام گيرد و از طريق مداخلات رفتاري تفكر مورد نظر منتقل شود.

13 ـ مشخص كردن انتظارات:

گاهي افراد انتظار دارند كه اشخاص همان رفتاري را دارا باشند كه از آن ها انتظار داريم، در اين حالت انتظارات ما موجب مي شود كه انتقاد زودرس و غير مؤثر داشته باشيم چرا كه مخاطبين خود را به خوبي از توقعات خود آگاه نكرده ايم.

14 ـ ميزان ذهني بودن انتقاد:

واقعيت ها نبايستي صرفاً در قالب ذهنيت فرد بماند، بلكه بايستي ديگران نيز آن را درك كرده و بپذيرند. مثلاً اگر طرف مقابل انتقاد شما جملة “اين انتقاد صرفاً اعتقاد شماست” را به كار برد، حتي اگر اين انتقاد براي شما مبتني بر واقعيت عيني باشد؛ معني آن اين است كه ارزشيابي ذهني طرف مقابل براي قضاوت در مورد يك رفتار يا ويژگي خاص را لحاظ نكرده ايم.

15 ـ ايجاد انگيزه در افراد:

يكي از وظايف اساسي انتقاد مؤثر برانگيختن افراد براي انجام بهتر كارهاست. انگيزه يك مفهوم روانشناسي است كه در اشكال و حالت هاي گوناگوني همچون افكار، احساسات، كلمات خاص و … مطرح مي شود.

16 ـ بهره برداري از نقشه هاي ذهني طرف مقابل:

استفاده از اصطلاحات، احساسات و نقشه هاي ذهني طرف مقابل منجر به شناخت و برقراري مناسب ارتباط با وي مي شود، براي اين منظور به سخنان كساني كه در اطراف شما صحبت مي كنند گوش كنيد و از ارزش ها و علايق آن ها مطلع گرديد تا در صورت نياز به انتقاد با او همزبان شويد و راحت تر ارتباط برقرار كنيد.

17 ـ همگامي با انتقاد شونده:

همگامي با كسي كه مورد انتقاد قرار مي گيرد، مقدمه رهبري مؤثر و در اين جا پيش زمينه انتقاد مؤثر است.

18 ـ شناسايي معيارهاي انتقاد:

انتقاد صحيح مبتني بر معيارهاي خاصي است. قبل از انتقاد براي خدمت به مشتري و يا ارتباط با همكاران سؤالات زير را ازخود بپرسيد:

*, آيا اين انتقاد عملي است؟

*, آيا مي توان بلافاصله از آن استفاده كرد؟

*, آيا منافعي را تأمين مي كند؟

*, آيا انتقاد پاسخگوي نيازهاست؟

*, از چه معياري استفاده شود؟

*, آيا ديگران از معياري كه براي قضاوت در مورد اعمال و نتايج كارهاي آن ها استفاده مي شود آگاهي دارند؟

*, آيا معيارها ثابت اند يا طي زمان بايد تغيير كند؟

جواب سؤالات فوق به بهبود و افزايش انتقاد مثبت و مؤثر منجر مي شود.

19 ـ گوش دادن به نداي دروني:

افراد هميشه با خود ارتباط ذهني برقرار مي كنند، اين مكالمات دروني ساز و كاري است كه باعث مي شود افراد از ارزشيابي ها و انتظارات خود آگاه مي شوند. هنگامي كه انتقاد مي كنيد و يا مورد انتقاد قرار مي گيريد به مشاهده و شنيدن دنياي درون خود بپردازيد. وقتي به نداي درون خود توجه كنيد و آن ها را مورد بازنگري و تجديد نظر قرار دهيد، افكار بهره ور و متناسب با شرايط و محيط جديد بوجود مي آيد؛ زيرا احساسات برافروخته شما، كنترل شده و به شما كمك مي كند تا صداي قدرت انتقاد مؤثر و مثبت را بشنويد.

20 ـ حفظ آرامش و خونسردي:

نداشتن آرامش در زمان انتقاد به تضعيف انتقاد منجر مي شود. اگر فردي قادر به حفظ خونسردي، آرامش و هوشياري در زمان مواجهه با انتقاد باشد، مي تواند احساسات خود را كنترل كند و بهره وري خويش را افزايش دهد. به علاوه فرد قادر به ارزيابي شرايط به طور دقيق بوده و پاسخ مناسبي را به آن شرايط خواهد داد.

در جهان امروز نقش احساسات و افكار انساني در توسعه و تكامل انسان ها، سازمانها و جوامع پر رنگ گشته است و برقراري ارتباطات و هم انديشي بين آن ها از اهميت بيشتري برخوردار گشته است. اگر فردي آگاه و توانمند نسبت به احساس و عملكرد ضعيف و نامطلوب افراد يا واحدهاي ديگر به طور مطلوب و مفيد اظهار نظر كند از قدرت انتقاد مؤثر و مثبت بهره برداري كرده است، او به خوبي به نقاط قوت و ضعف طرف مقابل واقف است و درصدد تقويت نقاط قوت و حذف نقاط ضعف وي برمي آيد، به علاوه به آگاه سازي وي از فرصت ها و تهديدات محيط مي پردازد. مديران آگاه براي اصلاح و توسعه فردي، گروهي و سازماني و نيز براي انتقال دانش و مهارت خود به ديگران و اصلاح آن ها لازم است تا از قدرت انتقاد مثبت برخوردار باشند چرا كه در فرايند مشاوره علاوه بر مهارت فني، مهارت انساني و رفتاري حائز اهميت بسياري است. از سوي ديگر هر انساني كه مورد انتقاد قرار مي گيرد با بكارگيري هوشمندانه و به دور از تعصب و احساس، مي تواند به اصلاح دانش، نگرش و مهارت هاي خود اقدام كند. در مجموع انسان ها نيازمند انتقاد كردن و انتقاد پذيري مؤثر و مثبت براي تكامل خود، گروه و سازمان هستند. اين نقد؛ افراد، سازمان ها و جوامع را به سوي تعالي سوق مي دهد در حالي كه نقد منفي روحيه خصومت و پرخاشگري و تضاد را گسترش داده و افراد و سازمان ها را به سوي عدم بهره وري از منابع انساني و مادي و در نهايت نابودي آن ها سوق مي دهد.

منبع : اداره مطالعات و بازاريابي
بانك رفاه



نوشته شده توسط سیدرفیع الدین میرعربشاهی در 8:8 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه سیزدهم اسفند 1385

هنر برقراري ارتباط

 

هنر برقراري ارتباط

 

چگونه با برقراري ارتباط بين فردي به پيشرفت خود كمك كنيم؟

رسيدن به مقصود بوسيله ارتباطات غير كلامي بخش عمده اي از پيام هايي كه شما به ديگران منتقل مي كنيد برخاسته از سرنخ هاي غير كلامي است، يعني جنبه هايي از حالات بدني و ژست هاي شما، رفتار ظاهر و نگرش هايتان كه حتي شايد از وجود آنها بي خبريد.

اين رابطه هاي غير كلامي عبارتند از: زبان بدن نحوة نشستن، ايستادن و راه رفتن نحوة استفاده از دستانتان

ظاهر

نحوة پوشش

نحوة آرايش مو و صورت و غيره

نگرش

 اطمينان به خود

احساسات

پژوهشي در دانشگاه استانفورد نشان مي دهد، به هنگام صحبت با شخص يا گروهي پيام ما نه از طريق آنچه مي گوئيم، بلكه بيشتر از طريق چگونگي گفتن ما منتقل مي شود. همين مطالعه حاكي است كه ادراك شنونده از موارد زير تاثير مي پذيرد:

 7% توسط واژه هاي شما

 38% توسط آهنگ صداي شما

55% توسط زبان بدن شما

اين بدين معني نيست كه واژه ها بي‌اهميت‌اند بلكه تنها به اين موضوع اشاره دارد كه هر چه به ارتباطات غيركلامي خود در حين صحبت بيشتر دقت كنيد، در انتقال مطلب مورد نظرتان موفق تر هستيد. اگر امرار معاش شما مستلزم تعاملات انساني است، (هر چند در عصر سيبرنتيك نمي توانيم از تماس هاي چهره به چهره با همنوعان خود اجتناب ورزيم)، در صورتي كه از تاثير خود بر مردم آگاه باشيد؛ با موفقيت بيشتري به هدف هايتان دست مي يابيد.

مهم ترين بخش جريان ارتباطي غير كلامي كه بخش ناآشكار آن است نگرش‌هايتان مي باشد.

شايد شما صاحب فكري درخشان، شيوايي كلام، حالات و ژست هاي عالي زبان، بدن و ظاهري خوشايند باشيد؛ ولي نگرشي منفي ابراز داريد. در اين صورت، احتمال لوث شدن پيام مورد نظرتان بالاست.

به افرادي كه تا به حال ملاقات كرده ايد و احساستان نسبت به آن ها بينديشيد. ما انسان ها نسبت به نگرش بي نهايت حساس هستيم. ما احساس دروني افراد را نسبت به خودشان حس مي كنيم. ما به طور شهودي سطح اطمينان به خود و اعتماد به نفس آن ها را در مي يابيم و عمدتاً واكنش هايمان را نسبت بدان ها بر اين اساس پي ريزي مي كنيم، خواه آن ها نگرشي منفي و خواه مثبت از خود بروز دهند. بازيگران نمايش بايد بسيار بكوشند تا در برابر تماشاچيان به چنين مهارتي دست يابند. در مورد سايرين نيز وضع به همين منوال است. كار سهل و ساده اي نيست! از خصلت هاي آدمي است كه به خويشتن واقع بينانه نمي نگرد. اغلب، نمي دانيم چرا موفق نيستيم.

در سطور زير روشي ارائه شده كه به تقويت مهارت هاي ارتباط غير كلامي تان كمك مي كند. در حد امكان سعي كنيد دوربيني تهيه و از يكي از دوستان خود بخواهيد تا شما را همه جا دنبال كند و از شما در موفقيت هاي مختلف فيلم ويديوئي تهيه كند به ويژه هنگام صحبت با ديگري، يا به هنگام خطاب قرار دادن گروهي، منتهاي تلاش خود را بكنيد تا آن ها را ناديده بگيريد؛ سبك طبيعي حرف زدنتان را تصحيح نكنيد. سپس نوار فيلم تهيه شده را تجزيه و تحليل كنيد. ممكن است نتايج دردناك باشد ولي سعي كنيد خود را واقع بينانه ارزيابي كنيد. نوار ويدئو را به دوستان و همكارانتان بدهيد و از آن ها بخواهيد صادقانه و بي هيچ ملاحظه اي شما را نقد كنند و در مقياس ده نمره اي از يك تا ده به رابطه غير كلامي خودتان نمره بدهيد:

?                                 آهنگ صدا

?                                 ظاهر

?                                 زبان بدن

?                                 استفاده از دست ها

?                                 حالات بدن و ژست ها

?                                 نگرش

با مشاهده مجدد فيلم متوجه خواهيد شد كه شما در نظر ديگران چگونه ايد و بايد روي چه نكاتي كار كنيد. به هنگام مقايسه ارزيابي خود با ارزيابي ديگران از شما كاملاً به تفاوت هاي بين آن دو دقت كنيد. اگر بيش از حد بر خودتان سخت يا آسان مي گيريد، نشانه آن است كه بايد روي نگرش خود كار كنيد.
تاييد خود عنصر ضروري موفقيت محسوب مي شود ولي خود فريبي يقيناً راهي است به سوي شكست.
شما ابتدا بايد عادت هاي مشهود بد و نامناسب را، پيش از تغييرشان شناسايي كنيد. تلاش كنيد نقاط ضعف خود را بهبود بخشيد، دلسرد نشويد همه ما اشكالاتي داريم!

به چند نكته مهم در هنگام تمركز توجه داشته باشيد:
           حالات بدني: صاف بنشينيد، قوز نكنيد.

             با حالات بدني و ژست هاي غير ضروري، حواس تان را پرت نكنيد.

            در موقع مناسب لبخند بزنيد.

              طبيعي باشيد

                وول نخوريد

                بياموزيد تا از طريق بيان چهره و زبان بدن خوشايند به گرمي با ديگران ارتباط برقرار كنيد.از ديگر تمرين‌هاي سودمند آن است كه دفترچه اي از عكسهاي مجلات و نشريات، از انواع تصويرهايي كه شما مايليد شبيه آن ها باشيد تهيه كنيد و به هنگام برقراري ارتباط با ديگران، آن ها را در ذهن تان مجسم كنيد.اين تمرين را با فني كه پيشتر بدان اشاره شد و بر اهميت يادگيريِ گوش دادن تاكيد دارد، تلفيق كنيد. شكل دادن تصويرتان فرايندي پيش رونده است، بنابراين به ضبط شنيداري و ويدئويي خودتان ادامه دهيد و هر گاه ?نمره? ارزيابي شما افزايش يافت، تمرين را قطع كنيد. در ضمن آماده دريافت نتايج جالب هم باشيد.

مترجم: نسرين مصباح , كارشناس مركز مشاوره دانشگاه تهران

منبع : http://iransco.org

 

 

نوشته شده توسط سیدرفیع الدین میرعربشاهی در 1:18 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه سیزدهم اسفند 1385

ارتباط موثر اجتماعي و موفقيت

ارتباط موثر اجتماعي و موفقيت

 

امروزه ما در دنيايي زندگي مي كنيم كه ناگزيرازارتباط وبرخورد با ديگران هستيم آنچه مسلم است كه هيچ كس قادر  نيست بدون كمك ومساعدت وارتباط با ديگران ، نيازهاي معمولي خود را برطرف سازد .حال سئوالي كه اينجا مطرح مي شود اين است كه چگونه بايد با ديگران ارتباط برقرار كنيم وجهت افزايش اين ارتباط چه كارهايي بايد انجام دهيم يا اينكه چه كارهايي نبايد انجام دهيم.

در معاشرت بايد با روي گشاده ونرمي ومهرباني با همه رفتار نمود وتند خويي با هركس كه باشد بد است .اگر خود را در سطح ديگران قرار دهيم واز زبان آنها براي انتقال نقطه نظرهاي خود استفاده كنيم ،اغلب به نتيجه دلخواه مي رسيم وبا ديگران در سطح خود آنها ظاهر شدن همان برقراري ارتباط موثرمي باشد .بعضي ها گمان مي كند كه ارتباط فقط شامل حرف زدن ،نوشتن ويا بحث كردن است ، اينها از عناصر مهم ارتباطي هستند ولي در واقع ارتباط را رفتاري مي گوييم كه پيامي در خود دارد كه توسط طرف مقابل ما درك مي شود، خواه شفاهي باشد يا غير شفاهي ،آگاهانه يا ناآگاهانه ، عمدي و…. ولي اگر ادراك شود ،جنبه پيام ارتباطي پيدامي كندوهمين عدم درك پيام رابطه رامختل،معشوق ونارسامي سازد. ارتباطات عامل ومنشا بسياري از شاديها وغصه ها و رنجها زندگي است ، زندگي شاد ، زندگي سرشار از دوستي است . روشن است كه با افراد متفاوت ، رفتارهاي متفاوتي خواهيم داشت تاكيد بر خصوصيات مشترك ارتباط را موثر مي كند ، ما انسانها با يكديگر مشتركات فراوان داريم ،با كمي تمرين مي توان خود را همراه ديگران بيابيم و با آنها دوست وهم راي شويم.

 شيوه هاي افزايش ارتباط خود با ديگران :

1)صريح وصادق بودن:

سعي كنيم در روابط خود با ديگران صريح وصادق باشيم ، در گفته هاي خود صريح وصميمي باشيم واز هر نوع ابهامي اجتناب كنيم ، چون اگر منظور خود را با صراحت بيان نكنيم طرف مقابل ما به اشتباه مي افتد وبه حدس وگمان متوسل مي شود واز واقعيت دور مي گردد.

2- احساسات خود را بيان كردن:

بااحساس خود روراست باشيم ، سعي كنيم مشكلات زندگي واحساساتي كه داريم،باهمسر وشريك وباطرف مقابل خوددر ميان بگذاريم .حتي اگر گمان كنيم كه باعث ناراحتي آنها ميشود اگر مي خواهيم با طرف مقابل خود ارتباطي معقول ومنطقي بر پايه تفاهم داشته باشيم ، بهترين روش روراست بودن است واحساس خود را باوي در ميان گذاشتن است .اگر مشكلي را حل نشده باقي بگذاريم ويا موضوعي را كه مداقه وگفتگو در باره آن الزامي است به ميان نكشيم ، مثل اين است كه دمل چركين ودردناكي را سرجايش گذاشته وبه حال خود رها كرده باشيم .

3- زمينه مشترك ونكات مشابه را يافتن :

درجست وجوي زمينه هاي مشترك باشيم، سعي كنيم در ارتباطمان بيشتر ا نكات مشترك ومشابه را بيابيم . اهداف ونيازها ونگرانيها را از نظر او نگاه كنيم وبراي اينكه شرايط طرف مقابل را درك كنيم بايد اموراو را از ديد ونظر او ببينيم وبا پرس وجو ، از اموري كه نگراني او باعث شده ، متوجه گرديم ،همين نكات مشترك زمينه هاي مساعدي هستند كه شالوده همدلي ووحدت وتفاهم را برروي آن مي توان بنا كرد ، عبارتي مثل : ((من وتو هردو همين را مي خواهيم ))را مي توان بيان نمود.

4- همدلي وهمدردي كردن:

سعي كنيم با شخص احساس مشترك داشته باشيم . شادي وغم خود به حساب آوريم وموقعي كه او احساس غم مي كند ما نيز با او همدرد وهم غم شويم وبالعكس مساعي ما اين باشد كه سيستم حسي فردارتباط برقرار كنيم .

5- شنونده خوبي بودن:

شنونده خوبي باشيم وگوش كردن را ياد بگيريم .گوش كردن به سخن وكلام ديگري موجب مي شود تا او در نهايت آرامش خيال ، به طور واقع ، منويات قلبي واحساسات خود را با ما در ميان بگذارد وبرايمان احترام قائل شود وآماده شنيدن نظرات ما شود.

6- سيستم روحي افراد را شناختن وتقليد از آنها:

براي اين كار بايد به دقت به افراد چشم بدوزيم وبه سخنان آنها به دقت گوش فرا دهيم وببينيم غالبا" از چه نوع كلماتي استفاده مي كنند آنگاه با استفاده از همان نوع كلمات ، تقليد از لحن صدا،حالات وحركات چشم ها به گونه اي با آنها نحوه فكر وعملكرد ذهني شان مطابق باشد.

7- شخصيت افراد در نظر گرفتن:

بايد ببينيم طرف مقابل ما چه شخصيتي دارد ، برون گراست يا درون گرا ، براي صميميت با درون گرايان بايد ببينيم چه ايده ها وارزشهاي براي آنها اهميت دارد و آنگاه بكوشيم تا با توجه به چارچوبهاي ذهني شان با آنها رفتار كنيم وصحبت كنيم وبالعكس ، براي همدلي با برون گرايان به آنها نشان دهيم كه آنچه مي گويند وعمل مي كنند با انديشه ورفتار مردم هماهنگ است.

8- تقويت نمودن عزت نفس :

براي تقويت عزت نفس خودبايد با تعمق در ژرفاي وجود از دنياي پيچيده درون خود آگاه شويم ، به كاستي هايمان پي ببريم ، جهت گيري هايمان را در قبال رويدادهاي مردم وشرايط گوناگون بشناسيم وبه فكر اصلاحشان باشيم وبا كمك حرمت نفس وارزشي كه براي خودمان قائل هستيم حق انتخابمان چندبرابرميشود وارتباطمان با ديگران به نحو چشمگيري بهبود مي يابد .

9- محترم شمردن احساس طرف مقابل :

همواره رفتاري احترام آميزداشته باشيم واحساس طرف مقابلمان رامحترم بشماريم،كوچك كردن همديگر،به خصوص درحضور ديگران درمناسبات وروابط ،اثرتخريبي دارد،رفتار توام باظرافت وملايمت نه فقط شامل رفتار مودبانه مي شود،بلكه صفا وصداقت واقعي واعتمادكامل نيز در بردارد.

10- سكونت نمودن :

سكوت پيامي اعجاز گر در امر ارتباط است ويكي از جنبه هاي مهم ارتباط است ، مشروط بر اينكه حاوي پيامي باشد، سكوت مي تواند در مناسبات انسان عشق ورضايت وخشنودي وتفاهم دوگانه واحساسها را منتقل سازد.

11- عدم افراط در موعظه:

منظورمان را به صورت سخنراني ونصيحت خشك تو خالي بيان نكنيم . موعظه مي تواند جنبه افراطي ومخرب درروابط داشته باشدومابايدسعي كنيم حداعتدال رانگاه داريم وبراي سخنانمان ارزش قائل شويم وجايي كه ازمانظرمي خواهند ، نظر بدهيم .

12- وقت وموفقيت شناس بودن :

يادبگيريم كه چه وقت شوخي وچه وقت جدي باشي،هيچگاه طرف مقابلمان رادست نيدازيم ،ازگفتن جملات وكلماتي كه باراخلاقي وفرهنگي مناسبي ندارنددربيان منظورمان ، خوداري نماييم ،شوخي كردن بايدباتوجه به موقعيت وزمان خاصي باشد .

13- مخالف نمودن به شيوه مناسب :

ياد بگيريم كه چگونه بدون بحث وجدلهاي مخرب ، مخالفت خود را نشان دهيم ، جرو بحثها غالبا" بابلند كردن صدا ، دادوفرياد ، خشم وغضب ، همراه است . بحث وجدلها تا حدود زيادي تحت تاثير گرايشات وخلق وخوي افراد درگير مباحثه قرار مي گيرد .اكثريت مردم فاقد  روحيه خود پسندانه افراطي هستند ، به اين علت با تسلطي كه بر نفس خود دارند مي توانند از درگيري واهانت خود داري كنند .كسي كه مي خواهد شمارا خشمگين كندتاازكوره در برويدبهترين راه مقابله باآن برگزيدن روشن سازنده به جاي عكس العمل وروش مخرب ومنفي است كه اوبه آن توسل جسته است .

14)يكي بودن قول وعمل :

سعي كنيم قول وعملمان يكي باشد .هنگامي كه خودمان براي گفته هاي خود ارزش قايل نيستيم ، چه انتظاري مي توان داشت كه ديگران قولها وسخنان ما را محترم بشمارند .هنگامي كه ما قول مي دهيم كاري را انجام دهيم سعي كنيم آن را به مرحله عمل برسانيم واگر ناتوان در انجام آن هستيم هرگز خود مكلف به وعده اي كه از عهده آن بر نمي آييم ، نكنيم روراست وصادقانه بگوييم نمي توانيم .پس براي اينكه ديگران را به خوبي درك كنيم بايد بتوانيم اطلاعات را به خوبي از آنها كسب كنيم واين امر منوط به توانايي ما در دقيق گوش كردن ، دقت نظر ، همدلي ، طرح سئوالات مفيد وسودمند واحترام متقابل است . احترام با سيستم حسي فرد ديگر ، مشاهده همه چيز از نگاه او وسر در آوردن از نيازها وعلايقش به ما كمك مي كند كه اطلاعات را به نحوي دريافت كنيم كه به سهولت قايل فهم وهضم باشد . دو عامل اساسي ارتباط ، همان درك شدن ودرك كردن است . زندگي يك مسابقه صرف نيست،مي توانيدبا اشخاص به گونه اي رفتار كنيد كه هركس خودرا يك برنده در نظر بگيرد واحساس پيروزي كند. شرايط پيروز شدن يكي وباختن ديگري هرگز به نفع كل نيست. همگام شدن نه تنها روي ديگران ، بلكه روي ما نيز تاثير قابل ملاحظه اي بر جاي مي گذارد .وقتي با ديگران همگام مي شويم در واقع به دورن آنها مي رويم ودر ذهن آنهاجا مي گيريم ودر ارتباطمان بايد سعي مان در افزايش وارتفاء بيش ازبيش اين رفتارهاباشدودرنتيجه تجربه اي از آنها پيدا كنيم.همگام شدن موثربه ماامكان مي دهد با ديگران برخورد همدلانه وبه ياد ماندني داشته باشيم .

 

نوشته شده توسط سیدرفیع الدین میرعربشاهی در 1:18 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه سیزدهم اسفند 1385

چگونه بهتر فکر کنیم ؟

چگونه بهتر فکر کنیم ؟

 

براي پرهيز از انواع حماقت هايي که همه ما به يک اندازه در معرض آنها قرار داريم ، به همان اندازه که به دانش و آگاهي نياز است به تمرين و استمرار آن نيز نيازمنديم. يکي از انديشه هاي فوق العاده خطرناک آن است که پيشاپيش خود را از انواع ناداني ها يا حتي نوع خاصي از آنها مصون بدانيم ، اين وضع همان قدر خطرناک است که کسي خود را از بيماري واگيرداري که هيچ روش واکسيناسيوني نيز براي آن وجود ندارد ، ايمن بشمرد.

معمولا در چنين مواردي ، علل خاصي هستند که منجر به بوجود آمدن چنين عقايدي در شخص مي شوند ، مثلا داشتن درجه دانشگاهي  خاص يا يک موقعيت اجتماعي ويژه و يا چيز هايي از اين دست.

شايد نام بردن از شخصي که همه ما به خردمندي و انديشمندي او اعتراف داريم در اينجا حمل بر بي احترامي به او بشود ، اما اين حسن را نيز دارد که نشان مي دهد که گاهي بزرگترين متفکرين بشري هم به راحتي در دام حماقت هايي مي افتند که هرگز انتظار نمي رود. هيچ کدام از ما به خرد و عقلانيت ارسطو شک نداريم. حتي مي توان گفت او را جزو خردمندان مي شمرديم که نظير او اريخ بشر به تع داد انگشتان دست هم نمي رسد. به نقل از برتراند راسل ، ارسطو معتقد بوده است که تعداد دنده هاي زنان کمتر از تعداد دنده هاي مردان است ، اما امروز به وضوح مي دانيم که اين تفکر غلط است. غلط بودن اين تفکر هيچ ربطي به پيشرفت تکنولوژيکي بشر يعني ندارد اين طور نيست که بگوييم ارسطو در آن زمان وسايل و ابزار هاي پيشرفته اي در اختيار نداشته است تا در باره نظرش تحقيق کند ، به علاوه تحقيق آن حتي نيازمند تاملات فکري خيلي پيچيده و عجيب و غريب نيز نبوده است. اما چرا ارسطو چنين نظري داده است ؟ ارسطو به راحتي مي توانست از اين فکر اشتباه که تعداد دنده هاي زنان کمتر از مردان است ، پرهيز کند. چگونه ؟ با يک روش بسيار ساده کافي بود دنده هاي او را بشمرد.

حتي اگر فرض کنيم دست بر قضا ، همسر ارسطو ، تعداد دنده هايش از حد معمول کمتر بود ،  ار سطو مي توانست اين کار را در چند مورد مشابه تکرار کند ، بدين معني که چند خانم را به نحو اتفاقي انتخاب کند و دنده هايشان را بشمرد ، در اين صورت شايد نمي توانست حکم کلي اي راجع به تعداد دنده هاي زنان بدهد اما حداقل در مي يافت که نظر او راجع به کمتر بودن تعداد دنده ها در زنان ، اشتباه است . ارسطو اين کار را نکرد ، چرا که گمان مي کرد نظر درست را در زمينه مي داند.

مثالي که در اين مورد آورديم ، در باره بزرگترين متفکرين بشري بود تا کسي خود را بري از اين نوع اشتباه نداند ( البته هيچ اشکالي ندارد که کسي خود را متفکري بزرگتر از ارسطو بشمرد، به شرط آن که شواهد کافي بر اين مسئله وجود داشته باشد .) اما اگر در باره مسائلي اظهار نظر کند که براي آنها به روش مناسب خودشان دليل و شاهدي نداشته باشد بدون ترديد مي توان گفت با عقيده اي احمقانه دست به گريبان است. تشخيص اينکه هر مسئله اي به چه نوع تحقيقي نيازمند است ، خود بخشي از هوش و فراست ما را تشکيل مي دهد اما آنچه که مي خواستم بر آن تاکيد کنم اين بود که در بسياري از موارد که ما به جاي تحقيق و گفت و گو در باب مسئله اي ، صرفا با عبارت " نظر ما اين است که ..."  عقيده خودمان را بيان مي کنيم ، در واقع داريم از دليل آوردن شانه خالي کنيم و اين خود بدان دليل است که پيشاپيش چنان توهم دانستن ما را فرا گرفته است که راهي براي ارزيابي نظرمان باقي نگذاشته ايم. اين فکر که چيزي را مي دانيم ، در حالي که نمي دانيم ، اشتباهي مهلک است که همه ما مستعد آن هستيم. شايد بتوان راههاي متعددي را براي پرهيز از چنين اشتباهي مطرح کرد ، به نظر من براي درمان چنين بيماري اي يک راه اساسي وجود دارد و آن اين است که به سخنان مخالفان به نحو همدلانه اي ، گوش بسپاريم. منظور از " همدلانه گوش دادن " آن است که واقعا فرض کنيم ما تا به حال اشتباه  مي کرده ايم و آنگاه ببينيم که اگر بخواهيم خودمان را قانع کنيم که در اشتباه بوده ايم ، بهترين دلايلي که مي توانيم بر عليه خودمان بياوريم  ، کدامند

( نوشته : نصير موسويان )

منبع : وبلاگ آرمان انديشمند

 

نوشته شده توسط سیدرفیع الدین میرعربشاهی در 1:17 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه سیزدهم اسفند 1385

مراحل تفکر در حل مشکلات

مراحل تفکر در حل مشکلات

 

انسان در زندگي به مشکلات زيادي بر مي خورد که نياز به حل آنها دارد و اصولا هر سوالي که انسان با خود مطرح مي کند و جوابش را نمي داند خود ، مشکلي به شمار مي رود . معمولا انسان با موضع گيري هاي زيادي مواجه مي شود که مشکل به حساب مي آيند و اين هنگامي است که او هدفي مشخص دارد و براي تحقق آن تلاش مي کند اما راهي که منتهي به تحقق هدفش باشد ، نمي شناسد ، يا مانعي وجود دارند که او را از رسيدن به هدفش باز مي دارد .

1 – احساس وجود مشکل

سير تفکر با احساس وجود مشکلي که براي انسان اهميت دارد ، آغاز مي شود . انسان در اين مرحله نوعي انگيزه قوي احساس مي کند که او را به حل مشکل تشويق مي نمايد . اصولا احساس وجود مشکل ، نخستين مرحله سير تفکر را تشکيل مي دهد

2 – جمع آوري مدارک پيرامون موضوع ( مشکل )

وقتي انسان وجود يک مشکل را حس مي کند معمولا به جستجوي آن از تمام جنبه ها مي پردازد تا آن را به خوبي درک کند . و بعد به جمع آوري کليه اطلاعات و مدارک متعلق به آن و بررسي آنها ، به منظور شناختن درجه تناسب يا عدم تناسبشان با موضوع مي پردازد و اطلاعاتي را که مناسب حل مشکل هستند حفظ مي کند و آنها را که نامناسب هستند کنار مي گذارد ، جمع آوري اطلاعات و اسناد متناسب با موضوع به روشن شدن و فهميدن و مشخص کردن دقيق آنها کمک مي کند .

3 – فرضيه سازي

فرضيه در واقع راه حل هاي پيشنهادي براي مشکل است و تمامي راه حل هاي پيشنهادي و احتمالي که به ذهن خطور مي يابد را شامل مي شود .

4 – ارزيابي فرضيه ها

وقتي محقق براي حل يک مشکل فرضيه اي مي سازد معمولا به بررسي عميق و بحث پيرامون آن فرضيه در چارچوب اطلاعات و مدارکي که در اختيار دارد ، مي پردازد تا از تناسب آنها با مساله ( مشکل ) و صلاحيتشان براي حل آن مطمئن شود . گاهي محقق در مي يابد فرضيه اي که ارائه داده است با برخي از اطلاعات و حقايق درباره آن مشکل ، هماهنگ و متناسب نمي باشد ، از اين رو فرضيه مزبور ار به دليل عدم شايستگي در حل مشکل ، کنار مي گذارد و به ساختن فرضيه اي ديگر مي پردازد و اين روند آنقدر تکرار مي شود تا سرانجام به ارائه يک فرضيه پذيرفته شده و متناسب با اطلاعات و حقايق موجود درباره آن مشکل برسد .

5 – اطمينان به صحت فرضيه

پس از کنار گذاشتن فرضيه هاي نامناسب و رسيده به يک فرضيه متناسب براي راه حل مشکل ، محقق معمولا به گردآوري مدارک و اسناد ديگري نيز مي پردازد و به نکات تازه اي مي رسد و يا براي اطمينان از صحت اين فرضيه آزمايش هايي انجام مي دهد .

اينها مراحلي هستند که فکر ، معمولا در جريان حل مشکلات ، پشت سر مي گذارد و ما نيز براي حل کليه مشکلاتي که در زندگي روزمره دانگيرمان مي شود ، همين مراحل را طي مي کنيم .

قرآن براي مراحل سير تفکر در جريان حل مشکلات ، نمونه اي به ما ارائه مي دهد . و اين نمونه را در داستان ابراهيم و روشي که او در سير تفکر براي رسيدن به معرفت پروردگار بزرگ و قادر هستي آفرين ، در پيش گرفت ، مي يابيم .

 سوره انعام / آيات 74-79 :

« و ياد کن وقتي را که ابراهيم به پدرش آزر گفت : آيا بتهايي را به خدايي اختيار کرده اي و من براستي ، تو و پيروانت را در گمراهي آشکار مي بينم . و همچنين ما به ابراهيم ملکوت و باطن آسمان ها و زمين را ارائه داديم تا به مقام اهل يقين رسد . پس چون شب تاريک نمودار شد . ستاره درخشاني را ديد ( براي هدايت مشرکان ) گفت : اين پروردگار من است . پس چون ان ستاره غروب کرد گفت : من چيزي را که نابود شود به خدايي نخواهم گرفت . پس چون ( شب شد و ) ماه تابان را ديد باز گفت اين خداي من است ، وقتي که آن هم نابود شد گفت : اگر خدئاي من مرا هدايت نکند همانا که من از گروه گمراهان عالم خواهد بود . پس چون ( صبح ) خورشد درخشان را ديد باز گفت اين است خداي من ، اين بزرگ تر است ، چون آن نيز نابود شد گفت : اي گروه مشرکان از آنچه شما شريک خدا قرار مي دهيد بيزارم . من با ايمان خالص روي به سوي خدايي مي آورم که آفريننده آسمانها و زمين است و من هرگز با مشرکان موافق نخواهم بود . »

ابراهيم (ع) نادرستي عبادت بتها را توسط قوم خود احساس کرده بود ، چون فکر مي کرد که انسان سازنده اين بتهاست . بنابراين ساخته دست بشر شايسته پرستش نيست .« ابراهيم گفت : آيا شما چيزي را به دست خود بتراشيد و آن را پرستش کنيد؟ » ( صافات / 95 ) همين احساس ابراهيم (ع) نسبت به نادرستي عبادت بتها و عدم شايستگي آنها براي خدا شدن ، مشکلي در نفسش برانگيخت که بر او فشار مي آورد و بر تفکرش چيره مي شد و آن مشکل اين بود که « خداي اين هستي کيست ؟ » همزمان با احساس اين مشکل ، ابراهيم (ع) نوعي انگيزه قوي در خود حس کرد که او را براي رسيدن به شناخت آفريدگار هستي ، به تفمر درباره اين مشکل وادارد . ( البته در ايجاد اين انگيزه ، علاوه بر هدايت و توفيق الهي ، فطرت سالم و روح صاف و زلال ابراهيم (ع) نيز به او کمک کرد ) .

ابراهيم (ع) سپس به مرحله مشاهده و جمع آوري اطلاعات و مدارک رسيد . پديده هاي گوناگون هستي در آسمان و زمين را مشاهده کرد تا شايد از طريق آنها به شناخت خداوند برسد و در جريان مشاهده و گردآوري اطلاعات در ذهن خود فرضيه هايي ساخت ، مثلا وقتب تاريکي شب همه جا را گرفت و او ستاره اي ديد که در آسمان مي درخشد فرضيه اي ساخت که نتيجه­اش اعتقاد به خدا بودن ستاره بود؛ و هنگامي که ستاره غروب کرد فرضيه مزبور را کنار گذاشت زيرا فرضيه اي غيرمناسب با حل مشکل بود ( همچنين اين مرحله را براي ماه و خورشيد نيز تکرار کرد ) . ابراهيم (ع) پس از اينکه همه فرضيه ها را به سبب عدم تناسبشان با حل مشکل کنار گذاشت سرانجام فرضيه اي ساخت که او را به خدا معتقد کرد . او گفت : « من به خداي ايمان آوردم که آفريننده آسمانها و زمين است و من هرگز با مشرکان موافق نخواهم بود » . بدون شک او قبلا به اين فرضيه که سرانجام به آن رسيده فکر کرده و اطلاعات زيادي درباره ديگر پديده هاي هستي نيز گردآورده بود و نه تنها چيزي که فرضيه­اش را نقض کند در انها نديده بود بلکه بر عکس ، دريافته بود که هر آنچه را مشاهده کرده است از شگفتي هاي آفرينش و خلقت خداست .بنابر اين مي بينيم که چگونه قرآن مراحل سير تفکر در حل مشکلات را به طور دقيق و روشن ، توصيف کرده است .

تهيه کننده : حميد رضا هاشمي فرهود

 منبع : قرآن و روانشناسي (تاليف محمد عثمان نجاتي  )

نوشته شده توسط سیدرفیع الدین میرعربشاهی در 1:17 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه سیزدهم اسفند 1385

فرآيند حل مسائل در مشكلات زندگي

فرآيند حل مسائل در مشكلات زندگي

 

در اين فرآيند ما مي‌خواهيم بياموزيم كه چگونه مسأله را حل كنيم و چگونه از پروسه‌ي حل آن لذت ببريم.

در اين فرآيند ما بايد به 2 نكته اصلي توجه كنيم

1ـ چگونه با يك مسأله مواجه شويم

تمامي زندگي‌هاي امروزي با مسائل فراواني دست به گريبان است عده‌اي از افراد اين مسائل را فاجعه، بلا و مصيبت و … مي‌پندارند ولي ما اصلاً‌ از اين گونه الفاظ به كار نبرده و به جاي همه‌‌ي آنها از واژه‌ مسائل استفاده مي‌كنيم.

هر فردي يك دايره يا شعاع بزرگي متفاوت در اطراف خود دارد. كه روانشناسان اين دايره، دايره‌ را حتي مي‌گويند. اگر هر مشكلي در داخل اين دايره اتفاق بيافتد هر فرد آن را به سادگي حل كرده و مشكلي از اين بابت ندارد ولي اگر خارج از اين دايره( اين دايره در برگيرنده مجموعه‌تجارب، استعداد‌ها،‌ سرمايه‌هاي مادي و … مي‌باشد) اتفاق بيافتد الفاظي مانند بدبخت شدم، بيچاره شدم و … به كار مي‌برند. مثلاً‌يك كودك يك عروسك چيني دارد اين عروسك از دستش مي‌افتد و مي‌شكند شروع به گريه مي‌كند و حتي مي‌گوئيم يكي ديگر مي‌خرم بازهم به اين صحبت توجه نمي‌كند كه اين نشان بر اين است كه دايره راحتي او خيلي كوچك است.

به چند اصل در اين باره توجه مي‌كنيم.

1) اصل تغييرواژگان: در فوق اشاره كامل به اين مطلب شد.

2) اصل اعتماد به نفسش و حفظ روحيه: بدون داشتن اعتماد به نفس نمي‌توان بر مشكل فائق آمد زيرا هنگامي كه انسان خود را نسبت به يك ساله نا توان فرض كرده‌است چگونه مي‌‌تواند از عهده يك ساله به خوبي برآيد.

3) اصل اعتماد و اشكال به قدرت خداوند: زيرا انسان تا هنگامي كه خود را همراه خدا ببيند بداند دستش در دست قدرت لايزال الهي است از هيچ مسأله‌اي نمي‌هراسد.

4) اصل چگونگي به جاي چرا: به جاي آنكه بگوئيم اين مسأله چرا براي من بوجود آمده بگوئيم اين مسأله را چگونه حل كنم

4سوال طلائي براي دادن روحيه به خود در هنگام رويارويي

1) بگوئيم اين رخ داد چه پيام             براي من‌دارد.

2) چه نكته خوب و جالبي در حل اين مسأله براي من وجود دارد.

3) من فوراً چه بايد بكنم تا اين مسأله آن طور كه دلخواه من است حل شود.

4) من فوراً چه اقداماتي انجام بدهم تا در ضمن اين مسأله لذت ببرم.

شيوه‌هاي حل يك مسأله

1ـ انتخاب رويكردي درست نسبت به مساله به كمك مشاور

2ـ‌تعيين دقيق مشكل به كمك مشاور

3ـ پيدا كردن راه حل‌هاي متفاوت و متعدد

4ـ ارزيابي راه‌حل‌ها

5ـ انتخاب راه‌حل‌هاي مفيد به كمك مشاور

6ـ اجراي راه‌حل‌هاي مناسب

 1ـ انتخاب رويكردي درست نسبت به مسأله: ابتدا باورهاي اشتباه را از خود و ديگران دور سازيم كه درقسمت نحوه برخورد به طور كامل توضيح داده شد.

2ـ تعيين دقيق مسأله

ـ ابهام را از صورت سؤال برداريم.

ـ مشكلات كلي را به صورت جزئي‌تر تبديل كنيم.

ـ مشكلات پيچيده را به عوامل ساده كاهش دهيم

ـ مثال) يك نفر مي‌گويد من مشكل خانوادگي دارم كه اين مشكل يك مشكل مبهم و كلي است و بايد به عوامل ساده‌تر تقسيم شود.

3) بدست آوردن راه حل‌هاي متعدد

ـ يافتن راه‌حل‌هاي متعدد فراوان

ـ استفاده از بارش فكري

ـ ترجيح كميت به جاي كيفيت

4)‌ارزيابي راه حل‌ها

ـ توجه به بررسي سودمندي هر يك از پيامدها براي خود و ديگران

ـ پيش‌بيني و ارزيبابي دقيق هر راه حل

5) با توجه به موارد 3و4 بهترين گزينه ممكن را انتخاب مي‌كنيم

6) اجراي راه حل و بازبيني

اگر راه حل مشكل را حل كرد كه مسأله حل شده مي‌باشد و در غير اين صورت يكبار ديگر پروسه را طي مي‌كنيم

منابع :

بسوي كاميابي آنتوني رانيز

سرگذشت آنتوني رانيز و موفقيت‌هاي او آنتوني رانيز

نوشته‌هاي يك دوست آنتوني رانيز

جزوه مهارت‌هاي زندگي تهيه شده در كانون پژوهشي و مشاوره

 

نوشته شده توسط سیدرفیع الدین میرعربشاهی در 1:16 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه سیزدهم اسفند 1385

چای خواستگاری

چای خواستگاری

مادرش ميگفت: "دخترم! بگذار راحتت كنم تمام زندگي آينده ات بستگي به همين چند دقيقه چاي آوردن دارد. پايت را كه از آشپزخانه گذاشتي بيرون اول خوب همه جا را نگاه كن بعد سرت را پايين بنداز و با صداي آرام بگو سلام! نميخواهم پشت سر دخترم حرف درست كنند كه چقدر خودخواه و بي تربيت بود. يك وقت هول نشوي! رنگت عوض شود با خودشان ميگويند: "دختره آدم نديده است" سيني چاي را محكم بگير مثل دفعه قبل نشود كه دستت بلرزد و آقاي داماد را شرمنده كني. حواست جمع باشد اول بزرگتر. يك وقت نبينم كه سيني را يكراست بردي جلوي آقاي داماد فكر ميكنند كه حالا پسرشان چه آش دهان سوزي است. آرام و باحوصله راه برو دوبار كمتر تعارف نكن سرت را بلند نكن آرام حرف بزن حتي اگر جك هم تعريف كردند نخند و گرنه از فردا رويت عيب ميگذارند كه دختره بي حيا و پر رو بود. عزيزم! ميدانم كه سخت است ولي چند دقيقه بيشتر نيست. تحمل كن از قديم گفته اند: "در دروازه شهر را ميشود بست ولي در دهان مردم را نه..."
 لحظه موعود فرا رسيده بود دستورها را مو به مو اجرا ميكرد سيني چاي را دو دستي چسبيده بود سعي كرد به هيچ چيزي فكر نكند شانه هايش را پايين انداخت محكم و استوار قدم بر ميداشت. همه چيز روبراه بود چند قدم بيشتر راه نرفته بود چشمش به مادر داماد افتاد كه چادرش را جلو كشيده بود و در گوش دخترش پچ پچ ميكرد
 گوشهايش را تيز كرد صداي مادر را شنيد كه ميگفت ": ماشاالله هزار ماشاالله همچين چايي مياورد كه انگار نسل اند نسل قهوه چي بوده اند ..."

نوشته شده توسط سیدرفیع الدین میرعربشاهی در 1:15 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه سیزدهم اسفند 1385

مگه من دل نداشتم!

 

مگه من دل نداشتم!

توي باور نازت ، ازم يه ياغي ساختي

مي خوام بگم عزيزم ، منو تو نشناختي

 

دوست دارم كه باشم

تو باور تو يك مرد

با حال التماسي

نگم دوباره برگرد

هر واژه ي بي ربط

اونو يادم مياره

همه ميخوان بگن اون

منو دوسم نداره

هر روز مثل اشكي

كه مي خوام بارون ببينم

ولي طاقت نميارم

تو چشاي تو بشينم

مگه من دل نداشتم!؟!؟

دل منو شكستي

چرا وفا نكردي؟

 به اون عهدي كه بستي

تو كه گذاشتي رفتي

منو تو اين شب سرد

با التماس دستام

مي گم دوباره برگرد

 

مي خوام بگم كه يادت

توي دلم مي مونه

توي دلم سياه نيست

اينو چشات مي دونه

مي گن شيرين و فرهاد

رفتن توي هر ياد

چون به هم نرسيدن

كردند عشقو فرياد

  مگه من دل نداشتم!

نوشته شده توسط سیدرفیع الدین میرعربشاهی در 1:15 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه سیزدهم اسفند 1385

شناخت افسردگی

شناخت افسردگی

 

 افسردگي اغتشاشي در خلق است كه با درجات متفاوت غمگيني، يأس، تنهايي، نااميدي، شك در مورد خويشتن و احساس گناه مشخص مي شود. اغلب مردم معمولاً در دوره اي از عمر خود احساس افسردگي مي كنند، اما عده اي ديگر اين احساسها را به كرات و به طور عميق و مداوم تجربه مي كنند. در بعضي موارد، افسردگي براي ماهها و يا سالها تداوم مي يابد. مشهورترين حالت افسردگي احساس دلتنگي و دل گرفتگي و يا قرار داشتن در حالت خلقي بد است. اين احساسها معمولاً كوتاه مدت بوده و تاثيرات كم وجزئي بر روي فعاليتهاي معمول روزانه دارند.
در سطح بعدي افسردگي، نشانه ها شدت يافته و براي دوره اي طولاني تر تداوم مي يابد. فعاليت هاي روزمره ممكن است به شدت سخت شوند...  اما هنوزشخص قادر به مقابله با آنهاست. بهر حال، در اين حالت، احساسهاي نااميدي شايد آنقدر شديد شوند كه خودكشي به عنوان تنها راه حل به نظر برسد. كسي كه افسردگي را تجربه مي كند، ممكن است نوسانات شديدي را در خلق تجربه كرده و يا حتي آرزوي كناره گيري كامل از فعاليتهاي معمول روزانه و دنياي بيرون را داشته باشد.

نشانه هاي افسردگي

افسردگي ممكن است به صورتهاي زير زندگي شخص را تحت تاثير قرار دهد:

?       تغييرات در احساسها و ادراكات

?       گريه هاي مكرر و يا درقسمت ديگ پيوستار، فقدان پاسخ دهي عاطفي

?       ناتواني از لذت بردن از هر چيزي

?       احساس نااميدي و يا بي ارزشي

?       احساس افراطي گناه و يا خود سرزنشي

?       فقدان ميل جنسي

?       فقدان احساسهاي گرم نسبت به خانواده و دوستان

?       تغييرات در رفتار و نگرش

?       فقدان علاقه نسبت به فعاليتهاي قبلي و كناره گيري از ديگران

?       غفلت از مسئوليت ها و ظاهر شخصي

?       تحريك پذيري. شكايت از چيزهايي كه قبلاً انجام مي گرفتند.

?       نارضايتي كلي از زندگي

?       كاهش در حافظه، ناتواني در تمركز، بلا تصميمي و آشفتگي

?       كاهش در توانايي مقابله با مسائل روزمره

?       شكايات بدني

?       خستگي مزمن و فقدان نيرو

?       فقدان كامل اشتها، و يا در سوي ديگر، خوردن اجباري

?       بي خوابي، بيداري زود هنگام صبحگاهي، يا خواب افراطي

?       سردردها، پشت دردها و ساير شكايات مشابه بدون دليل

?       مشكلات گوارشي شامل درد معده، تهوع، اشكال در  هضم و تغيير در كاركردهاي روده اي.

علل افسردگي

افسردگي در اغلب موارد ناشي از يك حادثه غم بار از قبيل مرگ يك شخص مورد علاقه است وقتي منبع افسردگي به سادگي آشكار و شخص بطور كامل از آن آگاه است، انتظار بر اين است كه شخص بطور متوسط به آن واكنش نشان داده و در زماني معقول از آن بيرون بيايد. در مواردي كه احساس افسردگي بدون منبع مشخص است و يا منبع آن روشن نيست.  افسردگي بدتر مي گردد چون شخص قادر به فهم خود نيست. احساس فقدان كنترل ممكن است به احساس واقعي افسردگي در اين موارد اضافه شود.

بسياري از فشار زاها ممكن است در افسردگي نقش داشته باشند. اين عوامل مي توانند شامل عوامل شخصيتي محيطي و زيستي طبي باشند. نقايص و يا عدم تعادل شيميايي در مغز ممكن است نقش مهمي در موارد افسردگي داشته باشند. عدم تعادلها مي تواند ناشي از بيماري، عفونت، داروهاي ويژه (شامل الكل و يا حتي داروهاي تجويز شده توسط پزشك) و غذاي ناكافي و نامناسب باشد. دركل، افسردگي را مي توان نوعي كناره گيري از فشار جسماني و يا روان شناختي در نظر گرفت. شناخت و فهم علل زيربنايي چنين فشارهايي گامي ضروري در يادگيري روش با افسردگي است.

به خود كمك كنيد

رك و رو راست بودن با خودمان در مورد تغييرات خلقي و يا شدت احساسات منفي به هنگام وقوع آنها به شما در پيدا كردن و شناسايي منابع احتمالي افسردگي  فشار كمك خواهندكرد. شما بايد خودتان را ارزيابي كرده و مشخص كنيد كه چه چيزي در حال حاضر برايتان مشكل ساز است ـ روابط با خانواده و دوستان، مسئوليت هاي مالي، و غيره. بحث با اطرافيان و يا يك دوست فهيم باعث مي شود قبل از اينكه فشار به مرحله بحراني برسد، راه حلهايي پيدا شود. حتي اگر افسردگي خفيف نيز در كارآمدي شما تاثير منفي داشته باشد. بايد با آن مقابله كرد. شما مي تواند اين كارها را بكنيد:

?       فعاليتهاي معمولي خود را از طريق در نظر گرفتن يك پاداش براي فعاليت مطلوب و يا حتي  يك چيز جديد تغيير دهيد حتي اگر آن را دوست نداشته باشيد.

?       از فشار زاهاي شناخته شده اجتناب كنيد. 

?       براي كاهش تنش بهبود گوارش، ايجاد آرامش و شايد بهبود خواب خود ورزش كنيد.

?       از قبول مسئوليت، تصميم گيري و يا تغييرات دراز مدت كه ممكن است شما را تحت فشار قرار دهند، خودداري كنيد، بهتر است كه اين كارها را تا زماني كه احساس بهتري براي مقابله داشته باشيد به تعويق بياندازيد

?       حتماً به يك پزشك مراجعه كنيد، بويژه اگر شكايات بدني نيز داشته باشيد.

 كمك به يك دوست افسرده

از آنجا كه افراد به شدت افسرده افرادي كناره گير، خواب آلود، دچار اشتغال ذهني با خود، و احتمالاً داراي افكار خودكشي هستند، يك دوست علاقه مند مي تواند كمك ارزشمند و شايد حفظ كننده زندگي به فرد افسرده بدهد. صحبت صادقانه با شخص افسرده در مورد نگراني تان در مورد سلامت او باعث گشايش مشكلات از جانب اومي شود.
به هنگام صحبت با چنين دوستي دفتر مشاوره موارد زير را توصيه مي كند:
?       به فرد بي جهت دلخوشي ندهيد.
?       شخص افسرده را به خاطر اينكه به احساسهاي ناشي از افسردگي نمي توان كمك كرد سرزنش يا شرمنده نكنيد.
?       با شخص افسرده هم حسي نكنيد و ادعا نكنيد كه شما نيز به مانند او احساس مي كنيد.
?       سعي كنيد فرد افسرده خشمگين نشود.
هدف اصلي شما بايد اين باشد كه به شخص اجازه دهيد. بداند كه نگران او بوده و مي خواهيد كمكش كنيد. اگر به نظر برسد كه افكار افسردگي در حال تبديل شدن به افكار خودكشي هستند، شخص را مجبور به جستجوي كمك حرفه اي كنيد. اگر شخص در مقابل در  پيشنهاد شما مقاومت كند و شما احتمال خودكشي را بدهيد، خودتان بدنبال كمك حرفه اي باشيد. بنابراين شما بهترين شيوه اداره موفقيت را بدست خواهيد آورد.

 در چه مواقعي كمك حرفه اي الزامي است

افسردگي قابل درمان است و كساني كه از آن رنج مي برند مي توانند بهبود يابند. هر گاه شخص هر كدام از موارد زير را احساس كند بايد به يك متخصص حرفه اي بهداشت رواني مراجعه كنيد:
?       زماني كه ناراحتي و مشكلات آنقدر زياد است كه در اغلب اوقات توانايي لذت بردن را از شما مي گيرد.
?       زماني كه نشانه ها شديد بوده و عملكرد روز به روز بدتر مي شود.
?       زماني كه فشارها آنقدر غير قابل تحمل هستند كه خودكشي به عنوان يك راه حل به ذهن شما مي رسد.
متخصصان بهداشت رواني مي توانند به شما در شناسايي منابع افسردگي و راههاي غلبه بر آن كمك قابل ملاحظه اي ارائه دهند.

مترجم:مجيد محمود عليلو, كارشناس دفتر مركزي مشاوره وزارت علوم, تحقيقات و فناوري و همكار مركز مشاوره دانشگاه تهران

منبع:The University  Of Illinois, Counselhng The Board of Thustees of of t Center

 

نوشته شده توسط سیدرفیع الدین میرعربشاهی در 1:14 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه سیزدهم اسفند 1385

چگونه از عقايد احمقانه بپرهيزيم؟

چگونه از عقايد احمقانه بپرهيزيم؟

 

 برتراند آرتور ویلیام راسل (زادهٔ ۱۸ می ۱۸۷۲ - درگذشتهٔ ۲ فوریه ۱۹۷۰). ریاضیدان، منطق‌دان و فیلسوف بریتانیایی بود که آثارش در مورد تحلیل منطقی، فسلفه در قرن بیستم را تحت تاثیر قرار داد. برتراند راسل که موفق به کسب جایزهٔ نوبل نیز شد، در گفتاري كوتاه با عنوان « چگونه از عقايد احمقانه بپرهيزيم؟»، به روشني به آسيب شناسي آفات تعصب، جزم و جمود، پيشداوري و .... در باورهاي آدمي مي پردازد.

برای پرهيز از انواع عقايد احمقانه ای که نوع بشر مستعد آن است، نيازی به نبوغ فوق بشری نيست. چند قاعده ساده شما را اگر نه از همه خطاها، دست کم از خطاهای ابلهانه بازميدارد.
اگر موضوع چيزی است که با مشاهده روشن ميشود، مشاهده را شخصاً انجام دهيد. ارسطو ميتوانست از اين باور اشتباه که خانمها

دندانهای کمتری از آقايان دارند با يک روش ساده پرهيز کند: از خانمش بخواهد که دهانش را باز کند تا دندانهايش را بشمارد. او اين کار را نکرد چون فکر ميکرد ميداند. تصور کردن اين که چيزی را ميدانيد در حالی که در حقيقت آن را نميدانيد، خطای مهلکی است که همه ی ما مستعد آن هستيم. من باور دارم که خارپشتها سوسکهای سياه را ميخورند، چون به من اين طور گفته اند؛ اما اگر قرار باشد کتابی درباره عادات خارپشتها بنويسم، تا زمانی که نبينم يک خارپشت از اين غذای اشتهاکورکن لذت ميبرد، مرتکب چنين اظهار نظری نميشوم. درهرحال، ارسطو کمتر از من محتاط بود. نويسندگان باستان و قرون وسطا اطلاعات جامعی درباره تکشاخها و سمندرها داشتند. با وجود آن که هيچکدامشان حتا يک مورد از آنها را هم نديده بودند، يک نفر هم احساس نکرد لازم است از ادعاهای جزمی درباره آنها دست بردارد.
اغلب موضوعات از اين ساده تر به بوته ی آزمايش درميآيند. اگر مثل اکثر مردم شما ايمان راسخ پرشوری نسبت به برخی مسائل داريد، روشهايی وجود دارد که ميتواند شما را از تعصب خودتان باخبر کند. اگر عقيده مخالف، شما را عصبانی ميکند، نشانه آن است که شما ناخودآگاه ميدانيد که دليل مناسبی برای آنچه فکر ميکنيد، نداريد. اگر کسی مدعی

باشد که دو بعلاوه دو ميشود پنج، يا اين که ايسلند در خط استوا قرار دارد، شما به جای عصبانی شدن، احساس دلسوزی ميکنيد، مگر آن که اطلاعات حساب و جغرافی شما آن قدر کم باشد که اين حرفها در افکار شما تزلزل ايجاد کند. اغلب بحثهای بسيار تند آنهايی هستند که طرفين درباره موضوع مورد بحث دلايل کافی ندارند. شکنجه در الاهيات به کار ميرود، نه در رياضيات؛ زيرا رياضيات با علم سر و کار دارد، اما در الاهيات تنها عقيده وجود دارد. بنابراين هنگامی که پی ميبريد از تفاوت آرا عصبانی هستيد، مراقب باشيد؛ احتمالاً با بررسی بيشتر درخواهيد يافت که برای باورتان دلايل تضمين کننده ای نداريد.
يک راه مناسب برای اين که خودتان را از انواع خاصی از جزميت خلاص کنيد، اين است که از عقايد مخالفی که دوستان پيرامونتان دارند آگاه شويد. وقتی که جوان بودم سالهای زيادی را دور از کشورم در فرانسه، آلمان، ايتاليا و ايالات متحده به سر بردم. فکر ميکنم اين قضيه

در کاستن از شدت تعصبات تنگ نظرانه ام بسيار مؤثر بوده است. اگر شما نميتوانيد مسافرت کنيد، به دنبال کسانی بگرديد که ديدگاههايی مخالف شما دارند. روزنامه های احزاب مخالف را بخوانيد. اگر آن افراد و روزنامه ها به نظرتان ديوانه، فاسد و بدکار ميآيند، به ياد داشته باشيد که شما هم از نظر آنها همينطور به نظر ميرسيد. با اين وضع هر دو طرف ممکن است بر حق باشيد، اما هر دو نميتوانيد بر خطا باشند. اين طرز فکر زاينده نوعی احتياط است.
برای کسانی که قدرت تخيل ذهنی قوی دارند، روش خوبی است که مباحثه ای را با شخصی که ديدگاه متفاوتی دارد در ذهن خود تصور کنند. اين روش در مقايسه با گفتگوی رودررو يک فايده و تنها يک فايده دارد و آن اين که در معرض همان محدوديتهای زمانی و مکانی قرار ندارد. مهاتما گاندی راه آهن و کشتيهای بخار و ماشين آلات را محکوم ميکرد، او دوست ميداشت که تمام آثار انقلاب صنعتی را خنثا کند. شما ممکن است هرگز اين شانس را نداشته باشيد که با شخصی دارای چنين عقايدی روبرو شويد، زيرا در کشورهای

غربی اغلب مردم با دستاوردهای فن آوريهای جديد موافقند. اما اگر شما ميخواهيد مطمئن شويد که در موافقت با چنين باور رايجی بر حق هستيد، روش مناسب برای امتحان کردن اين است که مباحثه ای خيالی را تصور کنيد و در نظر بگيريد که اگر گاندی حضور ميداشت چه دلايلی را برای نقض نظر ديگران ارائه ميداد. من گاهی بر اثر اين گونه گفتگوهای خيالی واقعاً نظرم عوض شده است؛ به جز اين، بارها دريافتم که با پی بردن به امکان عقلانی بودن مخالفان فرضي، تعصبات و غرورم رو به کاستی ميگذارد.
نسبت به عقايدی که خودستايی شما را ارضاء ميکند، محتاط باشيد. از هر ده نفر، نه نفر چه مرد و چه زن قوياً معتقدند که جنسيتشان برتری ويژه ای دارد. دلايل زيادی هم برای هر دو طرف وجود دارد. اگر شما مرد باشيد ميتوانيد نشان دهيد که اغلب شعرا و بزرگان علم مرد هستند؛ اگر زن باشيد ميتوانيد پاسخ دهيد که اکثر جنايتها هم کار مردان است. اين پرسش اساساً حل شدنی نيست، اما

خودستايی اين واقعيت را از ديد بسياری از مردم پنهان ميکند. همه ما، اهل هر جا که باشيم، متقاعد شده ايم که ملت ما برتر از ساير ملتهاست. ما با وجود دانستن اين که هر ملتی محاسن و معايب خاص خودش را دارد، معيارهای ارزشيمان را به گونه ای تعريف ميکنيم که ثابت کنيم ارزشهايمان مهمترين ارزشهای ممکن هستند و معايبمان تقريباً ناچيزند. دراينجا دوباره انسان معقول ميپذيرد که با سوآلی روبروست که ظاهراً جواب درستی برای آن وجود ندارد. دشوارتر از آن، اين است که بخواهيم مراقب خودستايی بشر به واسطه بشر بودنش باشيم، زيرا ما نميتوانيم با ذهن غيربشری مباحثه کنيم. تنها راهی که من برای برخورد با اين نوع خودبينی بشر سراغ دارم، اين است که به خاطر داشته باشيم بشر جزء ناچيزی از حيات سياره کوچکی در گوشه کوچکی از اين جهان است و همانطور که ميدانيم در ديگر بخشهای کيهان هم ممکن است موجوداتی باشند که نسبت بزرگيشان به ما مثل نسبت بزرگی ما به يک ستاره دريايی است

منبع : AftabNews

نوشته شده توسط سیدرفیع الدین میرعربشاهی در 1:13 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه سیزدهم اسفند 1385

عصبانیت

عصبانیت

 

معانی لغوی عصب :

1 – تافتن ، پیچیدن – پیوستن – درخت پیچک – شاخه های درخت را به هم بستن

 معنای پزشکی عصب :

2- تارهای سپیدی که مغز را با اجزاء مختلف بدن حیوانی مرتبط می سازد

  معنای لغوی عصبانی:

منصوب به عصب ، با زیادت الف و نون برای تأکید مانند روحانی – جسمانی – نورانی و ...

 اصطلاح پزشکی:

آنکه روحا ناراحت است . کسی که تعادل قوای ارادی و تسلط خود را بر اثر ناراحتی از دست داده است. درواقع عصبانیت حالتی است که ما قادر به کنترل رفتار و حرکات خود نیستیم و تنفر یک حالت شرطی بسیار بد ایست که به ذهن ما خطور می کند.  

تعریف دیگری که از عصبانیت شده است این است که : عصبانیت حالت فوق نارضایتی است . وقتی از پدیده ای یا چیزی خوشمان نمی آید عصبانی می شویم و بدین وسیله ناخشنودی خود  را ابراز می کنیم و عملی را انجام دهیم که آن عمل می تواند مثبت یا منفی باشد .

 تفاوت خشم با عصبانیت:

 پیشینیان عصبانیت را با خشم یکی می گرفتند در حالی که اینچنین نیست

چو خشم آوری آنگه شوند از تو سیر 

که از بام پنجه گز افتی به زیر  (سعدی)

 

تن ، گور تست خشم مگیر از حدیث من

زیرا که خشم گیر نباشد سخن پذیر (ناصر خسرو)

 

قدرتش بر خشم سخت خویش می بینم روان

مرد باید کو به خشم سخت خود قادر شود (منوچهری)

 

چو خشم آورم شاه کاووس کیست؟

به من دست یازیدن طوس چیست؟ (فردوسی)

 تمام موارد بالا به عصبانیت اشاره دارند نه خشم ، در حالی که مولانا خشم را با عصبانیت یکی نگرفته است:

 گفت : زین خشم خدا نبود ، امان

گفت ترک خشم خویش اندر زمان

 سنگ را گر گیرد از خشم تو است

چون تو دوری و ندارد بر تو دست .

 ما از فقر جامعه ، پایمال شدن حق مظلوم و امثال اینها خشمگین می شویم نه عصبانی ، در حالی که از توهین یک نفر عصبانی می شویم و حالت دفاعی می گیریم . همچنین عصبانیت می تواند نتیجه خود محوری باشد . عصبانی می شویم چون می خواهیم حرف ما پذیرفته شود. عصبانی می شویم چون نمی خواهیم کم بیاوریم و ..

 علل عصبانیت (طبق بارش افکار اعضای کانون قلم ):

1-       سرخوردگی

2-       محرومیت

3-       تنبیه

4-       تهدید

5-       تمسخر

6-       تحقیر

7-       سر و صدا

8-       حل مسائل

9-       عجز

10-   وقتی دیگران مانع ارضای ما می شوند

11-   حس برتر اندیشی دیگران

12-   مقاصد شر و انگیزه های پنهانی دیگران

13-   وقتی زیاد اشتباه می کنیم

14-   سرد و غیر حساس بودن دیگران

15-   وقتی نیازهای ما نادیده گرفته می شود

 

راه حل های جلوگیری از عصبانیت:

1-       پاک کردن صورت مسأله

2-       نگاه کردن به آیینه

3-       قدم زدن

4-       فکر عواقب کار بودن

5-       ایمان

6-       دین (مثال مالک اشتر)

7-       شنا

8-       خارج شدن از محلی که باعث عصبانیت شده

9-       اعتماد به نفس

نوشته شده توسط سیدرفیع الدین میرعربشاهی در 1:12 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه سیزدهم اسفند 1385

پشیمانی

آدم وقتی به گذشته ها فکر می کنه تازه می فهمه چقدر اشتباه کرده....کاشکی زندگی دکمه بازگشت داشت تا هر وقت اشتباه ميکردی برمی گشتيو اون اشتباه رو تکرار نمی کردی يا حداقل جبرانش می کردی ولی حيف که اين کار رو نميشه کرد...ما فقط مجبوريم تاوان اشتباهاتمونو پس بديم تقصير هيچکس هم نيست تقصير خودمونه...فقط خودمون.....

نوشته شده توسط سیدرفیع الدین میرعربشاهی در 1:11 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه دهم اسفند 1385

شناسايی جايگاه اثر رسانه های آموزشی

 بنام خدا

سیدرفیع الدین میرعربشاهی*

m_mirarabshahi@yahoo.com

شناسايی جايگاه اثر رسانه های آموزشی

تجربه نشان داده است که از سنين نوزادي و کودکی گرفته تا کهولت و پيری ، هرگاه آموختن با عمل توام باشدمنجر به يادگيری عميق ،موثر و پايدارتر می گردد .به عنوان مثال هرچقدر که کودکی شنا کردن ديگران را تماشا کند؛ شنا را نمی آموزد مگر اين که در آب بيفتد ،دست و پا بزند در حالی که مربی نيز کنار او بوده و دست و پا زدن او را در جهت صحيح هدايت کند .همين گونه است يادگرفتن هر مطلب درسی .تا زمانی که معلم آزمايش می کند ، و يا اين که توضيح می دهد ،کودک فقط يک نظاره گر است . اما وقتی که خودش آزمايش می کند ، دست به آزمون و خطا می زند و يا از راههای گوناگون مطلبی را می آموزد؛ دقيق تر و عميق تر ياد می گيرد . زيرا مطابق تحقيقات بعمل آمده چنانچه همزمان از چندين روش سعی در يادگيری داشته باشد ، بخش های متعددی از مغز و حافظه او تحريک شده و به عبارتی بيشتر درگير يادگيری می شود.

تکنولوژی اطلاعات


اجازه دهيد پيش از پرداختن به تعريف تکنولوژی اطلاعات کمی به عقب برگرديم و تاريخچه اطلاع رسانی را با هم مرور کنيم .
در زمان های دور که هنوز سيستم های رايانه ای در اختيار عموم قرار نداشت ٬ دانشگاه ها و کتابخانه ها برای طبقه بندی اطلاعات از روش های دستی و بر مبنای نام نویسنده٬ موضوع ٬نام کتاب و يا ويژگی های ديگر استفاده می کردند. تا اين که ديويی سيستم دهدهی خود را ارائه داد.اين قانون ديويي کار طبقه بندی و دسترسی به اطلاعات را بسيار ساده کرد . اما مشکل عمده ديگری که وجود داشت دسترسی به کتاب ها در مناطق دورتر بود . هرچند که اختراع تلفن توانسته بود تا حدودی بر انتقال اطلاعات فائق ايد اما فقط برای اطلاعاتی با حجم کم قابل استفاده بود . علاوه بر آن انتقال اطلاعات متنی يا تصويری نيز از طريق تلفن مقدور نبود . اختراع دورنگار يا فاکس تحول بزرگی را در اين راستا ايجاد کرد . اما همچنان مشکل عمده انتقال اطلاعات با ججم زياد لاينحل مانده بود .شايد بپرسيد که پست می تواند هر مقدار اطلاعات را در ظرف چند روز انتقال دهد . اما مسئله اينجاست که بسياری از مطالبی که مرجع بوده و يا گران هستند و تنها يک نسخه از آنها موجود است و امکان بيرون بردن آنها و کپی برداری از آنها نيست ٬ چگونه می توانست در دسترس همه افرادی که نياز دارند ٬ آن هم در کمترين زمان ممکن قرار گيرد ؟

مقارن با رشد بی رویه دانش در عصر اطلاعات ، دانش به ابزاری برای بقا و دوام تبديل شده است . هر کشوری که نتواند با توليد دانش رقبا را از صحنه بدر کند ،محکوم به فناست .
ديويد وارن مدير آموزش
IBM
می گوید :
بشر در سال های آینده به طور دائم باید در حال یادگیری باشد به طوری که این مسئله به مهمترین چالش و مسئله زندگی مردم تبدیل خواهد شد .بنا بر این لازم است تا برای زندگی در چنین زمانی و همچنین ییروزی بر این موانع با ابزارهای یادگیری مادام العمرآشنا گردید . علاوه بر آن بدست آوردن اطلاعات و قرار گرفتن در معرض جدیدترین آنها زمینه ساز زندگی موفق در آینده خواهد بود.

الف)تکنولوزی آموزشی رویکردی است در مورد اینکه چگونه مسائل یادگیری انسان شناسایی و حل می شوند.؟           ( education    technology)etرشته ای است که  به کاربرد فرایند پیچیده ویکپارچه برای حل مسائل یادگیری انسان می پردازد.

ب)در سال 1977  انجمن تکنولوژی وارتباطات آموزشی    این تعاریف را برای رشته تکنولوژی آموزشی ارائه نمود:<<تکنولوزی آموزشی (et) فرایندی است پیچیده و یکپارچه که به افراد ،خط مشی ها، آراء، تدابیر و سازمان ها برای حل مسائل وابداع ،به کارگیری ،ارزشیابی و مدیریت راه حل این مسائل در همه جنبه ها ی یادگیری انسان می پردازد.>>جدید ترین تعریف این انجمن از تکنولوژی آموزشی در سال 1994 ارائه شده است وبیان میدارد که :<<تکنولوژی آموزشی رویکرد طراحی ،تولید ، کاربرد، مدیریت وارزشیابی فرایندها و منابع یادگیری است >>(سیلزوریچی 1994 ).

تقسيم بندی تجهيزات آموزشی

زمانی تلفن تلفن بود و تلويزيون تلويزيون . زمانی قلم فقط قلم بود و ماشين حساب فقط يک ماشين حساب . اما امروزه به دليل پيشرفت سريع علم و تکنولوژی روياها و آرزوهای بشر رنگ واقعيت به خود گرفته است .امروزه يک تلفن هم نمايشگر اطلاعات مورد نياز است و هم ساعت و هم ماشين حساب . هم ساعت زنگ دار است و هم تقويم . حتی اخيرا تلفن های همراه به دوربين فيلمبرداری کوچکی مجهز شده است که هم فرستنده اند و هم گيرنده . يعنی قادرند تصوير استفاده کنندگان را بر روی صفحه کوچک خود نمايش دهند .لذاشايد تقسيم بندی تجهيزات بر اساس آنچه که تاکنون در کتابهای مرتبط می خوانديم اعتبار خود را از دست داده باشد .به عنوان مثال تقسيم بندی به تجهيزات ديداری ، شنيداری و نوشتاری يا نورتاب و غيرنورتاب را در نظر بگيريد . متون نوشتاری سنتی ديگر امروزه از حالت ساده خارج شده و به فرامتن ها تبديل شده اند . کاغذ ها جای خود را به دفترچه های الکترونيکی داده اند . به طوری که پيش بينی کرده اند که تا سال ۲۰۱۸ روزنامه های سنتی و کاغذی به کلی منسوخ شوند .با اين وصف کتاب را بايد در کدام يک از طبقات فوق جای دهيم ؟؟؟.

علم تکنولوژی آموزشی به طور عمده با يادگيری سروکار دارد . از اينرو بدنبال راه هايی است که بتواند در کنار روش های تدريس کارآيی و اثر بخشی آنها را بالا برده و بر روند آموزش تاثير مطلوبی داشته باشد.
در اين مسير تکنولوژی آموزشی استفاده از انواع ابزارها و تجهيزات آموزشی و کمک آموزشی را به خدمت می گيرد . در اين صفحه سعی خواهيم کرد تا شما را با انواع تجهيزات آموزشی و کمک آموزشی آشنا کنيم .
برای طبقه بندی اين تجهيزات از زمان های پيشين تا کنون متخصصين اين رشته طبقه بندی های مختلفی را ارائه داده اند .از جمله می توان به به ساده و پيچيده ،ديداری و شنيداری ،نورتاب و غير نورتاب و موارد مشابه اشاره کرد . اما امروزه می بينيم که به عنوان مثال تلفن ديگر يک تلفن ساده نيست . تقويم ،دفترچه يادداشت،ساعت،کورنومتر ،زنگ و بسياری امکانات ديگر نيز هست.حال بايد این وسيله را در کدام يک از طبقات و دسته بنديهای تجهيزات قرار داد ؟شنيداری؟ خير زيرا تصويری هم هست .
بنا بر اين لازم است تا با توجه به پيشرفت های بشری نوع جديدی از دسته بندی ارائه شود.
در اينجا جهت سهولت درک آنها ، تجهیزات را به دو دسته الکترونيکی - رايانه ای و غير الکترونيکي و غير رايانه اي تقسیم مي کنيم .


تجهيزات غير الکترونيکی و غير رايانه اي عبارتند از :
تصاوير
کتب و نشريات سنتي
چارت ها
مدلها
مولاژ ها
ماکت ها
نمودارها
جداول
تلق های شفاف
عکس ها و کاريکاتور ها
کيت هاي آموزشي
لوازم غير الکترونيکي آزمايشگاهي

 

 

 

 

 

 

 

پيامدهای تکنولوژی آموزشی

عمده ترين فنونی که در حيطه مهارت های شناختی و رفتاری قرار دارد و بر ياد دهی و يادگيری اثر می گذارد عبارتند از :


رفتار معلم در چگونه نگاه کردن به دانش آموز
لحن کلام معلم در برخورد با دانش آموز
حالات روحی معلم در ايجاد جو مطلوب يادگيری
مهارت ايجاد انگيزه در يادگيرندگان
آگاهی از توانايی ها و ميزان درک دانش آموزان يا به عبارت ديگر مخاطب شناسی
کاهش توقعات نابجا
انتظارات بی اساس معلم در اجبار دانش آموزان به حفظ مطالب بدون توجه به کارايی آنها
مهارت تقويت خلاقيت در دانش آموزان
آگاهی از روانشناسی شناختی و فراشناختی


علم تکنولوژی آموزشی به مجموعه ابزارها و تجهيزاتی اطلاق می گردد که سبب تسهيل فرايند يادگيری می شود .برخی از عمده ترين تاثيرات بکارگيری مواد و ابزار آموزشی و کمک آموزشی به قرار زير می باشد :


۱ - کاستن از ميزان مصرف انرژی معلم و پيشگيری از خستگی مفرط
۲ -
کاستن از سخنرانی و افزودن به تجارب يادگيری دانش آموزان
۳ -
خروج کلاس از يکنواختی روش های تدريس سنتی و معلم محوری
۴ -
کسب تجربه عینی و واقعی توسط دانش آموزان و در نتیجه تعمیق یادگیری
۵ -
افزایش مهارت های حرکتی و فعالیت های بدنی دانش آموزان و مصرف انرژی روانی آنها
۶ -
تقویت یادگیری با دو مغز زیرا دست انسان مغز دوم اوست
۷ -
افزایش بهره وری کلاس در نتیجه استفاده بهینه از زمان کلاسی
۸ -
درگیر شدن فراگیران با فرایند یادگیری
۹ -
پیاده کردن روش های مورد علاقه دانش آموزان
۱۰ -
علاقه مندی بیشتر دانش آموزان به کلاس و معلم
۱۱ -
یادگیری مبانی اولیه رسانه شناسی و نحوه کاربرد آنها
۱۲ -
درک عمقی پدیده ها و روابطی که به صورت عینی و یا با چشم غیر مسلح قابل دریافت نیستند
۱۳ -
مشاهده بی خطر حوادث و وقایعی که مشاهده واقعی آنها خطرناک است
۱۴ -
ایجاد جذابیت برای نسل جدید که علاقه مندند مطابق پیشرفت های روز به پیش روند
۱۵ - ایجاد حس مشارکت در مالکیت بیت المال و احترام به حقوق دیگران در استفاده از رسانه های جمعی و تجهیزات آموزشی

منابع:

1)http://karshenasi.persionblog.com

www.irandoc.ir(2

www.roshd.ir(3

*مدرس مراکزتربیت معلم شهرستان کرج

پایان

نوشته شده توسط سیدرفیع الدین میرعربشاهی در 5:57 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه هفتم اسفند 1385

سلام

این وبلاگ بیاری خداوهمت دوستان یک فضای سالم تبادل افکاروتجربه درزمینه های گوناگون خواهدبود امیدوارم اوقات خوب وغنی برای هم فراهم کنیم انشائالله
نوشته شده توسط سیدرفیع الدین میرعربشاهی در 1:49 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه هفتم اسفند 1385

سلام

دوستان عزیزهرقدرپیشنهادات ونظرات ونوشته های سازنده ومفیدارسال فرمایید وبلاگ غنیتروزیباتری خواهیم داشت

متشکرم

نوشته شده توسط سیدرفیع الدین میرعربشاهی در 1:48 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه هفتم اسفند 1385

سایه نفرت انگیز ایدز بر سر زنان و دختران ایرانی

سایه نفرت انگیز ایدز بر سر زنان و دختران ایرانی 



امیررضا پرحلم، خبرگزاری سینا : امروزه در جهان تعداد زیادی از زنان و مردان با بیماری ایدز دست و پنجه نرم می کنند به طوری که برای ساماندهی این افراد سازمانهای غیر دولتی مدافع حقوق زنان و مردان مبتلا به ایذر تشکیل شده که با جدیت شعار حفاظت از انسانها در برابر ایدز را مطرح می کنند.
در ایران نیز افزایش میزان آسیب پذیری زنان و دختران در برابر ایدز موضوع نگران کننده ای است که همواره توجه متخصصان و محققان را به خود جلب می کند.
در این خصوص محققان و متخصصان بر این باورند که به دلایل مختلف، زنان و دختران بیشتر در معرض ابتلا به ویروس
HIV قرار دارند که در این بین کودکان نیز قربانی بزرگ این هیولای وحشت انگیز قرن به شمار می روند.
بر اساس آخرین آمار و اطلاعات سالانه سازمان بهداشت جهانی، زنان 8 برابر مردان در سال در معرض ابتلا ناگهانی به ویروس
HIV قرار دارند که به نظر می رسد ، می توان با آموزش های عمومی و آگاهی بخشی ، از ابتلای افراد زیادی به بیماری ایدز جلوگیری کرد.
"دکتر فیروز ارجمندی " متخصص بهداشت عمومی در این باره می گوید:" زنان و دختران در صورت کمترین بی توجهی، مستعد ابتلا به بیماری های مقاربتی و ویروس
HIV هستند."
این پزشک با اشاره به اینکه ناقل اصلی این بیماری مردان هستند، می افزاید:"به علت ضعفی که در سیستم بدنی زنان وجود دارد، هر گونه تمایلی به ارضاء نامشروع غرایز از سوی زنان و مردان می تواند آنها را دچار مشکلات عدیده و آسیب های روحی و جنسی کند."
ارجمندی خاطر نشان می کند:"اگر شما به بیمارستان امام خمینی (ره) مراجعه کنید، بیمارانی را می بینید که به علت بیماری ایدز از اجتماع و خانواده رانده شده اند."
به گفته وی بیماری ایدز تنها از طریق خون و مقاربت به فرد دیگر سرایت می کند.
وی می گوید:" این ویروس از طریق مقاربت جنسی،عدم رعایت بهداشت در آرایشگاه یعنی استفاده از تیغ های غیر بهداشتی و عدم استفاده از وسایل بهداشتی و استریزه شده در دندان پزشکی و استفاده از سرنگ آلوده توسط معتادان و هر گونه رعایت نکردن بهداشت که منجر به انتقال خون ناقل ویروس
HIV شود، انتقال می یابد."
این کارشناس با اشاره به چگونگی شیوع ایدز در ایران می افزاید:"البته در ایران این ویروس از طریق سرنگ آلوده شیوع پیدا کرده است."
" ارجمندی" تداوم روند فعلی در خصوص شیوع این بیماری را در ایران نگران کننده ارزیابی کرده و تصریح می کند:"در صورت فقدان آموزش مناسب به دختران در حال بلوغ و عدم کنترل و ساماندهی موثر زنان خیابانی بیم آن می رود که در آینده ای نزدیک ایران در زمره کشورهای نوار سیاه
HIV قرار بگیرد.
"حوریه شمشیری" جراح متخصص زنان و عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی و نایب رئیس انجمن تنظیم خانواده در تهران ضمن یاد آور شدن رشد نگران کننده آسیب پذیری زنان و دختران ایرانی در برابر ایدز، می گوید: دختران و زنان به دلیل ساختمانی بدنی و خصوصیات خلقت، به میزان بیشتری در معرض ابتلا به بیماری های عفونی و مقاربتی هستند.
نایب رئیس انجمن تنظیم خانواده در تهران می افزاید: خانم ها به دلیل مسایل جنسیتی و شرایط فرهنگی ، اجتماعی، قومی از ایمنی کمتری در برابر ویروس
HIV برخوردارند.
عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی با اشاره به روابط پرخطر جنسی در زنان و دختران می گوید: برخی از دخترانی که دوست پسر دارند در اثر غلبه هیجانهای عاطفی خیلی سریعتر به جنس مخالف خود علاقه مند شده و به میزان کمتری در برابر درخواستهای نسنجیده مردان قادر به گفتن "نه" هستند.
این پزشک متخصص زنان با اشاره به ارتباط شیوع ایدز و میزان دختران فراری تصریح می کند:آسیب پذیری دختران فراری و زنان خیابانی در برابر ایدز بیشتر است و این افراد در موضعی قرار دارند که درصد ابتلائشان سریعا رو به رشد می رود.
شمشیری با اشاره به مشکلاتی اقتصادی و فرهنگی زنان جامعه تاکید می کند: متاسفانه زنان و دختران جامعه ما از نظر روان شناسی ،مشکلات فرهنگی و جایگا اقتصادی ـ اجتماعی در شرایطی نیستند که در برابر وسوسه های جنسی بتوانند به محاسبه سود وز یان و تجزیه و تحلیل درست دست بزنند و به همین لحاظ دادن پاسخ منفی برایشان دشوار است.
وی دلیل عمده این امر را فقر اقتصادی و فرهنگی می داند.
در میزگرد زنان و ایدز که در کالیفرنیای آمریکا برگزار شده بود یک خواننده لوس آنجلسی ایرانی تبار درباره راههای جلوگیری از بیماری ایدز گفت: وفاداری دو جانبه از بهترین راههای کنترل این بیماری در میان افراد است.
" ف ا." افزود: اگر افراد سعی کنند یک شریک جنسی برای خود انتخاب کنند در معرض سلامتی بیشتری قرار دارند.
"سیما.ب" زن 34 ساله اهل تهران که از همسر سابق خود به علت اعتیاد تزریقی جدا شده ، می گوید: از طریق همسرم به ویروس
HIV مبتلا شدم ولی بلافاصله از او جدا شدم.
این زن می افزاید: شوهرم تا قبل از اینکه وارد زندان شود تزریقی نبود اما به محض اطلاع از ابتلاء خودم به بیماری و اعتیاد همسرم از او جدا شدم.
وی که اکنون به شغل آرایشگری اشتغال دارد ،تاکید می کند: با وجود بیماری سعی می کنم اصول بهداشتی را رعایت کنم و انتظار دارم که جامعه با ترویج شعار پیشگیری ، جوانان را در مسیر آگاهی از خطرات
HIV قرار دهد.
یک متخصص زنان با اشاره به افزایش میزان مراجعه زنان و دختران به پزشکان متخصص در خصوص ابتلا به این بیماری اظهار می دارد: امروزه شاهد میزان بیشتری از ابتلاء زنان به امراض عفونی و مقاربتی هستیم که دلیل آن در پیش گرفتن رفتار های پرخطر است.
"برزو کامکی" می افزاید : بیماری های عفونی ، مقاربتی ، و آسیب های جنسی و تبعات آن آینده تاریک و نا امید کننده ای فرا روی زنان و دختران جوان قرار داده است.

14 درصد زنان آسيب‌ديده‌ كشور در استان تهران ساكن هستند 


مشاور استاندار تهران در امور بانوان گفت: جمعيت زنان زير خط فقر در كشور 7/19 و در استان تهران 4/19 درصد است و اين استان رتبه پنجم را در اين زمينه در بين ساير استانها به خود اختصاص داده است.

رضوان نيري در گفت‌وگو با خبرنگار «زنان» ايسنا با بيان اين مطلب در خصوص وضعيت زنان استان تهران و مقايسه آن با وضعيت زنان كشور اظهار داشت: بر اساس برآوردهاي انجام شده شاخص فقر انساني زنان در كشور 4/21 درصد و در تهران 3/11 درصد است و استان تهران از لحاظ شاخص فقر انساني زنان رتبه اول را در بين ساير استانها به خود اختصاص داده و از اين حيث وضعيت مطلوبي دارد.

به گفته وي استان تهران در زمينه دسترسي زنان به آموزش در مقاطع مختلف تحصيلي و دانشگاه‌ها در كل كشور رتبه اول را به خود اختصاص داده است.

نيري با اشاره به سطح بهداشتي استان تهران به ايسنا گفت: نرخ مرگ و مير مادران در استان تهران بالغ بر 2/23 درصد و در كل كشور 4/37 درصد برآورد شده كه بر اين اساس رتبه استان تهران در بين ساير استان‌هاي كشور 21 است.

مشاور استاندار تهران تصريح كرد: آمارها نشان مي‌دهد نسبت زنان سرپرست خانوار در كشور به كل زنان 4/8 و در تهران 8 درصد است. همچنين 14 درصد زنان آسيب‌ديده كل كشور در استان تهران ساكن هستند.

وي در پايان با مقايسه شاخص محروميت زنان استان تهران و كشور گفت: آمارهاي رسمي نشان مي‌دهد ميانگين شاخص محروميت زنان استان تهران 2/19 درصد و اين رقم در كشور 2/24 درصد برآورد شده است.

 

نوشته شده توسط سیدرفیع الدین میرعربشاهی در 1:47 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه هفتم اسفند 1385

چهره زنانه ايدز

چهره زنانه ايدز 


چهره ايدز با سرعت باورنکردنی زنانه می شود. آمار روز افزون مبتلايان به ويروس «اچ آی وی» نشان می دهد که نيمی از جمعيت بيش از
۴۰ ميليونی بيماران ايدز را در جهان، زنان تشکيل می دهند. در کشورهای آفريقايی بر طبق اين آمار تا حدود ۶۰ درصد از آلوده شدگان به اين ويروس، زنان هستند. موضوع بسيار سخت تر درباره جوانان مبتلا به ايدز است که تا دو سوم مبتلايان زير ۲۴ سال را زنان تشکيل می دهند.

فقر، وابستگی و عدم آگاهی نسبت به راه های جلوگيری از سرايت بيماری های جنسی از دلايل اصلی هستند که هر روزه زنان بيشتری در کشورهای درحال رشد به اين بيماری مبتلا می شوند. به نظر خووانا سته مسئول برنامه ايدز در سازمان ديده بانان حقوق بشر
Human Rights Watch ، زنان بويژه به دليل ناتوانی مالی، اعمال فشار و خشونت بر آن ها بيشتر در معرض ابتلاء به اين بيماری قرار دارند.

سازمان های امدادگر در اين باره اعلام خطر جدی می کنند. خووانا سته از ابعاد دهشتاک زير پا گذاردن حقوق بشر در باره زنان سخن می گويد: « برای خروج از اين گرداب وحشتناک احتياج مبرمی به استقلال اقتصادی است». برای نمونه در يک تحقيق، کارشناسان بررسی اين بيماری،
۳۷۰۰۰ مرد جوان را درآفريقا مورد سوال قرار داده اند. يک چهارم اين مردان پذيرفته اند که آن ها زنی را مجبور به قبول رابطه جنسی با خود کرده اند. در بسياری از موارد زنان حتی در زندگی خانوادگی خود عليرغم اينکه می دانند همسرشان روابط جنسی ديگری دارد، نمی توانند از او طلاق بگيرند، زيرا از نظر اقتصادی در وابستگی مالی تام به مرد ها بسر می برند.

خانم نفيسه صادق نماينده سازمان ملل متحد ومسئول بررسی بيماری ايدز در آسيا می گويد که ميليون ها زن بر اثر عدم وفاداری و همچنين بی توجهی همسرانشان در ايجاد روابط جنسی ديگر و عدم استفاده از وسايل حفاظتی موجود، مبتلا به بيماری ايدز می شوند. او که پزشکی پاکستانی است معتقد است که در برنامه های مبارزه با ايدز هنوز هم توجه کمی به وضعيت زنان و دختران جوان می شود. بطور معمول آن ها نمی توانند درباره اجبار استفاده از کاندوم تصميم بگيرند. خانم صادق اميدوار است که با پيشرفت ميکرو بيوسيد ها، داروهايی که به شکل کرم و ژل می توانند مورد استفاده قرار گيرند، زنان نيز اين امکان را بيابند که از خود را از خطر سرايت اين بيماری حفاظت کنند. اين داروها می توانند به کشته شدن ويروس ها کمک کنند و يا از ورود آن ها به جسم زن جلو گيری بعمل آورند. امروزه بيش از
۶۰ نوع از اين دارو ها در دست تهيه هستند و ۱۴ نمونه آن مورد آزمايش قرار گرفته اما به بازار آمدن آن ها، بين ۵ تا ۱۰ سال بطول می انجامد. اولين نمونه استفاده از آن ها در کشورهای چين و آفريقای جنوبی مورد آزمايش قرار گرفته اند.

پيشرفت های تکنيکی به تنهايی قادر به حل اين مشکل جهانی نيستند. با توجه به اينکه روزانه حدود
۱۴۰۰۰ نفر به اين بيماری آلوده می شوند می توان به ابعاد اين فاجعه قرن پی برد. به همين جهت سازمان های امدادگر خواستار اجرای برنامه های بيشتر و معينتر برای آموزش و تربيت بويژه مردان در اين ارتباط هستند.

در ايرا ن نيز تعداد مبتلايان به اين بيماری به سرعت افزايش می يابد. سازمان بهزيستی از افزايش شمار زنان مبتلا به ايدز در مراجعه به مراکز بهداشتی درمانی گزارش می دهد و ميزان مبتلايان به اين بيماری را در ايران در حال حاضر حدود
۳۰ هزار نفر اعلام کرده است. نمی بايست منتظر بود که دامنه شيوع اين بيماری به وسعت گسترش آن در کشورهای آفريقايی برسد. می بايست با برنامه های آموزشی و تربيتی وسيع در رسانه های عمومی، مدارس، دانشگاه ها و گفتگوی باز در باره اين مشکل، حد اقل از شيوع اين بيماری کاست. خطر توسعه سريع بيماری ايدز، امری جدی است.
منبع:صداي آلمان

نوشته شده توسط سیدرفیع الدین میرعربشاهی در 1:44 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه هفتم اسفند 1385

تبعيض‌ جنسيتی‌ مولد نارضايتيی جنسيتی‌

تبعيض‌ جنسيتی‌ مولد نارضايتيی جنسيتی‌ 


فعاليت‌هاي‌ مغز زنان‌ بيشتر از مردان‌ است‌، زنان‌ زودتر و بهتر از مردان‌ تكلم‌ مي‌كنند، زودتر بالغ‌ مي‌شوند و برداشت‌هاي‌ اوليه‌شان‌ سريع‌تر است‌، خوداتكايي‌ و تحمل‌ دردشان‌ نسبت‌ به‌ مردها بسيار بيشتر است‌ و برخلاف‌ مردها، كمتر از مرگ‌مي‌هراسند. بنابراين‌ در چنين‌ شرايطي‌، اعمال‌ شرايط‌ فرهنگي‌ و اجتماعي‌ كه‌ موجب‌ گريز و نارضايتي‌ زنان‌ از شخصيت‌ و جنسيت‌شان‌ شود، بدون‌ شك‌ نادرست‌ و ناعادلانه‌ است‌.

سازمان‌ ملي‌ جوانان‌ براساس‌ نتايج‌ يكي‌ از نظرسنجي‌هاي‌ خود اعلام‌ كرد كه‌ حدود پنجاه‌ درصد دختران‌ ايراني‌ از جنسيت‌ خود احساس‌ نارضايتي‌ مي‌كنند. سازمان‌ ملي‌ جوانان‌ البته‌ به‌ چرايي‌ اين‌ مساله‌ نپرداخته‌ بود و كنجكاوي‌ براي‌ كشف‌ علل‌ اين‌ نارضايتي‌ عظيم‌ در رسانه‌ها نيز مغفول‌ ماند. نتيجه‌ نگران‌كننده‌ اين‌ نظرسنجي‌ اما در شرايطي‌ اعلام‌ شده‌ كه‌ دست‌كم‌ طي‌ چند سال‌ گذشته‌، دختران‌ نسبت‌ به‌ سال‌هاي‌ قبل‌، سهم‌ بيشتري‌ در مشاركتهاي‌ اجتماعي‌ داشته‌اند، به‌ گونه‌يي‌ كه‌ اكنون‌، بيش‌ از شصت‌ درصد ورودي‌هاي‌ دانشگاهي‌ را دختران‌ تشكيل‌ مي‌دهند و سهمشان‌ از اشتغال‌ در سطوح‌ مياني‌ و پايين‌ نيز افزايش‌ يافته‌ است‌.
بنابراين‌ توجه‌ به‌ اين‌ واقعيت‌ها نشان‌ مي‌دهد كه‌ بايد علل‌ نارضايتي‌ بالاي‌ دختران‌ از جنسيت‌ و بالطبع‌ هويت‌ خويش‌ را در مولفه‌هاي‌ ديگري‌ هم‌ جست‌وجو كرد تا پازل‌ چرايي‌ نارضايتي‌ جنسيتي‌، كامل‌تر شود.
با اين‌ همه‌ دكتر حسين‌ باهر استاد دانشگاه‌ اصولا جنسيت‌ را فاقد ارزش‌ ماهوي‌ دانسته‌ و در اين‌ باره‌ مي‌گويد: اصولا جنسيت‌ مساله‌يي‌ نيست‌ كه‌ في‌الذاته‌ خوب‌ يا بد باشد. جنسيت‌ مساله‌يي‌ خنثي‌ است‌ و آنچه‌ مهم‌ است‌ نوع‌ مواجهه‌ و نگاه‌ به‌ مساله‌ جنسيت‌ است‌. در تاريخ‌ و در دوره‌هاي‌ مختلف‌ زنان‌ بسياري‌ داشتيم‌ كه‌ هم‌ از حسن‌ شهرت‌ بالايي‌ برخوردار بودند و هم‌ به‌ جنسيت‌ خود افتخار مي‌كردند. بنابراين‌ جنسيت‌ لزوما تعيين‌ كننده‌ شخصيت‌ فرد نيست‌.
دكتر باهر در تشريح‌ صحبت‌هاي‌ خود ادامه‌ مي‌دهد: جامعه‌ هنوز هم‌ به‌ شان‌ زن‌، توجه‌ نمي‌كند و ارزيابي‌هايش‌ مبتني‌ بر ظواهر است‌. بخاطر همين‌ نيز مي‌بينيم‌ و قابل‌ انكار هم‌ نيست‌ كه‌ زن‌ زيباتر مهريه‌ بالاتري‌ دارد.
اين‌ استاد جامعه‌شناس‌ سپس‌ تاكيد مي‌كند: رفتارهاي‌ اجتماعي‌ و معيارهاي‌ ارزيابي‌ جامعه‌ نادرست‌ است‌ و اين‌ مساله‌يي‌ است‌ كه‌ در خانواده‌ها نيز بخوبي‌ مي‌توان‌ آن‌ را مشاهده‌ كرد. مثلا اگر يك‌ پسر، چندين‌ دوست‌ دختر داشته‌ باشد و پدر و مادرش‌ هم‌ از اين‌ مساله‌ مطلع‌ شوند، در بسياري‌ موارد نه‌ تنها اين‌ پسر، با مواخذه‌ و تنبيه‌ خانواده‌ روبرو نمي‌شود بلكه‌ گاه‌ حتي‌ اين‌ مساله‌ براي‌ او افتخاري‌ نيز محسوب‌ مي‌شود. اما اگر دختري‌ با يك‌ پسر نامحرم‌ حتي‌ تلفني‌ صحبت‌ كند، از نظر بسياري‌ پدر و مادرها، پذيرفتني‌ نيست‌ و حتي‌ خودشان‌ به‌ چنين‌ دختري‌ انگ‌ مي‌زنند.
باهر در توضيح‌ بيشتر اين‌ خرده‌ فرهنگ‌هاي‌ تبعيض‌آميز به‌ مساله‌ تفاوت‌ در پوشش‌ دختران‌ و پسران‌ اشاره‌ كرده‌ و مي‌گويد: در حالي‌ كه‌ نوع‌ پوشش‌ و آرايش‌ پسرها در جامعه‌ كمتر مورد سوال‌ قرار مي‌گيرد و خانواده‌ها نيز بخاطر چنين‌ مسائلي‌، فرزندان‌ پسر خود را مواخذه‌ نمي‌كنند اما نوع‌ پوشش‌ و آرايش‌ دختران‌ همواره‌ در معرض‌ قضاوت‌ مردم‌ قرار مي‌گيرد و غالبا هم‌ قضاوت‌ها در اين‌ باب‌ سطحي‌ انجام‌ مي‌شود.
استاد دانشگاه‌ شهيد بهشتي‌ در پاسخ‌ به‌ اين سئوال‌ كه‌ چرا رشد نسبتا بالاي‌ مشاركت‌هاي‌ اجتماعي‌ دختران‌ در كاهش‌ نارضايتي‌ جنسيتي‌ تاثير چنداني‌ نداشته‌ مي‌گويد: آماري‌ كه‌ اكنون‌ از حضور دختران‌ در دانشگاه‌ها منتشر مي‌شود، آمار ورودي‌هاي‌ به‌ دانشگاه‌ها است‌، هنوز ميزان‌ و كيفيت‌ خروجي‌هاي‌ دانشگاه‌ كاملا مشخص نيست‌ و غالب‌ دختران‌ تحصيلكرده‌ هم‌ به‌ درستي‌ مي‌دانند كه‌ جايي‌ جز مشاغل‌ سطوح‌ مياني‌ و پايين‌ را نمي‌توانند اشغال‌ كنند و همين‌ مساله‌ نارضايتي‌ جنسيتي‌ را دامن‌ مي‌زند. باهر در پايان‌ با ناعادلانه‌ خواندن‌ تبعيض‌ها و نگاه‌ نادرست‌ جامعه‌ كه‌ سبب‌ساز نارضايتي‌ جنسيتي‌ است‌ تاكيد مي‌كند: امتيازاتي‌ كه‌ زنان‌ از نظر خلقت‌ دارند به‌ مراتب‌ بالاتر از مردها است‌.
مثلا فعاليت‌هاي‌ مغز زنان‌ بيشتر از مردان‌ است‌، زنان‌ زودتر و بهتر از مردان‌ تكلم‌ مي‌كنند، زودتر بالغ‌ مي‌شوند و برداشت‌هاي‌ اوليه‌شان‌ سريع‌تر است‌، خوداتكايي‌ و تحمل‌ دردشان‌ نسبت‌ به‌ مردها بسيار بيشتر است‌ و برخلاف‌ مردها، كمتر از مرگ‌مي‌هراسند. بنابراين‌ در چنين‌ شرايطي‌، اعمال‌ شرايط‌ فرهنگي‌ و اجتماعي‌ كه‌ موجب‌ گريز و نارضايتي‌ زنان‌ از شخصيت‌ و جنسيت‌شان‌ شود، بدون‌ شك‌ نادرست‌ و ناعادلانه‌ است‌.
شناخت‌ بهتر علل‌ نارضايتي‌ جنسيتي‌ اما زماني‌ به‌ دست‌ مي‌آيد كه‌ به‌ علل‌ رواني‌ امر نيز توجه‌ شود، عواملي‌ كه‌ باعث‌ مي‌شود فرد با دروني‌ كردن‌ خرده‌ فرهنگ‌هاي‌ تبعيض‌ آميز، بدون‌ چون‌ و چرا تبعيض‌ را بپذيرد يا بدون‌ چون‌ و چرا تبعيض‌ را اعمال‌ كند. در اين‌ باره‌ دكتر بوالهري‌، روانشناس‌ و رييس‌ انستيتو روانپزشكي‌ تهران‌ به‌ مي‌گويد:عوامل‌ رواني‌ شناخت‌ جنسيت‌ و هويت‌ جنسيتي‌ طيف‌ بسيار گسترده‌ اي‌ دارد، به‌ گونه‌يي‌ كه‌ ژنتيك‌، ترشحات‌ هورموني‌ و نوع‌ تربيت‌ در دوران‌ كودكي‌ و همبازي‌ها و خانواده‌ را دربرمي‌گيرد و هر كدام‌ نيز در شناخت‌ فرد از جنسيت‌ خود نقشي‌ موثر ايفا مي‌كند.
استاد دانشگاه‌ شهيد بهشتي‌ سپس‌ به‌ بيان‌ علل‌ رواني‌ نارضايتي‌ جنسيتي‌ مي‌پردازد و مي‌گويد: ميان‌ ارضاي‌ خواسته‌ها و رضايت‌ جنسيتي‌ رابطه‌يي‌ مستقيم‌ برقرار است‌، بنابراين‌ هر قدر كه‌ خواسته‌هاي‌ فردي‌ با سركوب‌ مواجه‌ و فرد دچار سرخوردگي‌ شود نارضايتي‌ جنسيتي‌ در او بيشتر مي‌شود.
دكتر بوالهري‌ البته‌ از علل‌ اجتماعي‌ و فرهنگي‌ نارضايتي‌ جنسيتي‌ غافل‌ نمي‌ماند و در اين‌ باره‌ معتقد است‌: بسياري‌ از علل‌ نارضايتي‌ جنسيتي‌، اكنون‌ در سوگيري‌هاي‌ مشكل‌ آفرين‌ اجتماعي‌ نهفته‌ است‌ و همين‌ سوگيري‌ مشكل‌ زا موجب‌ شده‌ بخش‌ وسيعي‌ از زنان‌، از جنسيت‌ خود احساس‌ رضايت‌ نكنند.
اين‌ استاد دانشگاه‌ البته‌ ميزان‌ رضايت‌ و نارضايتي‌ جنسيتي‌ را در طبقات‌ مختلف‌ اجتماعي‌ بسيار متفاوت‌ مي‌يابد و مي‌گويد: بطور كلي‌ در شهرها از آنجا كه‌ زنان‌ توانسته‌اند نقشي‌ فعال‌ در عرصه‌ اجتماعي‌ پيدا كنند، احساس‌ نارضايتي‌ كمتر است‌، براي‌ مثال‌ در تهران‌، زنان‌ از سلطه‌ بالا و ارزشمندي‌ خوبي‌ بهره‌مند هستند و بدين‌ سبب‌ از هويت‌ خود راضي‌اند.
بوالهري‌ اما به‌ روي‌ ديگر سكه‌ هم‌ توجه‌ مي‌كند و معتقد است‌ كه‌ دوران‌ اوج‌ نارضايتي‌ جنسيتي‌، دوران‌ گذار جوامع‌ از سنت‌ به‌ مدرنيسم‌ است‌. وي‌ در تشريح‌ اين‌ مساله‌ مي‌گويد: اگر در يك‌ قبيله‌، زني‌ قرباني‌ هم‌ شود، باز اين‌ زن‌ تمايلي‌ به‌ مرد بودن‌ ندارد، چون‌ تسليم‌ و قرباني‌ شدن‌ را پذيرفته‌ است‌، اما زماني‌ كه‌ گذار فرهنگي‌ اتفاق‌ مي‌افتد و جامعه‌ و بالطبع‌ زنان‌ جامعه‌ با فرهنگ‌ جديدي‌ روبرو مي‌شوند، در باورهاي‌ گذشته‌ ترديد ايجاد مي‌ شود و نارضايتي‌ جنسيتي‌ نيز محصول‌ چنين‌ دوراني‌ است‌.
مصداق‌ اين‌ گفته‌هاي‌ دكتر بوالهري‌ را در وضعيت‌ امروز جامعه‌ ايران‌ بخوبي‌ مي‌توان‌ ديد، جامعه‌يي‌ كه‌ پايي‌ در سنت‌ و پايي‌ در مدرنيسم‌ دارد و از اين‌ روست‌ كه‌ نارضايتي‌ جنسيتي‌ هم‌ در اين‌ جامعه‌ رشد مي‌يابد. براي‌ فائق‌ شدن‌ بر اين‌ مشكل‌ نيز ظاهرا چاره‌يي‌ نيست‌ جز آنكه‌ اجازه‌ داد تا زمان‌ بگذرد و خرده‌ فرهنگ‌هاي‌ مخرب‌ و تبعيض‌ آميز، رنگ‌ ببازد.
منبع:روزنامه اعتماد

 

نوشته شده توسط سیدرفیع الدین میرعربشاهی در 1:44 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه هفتم اسفند 1385

سلام

این وبلاگ بیاری خداوهمت دوستان یک فضای سالم تبادل افکاروتجربه درزمینه های گوناگون خواهدبود امیدوارم اوقات خوب وغنی برای هم فراهم کنیم انشائالله
نوشته شده توسط سیدرفیع الدین میرعربشاهی در 1:39 |  لینک ثابت   •